امکلثوم بنت عقبه
مقدمه
پدرش عقبة بن ابیمعیط بن ابیعمرو از خاندان بنیامیه و از قبیله قریش است. مادرش أروی دختر کریز بن ربیعة بن حبیب بن عبدشمس است. خانواده او مشرک و از دشمنان سرسخت رسول الله(ص) بودند[۱]. امکلثوم، خواهر مادری عثمان بن عفان نیز میباشد[۲]. امکلثوم در مکه به حضور پیامبر اکرم(ص) رسید و هنوز ازدواج نکرده بود که مسلمان شد و با آن حضرت بیعت کرد. او نخستین بانویی است که پس از هجرت رسول الله(ص) به مدینه هجرت کرده است. او تنها بانوی قریشی است که در حالی که پدر و مادرش مشرک بودند، خود مسلمان شد و به سوی دو قبله نماز خواند[۳]. زندگی این بانوی مسلمان سراسر فراز و نشیب و دارای تحولات عجیبی بود. از یک طرف ایمان و عقیده استوار و ریشهدار او را به مبانی و ارزشهای اسلامی نمودار میسازد و از سوی دیگر استقلال رأی و اندیشه و مقاومت و پایمردی او، وی را در سطح بلندی از مقام معنوی و انسانی قرار میدهد[۴].
امکلثوم در سال هفتم هجرت به سوی خدا و پیامبرش هجرت کرد. او به تنهایی از مکه بیرون آمد و با مردی از قبیله خزاعه همراه و همسفر شد و در آغاز صلح حدیبیه به مدینه رسید و در حالی که بر چهره خود نقابی افکنده بود، نزد امسلمه همسر پیامبر اکرم(ص) رفت و نقاب از چهره برداشت. امسلمه او را با مهربانی پذیرفت و از او پرسید: به سوی خدا و رسولش هجرت کردهای؟ گفت: آری، اما میترسم که رسول خدا(ص) مرا به مشرکان تحویل دهد. در این هنگام پیامبر اکرم(ص) پیش امسلمه آمد و از موضوع امکلثوم آگاه شد و به او خوشامد گفت[۵]. دو برادرش ولید و عماره برای بازگرداندن او به مدینه آمدند و خطاب به پیامبر اکرم(ص) گفتند: ای محمد! به شرط و پیمانی که با ما بستهای، وفا کن! مشرکان در روز صلح حدیبیه با پیامبر اکرم(ص) شرط کردند که هر کس از قریش که بدون اجازه ولیّ خود پیش محمد(ص) بیاید، باید او را برگردانند، آن حضرت نیز کسانی را که میآمدند و مسلمان هم بودند، برمیگرداند. به همین علت دو برادرش آمدند و میخواستند او را با خود به مکه برگردانند.
امکلثوم وقتی سماجت برادران را برای بردن خود دید، گفت: ای رسول خدا! من برای حفظ دین خود به سوی شما گریختهام، مرا حفظ فرمای و به آنها تسلیم مکن وگرنه مرا سخت شکنجه و عذاب خواهند کرد و من طاقت شکنجه ندارم که من زن هستم و ایمان و عقیدهام ضربه میبیند[۶]. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: در مواد عهدنامه تصریح شده است که مردان بازگردانده شوند، بنابراین شامل زنان نمیشود. درباره امکلثوم آیه ده سوره ممتحنه نازل شد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ﴾[۷].[۸]
خداوند در این آیه از پیامبر اکرم(ص) میخواهد که این زنان را بیازماید. آن حضرت او را آزمود و پس از اطمینان از اسلام او، از بازگرداندنش ابا کرد. پس از او زنان دیگر را نیز آزمودند و چنین بود که به آنان بگویند سوگند بخورید که چیزی جز دوستی خدا و رسول خدا و اسلام، آنان را از مکه بیرون نیاورده است و به هوای شوهر و مال بیرون نیامدهاند و چون این سخن را میگفتند، آنان را پیش مسلمانان نگه میداشتند و به خانوادهشان که کافر بودند، بازنمیگرداندند. پیامبر اکرم(ص) به برادران او فرمود: همانگونه که میدانید خداوند درباره برگرداندن زنان مفاد عهدنامه را در هم شکسته است و این کار را هرگز نمیپسندد. در نتیجه برادران او از بازگرداندن خواهر خود ناتوان ماندند و به مکه برگشتند[۹]. سبیعه دختر حارث اسلمیه نیز پس از صلح حدیبیه از مکه به مدینه گریخت و همسرش در طلب او به مدینه آمد، ولی رسول الله(ص) مهر او را به همسرش مسترد کرد و او را در مدینه نگه داشت[۱۰]. امکلثوم شوهر نداشت. چون به مدینه آمد، زید بن حارثه او را به همسری گرفت و امکلثوم برای او فرزندی آورد. زید به سال هشتم هجری در جنگ موته شهید شد[۱۱].
امکلثوم پس از زید بن حارثه، به همسری زبیر بن عوام درآمد و برای او دختری به نام زینب به دنیا آورد. زبیر نسبت به زنان تندی و خشونتی شدید داشت. امکلثوم زندگی با زبیر را خوش نمیداشت و چند بار از او تقاضای طلاق کرد و زبیر نمیپذیرفت، در حالی که او باردار بود، باز از زبیر تقاضای طلاق کرد و در آن باره پافشاری کرد. زبیر او را طلاق داد، امکلثوم از خانه زبیر بیرون رفت و در همان روزها نوزاد خود را زایید، یکی از خویشاوندان زبیر او را دید و آگاهش ساخت که امکلثوم فرزندی به دنیا آورده است. زبیر به حضور پیامبر آمد و موضوع را به عرض ایشان رساند، رسول الله(ص) فرمود: فرمان خدا در قرآن این حکم را روشن کرده و بر آن پیشی گرفته است، باید دوباره از او خواستگاری و او را عقد کنی، زبیر گفت: او هرگز پیش من برنخواهد گشت. امکلثوم پس از آن با عبدالرحمان بن عوف ازدواج کرد و برای او ابراهیم و حمید را به دنیا آورد. عبدالرحمان بن عوف در حالی که امکلثوم همسرش بود، درگذشت و سپس عمرو بن عاص او را به همسری گرفت و او در خانه عمرو بن عاص در حالی که بیش از یک ماه زندگی نکرده بود، درگذشت[۱۲]. علما و دانشمندان مانند شیخ طوسی، ابن اثیر، ابن حجر عسقلانی، ابن عبدالبر، مقدس اردبیلی و علیاری تبریزی او را از اصحاب رسول الله(ص) و از راویان احادیث او دانستهاند. فرزندانش ابراهیم و حمید، حمید بن نافع و دیگران از او احادیثی را روایت کردهاند[۱۳].[۱۴]
منابع
پانویس
- ↑ نسب قریش، ص۱۴۷؛ جمهرة الانساب العرب، ص۱۳۱؛ اسدالغابه، ج۶، ص۳۸۶؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۵۳؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۸۳.
- ↑ اسدالغابه، ج۶، ص۳۸۶؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۵۴؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۸۳.
- ↑ رجال طوسی، ص۳۳؛ اسدالغابه، ج۶، ص۳۸۶؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۵۳؛ جامع الرواة، ج۲، ص۴۵۶؛ بهجة الآمال، ج۷، ص۵۷۰.
- ↑ زنان دانشمند و راوی حدیث، ص۱۱۸.
- ↑ السیرة النبویه ابنهشام، ج۳، ص۳۳۵-۳۳۶؛ اسدالغابه، ج۶، ص۳۸۶؛ الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۰۶؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۵۳؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۶۳.
- ↑ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۶۳؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۵۳؛ اعلام النساء، ج۴، ص۲۵۵.
- ↑ «ای مؤمنان! چون زنان مؤمن هجرتکنان نزد شما بیایند، (ایمان) آنان را بیازمایید، خداوند به ایمان آنان داناتر است پس اگر آنان را مؤمن دانستید به سوی کافران بازنگردانید که ایشان برای آنان و آنان برای ایشان حلال نیستند و آنچه (آن کافران) هزینه کردهاند به آنها بپردازید و هر گاه مهر آنان را بدهید گناهی بر شما نیست که آنان را به همسری درآورید» سوره ممتحنه، آیه ۱۰.
- ↑ السیرة النبویه، ابنهشام، ج۳، ص۳۵۵؛ مغازی واقدی، ج۲، ص۴۷۹-۴۸۰؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۴۱-۲۴۲؛ اسدالغابه، ج۶، ص۳۸۶؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۵۳؛ تاریخ الاسلام، ج۲، ص۱۳۶؛ برای تفصیل بیشتر ر.ک: مجمعالبیان، طبرسی، ج۹، ص۲۷۳؛ تفسیر طبری، ج۵، ص۵۲۰۴؛ تفسیر ابوالفتوح رازی، ذیل آیه ۱۰ سوره ممتحنه.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۴۰؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۶۳.
- ↑ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۶۳؛ المرأة فی خلال الاسلام، ص۲۵۱-۲۵۲؛ برای تفصیل بیشتر ر.ک: مجمع البیان طبرسی، ج۹، ص۲۷۳.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۴۱؛ اسدالغابه، ج۶، ص۳۸۶.
- ↑ المحبر، ص۴۰۷؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۴۱؛ اسدالغابه، ج۶، ص۳۸۶؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۶۳-۴۶۴؛ قس الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۵۴؛ از عبدالرحمان صاحب چهار پسر شد: ابراهیم، حمید، محمد و اسماعیل.
- ↑ رجال طوسی، ص۳۳؛ اسدالغابه، ج۶، ص۳۸۶؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۶۳؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۵۴؛ الثقات، ج۳، ص۴۵۸؛ جامع الرواة، ج۲، ص۴۵۶؛ بهجة الآمال، ج۷، ص۵۷۰.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۲۴۹.