زکات در لغت
مقدمه
بدون تردید، زکات واژهای عربی است و قبل از اینکه پیامبر اسلام به رسالت برانگیخته شود و قرآن نازل گردد، عرب زبانان واژه زکات را در گفتگوهای خود به کار میبردهاند.
بنابر این باید دید در لغت عرب زکات به چه معنی است؟
ابن منظور از لغت شناسان عرب زبان در این باره مینویسد: «زکات، برگزیده چیز است و زکّاه؛ یعنی برگزیدهاش را گرفت و تزکّی؛ یعنی انفاق کرد».[۱].
اصل زکات در لغت به معنای طهارت، رشد، برکت و ستایش است و همه این موارد در قرآن و حدیث به کار رفته است.[۲]
میر شریف مینویسد: «زکات در لغت به معنای زیادی است»[۳]
راغب اصفهانی مینویسد: «اصل زکات، رشدی است که از برکت خداوند حاصل میشود و این مسئله هم در امور دنیوی و هم در امور اخروی کاربرد دارد. از همین مقوله است زکاتی که انسان به عنوان حق خداوند به فقرا میدهد و اینکه به چنین مالی زکات میگویند یا به امید برکت در مال است، یا بدین سبب است که باعث تکامل نفس میشود»[۴].[۵]
معنای زکات
زکات در لغت به معنای نموّ، زیادی، برکت و طهارت است و به معنای مدح نیز آمده است و این از نامهای مشترک میان «مُخْرَج؛ آنچه خارج میشود» و «فِعْل؛ آنچه انجام میگیرد» است؛ از این رو هم بر «عین» که مقداری از مال زکات است گفته میشود و هم بر معنای آن، که تزکیه باشد؛ بنابراین، زکات اموال به معنای طهارت آنها وزکات فطره به معنای طهارت بدن است[۶].
حدیث شریف امام علی(ع) در برتری علم بر ثروت، معنای نموّ در واژه زکات را میرساند؛ آنجا که میفرماید: «مال با هزینه کردن کم آید و دانش با پراکنده شدن بیفزاید»[۷]؛
و حدیث امام باقر(ع) به معنای طهارت و پاکی است: «پاکی زمین (از نجاست؛ مانند بول) خشک شدن زمین است»[۸].
شهید در غایة المراد تبیین زیبایی از معنای زکات دارد و میگوید: «زکات در لغت، مصدر "زَكا يَزْكُو" و به معنای پاکی و نموّ است. به همین معنا است سخن خداوند: ﴿ذَلِكُمْ أَزْكَى لَكُمْ وَأَطْهَرُ﴾[۹] ﴿أَزْكَى﴾ به معنای أنمی است؛ یعنی رشد و نموّ. و سخن حقّ: ﴿أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً﴾[۱۰] یعنی نفس پاک و طاهری که انجام نداده کاری که باعث کشتن وی شود، و ﴿غُلَامًا زَكِيًّا﴾[۱۱] یعنی پاک، و ﴿مَا زَكَى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ﴾[۱۲]؛ یعنی پاک نیست. و زکات به «عمل صالح» نیز گفته میشود و این در تفسیر آیات خداوند گفته شده: ﴿وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ﴾[۱۳] و آیه ﴿خَيْرًا مِنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا﴾[۱۴] و سخن خداوند ﴿وَحَنَانًا مِنْ لَدُنَّا وَزَكَاةً﴾[۱۵][۱۶].
شهید پس از نقد دیگر تعاریف زکات در تعریف اصطلاحی آن میگوید: «زکات صدقهای است که متعلق به نصاب در اصل است»[۱۷]؛ یعنی تا به حد نصاب نرسد زکات به آن تعلق نمیگیرد.
تهانوی بعد از آنکه زکات را اسم از تزکیه بر وزن صلات دانسته در تعریف آن مینویسد: «مقدار معینی از نصاب سالیانه است که آن را مسلمان آزاد مکلّف از مال خود برای خدا به فقیر مسلمان غیر هاشمی و غیر غلام هاشمی میدهد بدون چشم داشت هیچ سودی» [۱۸]؛
در این تعریف، در نظر داشته به همه جوانب آن اشاره کند؛ اما تنها یک مورد مصرف آن را که فقیر است در نظر گرفته است و برابر روایات شیعه، فقیر باید شیعه باشد.[۱۹]
منابع
پانویس
- ↑ "قال ابوعلي: الزكاة صفوة الشيء و زكّاه إذا أخذ زكاته و تزكّى أی تصدّق"؛ لسان العرب، ج۱۴، ص۳۵۸.
- ↑ "قال ابو زيد النحوي: و اصل الزكاة في اللغة الطهارة و النماء و البركة و المدح و كلّه قد استعمل في القرآن و الحديث"؛ لسان العرب، ج۱۴، ص۳۵۸.
- ↑ الزكاة في اللغة الزيادة؛ التعریفات، ص۵۰.
- ↑ "اصل الزكاة النموّ الحاصل عن بركة اللّه تعالى ويعتبر ذلك بالأمور الدنيوية والأخروية ومنه الزكاة مما يخرج الانسان من حق اللّه تعالى إلى الفقراء وتسميته بذلك لما يكون فيها من رجاء البركة او لتزكية النفس، ای تنمتيها بالخيرات والبركات"؛ مفردات، ص۲۱۳.
- ↑ مرتضوی، سید محمد، آیات ولایت در قرآن ج۱، ص ۳۶۵.
- ↑ النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ج۲، ص۳۰۷.
- ↑ «اَلْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفَقَةُ وَ الْعِلْمُ يَزْكُو عَلَى الْإِنْفَاقِ»؛ نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، کلمه قصار ۱۴۷، ص۳۸۷.
- ↑ «زَكَاةُ الْأَرْضِ يُبْسُهَا»؛ ابن ابی شیبه، المصنف، ج۱، ص۷۶؛ النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ج۲، ص۳۰۸؛ مجمع البحرین، واژه «زکاة».
- ↑ «این برای شما پاکتر و پاکیزهتر است» سوره بقره، آیه ۲۳۲.
- ↑ « آیا انسانی بیگناه را بیآنکه کسی را کشته باشد کشتی؟ » سوره کهف، آیه ۷۴.
- ↑ «پسری پاکیزه» سوره مریم، آیه ۱۹.
- ↑ «هیچ یک از شما پاک نمیماند» سوره نور، آیه ۲۱.
- ↑ « به نماز و زکاتم سفارش فرموده است» سوره مریم، آیه ۳۱.
- ↑ «پس، خواستیم که پروردگارشان برای آنان فرزندی (دیگر) پاکجانتر و مهربانتر از او، جایگزین کند» سوره کهف، آیه ۸۱.
- ↑ «و از نزد خویش مهر و پاکیزگی ارزانی داشتیم» سوره مریم، آیه ۱۳.
- ↑ غایة المراد، ج۱، ص۲۲۹.
- ↑ هي صدقة متعلقة بنصاب بالإصالة؛ غایة المراد، ج۱، ص۲۳۲.
- ↑ قدر معين من النصاب الحولي يخرجه الحُرّ المسلم المكلّف لله تعالى الى الفقير المسلم الغير الهاشمي و لا مولاه مع قطع المنفعة عنه من كل جهة؛ کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج۱، ص۹۰۷؛ دهخدا، لغتنامه، ج۹، ص۱۲۸۸۷.
- ↑ ذاکری، علی اکبر، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین، ج3، ص 165 - 167.