بحث:عصمت در قرآن
مقدمه
معناشناسی
عصمت
معنای لغوی
اصطلاح قرآنی
واژگان معادل
واژگان مشابه
جمعبندی
گستره عصمت در قرآن
گستره عصمت پیامبران
گستره عصمت پیامبر خاتم
گستره عصمت امامان
مصادیق عصمت
عصمت پیامبران
عصمت پیامبر خاتم
عصمت اهل بیت
عصمت امامان
عصمت حضرت فاطمه
عصمت قرآن
مراحل و مراتب عصمت قرآن
عصمت از ناحیۀ نازل کننده (خداوند)
عصمت از ناحیه حاملان وحی و فرشتگان رساننده وحی به پیامبر
عصمت در دریافت وحی از سوی پیامبر
عصمت در حفظ و نگهداری وحی از سوی پیامبر
عصمت در ابلاغ وحی به مردم از سوی پیامبر
عصمت در تبیین و تفسیر توسط پیامبر و دیگر حجتهای الهی
عصمت در بقا، تا پایان تاریخ بشر
ابعاد عصمت قرآن
عصمت معنوی یا تفسیری
عصمت لفظی (مصونیت از تحریف)
عصمت فرشتگان
اثبات عصمت
اثبات عصمت پیامبران
آیات منحصر در عصمت پیامبران
عدم تسلط شیطان بر پیامبران
اصطفای الهی پیامبران
امر به اطاعت تام و مطلق از پیامبران
معرفی پیامبران به عنوان الگوی حسنه
اتمام حجت هدف از بعثت انبیا
اثبات عصمت پیامبر خاتم
خبر از دوری پیامبر از گمراهی و هوای نفس
امر به اطاعت مطلق از پیامبر
معرفی پیامبر به عنوان الگوی حسنه
تاکید بر عدم صدور فراموشی از پیامبر
اثبات عصمت امامان اثنی عشر
آیه ابتلا
آیه اولی الامر
آیه تطهیر
آیه صادقین
اثبات عصمت حضرت زهرا
آیه تطهیر
آیه مباهله
اثبات عصمت فرشتگان
شبهات عصمت
آیات نافی عصمت
جمعبندی
مقدمه
عصمت در لغت به معنای حفظ و نگهداری و منع است. گفته میشود عصم الله فلاناً من المکروه: ای حفظه و وقاه[۱] یعنی خداوند فلانی را از مکروه حفظ کرده (عصمه) بعنی او را حفظ کرد و نگهداشت. و در تعریف اصطلاحی آن نیز گفته میشود. «عصمت عبارت است از ملکه اجتناب از گناه و خطا»[۲]، (در مطلب بعدی در این زمینه بیشتر بحث میشود).
این واژه به همین معنا در قرآن استعمال شده است. از جمله میفرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ﴾[۳] ملاحظه میشود که واژه ﴿يَعْصِمُكَ﴾ به مفهوم نگاه میدارد و حفظ میکند در این جا به کار رفته است.
و در آیه دیگری آمده است: ﴿قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلَا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا﴾[۴].
در این دو آیه، عصمت به مفهوم حفظ و منع را به خدا و مردم نسبت داد و در آیه دیگری آن را به جمادات نسبت میدهد و از قول پسر نوح میگوید: به کوه پناه میبرم تا مرا از آب حفظ کند و جواب میشنود، عاصمی (حافظی) امروز نیست؛ مگر آنکه رحمت خدا شامل حالاش شود: ﴿... وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنَا وَلَا تَكُنْ مَعَ الْكَافِرِينَ * قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ قَالَ لَا عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ﴾[۵].
این معنا در آیه ۲۷ سوره یونس و ۳۳ سورة غافر نیز آمده است.
و در جای دیگر از همین ماده به صیغه «استعصم» آمده است که به مفهوم اصطلاحی عصمت نیز نزدیک است. میفرماید: ﴿قَالَتْ فَذَلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ وَلَقَدْ رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَلَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُونًا مِنَ الصَّاغِرِينَ﴾[۶]
واژه عصمت در قرآن به صورت جمع (﴿عِصَم﴾) در یکجا آمده است. ﴿...وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ...﴾[۷]. مرحوم طبرسی در تفسیر این آیه میفرماید: أي لا تمسكوا بنكاح الكافرات، و أصل العصمة: المنع، و سمّي النكاح عصمة، لأن المنكوحة تكون في حبال الزوج و عصمته[۸] یعنی مفهوم ﴿...وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ...﴾ عبارت است از: به ازدواج زنهای کافر متمسّک نشوید. و اصل لغت عصمت، عبارت است از منع، ازدواج نیز عصمت نامیده شده است، به خاطر آنکه زن ازدواج کرده در واقع زیر چتر حمایت و حفاظت شوهرش است. حاصل آنکه کلمه عصمت در قرآن به مفهوم لغوی آن به کار رفته است و مفهوم آن عبارت است از: منع، حفظ و شبیه آن.[۹].
عصمت بر سه قسم است:
- عصمت از خطا در تلقّی وحی
- عصمت از خطا در تبلیغ و رسالت
- عصمت از معصیت؛ یعنی آنچه که هتک حرمت عبودیت و مخالفت مولوی باشد و برگشت آن بالاخره به گفتار و کرداری است که منافی عبودیت است[۱۰].
یکی از مهمترین ویژگیهای انبیاء و یکی از لوازم اجتنابناپذیر نبوت مسئله «عصمت» است. اصل این واژه از «عَصَم» به معنای «منع» و «حفظ» و «جلوگیری از ناملایمات» است. در تعریف عصمت گفتهاند: نیرویی است درونی که دارنده آن را از هر گونه گناه باز میدارد.
منظور از عصمت در مورد انبیاء و اوصیاء دو چیز است:
- مصونیت از گناه.
- مصونیت از اشتباه.
پیامبران و اوصیاء آنان باید از گناه مصونیت داشته باشند. انبیاء که برای نجات جامعه از آلودگیها، فسادها، تباهیها، زشتیها و آگاهاندن مردم به فلسفه آفرینش و تکامل تلاش میکنند، اگر از این گونه مفاسد مصونیت نداشته باشند، نمیتوانند رسالت خود را انجام دهند. پیامبران باید در «گرفتن وحی» و «ابلاغ وحی» به مردم، از اشتباه مصون باشند؛ یعنی حتی مردم نباید احتمال دهند که آنچه پیامبر به عنوان «وحی» و سخن خداوند متعال برای آنها نقل میکند، خطا و اشتباه باشد. دلیل این ضرورت روشن است. چون اشتباه در ابلاغ وحی قطعاً انحراف از مسیر تکامل را به دنبال دارد و بر فرض که عملاً اشتباهی رخ ندهد، عدم مصونیت پیامبر از اشتباه، کافی است که اعتماد مردم را از گفتههای او سلب نماید. و لذا به حکم قطعی عقلی، خداوند متعال باید فرستادگان خود را از اشتباه در ابلاغ، مصون و معصوم گرداند.
فلسفه عصمت در دو چیز خلاصه میشود:
- جلب اعتماد مردم
- الگو بودن برای مردم.
برای جلب اعتماد مردم، معصوم بودن امری ضروری است وگرنه سلب اعتماد از آنها خواهد شد و در نتیجه بعثت آنان، محکوم به شکست خواهد بود. تربیت وقتی مؤثر است که شخص مربی، خود به تمام معنا عامل به تعالیم الهی بوده و لغزش و گناهی در افعال و اعمال او دیده نشود. و لازمه الگو بودن چنین انسانی، مصونیت او از خطا و گناه است.
بنابراین فایده عصمت را در دو چیز میتوان خلاصه کرد:
- اعتماد مردم به محتویات وحی.
- اعتماد مردم به پیامبر به عنوان انسانی کامل که از هر جهت، الگوی فکری و عملی آنها واقع شود.
عصمت، دارای مراتبی است که عبارتاند از:
شیعه امامیه، بروز گناه چه عمومی و چه نسیانی، چه به عنوان خطا در تأویل و چه به عنوان اسهاء از جانب پروردگار برای پیامیران جایز نمیداند. البته در اسهاء [فراموشانیدن] فقط صدوق و استادش محمد بن حسن بن ولید، مخالفت نمودهاند و سهوی را که از طرف خدا بر پیامبر مسلط شود نه از جانب شیطان، بر پیامبران و امامان تجویز نمودهاند[۱۱].
ریشه عصمت به چند چیز بر میگردد:
پانویس
- ↑ المنجد، ص۱۵۰.
- ↑ المنجد، ص۱۵۰.
- ↑ «ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۶۷.
- ↑ «بگو: کیست که شما را از خداوند اگر برای شما گزند یا بخشایشی خواسته باشد نگه دارد؟ و آنان (هیچ گاه) برای خود در برابر خداوند یار و یاوری نمییابند» سوره احزاب، آیه ۱۷.
- ↑ «و آن (کشتی) آنان را در میان موجی کوهپیکر (پیش) میبرد و نوح پسرش را- که (هنوز) بر کرانهای بود- فرا خواند: پسرکم! با ما سوار شو و با کافران مباش! * او گفت: آنک به کوهی پناه میجویم که مرا از آب نگاه میدارد؛ (نوح) گفت: امروز هیچ پناهی از «امر» خداوند نخواهد بود جز (برای) آن کس که (خداوند بر او) بخشایش آورده باشد و موج میان آن دو افتاد و او از غرقشدگان گشت» سوره هود، آیه ۴۲-۴۳.
- ↑ «(آن زن) گفت: این همان است که مرا درباره او سرزنش کردید؛ آری، از او کام خواستم که خویشتنداری کرد و اگر آنچه به او فرمان میدهم انجام ندهد بیگمان به زندان افکنده میشود و از خوارشدگان خواهد بود» سوره یوسف، آیه ۳۲.
- ↑ «...و به پیوند (پیشین خود با) زنان کافر پایبند نباشید.».. سوره ممتحنه، آیه ۱۰.
- ↑ مجمع البیان، ج۹ و ۱۰، ص۴۱۲، ذیل آیه مذکور.
- ↑ محمدی، رضا، عصمت در قرآن ص ۶-۱۲.
- ↑ فرهنگ قرآن، ج۲۰، ص۴۰۷.
- ↑ قاموس الرجال ۱۱، باب سهو النبی.
- ↑ کوشا، محمد علی، مقاله «عصمت»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص ۹۳۲-۹۳۴.