نفس اماره

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Wasity (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۴ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۳۶ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مراتب نفس

عقل در وجود آدمی سمت رهبری و مدیریت دارد و همه قوا باید تحت فرمان او عمل کنند؛ ولی این جایگاه به آسانی و بدون درگیری در اختیار عقل نهاده نمی‌شود، مبارزات طولانی باید تا شهوت و غضب به حق عقل اعتراف کنند و طوق اطاعت او را به گردن گیرند. ناگفته پیداست که معرکه همیشه به نفع یک طرف نیست. هر حریفی گاهی شکست را می‌پذیرد و زمانی با استفاده از غفلت حریف، بر او می‌تازد و بسا که او را تا مرز نابودی عقب می‌راند و هم از این رو عقل انسان، در طول مبارزات خود با شهوت و غضب شرایط مختلفی را تجربه می‌کند و در نهایت نیز نتیجه مبارزه برای تمامی انسان‌ها یکسان نیست. گاهی عقل به طور کامل شکست می‌خورد و پرونده جنگ برای همیشه به نفع شهوت و غضب بسته می‌شود. گاهی حریف را منکوب می‌کند و طوق بندگی خود را به گردنش می‌نهد و گاهی نیز در جنگ و گریز است و به نتیجه‌ای قطعی نمی‌رسد.

قرآن کریم با لحاظ این سه حالت نفس را با سه صفت یاد کرده است:

  1. نفس اماره: در صورتی که عقل به طور کامل شکست خورده، به خدمت شهوت و غضب درآید و خود نیز به ابزاری در دست واهمه تبدیل شود. از آن به نفس اماره تعبیر می‌شود. قرآن کریم می‌فرماید:﴿إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي[۱].
  2. نفس لوامه: هنگامی که عقل با شهوت و غضب می‌جنگد و میدان نبرد را به نفع آنها خالی نمی‌کند، گاهی زمین می‌خورد و گاه برمی‌خیزد و پیوسته در میدان کر و فری دارد، نفس لوامه نامیده می‌شود؛ چرا که خود را برای هر شکست سرزنش می‌کند.[۲] قرآن کریم در مقام ارزش‌گذاری به این مرتبه نفس سوگند یاد کرده، می‌فرماید: ﴿وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ[۳].
  3. نفس مطمئنه: بالاترین مرتبه نفس انسان، حالت آرامش و اطمینان است یعنی هنگامی که نیروی عقل بر قوای دیگر فائق آمده، شهوت و غضب را تحت فرمان گرفته، دسیسه‌های واهمه را برملا کرده و بر تمام وجود آدمی يا حکم می‌راند. قرآن کریم می‌فرماید: ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي [۴][۵].

نفس اماره

نفس اماره حالتی است که فرد گرفتار شهوات شده و در دام وسوسه‌هاست و می‌تواند به صراحت و روشنی به بدی‌ها فرمان دهد و نیازی نمی‌بیند تا بدی‌ها و زشتی‌ها را به صورتی زیبا و حق، جلوه و جلا دهد[۶]. هرگاه خواهش طبیعت انسان به سوی لذات دنیوی باشد نفس او حالت اماره بودن دارد یعنی بسیار امر کننده به سوی بدیها و روح انسانی به اعتبار غلبه حیوانیت نفس اماره خوانده می‌شود چون همواره امر به کارهای بد می‌کنند. نفس اماره نفسی است که تابع هوا و هوس است و بر حسب دستورهای مهلک، انسان را وادار به کارهای زشت می‌کند[۷]. نفس اماره نفسی است که میل کند به طبیعت بدنی و امر دهد به لذت و شهوات حسی و قلب را به جهت سفلی بکشاند و آن مأوای بدی‌ها و منبع اخلاق ذمیمه است اماره به معنی بسیار امرکننده و سخت حکم کننده است. روح انسانی را به اعتبار غلبۀ حیوانیت نفس اماره گویند از آن جهت که صاحب آن را همواره امر به کارهای بد می‌کند[۸]. در قرآن کریم در این باره آمده است که ﴿إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي[۹]. نفس اماره را اشاره به هوا و هوس‌های سرکش می‌دانند که پیوسته انسان را به بدی‌ها امر می‌کند. نفس اماره در واقع مهم‌ترین ابزار شیطان است و اگر انسان از شر آن رهایی یابد از شر شیطان هم رهایی خواهد یافت[۱۰].

انسان اگر می‌خواهد به کمالات معنوی و مقامات عالی برسد، باید با خواهش‌های نفسانی خود مبارزه کند؛ یعنی به دنبال هوس‌ها و تمایلات حیوانی و شیطانی نرود. البته افراط در این زمینه نیز درست نیست؛ چون برخی نیز تصور می‌کنند راه رسیدن به خدا، فقط مخالفت با نفس است؛ تا آن را سرکوب نمایند و تمام توجه آنان به این است که با خودشان بجنگند. همه اینها در حد اعتدال خوب است. انسان نباید با فشار زیاد بر نفس و ریاضت شدید، موجبات امراض بدنی و ناراحتی‌های عصبی و روانی خود را فراهم آورد و در نتیجه از تکالیف واجب خود نیز باز بماند. حضرت علی(ع) که با خدعه‌ها و نیرنگ‌ها و فعالیت‌های اغواگر نفس امّاره آشناست، و به خوبی از پس مبارزه با آن برآمده، تابلوی گویایی از نفس اماره به تصویر کشیده است: «النَّفْسُ الْأَمَّارَةُ الْمُسَوِّلَةُ تَتَمَلَّقُ تَمَلُّقَ الْمُنَافِقِ، وَ تَتَصَنَّعُ بِشِيمَةِ الصَّدِيقِ الْمُوَافِقِ، حَتَّى إِذَا خَدَعَتْ وَ تَمَكَّنَتْ تَسَلَّطَتْ تَسَلُّطَ الْعَدُوِّ» نفس اماره فریبکار همچون انسان‌های دو رو چاپلوسی می‌کند و (این دشمن خطرناک) در لباس دوستی مهربان جلوه می‌کند تا خدعه و نیرنگش مؤثر شود، آن‌گاه چهره واقعی‌اش را نشان می‌دهد و همچون دشمنی قدرتمند بر انسان مسلط می‌شود[۱۱]. حضرت علی(ع) دو ویژگی برای نفس اماره ذکر نموده، که توجه به آن می‌تواند انسان را از شرّ وسوسه‌هایش نجات دهد. نخست اینکه نفس اماره موجودی تسویل‌گر، حقّه‌باز و فریبکار است؛ دیگر اینکه دو چهره و منافق است، در ابتدای کار چهره واقعی خویش را نشان نمی‌دهد، بلکه از در دوستی و دلسوزی وارد می‌شود، تا بتواند انسان را از بندگی خدا منصرف کند. مثلاً هنگامی که کسی موفق به انفاق نمی‌شود و در زیر ضربات شلّاق نفس لوّامه قرار می‌گیرد، به او می‌گوید: اشکالی ندارد؛ زیرا هدف تو کاری مهم‌تر، یعنی تأمین آتیه همسر و فرزندانتان بوده است! یا اگر کار خیر دیگری را ترک کرده و مورد سرزنش نفس لوّامه قرار گرفته، به او می‌گوید بعداً توبه می‌کنی!

حضرت علی(ع) در فراز ۳ - ۴ از نامه ۵۳، بعد از آنکه مالک را به مقاومت در برابر خواهش‌های نفس امر می‌کند، توجه او را به این واقعیت جلب می‌کند که مبارزه با نفس کار آسانی نیست مگر آنکه فرد از خداوند و اولیای او یاری و استمداد بجوید و مورد رحمت خداوند قرار بگیرد. از روایات به خوبی استفاده می‌شود که نفس اماره گناه را در نزد انسان زیبا جلوه می‌دهد و خوبی‌ها را زشت می‌نمایاند. هنگامی که انسان مرتکب آن شد و به عواقب آن گرفتار گشت، آن‌گاه پرده‌ها کنار می‌رود و راه بازگشتی هم باقی نمی‌ماند. البته وجود مراتب دیگر نفس، مثل نفس لوامه و نفس مطمئنّه، در مقابله با نفس اماره، به انسان کمک می‌کنند، ولی این امر هم در واقع منوط به تلاش انسان و برقراری ارتباط درست و منطقی با خداوند است. در هر حال، در این فراز از عهدنامه امام علی(ع) با ترسیم ابعاد وجودی نفس، بر ضرورت مبارزه با نفس و کنترل خواهش‌های بیجا و نامربوط آن تأکید داشته و بر مدیریت و کنترل آن با به‌کارگیری قوه عاقله و توسل به رحمت الهی، سفارش کرده است.[۱۲]

منابع

پانویس

  1. «و من نفس خویش را تبرئه نمی‌کنم که نفس به بدی بسیار فرمان می‌دهد مگر پروردگارم بخشایش آورد؛ به راستی پروردگارم آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره یوسف، آیه ۵۳.
  2. ر. ک: محمد بن حسن طوسی، التبیان، ج۱۰، ص۱۹۰.
  3. «نه، و سوگند به روان سرزنشگر،» سوره قیامه، آیه ۲.
  4. «ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷ - ۳۰.
  5. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱، ص۷۸-۷۹.
  6. ﴿ثُمَّ بَدَا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا رَأَوُا الْآيَاتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ «آنگاه، پس از آنکه آن نشانه‌ها را دیدند بر آن شدند که او را تا زمانی زندانی کنند» سوره یوسف، آیه ۳۵.
  7. معین، محمد، فرهنگ معین، واژه نفس.
  8. دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، ذیل واژه نفس.
  9. «نفس به بدی بسیار فرمان می‌دهد مگر پروردگارم بخشایش آورد» سوره یوسف، آیه ۵۳.
  10. مکارم شیرازی و دیگران، پیام امام، ج۱۰، ص۱۶.
  11. محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، ج۱۰، ح۲۰۴۶۵؛ آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ح۴۶۸۳.
  12. امیری، علی نقی، الگوی اداره در نهج البلاغه، ص ۲۳۳.