آیه صلوات بر نبی در حدیث
- اين مدخل از زیرشاخههای بحث آیه صلوات بر نبی است. "آیه صلوات بر نبی" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل آیه صلوات بر نبی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
افضلیت و عصمت، از مهمترین شرایط امامت در بینش اسلامی است و دلایل عقلی و نقلی بسیاری این مطلب را ثابت میکند که در کتابهای کلامی بیان شده است[۱]. ویژگی مزبور، جز در امامان اهل بیت(ع) که شیعه امامیه به امامت آنان قائل است، یافت نمیشود[۲]. یکی از ادله نقلی این مطلب، آیه کریمه صلوات بر رسول خدا(ص) و روایاتی است که در ارتباط با آن از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است. خداوند در آیه صلوات فرموده است: ﴿إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا﴾[۳]. در روایات بسیاری آمده است که پس از نزول آیه کریمه مزبور، برخی از صحابه پیامبر(ص) از چگونگی صلوات فرستادن بر آن حضرت سؤال کردند، پیامبر اکرم(ص) فرمودند: “بگویید: «اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ»[۴]؛ “خدایا بر محمد و آل محمد درود بفرست”؛ در این فصل، ضمن چند گفتار، دلالت آیه شریفه و روایات وارد درباره آن، بر افضلیت و عصمت آل محمد(ص) را تبیین خواهیم کرد.[۵]
معنای واژه آل
واژه “آل” در اصل، واژه “اهل” بوده که مقلوب به آل شده است، یعنی حرف “هاء” به همزه تبدیل شده و چون تلفظ دو همزه دشوار است، یکی از آن دو به “الف” تبدیل شده است، دلیل این مطلب آن است که تصغیر کلمه “آل” “اٌهیل” است، و حکم تصغیر آن است که هر کلمهای را به اصلش باز میگرداند[۶]. برخی نیز “آل” را اصلی مستقل از “اهل” دانستهاند[۷]. در هر حال، کاربرد کلمه “آل” اخص از کلمه “اهل” است؛ زیرا اولاً: کلمه “آل” به غیر انسان نسبت داده نمیشود، لذا گفته نمیشود: آل فلان زمان یا فلان مکان، ولی کلمه “اهل” به غیر انسان نیز نسبت داده میشود و گفته میشود: اهل فلان زمان و یا فلان مکان. و ثانیاً: کلمه “آل” در مورد افراد شاخص و شناخته شده به کار میرود، مثلاً گفته میشود: آل الله، یا آل سلطان، یا آل ابراهیم، یا آل عمران، و گفته نمیشود: آل خیاط یا آل مردی (به صورت نکره)، ولی کلمه “اهل” در موارد یاد شده نیز به کار میرود[۸]. بنابراین مقصود از آل محمد(ص) افراد شاخص و برتر خاندان پیامبر اکرم(ص) میباشد.[۹]
دلالت آیه صلوات بر عظمت مقام و شخصیت پیامبر(ص)
بدون شک، آیه کریمه صلوات بر پیامبر اکرم(ص)، بر عظمت مقام و منزلت رسول اکرم(ص) و شخصیت والا و بالای آن حضرت نزد خداوند متعال و فرشتگان مقرب الهی دلالت میکند. اصولاً درود فرستادن خداوند به فرد یا افرادی به معنای شمول رحمت خاص الهی نسبت به آنان است. این رحمت ویژه به دلیل شایستگی خاصی است که از حیث کمالات انسانی و ایمانی در پیشگاه خداوند دارند، چنانکه در قرآن کریم آمده است که خداوند از مؤمنان خواسته است که بسیار به یاد خدا باشند و در صبح و شام (پیوسته) خدا را تسبیح گویند، این کار این شایستگی را در آنان پدید میآورد که خدا و فرشتگان او بر آنان درود بفرستند تا آنان را از ظلمتها به نور رهنمون گرداند، چرا که خداوند نسبت به مؤمنان رحمت ویژه دارد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا * وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا * هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا ﴾[۱۰].
مفاد آیات یادشده این است که بسیار به یاد خدا بودن، یعنی در قلب و زبان، الوهیت و ربوبیت تکوینی و تشریعی خداوند را یاد نمودن، و تسبیح و تنزیه بسیار خداوند از صفات نقص و ناروا، انسان را شایسته آن مینماید که از رحمت ویژه الهی برخوردار شود. در آیهای دیگر پس از بیان سنت الهی در امتحان و ابتلاء مؤمنان، صابران را به بهرهمندی از صلوات و رحمت و هدایت ویژه الهی بشارت داده است: ﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ * إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ﴾[۱۱]. از این آیات به دست میآید که ایمان راستین که با یاد و تسبیح زبانی، قلبی و عملی خدا و صبر و تسلیم در برابر امتحانهای سخت الهی همراه است، انسان را شایسته صلوات و رحمت خداوند میسازد. هرگاه این شاخصهای کمال و تعالی انسان به درجه و مرتبهای بالاتر و والاتر برسد، شایستگی برخورداری از صلوات و رحمت الهی نیز بالاتر و والاتر خواهد بود، که عالیترین آن به پیامبر اکرم(ص) اختصاص دارد، و این همان صلوات و رحمتی است که در آیه مورد بحث (آیه ۵۶ سوره احزاب) مطرح شده است. همانگونه که مفسران اسلامی بیان کردهاند، این آیه شریفه در مقام مدح و تکریم و تعظیم ویژه الهی نسبت به پیامبر اکرم(ص) است. در اینجا نمونههایی از بیانات مفسران را در این باره بازگو میکنیم:
- امین الاسلام طبرسی: “از آنجا که خداوند سبحان این سوره را با ذکر پیامبر آغاز کرده و در اثنای آن از تعظیم ایشان سخن به میان آورده است، آن را با تعظیمی بیمانند پایان داده و فرموده است: ﴿إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ﴾[۱۲]؛ یعنی خداوند پیامبر(ص) را مورد درود و ثنایی زیبا قرار داده و با بزرگترین تعظیم گرامی داشته است و فرشتگان الهی نیکوترین درود و ثنا را نثار پیامبر کرده و با پاکیزهترین دعا برایش دعا میکنند[۱۳].
- فخرالدین رازی: “هنگامی که خداوند به مؤمنان دستور داد تا برای وارد شدن به خانههای پیامبر(ص) از او اذن بگیرند (و هنگام وارد شدن، آداب لازم برای حرمت نگهداشتن از او را رعایت کنند) و به صورت همسرانش نگاه نکنند، بیان حرمت او را کامل کرد. توضیح آنکه پیامبر(ص) یا در حالت خلوت است یا در میان جماعت، آیه ﴿لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ﴾[۱۴][۱۵]، مربوط به حرمت پیامبر در خلوت او است، و حالت جماعت او دو گونه است، یا در ملأ اعلی است یا در ملأ ادنی، او در ملأ اعلی از حرمت ویژهای برخوردار است؛ زیرا خداوند و فرشتگان الهی بر او درود میفرستند: ﴿إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ﴾ بر این اساس احترام او در ملأ ادنی نیز واجب است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا﴾[۱۶]. ایشان درباره فلسفه صلوات مؤمنان بر پیامبر(ص) - با این که خدا و فرشتگان بر او درود میفرستند - گفته است: “پیامبر(ص) به صلوات مؤمنان نیاز ندارد، بلکه صلوات مؤمنان بر پیامبر از باب اظهار تعظیم نسبت به آن حضرت است، همانگونه که خداوند، ذکر خود را بر مؤمنان واجب کرده است، در حالیکه به آنان نیاز ندارد، و فلسفه آن اظهار تعظیم نسبت به خداوند است تا شایسته پاداش الهی شوند، صلوات فرستادن مؤمنان بر پیامبر(ص) نیز آنان را شایسته پاداش الهی میکند، چنانکه از آن حضرت روایت شده که فرمود: “هر کس یکبار بر من صلوات بفرستد، خداوند دهبار او را از صلوات خود بهرهمند میسازد”[۱۷].
- ابن کثیر: مقصود این آیه آن است که خداوند بندگان خویش را از منزلت (ویژه) بنده و پیامبرش نزد خود و در ملأ اعلی خبر داده است به این که او نزد فرشتگان بر او درود میفرستد، و ملائکه نیز بر او درود میفرستند، سپس خداوند اهل عالم سفلی را به صلوات و سلام بر او فرمان داده است، تا میان ثناء بر او، دو عالم علوی و سفلی همراه شود”[۱۸].
- آلوسی: “هنگامی که مؤمنان آگاه شدند که خدای عزوجل و فرشتگان او بر پیامبر درود میفرستند، و نیز شنیدند که مأمور به صلوات فرستادن بر او میباشند، و دانستند که صلوات خدا و فرشتگان الهی بر پیامبر(ص) برترین صلوات و سلام است، نمیدانستند که چه صلوات و درودی از جانب آنان در خور مقام والای رسول اکرم(ص) که سید اولیالالباب است، میباشد، لذا از کیفیت آن از رسول خدا پرسیدند، و پیامبر آنان را به عالیترین نوع آن راهنمایی کرد و فرمود بگویید: «اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ». این پاسخ پیامبر(ص) اشاره به آن دارد که شما از فرستادن صلوات درخور مقام والای رسول اکرم(ص) ناتوانید پس آن را از خدای عزوجل درخواست کنید”[۱۹].
- الصاوی: در این آیه بزرگترین دلیل است بر این که پیامبر اکرم(ص) مهبط همه رحمتها و برترین اولین و آخرین به صورت مطلق است؛ زیرا درود خدا بر پیامبرش عبارت است از رحمت همراه با تعظیم، و درود خدا بر غیر پیامبر، مطلق رحمت است (بدون همراه بودن با تعظیم) پس به تفاوت این دو صلوات و فرق میان این دو مقام بیاندیش، از اینرو، پیامبر(ص) منبع همه رحمتها و تجلیات میباشد[۲۰] (خداوند منبع اصلی همه رحمتها و تجلیات، و پیامبر منبع ظلّی همه رحمتها و تجلیات است).[۲۱]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ در اینباره به کتاب امامت در بینش اسلامی رجوع شود.
- ↑ در اینباره به کتابهای: «الارشاد» شیخ مفید، «تلخیص الشافی» شیخ طوسی، «کشف الغمه» شیخ اربلی، «الصراط المستقیم» بیاضی رجوع شود.
- ↑ «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶.
- ↑ منبع و مدرک روایات در ادامه نقل خواهد شد.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، امامت اهل بیت، ص ۲۸۲.
- ↑ المفردات فی غریب القرآن، ص۳۱؛ معجم الفروق اللغویة، ص۸۴.
- ↑ مجمع البیان، ج۱، ص۱۰۴، تفسیر آیه ۴۹ سوره بقره.
- ↑ المفردات، ص۳۰؛ لسان العرب، ج۱، ص۱۸۷؛ معجم القاموس المحیط، ص۷۰؛ معجم الفروق اللغویة، ص۸۴، ج۱، ص۱۰۴.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، امامت اهل بیت، ص ۲۸۲.
- ↑ «ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید * و او را پگاه و دیرگاه عصر به پاکی بستأیید * اوست آنکه بر شما درود میفرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است “ سوره احزاب، آیه ۴۱-۴۳.
- ↑ «و بیگمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی داراییها و کسان و فرآوردهها میآزماییم، و شکیبایان را نوید بخش! * همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد میگویند: “انّا للّه و انّا الیه راجعون” (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم)* بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند» سوره بقره، آیه ۱۵۵-۱۵۷.
- ↑ «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶.
- ↑ مجمعالبیان، ج۷-۸، ص۳۶۶.
- ↑ «ای مؤمنان! به خانههای پیامبر وارد نشوید» سوره احزاب، آیه ۵۳.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا﴾ «ای مؤمنان! به خانههای پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بیآنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار میدهد و از شما شرم میدارد ولی خداوند از (گفتن) حقیقت شرم نمیکند و چون از آنان چیزی خواستید از پشت پردهای بخواهید، این برای دلهای شما و دلهای آنان پاکیزهتر است و شما حقّ ندارید که پیامبر را بیازارید و نه هرگز پس از او همسرانش را به همسری گیرید که آن نزد خداوند، سترگ است» سوره احزاب، آیه ۵۳.
- ↑ «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۲۵، ص۲۲۷-۲۲۸.
- ↑ تفسیر ابن کثیر، ج۵، ص۴۹۵.
- ↑ روح المعانی، ج۲۲، ص۱۱۲.
- ↑ صفوة التفاسیر، ج۳، ص۵۳۶؛ نیز ر.ک: فتح القدیر، ج۴، ص۳۰۰.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، امامت اهل بیت، ص ۲۸۲.