پسنده
مقدمه
شیخ صدوق بنابر نقل ابوواسع محمد بن احمد بن اسحاق نیشابوری که او نیز از جده خود خدیجه بنت عمران روایت کرده چنین میگوید: هنگامی که امام رضا(ع) وارد شهر نیشابور شد در محله «غز» در ناحیه معروف به «بلاش آباد»[۱] در خانه جدم پسنده[۲] وارد شد. هنگامی که حضرت وارد خانه شد بادامی در گوشهای از خانه کاشت، دانه رویید و تبدیل به درخت شد و در مدت یک سال بادام داد. مردم از آن درخت باخبر شدند و هر کس را که علتی میرسید برای تبرک جستن از آن بادام میخورد و شفا میخواست و به برکت حضرت شفا مییافت و هر که را چشمدردی بود از آن بادام بر چشم خود میمالید و سلامت حاصل میشد. زن حاملهای را که زاییدن بر او سخت شده بود چون از آن بادام خورد همان ساعت وضع حمل میکرد و یا اگر حیوانی را قولنج عارض میشد از شاخههای آن بر شکمش میمالیدند مرض قولنج از او برطرف میشد.
ابوواسع در ادامه روایت خود میگوید: مدتها بر آن درخت گذشت تا آنکه خشک شد و جد من حمدان شاخههای آن را برید و بر اثر این اقدام نابینا شد. حمدان فرزندی داشت به نام ابوعمرو که او درخت را به تمام برید و بر اثر این اقدام ثروت و مال او که هفتاد تا هشتاد هزار درهم بود از دست رفت و سرانجام چیزی برایش باقی نماند. عمرو دارای دو فرزند به نامهای ابوالقاسم و ابوصادق بود که هر دو دبیر ابوالحسن محمد بن ابراهیم سیمجور[۳] بودند و خواستند که خانه را تعمیر کنند، در این بین ریشه درخت را کندند یکی از آن دو پایش سیاه شد و بر اثر درد مرد. دیگری دستش زخم شد و از آن مرض از دنیا رفت و مرگ هر دو برادر کمتر از یک سال واقع شد[۴]. ظاهرا این افراد به قصد توهین و مخالفت مرتکب بریدن درخت و قطع شاخهها و کندن ریشه آن شدهاند والا بعید است بدون قصد توهین به این مصیبتها دچار شده باشند. البته با قصد توهین هم دور از رحمت خاندان پیامبر اکرم(ص) است که چنین کیفر بدهند. صفت مؤمنان و علی الخصوص اهلبیت(ع) که مظهر تامه رحمت الهی هستند و کیفر را قبل از اتمام حجت جایز نمیدانند و آنان به آسانی غضب نمیکنند و خشم خود را فرومیخورند. به نظر میآید این موضوع مبنا و اصلی داشته و راویان آن را به صورت داستانی درآوردهاند. نکته دیگر این است که امام مانند خورشید و شهاب فروزان است که در هر افق که طلوع کند، از نور خویش کانون حیات را منور و از خیر و برکات خویش کاروانیان حیات را سعادتمند میسازد. امام ولو به حکومت ظاهری نیز نرسد، خیر وجودش به انواع و انحاء دیگر به مردم خواهد رسید و این داستان روی این اصل است.[۵]
منابع
پانویس
- ↑ در متن عیون اخبار الرضا «لاشاباذ» ذکر شده است؛ ص۳۷۳.
- ↑ او را از این جهت پسنده نامیدهاند که امام رضا(ع) او را از بین سایر مردم پسندیده بودند.
- ↑ از امیران سلسه سامانی است.
- ↑ عیون اخبارالرضا، ج۲، ص۳۷۳-۳۷۴.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۳۲۴.