سعد بن ابی وقاص
- اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
مقدمه
ابو اسحاق، سعد پسر ابی وقاص مالک بن وهیب بن عبد مناف از تیره بنیزهره قریش و مادرش حمنه دختر سفیان بن امیه[۱] و در نقلی دختر ابوسفیان بود[۲]. زمان ولادت سعد و نیز زمان مسلمان شدنش دقیق مشخص نیست. بلاذری ولادتش را عام الفِجار (۲۰ سال پیش از بعثت) دانسته است[۳].
بنا به نقلی، او هفتمین کسی بود که مسلمان شد و در آن هنگام ۱۹ سال داشت[۴]؛ اما در نقلی از خود سعد، سومین مسلمان بوده است[۵]. این گزارش، با آنچه نقل شده که او به دعوت ابوبکر به همراه چند نفر در محضر رسولخدا(ص) ایمان آورد[۶]، با سومی بودن او سازگاری ندارد[۷].
از نقش سعد تا پیش از هجرتش به مدینه اطلاعی در دست نیست، جز آنکه گفته شده وی زمانی که مشرکان از نماز گزاردن مسلمانان در درهها و به دور از چشم مشرکان مکه آگاهی یافتند و به نزاع آنان با مسلمانان انجامید، سعد بن ابی وقاص با استخوان شتر، ضربتی بر سر مشرکی زد و از همین رو مؤرخان بر این باورند نخستین خونی که به دست مسلمانی ریخته شد، در همین ماجرا و به دست سعد بود[۸].[۹]
سعد پس از هجرت
وی پس از هجرت به مدینه در ماجرای پیمان برادری، با سعد بن معاذ عقد اخوت بست.[۱۰] در مکه نیز رسول خدا(ص)، میان وی و مصعب بن عُمیر پیمان اخوت بست[۱۱].
بنا به گزارشهایی، سعد در بیشتر سریهها و غزوهها حاضر بوده و از سوارکاران شجاع دانسته شده است[۱۲]. وی سال اول هجری، در سریه عبیدة بن حارث، نخستین کسی دانسته شده که در اسلام به سوی دشمن تیراندازی کرده و گروهی را مجروح ساخته است [۱۳] در پی آن در سریهای دیگر، از سوی رسول خدا(ص) به فرماندهی گروهی برای تعقیب کاروانی از قریش به سمت خرار (جایی در راه جحفه نزدیک غدیر خم) مأموریت یافت[۱۴] وی همچنین در سال دوم هجری در غزوه بُواط پرچمدار پیامبر(ص)[۱۵] و از شرکت کنندگان در سریه عبدالله بن جحش در نخله بود[۱۶]. وی در غزوه بدر از سوی پیامبر(ص) به همراه علی(ع) و زبیر برای خبرگیری از سپاه قریش در کنار چاه بدر، مأموریت یافت که به اسارت دو تن از قریشیان انجامید[۱۷]. در همین غزوه کشته شدن یا اسارت برخی از قریش به دست او دانسته شده است[۱۸]. سعد در غزوه احد در پی فرار مسلمانان پایداری کرد[۱۹] که در نقلی، امام علی(ع) به استقامت او اشاره دارد[۲۰].
گزارشهای تأملبرانگیزی از فضایل وی در این نبرد آمده است[۲۱]. برخی منابع اهل سنت، وی را از تیراندازان مشهور[۲۲] و ماهر شمردهاند که باعث تحسین و دلگرمی رسولخدا(ص) شد، و آن حضرت با قراردادن تیرها در دست او، وی را به تیراندازی تشویق کرد و تعبیر «پدر و مادرم فدایت باد» را در باره او به کار برد [۲۳]. در این باره برخی منابع تاریخی[۲۴] و روایی[۲۵] وی را تنها کسی دانستهاند که پیامبر چنین سخنی را در باره او گفته است. این در حالی است که جمله "فِدَاكَ أَبِي وَ أُمِّي " به مناسبتی در جنگ خندق در باره زبیر نیز نقل شده است.[۲۶].
در خبری دیگر، از مستجاب الدعوه بودن سعد[۲۷] از این رو که پیامبر(ص) از پروردگار، اجابت دعایش را خواست، سخن گفته شده[۲۸] و کشته شدن فرزندش عمر سعد به دست مختار ثقفی را از نفرینهای وی دانستهاند[۲۹].
این در حالی است که در منابع روایی فریقین درباره مستجاب الدعوه بودن سعد گزارشی وجود ندارد. از سویی به گفته ابنعباس، پس از تلاوت آیه ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾[۳۰] و نیز ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ﴾[۳۱]، سعد وقاص از رسول خدا(ص) تقاضا کرد از خدا بخواهد مستجابالدعوه شود و آن حضرت با این سخن که "طعام خود را پاک کن تا دعایت مستجاب گردد" به او پاسخ داد[۳۲].
در منابع شیعی، چنین فضایلی، برساخته دانسته شده و مورد نقد جدی قرار گرفتهاند[۳۳]. بنا به نقلی، سعد در غزوه احد از سوی پیامبر(ص) به فرماندهی ۵۰ مرد تیرانداز بر کوه عینین گماشته شد؛ اما این خبر را واقدی ثابت ندانسته[۳۴] و دیگر تاریخنویسان نیز به این خبر اشارهای نکردهاند. در این نبرد، عتبه برادر سعد که همراه مشرکان بود، دندان مبارک رسول خدا را شکست[۳۵]، از همین رو سعد در چند مرحله قصد کشتن برادر خود را داشت که با مخالفت رسولخدا(ص) از اقدام خود صرف نظر کرد[۳۶]. به گفته واقدی، در پایان غزوه احد پیامبر(ص) وی را مأمور تعقیب و خبرگیری از سپاه مشرکان کرد تا مسیر بازگشت آنان به مکه یا مدینه را گزارش کند[۳۷]؛ اما دیگر مؤرخان این مأموریت را به نام حضرت علی(ع) ثبت کردهاند[۳۸].
گزارشی از تکریم شهدای احد و ترغیب دیگران به آن از سوی سعد ارائه شده است[۳۹]. سعد از شرکت کنندگان غزوههای خندق و خیبر[۴۰] و در شمار گواهی دهندگان عهدنامه حدیبیه[۴۱] و از همراهان پیامبر(ص) در فتح مکه[۴۲] و در غزوه حنین از پرچمداران مهاجران بود[۴۳] وی در حجة الوداع[۴۴] یا پس از فتح مکه[۴۵] در آن شهر به شدت بیمار شد و رسول خدا(ص) به عیادتش رفت. هر چند زمان بیماری سعد در منابع روایی[۴۶] و تاریخی[۴۷] به اختلاف گزارش شده است، گزارش دوم (فتح مکه) با حضورش در غزوه حنین که پس از فتح انجام شد سازگاری ندارد.
در آستانه رحلت پیامبر(ص)، سعد به امر رسول خدا(ص) در میان سپاه اسامه بود[۴۸]؛ ولی به رغم اصرار رسول خدا(ص)، این سپاه به بهانه بیماری آن حضرت، در محل مأموریت حاضر نشد.[۴۹]
پرسشهای وابسته
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ الطبقات، ج۳، ص۱۰۱-۱۰۳؛ اسدالغابه، ج۲، ص۲۱۴.
- ↑ اسدالغابه، ج۲، ص۲۱۴.
- ↑ أنسابالاشراف، ج۱۰، ص۱۲.
- ↑ الاستیعاب، ج۲، ص۶۰۶-۶۰۷.
- ↑ الطبقات، ج۳، ص۱۰۲-۱۰۳؛ انساب الاشراف، ج۱۰، ص۱۱.
- ↑ سیره ابن اسحاق، ص۱۴۰؛ البدء و التاریخ، ج۴، ص۱۴۵؛ مروج الذهب، ج۲، ص۲۷۷.
- ↑ البدایة والنهایه، ج۳، ص۳۲.
- ↑ السیرة النبویه، ج۱، ص۲۶۳؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۱۳۲؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۱۸.
- ↑ اکبری کارمزدی، محمد، مقاله «سعد بن ابی وقاص»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۵.
- ↑ المحبر، ص۷۲؛ انسابالاشراف، ج۱، ص۳۱۸.
- ↑ المحبر، ص۷۱؛ الطبقات، ج۳، ص۱۰۳؛ انسابالاشراف، ج۱، ص۳۱۸.
- ↑ مروج الذهب، ج۲، ص۳۰۹-۳۱۰؛ الاستیعاب، ج۲، ص۶۰۸.
- ↑ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۶۹؛ السیرة النبویه، ج۱، ص۵۹۱؛ المغازی، ج۱، ص۱۰.
- ↑ المغازی، ج۱، ص۱۱؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۶۹؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۴۷۷.
- ↑ الطبقات، ج۲، ص۵؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۴۰۷.
- ↑ انساب الاشراف، ج۱۱، ص۱۹۰؛ البدء و التاریخ، ج۴، ص۱۸۲.
- ↑ السیرة النبویه، ج۱، ص۶۱۶؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۴۳۶.
- ↑ المغازی، ج۱، ص۱۳۹، ۳۰۷؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۳۶۰-۳۶۱، ۴۰۷؛ السیرة النبویه، ج۱، ص۷۱۳-۷۱۵.
- ↑ انساب الاشراف، ج۱، ص۳۸۹؛ الطبقات، ج۳، ص۱۰۵؛ ج۲، ص۳۱؛ المغازی، ج۱، ص۲۴۰.
- ↑ المغازی، ج۱، ص۲۵۶؛ تاریخ دمشق، ج۲۵، ص۷۸؛ کشف الغمه، ج۱، ص۱۸۹.
- ↑ نک: الصحیح من سیرة النبی، ج۷، ص۲۱۲-۲۱۶.
- ↑ انسابالاشراف، ج۱۰، ص۱۲؛ الطبقات، ج۳، ص۱۰۵.
- ↑ المغازی، ج۱، ص۲۴۱،۲۴۳؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۵۱۶؛ البدء والتاریخ، ج۴، ص۲۰۲.
- ↑ انساب الاشراف، ج۱۰، ص۱۲-۱۳؛ الطبقات، ج۳، ص۱۰۴.
- ↑ صحیح البخاری، ج۷، ص۱۱۶؛ مسند احمد، ج۱، ص۱۲۴؛ الامالی، طوسی، ص۳۸۹.
- ↑ مسند احمد، ج۱، ص۱۶۴؛ المصنف، ابن ابی شیبه، ج۷، ص۵۱۰؛ الاستیعاب، ج۲، ص۵۱۳.
- ↑ المحبر، ص۴۵۹؛ انسابالاشراف، ج۶، ص۴۰۵؛ الاستیعاب، ج۲، ص۶۰۷.
- ↑ سنن الترمذی، ج۵، ص۳۱۳؛ انساب الاشراف، ج۱۰، ص۱۴؛ الطبقات، ج۳، ص۱۰۵.
- ↑ انساب الاشراف، ج۶، ص۴۰۵؛ البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۷۳.
- ↑ «ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاک است بخورید و از گامهای شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۱۶۸.
- ↑ «هان ای مؤمنان! از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید و خداوند را سپاس بگزارید اگر تنها او را میپرستید» سوره بقره، آیه ۱۷۲.
- ↑ المعجم الاوسط، ج۶، ص۳۱۱؛ کشف الاسرار، ج۱، ص۴۵۶؛ تاریخ دمشق، ج۲۰، ص۳۴۰.
- ↑ الصحیح من سیرة النبی، ج۷، ص۲۱۲-۲۱۶؛ قراءة جدیدة للفتوحات الاسلامیه، ج۲، ص۶۱-۶۵؛ و نیز نک: تشیید المطاعن لکشف الضغائن، ج۱۱، ص۷۰-۷۲.
- ↑ المغازی، ج۱، ص۲۲۰؛ امتاع الاسماع، ج۱، ص۱۳۷.
- ↑ السیرة النبویه، ج۲، ص۸۰؛ المغازی، ج۱، ص۲۴۴-۲۴۵.
- ↑ المغازی، ج۱، ص۲۴؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۵۱۹.
- ↑ المغازی، ج۱، ص۲۹۸.
- ↑ السیرة النبویه، ج۲، ص۹۴؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۵۲۷؛ الاغانی، ج۱۵، ص۱۳۳.
- ↑ المغازی، ج۱، ص۳۱۳؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۵، ص۴۰؛ الصحیح من سیرة النبی، ج۷، ص۲۹۲.
- ↑ الطبقات، ج۳، ص۱۰۵؛ اسدالغابه، ج۲، ص۲۱۴.
- ↑ السیرة النبویه، ج۲، ص۹۴؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۰.
- ↑ الطبقات، ج۳، ص۱۰۵؛ المغازی، ج۲، ص۸۰۰.
- ↑ المغازی، ج۲، ص۸۹۵؛ الطبقات، ج۲، ص۱۱۴.
- ↑ المغازی، ج۳، ص۱۱۱۵؛ المعرفة والتاریخ، ج۱، ص۳۶۸.
- ↑ الطبقات، ج۳، ص۱۰۸، ۳۱۲؛ التمهید، ج۸، ص۳۷۷.
- ↑ صحیح البخاری، ج۲، ص۸۲؛ المصنف، صنعانی، ج۹، ص۶۴-۶۵؛ مسند احمد، ج۱، ص۱۷۶؛ ج۴، ص۶۰.
- ↑ تاریخ دمشق، ج۲۰، ص۳۳۶؛ اسدالغابه، ج۱، ص۴۱۳؛ ج۳، ص۷۴۷؛ الاصابه، ج۸، ص۲۳۵.
- ↑ الطبقات، ج۲، ص۱۴۶؛ المغازی، ج۳، ص۱۱۱۸.
- ↑ اکبری کارمزدی، محمد، مقاله «سعد بن ابی وقاص»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۵.