امامه بنت ابی‌العاص

امامه بنت ابی‌العاص
تصویری کهن از مدینه
نام کاملامامه بنت ابی‌العاص
جنسیتزن
پدرابوالعاص بن ربیع
مادرزینب دختر پیامبر خاتم
همسر
پسر
خویشاوندانحضرت فاطمه زهرا (خاله)
محل زندگیمدینه
درگذشت۵۰ هجری
از اصحاب

مقدمه

اُمامَه دختر ابوالعاص بن ربیع دومین همسر حضرت علی(ع) است که پس از حضرت فاطمه(س) و به توصیه ایشان[۱] به زندگی امیرمؤمنان(ع) راه یافت[۲] و حدود بیست سال با امام فاصله سنی داشت و به نقلی این ازدواج پس از نه روز از شهادت حضرت زهرا(س) رخ داد[۳].

مادر اُمامه زینب دختر رسول خدا(ص) و پدرش ابوالعاص[۴] ـ خواهرزاده حضرت خدیجه و پسرخاله زینب ـ است[۵] که نسب او از راه جدش ربیع بن عبدالعزی بن عبد شمس بن عبد مناف به عبد مناف می‌رسد[۶]؛ بنابراین از سوی پدر و مادر قرشی شمرده می‌شود. امامه به لحاظ معنوی و اجتماعی جایگاه برجسته‌ای داشت. این نکته نشانه‌های فراوانی دارد که در اینجا به چند نمونه اشاره می‌شود:

  1. او بخشی از دوران تربیتی را در دامن پیامبر(ص) گذرانید و مورد علاقه آن حضرت بود؛ حتی آن گرامی گاهی در نماز وی را بر شانه خود می‌‌نهاد[۷] و در رکوع و سجود بر زمین می‌گذاشت[۸]؛ گاهی نیز علاقه خود به ایشان را ابراز می‌‌کرد؛ چنان‌که به گزارش ابن حجر، نجاشی پادشاه حبشه هدیه‌ای برای پیامبر(ص) فرستاده بود که انگشتری از طلا و نگین حبشی نیز در میان آن بود و حضرت آن را به اُمامه واگذاشت[۹]. او به سبب همین نکته‌ها نزد مسلمانان مورد احترام بود.
  2. حضرت زهرا(س) با شناختی که از کفایت و تدبیر او داشت، ازدواج با او را به امیرمؤمنان(ع) توصیه کرد تا پس از ایشان[۱۰] برای فرزندان او مادری کند و در این باره فرمود: «او دختر خواهرم است و به فرزندانم دلسوز است[۱۱] و با فرزندانم همانند من رفتار می‌کند»[۱۲]. این نکته‌ها نشانه شایستگی همه‌جانبه اُمامه است؛ زیرا کسی که بتواند برای حسنین و زینب(ع) همانند حضرت زهرا رفتار و مادری کند باید خردمند با معنویت و با لیاقت باشد.
  3. نام او در ردیف راویان حدیث ثبت شده[۱۳] که از معرفت و کمال عقلی او حکایت می‌کند. وانگهی دفاع او از امیرمؤمنان(ع) و خطاب وی و لیلا دختر مسعود به ابن ملجم پس از ضربت زدن به امام با این تعبیر که «تو با این کار خود هیچ ضرری به امام نمی‌زنی»[۱۴] از معرفت و لیاقت او حکایت می‌کند.

این مطالب نمونه‌هایی از برجستگی معنوی و اجتماعی او را نشان می‌‌دهد و از این‌رو معاویه پس از شهادت امیرمؤمنان(ع) و پایان عده وفات در پی ازدواج با اُمامه برآمد و می‌خواست افتخار دامادی پیامبر را برای خود ثبت کند؛ چراکه به آن نیاز داشت و می‌توانست از آن راه افکار عمومی را بیشتر متوجه خود سازد و نخواست به راحتی از آن بگذرد؛ ولی موفق نشد[۱۵]؛ زیرا امیرمؤمنان با پیش‌بینی خویش پس از مجروح شدن[۱۶] وصیت کرده بود پس از او به ازدواج عموزاده ایشان مغیرة بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب درآید تا معاویه نتواند به او دست یابد و امام مجتبی(ع) نیز به آن اقدام کرده بود[۱۷]. به نقلی، او از امیرمؤمنان(ع) فرزندی به نام محمد اوسط[۱۸] و از مغیره فرزندی به نام یحیی داشت؛ ولی به نقلی دیگر از هیچ یک فرزندی نداشت[۱۹]. وی در سال‌های نخست حکومت معاویه (۴۱-۶۰ق) درگذشت[۲۰]. گفتنی است ازدواج امیرمؤمنان(ع) با امامه پس از نه روز از شهادت حضرت زهرا(س) از این نکته حکایت می‌کند که اولاً کودکان بی‌مادر نیازمند مهری زنانه هستند؛ ثانیاً هرچه آن مهر مادرانه یا نزدیک به آن باشد، در روان کودک تأثیرگذارتر است؛ ثالثاً مرد نیز در امور خانه به ویژه برای رسیدگی و ‌تر و خشک کردن کودکان نیازمند حمایت و عاطفه زن است؛ از این‌رو حضرت فاطمه(س) پیشاپیش به امام پیشنهاد ازدواج سریع با اُمامه را داده بود و به دلسوزی اُمامه و همانندی رفتار او با رفتار خود در تعامل با فرزندانش نیز تصریح کرده بود[۲۱].[۲۲]

امامه بنت ابی‌العاص

امامه دختر ابوالعاص بن ربیع بن عبدالعزی و زینب دختر رسول خدا(ص) است[۲۳]. مادرش زینب در خانه نبوت رشد کرد و از سرچشمه اخلاق و رفتار پدر و مادر بزرگوارش سیراب گشته بود. او بسیار مورد توجه پیامبر اکرم(ص) بود. زینب در آغاز سال هشتم هجری و در سن سی و یک سالگی از دنیا رفت[۲۴]. پدرش ابوالعاص نیز یکی از بزرگان و ثروتمندان مکه بود. مادر ابوالعاص، هاله دختر خویلد بن اسد بن عبدالعزی، خواهر حضرت خدیجه(س) است. امامه در چنین خانواده‌ای رشد کرد و بزرگ شد. امامه برادری به نام علی داشت که در کودکی درگذشت[۲۵]. از زندگی امامه اطلاع چندانی در دست نیست. گفته شده او نیز چون مادرش بسیار مورد توجه و علاقه رسول الله(ص) بود. پیامبر اکرم(ص) او را که دخترک کوچکی بود، در آغوش می‌گرفت. اگر آن حضرت در حال نماز بود و امامه گریه می‌کرد، او را بر دوش می‌گرفت و نماز می‌گزارد و هرگاه که به رکوع می‌رفت، او را بر زمین می‌نهاد و چون برمی‌خاست، طفل را دوباره بر دوش می‌نهاد و تا پایان نماز همین‌گونه رفتار می‌فرمود[۲۶]. روزی پیامبر اکرم(ص) پیش بانوان خانواده خود رفت و همراه آن حضرت گردنبندی از سنگ‌های یمنی بود و خطاب به آنها فرمود: اینک این گردنبند را به محبوب‌ترین شما می‌دهم. آنگاه امامه را فراخواند و آن را با دست خویش به گردن او بست. در آن موقع چشمان امامه اندک چرکی بود و آن حضرت با دست خویش آن را تمیز کرد[۲۷].

همچنین نجاشی پادشاه حبشه زیورها‌یی به رسول خدا(ص) هدیه داد که انگشتری زرین هم میان آنها بود. آن حضرت آن را برای امامه فرستاد و پیام داد که دخترک عزیزم این را زیور خود قرار بده![۲۸] امامه به دلیل علاقه زیادی که به خاله‌اش فاطمه(س) و فرزندان آن حضرت داشت، بعد از رحلت فاطمه(س) و بنا به وصیت او، با امیرالمؤمنین علی(ع) ازدواج کرد[۲۹] و برای او پسری به نام محمد اوسط به دنیا آورد[۳۰]. پس از شهادت آن حضرت، معاویه از او خواستگاری کرد و مهر او را صد هزار دینار قرار داد، ولی او نپذیرفت و با مغیرة بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب ازدواج کرد[۳۱]. گویند امیرالمؤمنین در هنگام شهادت به او فرمود: من از اینکه معاویه به سراغت بیاید و به ازدواج با خود تو را مجبور کند، بر تو می‌ترسم؛ پس اگر مایلی بعد از من با مغیرة بن نوفل ازدواج کن، و او پذیرفت[۳۲].

وی از مغیره صاحب فرزندی به نام یحیی شد[۳۳]. امامه در زمان حیات مغیره و به سال ۵۰ هجری از دنیا رفت[۳۴]. هنگام وفات و در حال احتضار، امام حسن و امام حسین(ع) بر بالین او حاضر شدند و به وصایای او گوش فرادادند. ام‌هیثم نخعیه بعد از شهادت امیرالمؤمنین علی(ع) به نزد امامه آمد و چنین سرود: أَشَابَ ذَوَائِبِي وَ أَذَلَّ رُكْنِي *** أَمَامَةُ حِينَ فَارَقتِ الْقَرِينَا تُطِيفُ بِهِ لِحَاجَتِهَا إِلَيْهِ *** فَلَمَّا اسْتَيْأَسَتْ رَفَعَتْ رَنِينًا[۳۵][۳۶]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۷۸۹؛ ابن اثیر جزری، اسدالغابه، ج۶، ص۲۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۱۷، ح۴۹.
  2. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۸، ص۲۵۸، ح۱۶۹؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۳۳.
  3. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۰۵ (به نقل از ابوطالب مکی، قوت القلوب).
  4. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۶۹، ح۱؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۸، ص۲۵۸، ح۱۶۹ («... وَ أُمُّهَا زَيْنَبُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ...»).
  5. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۶، ص۱۸۵؛ ابن سیدالناس، عیون الاثر، ج۲، ص۳۵۷.
  6. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۳۲.
  7. ابن طلحه شافعی، مطالب السئول فی مناقب آل الرسول، ص۲۲۱.
  8. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۲.
  9. ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج۸، ص۲۵.
  10. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۷۸۹؛ ابن اثیر جزری، اسدالغابه، ج۶، ص۲۲.
  11. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۱۷، ح۴۹ («قَالَتْ: بِنْتَ أُخْتِي وَ تَحَنَّنُ عَلَى وُلْدِي»).
  12. محمد بن حسن فتال، روضة الواعظین، ج۱، ص۳۴۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۸، ص۳۰۴.
  13. برای نمونه، به یک مورد بسنده می‌شود: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۶۹، ح۱.
  14. احمد بن یحی بلاذری، انساب الأشراف، ج۲، ص۴۹۵-۴۹۶ (... بَكَيْنَ عَلَيْهِ؛ وَ قُلْنَ: يَا عَدُوَّ اللَّهِ لَا بَأْسَ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ).
  15. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۳۳؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الأشراف، ج۲، ص۱۹۳ (... كَتَبَ مُعَاوِيَةُ إِلَى مَرْوَانَ أَنْ زَوِّجْنِي أُمَامَةَ).
  16. ابن‌اثیر، اسدالغابه، ج۴، ص۴۷۳ (فَلَمَّا جُرِحَ عَلِيٌّ أَوْصَى أَنْ يَتَزَوَّجَهَا الْمُغِيرَةُ بْنُ نَوْفَلٍ).
  17. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۷۸۹-۱۷۹۰.
  18. احمد بن یحیی بلاذری، أنساب الأشراف، ج۲، ص۱۹۳؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۵۵.
  19. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۷۸۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۶، ص۲ (قِيلَ: إِنَّهَا لَمْ تَلِدْ لِعَلِيٍّ وَ لَا لِلْمُغِيرَةِ).
  20. احمد بن یحیی بلاذری، انساب الأشراف، ج۱، ص۴۰۰؛ ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۶، ص۱۵۹.
  21. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۱۷، ح۴۹ («... بِنْتَ أُخْتِي وَ تَحَنَّنُ عَلَى وُلْدِي»).
  22. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۸۴-۸۷؛ ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی ج۲، ص۱۴۷۲-۱۴۷۳.
  23. الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۲؛ المحبر، ص۵۳؛ المعرفة و التاریخ، ج۳، ص۲۷۰؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۷۸۸؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۴.
  24. الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۲؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۵۴، ۱۷۸۸؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۴.
  25. المحبر، ص۵۳؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۷۸۸.
  26. الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۸؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۷۸۹؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۴.
  27. الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۸؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۷۸۹؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۵.
  28. الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۹؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۵.
  29. انساب الاشراف، ج۲، ص۲۷؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۸؛ المعارف، ص۱۲۷؛ المعرفة و التاریخ، ج۳، ص۲۷۰؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۷۹۰؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۵.
  30. انساب الاشراف، ج۲، ص۲۷.
  31. انساب الاشراف، ج۲، ص۲۸؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۸؛ المعارف، ص۱۲۷؛ المعرفة و التاریخ، ج۳، ص۲۷۰؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۷۹۰؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۵.
  32. الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۷۸۹.
  33. المعارف، ص۱۲۷؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۷۸۹؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۵.
  34. برای تفصیل بیشتر، ر.ک: اسدالغابة، ج۵، ص۴۰۰؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۵؛ اعلام النساء، ج۱، ص۷؛ أعیان الشیعه، ج۱۲، ص۲۹۵؛ تنقیح المقال، ج۳، ص۶۹؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۶؛ شرح نهج‌البلاغه، ج۱۵، ص۲۶۵؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۳، ص۱۸۱؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۷۸۹.
  35. الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۷۸۹؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۵.
  36. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۳۰.