میراث امام رضا
دانشگاه، احتجاجها و میراث امام رضا(ع)
امام رضا(ع) در روزگاری میزیست که جامعه و امت اسلامی دروازههای خود را بر روی تراث دیگر امتها و فرهنگها گشوده بود و فرهنگ نورسیده در کنار مسلمانان و همپای آنان در ساختن بنای تمدن و فرهنگ اسلامی سهیم شد. همانگونه که هر فرهنگ میهمان درصدد تأثیرگذاری بر فرهنگ میزبان است، عصر امام رضا(ع) نیز از این اصل مستثنا نبود و روند ورود فرهنگ و تمدن بیگانه چنان شتاب گرفته بود که برای فرهنگ و تمدن اسلامی تهدیدی جدی و خطرآفرین به شمار میرفت و اگر کسانی که مسئول و متولی پاسداری از اصالت فرهنگ و تمدن اسلامی بودند گام به میدان ننهاده، از ذوب شدن فرهنگ اسلامی در فرهنگهای بیگانه جلوگیری نمیکردند، به یقین اثری از تمدن و تراث اسلامی بر جای نمیماند. حضرت علی بن موسی الرضا(ع) که طلایهدار این رویارویی بود از خطری که پیش روی اسلام و فرهنگ پربار آن قرار داشت غفلت نورزید. او به تربیت و پرورش عالمانی پرداخت تا تراث اسلامی را از فروپاشی و ذوب در دیگر پدیدههای فرهنگی بیگانه حفظ و اندیشه صحیح و سره اسلامی را در سراسر جهان اسلام ترویج و منتشر کرده، نسلهایی را پرورش دهند تا این رسالت الهی را به دوش کشیده، در جایجای گیتی بگسترانند. بدین ترتیب، امام رضا(ع) دانشگاهی زنده و بهرهمند از عناصری دانشمند و دارای فرهنگ انقلابی منحصربهفرد تأسیس کرد که بخشی از تراث زنده و پایای امام رضا(ع) بود و بعدی ویژه از تراث پربار آن حضرت به شمار میرفت. احتجاجات طولانی و با موضوعهای گوناگون امام(ع) با ارباب مذاهب و ادیان، از دیگر وجوه تمایز زندگی علمی و بخش دیگری از تراث پربار امام رضا(ع) بود. روایات، نامهها و کتابهایی که در عرصههای گوناگون شناخت و علوم اسلامی از امام رضا(ع) روایت و تدوین شده، سومین بخش تراث جاویدان حضرت است که برای امت اسلامی و جامعه بشری برجای مانده است. سه بخش پیش گفته شده را در قالب سه مبحث، مورد بحث و بررسی قرار میدهیم.
دانشگاه امام رضا(ع)
آنگونه که در منابع موجود آمده، شمار راویانی که در دانشگاه امام رضا(ع) به کسب دانش پرداخته و از محضر او فارغ التحصیل شدهاند به ۳۱۳- ۳۶۷ تن میرسد، به این ترتیب که صاحب «مسند الامام الرضا» این راویان را بر اساس حضورشان در اسناد روایات جمعآوری کرده، در «مسند» ۳۱۳ تن خوانده است. «شیخ طوسی» راویانی که از اصحاب امام رضا(ع) بودهاند ۳۱۵ تن دانسته، اما «باقر شریف قرشی» شمار این راویان را ۳۶۷ تن گفته است[۱]. نگاهی گذرا به «مسند امام رضا(ع)» تصویری اجمالی از گرایشهای دانشگاه امام رضا(ع) و ویژگیهای روزگار او در عرصه پرورش علمی و اخلاقی سازگار و همسو با شرایطی که امام(ع) در آن میزیست و نیز زمینهسازی برای آینده نزدیک و بلندمدت که امامان معصوم(ع) آن را تدارک دیده بودند، ترسیم میکند. روشن است که این نظریه، زاییده اندیشه نبوده، بلکه با نمود در مجموع نصوص و محتویات آن به اصالت آن پی میبریم؛ نصوصی که افقهای روشنی را پیش روی پیروان اهلبیت(ع)؛ یعنی جماعت صالحان که خط فکری- سیاسی اهلبیت(ع) را پذیرفته و در راه عقیده ناب و اصول مبتنی بر حق، آماده هرگونه جانبازی و فداکاری بودند، گشودهاند. این دوره شاهد فزونی گرفتن فعالیتهای گسترده علمی شیعیان و پیروان اهلبیت(ع) بود که در تألیف، تدوین، تدریس، روایت حدیث و دیگر عرصههای علمی رایج آن دوره، تبلور مییافت. همچنین شمار شاگردانی که پیرو اهلبیت(ع) بوده و به مدرسه فقیهان راوی پیوسته بودند چشمگیر و قابل توجه بود. نگاهی به فهرست راویان و با در نظر گرفتن قومیتها، گرایشها و سطح شناخت آنان و نیز از لابهلای پرسشها و موضوعاتی که درباره آن از امام رضا(ع) روایت حدیث میکردند، به تلاش همهجانبه آنان در کسب دانش و سیراب شدن از زلال دانش امام(ع) پی میبریم. در اینجا به معرفی برخی از یاران امام رضا(ع) و آثار آنان میپردازیم:
۱. یونس بن عبدالرحمن: ترجمهنگاران از «یونس بن عبد الرحمن»[۲]
۲. صفوان بن یحیی: ترجمهنویسان از «صفوان بن یحیی»[۳]
۳. حسن بن محبوب: نیز از پرورشیافتگان مدرسه اهلبیت(ع) بود که در عرصه تألیف و تدوین فعالیت داشت. کتابهای زیر از اوست: کتاب المشیخة؛ الحدود؛ الدیات؛ الفرائض؛ النکاح؛ الطلاق؛ النوادر (حدود یک هزار برگ)؛ التفسیر؛ العتق. کتابهای دیگری نیز نام بردهاند که نگارندگان آنها به ترتیب: «عثمان بن عیسی رؤاسی»، «محمد بن ابی عمیر»، «علی بن یقطین» و «محمد بن عیسی یقطینی» بودهاند. «ابن شهر آشوب» درباره محمد بن عیسی یقطینی میگوید: «او هجده هزار و به نقلی پانزده هزار پرسشی را که از ابو الحسن علی بن موسی الرضا شده بود و نیز پاسخهای آن حضرت را گردآوری کرد»[۴].[۵]
منابع
پانویس
- ↑ نک: مسند الامام الرضا و حیاة الامام علی بن موسی الرضا(ع) (مطالعه و بررسی).
- ↑ ابو محمد، یونس بن عبد الرحمن، مولای آل یقطین، ثقه و از اصحاب امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) بود. در میان اصحاب ما خوشنام و مقدم بود و منزلت والایی داشت. «ابن ندیم» درباره او میگوید: یونس بن عبد الرحمن از اصحاب موسی بن جعفر(ع)، از موالی آل یقطین و علامه زمان خویش بود که کتابهای زیادی براساس مذهب شیعه نگاشت. آنگاه ابن ندیم کتابهای او را برشمرد. یونس از «اصحاب اجماع» بود. در روزگار هشام بن عبد الملکزاده شد. امام صادق(ع) را بین صفا و مروه زیارت کرد، اما روایتی از او نقل نکرد. از امام کاظم(ع) و حضرت رضا(ع) روایت حدیث کرد. حضرت رضا(ع) افراد را برای کسب دانش و گرفتن فتوا به او ارجاع میداد. او از کسانی بود که اموال زیادی را صرف وقف کرد. در سال ۲۰۸ق. بدرود زندگی گفت. خدایش رحمت کند.
- ↑ ابو محمد، صفوان بن یحیی بجلی کوفی، معروف به «بیاع السابری» از اصحاب امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) و امام جواد(ع) بود و آن بزرگواران، فقاهت و دانش او را تأیید و تقریر کردند. او ثقهای از اصحاب اجماع و وکیل امام رضا(ع) بود. او کتابهای فراوانی نگاشت. در پرهیزگاری و عبادت حق تعالی به مرتبهای دست یافت که همانندی نداشت (بحار الانوار، ج۷۵، ص۳۳۷). شیخ طوسی درباره صفوان گفته است: از نظر محدثان، صفوان مؤثقترین و عابدترین مردم روزگار خود بود. در یک شبانهروز یکصد و پنجاه رکعت نماز میگزارد، در سال سه ماه روزه میگرفت و همه ساله سه بار زکات میداد. دلیل این کار صفوان عهدی بود که با دو دوست خود کرده بود، به این شرح: او، «عبدالله بن جندب» و «علی بن نعمان» در خانه خدا همپیمان شدند که هرکدام از آنها بمیرد، دیگری تا زمانی که زنده است برای او نماز گزارد، روزه بگیرد، حج به جای آورد و از طرف او زکات بدهد. عبدالله و علی زندگی را وداع گفتند و صفوان ماند. از اینرو و براساس پیمانی که با آنان بسته بود، به جای آنان نماز میگزارد، روزه میگرفت، زکات میداد، حج میکرد و هر کار نیکی که میکرد، به نیابت از آنان نیز مانند آن را انجام میداد... او از چهل تن از اصحاب امام صادق(ع) روایت کرد. صفوان کتابهای زیادی نگاشت و در این عرصه همانند «حسین بن سعید» بود. همچنین کتابی شامل مسائل و روایات از امام کاظم(ع) دارد. صفوان در مدینه درگذشت و امام جواد(ع) حنوط و کفن او را فرستاد و به اسماعیل بن موسی فرمود تا بر پیکر او نماز گزارد. خدایش رحمت کند. (طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۱۸۴ و علامه حلی، خلاصة الأقوال، ص۱۷).
- ↑ ر.ک: عبد الهادی فضلی، تاریخ التشریع الاسلامی، ص۱۸۰.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۰، ص ۲۴۲.