سیره تربیتی امام هادی

نسخه‌ای که می‌بینید، نسخهٔ فعلی این صفحه است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۷ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۵۰ ویرایش شده است. آدرس فعلی این صفحه، پیوند دائمی این نسخه را نشان می‌دهد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مقدمه

امام هادی(ع) علی‌رغم همه شرایطی که برای جدا کردن آن حضرت از شیعیان و دوستداران، بر ایشان تحمیل شده بود، همواره مسئولیت‌های تربیتی خود را با هروسیله‌ای که تأثیرگذاری بیشتری در میان شیعیان داشت و به بهترین نحو به انجام می‌رسانده‌اند. آن حضرت گاه برای بعضی از شیعیان خود دعا کرده و برای روا شدن حاجات آنها به درگاه خداوند متعال می‌رفته است.

گاه نیز نیازهای مادّی شیعیان خود را برطرف کرده و به آنها پول می‌داده‌اند، یا اینکه با بیانی صریح در رابطه با لغزشگاه‌هایی که در پیش رویشان بود به آنان هشدار می‌دادند.

می‌بینیم در توطئه‌ای که متوکل برای به دام انداختن برادر حضرت امام‌ هادی(ع)، «موسی مبرقع»، به‌کار گرفت تا وی را در کاری وارد نماید که در شأن او نبوده، موجب آبروریزی او و برادرش حضرت امام هادی(ع) می‌گردید، حضرت امام هادی(ع) در برابر برادر خود قرار گرفته و قبل از اینکه موسی به ملاقات متوکل برود حقیقت قضیه و آنچه در انتظار او بوده و خطرات معنوی که این مسأله به دنبال داشت را به او گوشزد نمودند[۱].

حضرت امام هادی(ع) مفهوم توجّه به درگاه خداوند متعال و پناه بردن به آن ذات مقدّس را در موارد متعدد و به شکل‌هایی ملموس به پیروان خود نشان می‌دادند تا آنها اهمّیت این اصل اساسی را در زندگی درک کنند.

در همین رابطه از ابو محمد فهّام با سند از ابوالحسن محمد بن احمد نقل شده است که گفت: عموی پدرم برای من نقل کرد که روزی به نزد حضرت امام هادی(ع) رفته و به آن حضرت عرضه داشتم: متوکل تنها به‌خاطر اینکه می‌داند من با شما ارتباط دارم حقوق مرا قطع نموده است و جز این، اتّهام دیگری ندارم، حال سزاوار است که بر من لطف و کرم کنی و در نزد او وساطت کنی تا حقوق مرا وصل کند. امام هادی(ع) فرمودند: ان شاء الله حاجتت برآورده است.

چون شب فرا رسید، فرستادگان متوکل یکی پس از دیگری به در خانه من آمده احضارم نمودند. من در همان‌شب به نزد متوکل رفته، او را در رختخوابش درازکشیده یافتم. متوکل در همان حال به من گفت: ای ابو موسی به ما سر نمی‌زنی و خود را از خاطر ما می‌بری. چه مقدار از بابت حقوق از ما طلب داری؟ گفتم: فلان صله و فلان پول و چون قدری از طلب خود را یادآوری نمودم دستور داد تا آن مبلغ و به اندازه همان مبلغ اضافه به من دادند، پس از اینکه از نزد او خارج شدم به وزیرش فتح گفتم: آیا حضرت امام هادی(ع) اینجا آمده یا نامه‌ای برای متوکل نوشته است؟ فتح پاسخ داد: خیر.

ابو موسی گوید: بر حضرت امام هادی(ع) داخل شدم. آن حضرت تا مرا دیدند فرمودند: ای ابو موسی، این چهره، چهره رضایتمندی است، عرض کردم: ای سید و آقای من، به من گفته شده که شما اصلا به نزد متوکل نرفته و از او چیزی نخواسته‌اید. آن حضرت در پاسخ فرمودند: خداوند متعال می‌داند که ما هیچگاه در کارهای مهم جز به او پناه نبرده و در ناملایمات جز بر او توکل نمی‌کنیم. ما نیز عادت کرده‌ایم که همواره دست حاجت به سوی آن درگاه مقدّس دراز کرده و اجابت را تنها از او بخواهیم، و می‌ترسیم که اگر ما از این کار رو برگردانیم، اجابت نیز از دعای ما برداشته شود.

و از علی بن جعفر روایت شده است که گفت: در اثر سعایت و بدگویی دشمنان، متوکل مرا دستگیر و حبس نمود. پس از مدّتی جریان کار خود را بر متوکل عرضه نمودم اما متوکل به‌واسطه من که عبیدالله بن یحیی نام داشت گفت: بی‌جهت برای واسطه شدن امثال این شخص خود را به زحمت نیانداز چراکه «عمر بن ابی الفرج» به من خبر داده که او از رافضیان بوده وکیل علی بن محمد می‌باشد وی عبیدالله را به نزد من فرستاد تا مرا آگاه کند که متوکل سوگند یاد کرده که مگر سه روز پس از مردنم مرا از زندان آزاد نخواهد کرد. راوی گوید: در این‌وقت بود که علی بن جعفر نامه‌ای برای امام هادی(ع) نوشت که در آن آمده بود: «نفسم بر من تنگ آمده، می‌ترسم در اثر شدّت فشاری که بر من وارد می‌شود دچار لغزش گردم». امام در جواب نامه او چنین نوشتند که: «هرگاه موقعیت را مناسب بدانم برای حلّ مشکل تو به درگاه خدا خواهم‌ رفت» پس آن هفته به پایان نرسیده بود که از زندان آزاد شدم‌[۲].

روش کلّی حضرت امام هادی(ع) در تربیت و ساخت شخصیت افراد را می‌توان در این چند مورد خلاصه نمود:

  1. راهنمایی‌های تربیتی از طریق بیان احادیثی که مهمترین مفاهیم تربیتی را به انسان عرضه می‌نماید[۳].
  2. تأکید بر اطاعت از خداوند متعال.
  3. تأکید بر اهمّیت توجّه به خداوند متعال در برآوردن حاجات و نخواستن حاجت از غیر او[۴].
  4. اهمّیت دعا و مداومت بر آن در متبلور ساختن روح توحید و توکل بر خدا در انسان.
  5. دعا کردن برای مؤمنان‌
  6. کوشش در رفع حاجات مؤمنان.
  7. رابطه عاطفی با پیشوایان صالح- که در اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) جلوه می‌کند- از طریق زیارت کردن آن بزرگواران و مطالعه در روش زندگی آنان.

در رابطه با دعای امام هادی(ع) برای مؤمنین و کوشش آن حضرت در برآوردن حاجات آنان می‌توان به روایات زیر استشهاد نمود:

  1. روایت گذشته که آن حضرت در پاسخ نامه علی بن جعفر که نوشته بود: «نفسم بر من تنگ آمده، می‌ترسم در اثر شدّت فشاری که بر من وارد می‌شود دچار لغزش گردم». امام در جواب نامه او چنین نوشتند که: «هرگاه موقعیت را مناسب بدانم برای حلّ مشکل تو به درگاه خدا خواهم رفت» پس چند روزی نگذشته بود که از زندان آزاد شد[۵].
  2. علّامه مجلسی از کتاب الخرائج نقل کرده است: از محمد بن فرج روایت شده که گفت: حضرت امام هادی(ع) در نامه‌ای به من این‌گونه نوشتند: «به امور خود سر و سامان ده و آماده امر مهمّی باش»، محمد بن فرج گوید: من مشغول رتق و فتق امور خود شدم و نمی‌دانستم که منظور آن حضرت از نامه‌ای که نوشته است چیست، تا اینکه فرستاده‌ای از طرف حکومت بر من وارد شده و مرا از مصر دستگیر کرده و با غل و زنجیر حرکت داده و تمام اموال و دارایی‌های مرا مصادره کردند.

من هشت سال در زندان بودم تا اینکه نامه دیگری از حضرت امام هادی(ع) در زندان به دست من رسید. در آن نامه نوشته شده بود: «در ناحیه کرانه غربی فرود نیا». هنگامی که این نامه را خواندم در دل گفتم: چگونه است که امام هادی(ع) چنین مطلبی را برای من می‌نویسد درحالی‌که من در زندان به سر می‌برم و این مسأله عجیب است! امّا چند روزی نگذشت که از زندان آزاد شده، مشکلم برطرف شد، دست و پای مرا باز کرده و از زندان آزادم کردند.

هنگامی که محمد بن فرج به عراق بازگشت به‌خاطر دستوری که حضرت امام هادی(ع) به وی داده بود در بغداد توقّف نکرده به سمت سامرا به راه افتاد.

محمد بن فرج گوید: به امام هادی(ع) پس از خروج از زندان نامه‌ای‌ نوشتم و از آن حضرت خواستم تا از خداوند متعال بخواهد که اموال و دارایی و باغ و بستان مرا به من بازگردانند. آن حضرت در پاسخ من نامه‌ای نوشته در آن آوردند: «آنچه را که از تو گرفته شده به‌زودی به تو بازگردانده خواهد شد، و اگر آن اموال هم به تو بازنگردد ضرری متوجّه تو نخواهد شد».

علی بن محمد نوفلی گوید: هنگامی که محمد بن فرج به منطقه عسکر رفت، برای او نامه‌ای نوشتند تا اموالش را به وی بازگردانند. امّا قبل از اینکه آن نامه به دست وی برسد از دنیا رفته بود[۶]. برآوردن حاجت‌های مؤمنان علاوه‌بر نقش تربیتی که داشت یکی از گام‌های امام هادی(ع) در ایمن‌سازی اقتصادی آنان نیز به‌شمار می‌رفت؛ چراکه این امر خود یکی از عوامل استقلال اقتصادی آنها و موجب عدم اضطرار ایشان به‌سر فرود آوردن در برابر بسیاری از امور است که حاکمان برای به خواری و ذلّت کشاندن رعیت از آن استفاده می‌کنند[۷].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: کافى، ج۱، ص۵۰۲.
  2. ر.ک: مسند الامام الهادى(ع)، ص۱۱۲ و ۱۲۱.
  3. ر.ک: میراث تربیتى و اخلاقى امام هادى(ع)، بخش آخر از قسمت چهارم.
  4. ر.ک: تحف العقول، ص۳۶۱؛ کشف الغمة، ج۳، ص۱۷۶.
  5. مسند الامام الهادى(ع)، ص۱۲۱.
  6. بحار الانوار، ج۵۰، ص۱۴۰.
  7. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۲، ص ۲۶۸.