بندگی خدا در معارف و سیره علوی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۲ مارس ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۲۰ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث بندگی خدا است. "بندگی خدا" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:

عبودیت در رهنمودهای امام علی(ع)

عبودیت و بندگی در فرهنگ دینی و سخنان مولا بر دو گونه است: عبودیت فراگیر (عام یا تکوینی) و عبودیت ویژه (ارادی).

عبودیت فراگیر (تکوینی)

از دیدگاه توحیدی امیرمؤمنان(ع) عبودیت و خضوع، ویژگی ذاتی و عمومی همه پدیده‌های جهان هستی است و هیچ موجودی - به دلیل فقر ذاتی خود - از دایره عبودیت بیرون نیست. بر این اساس، جهان سراسر عبد و فرمانبردار خدا است: همه چیز در برابر عظمت او خاضع و در مقابل سلطه و قدرتش رام و فرمانبردار است[۱].دنیا و آخرت مطیع اویند و آسمان‌ها و زمین‌ها کلید خود را به او داده‌اند و درختان سرسبز، بامداد و شامگاه برای او سجده می‌کنند[۲]. عبودیت بدین معنا حتی شامل کافران و ملحدان نیز می‌شود؛ زیرا هستی آنان و تمام ذرات وجودشان محکوم اراده الهی و قوانین و سنت‌های او است. آنان «بندگانی هستند به قدرت آفریده شده و به اجبار پرورش یافته»[۳]. عبودیت عمومی هستی، در حقیقت، لازمه ربوبیت مطلق خداوند است[۴]. «همه موجودات آفریدگانی تحت ربوبیت اویند»[۵]. ربوبیت مطلق خداوند نیز لازمه الوهیت مطلق او است.[۶]

عبودیت ویژه (ارادی)

عبودیت خاص یا عبودیت ارادی، عبارت است از حالت تسلیم در برابر خداوند و اینکه خود را مملوک و عبد او بدانیم و برای خویش انانیت و استقلال قائل نشویم. قرآن درباره حضرت ابراهیم(ع) می‌فرماید: «هنگامی که پروردگارش به او گفت:تسلیم شو، گفت: به پروردگار جهانیان تسلیم شدم»[۷]. امیرمؤمنان(ع) در آغاز وصیت خود، با اقتباس از قرآن کریم، می‌فرماید: ﴿قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ[۸][۹] امام صادق(ع) در پاسخ به این پرسش که حقیقت عبودیت چیست، می‌فرماید: «خود را مالک و مدبر خویش ندانستن و به فرمان‌های الهی گردن نهادن»[۱۰]. عبودیت ارادی نیز - چون عبودیت عام - از ربوبیت الهی سرچشمه می‌گیرد: «به عبودیت خود اقرار می‌کنم و به ربوبیت او شهادت می‌دهم»[۱۱]. ربوبیت خداوند بر هر پدیده‌ای متناسب با آن پدیده است.انسان، که از ویژگی آگاهی و اراده برخوردار است، بر دو نوع ربوبیت جای دارد: ربوبیت عام که مربوط به امور تکوینی است، و ربوبیت خاص که مربوط به امور اختیاری است. عبودیت انسان نسبت به ربوبیت گونه نخست، جبری و غیر اختیاری است، اما عبودیتش نسبت به ربوبیت گونه دوم، انتخابی و اختیاری است. همچنان‌که پدیده‌ها با عبودیت ذاتی خود و تحت سنت‌ها و قوانین الهی به کمال می‌رسند،انسان نیز با عبودیت انتخابی راه تکامل را می‌پیماید و به کمال و سعادت می‌رسد. بندگی، دارای ارزشی والا است که منبع و ملاک ارزش‌ها و فضیلت‌ها به حساب می‌آید[۱۲].توکل، تفویض، رضا و دیگر مقامات معنوی، همه از این حقیقت ارزشمند سرچشمه می‌گیرند. با تثبیت عبودیت در نفس انسان، او عنوان پرارج «عبدالله» می‌یابد؛ مقام بلند و رفیعی که هدف غایی همه انبیا و اولیا بوده است. خداوند از بهترین و کامل‌ترین انسان‌ها، یعنی پیامبران، با عنوان «عبد» یاد می‌کند: ﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ[۱۳]. امیرمؤمنان(ع) نیز عبودیت و عبد بودن خویش را بالاترین افتخار می‌داند[۱۴].

روحیه عبودیت و احساس بندگی، موجب می‌شود انسان در تمام مراحل و ابعاد زندگی، اعمال و رفتارش را مطابق خواست و رضای الهی تنظیم کند و آن چه او را به مقام قرب معبود می‌رساند، انجام دهد و این همان عبادت است. به عبارت دیگر، کسی که عبودیت و بندگی خدا را پذیرفته است، همواره در تلاش است تا در سایه عبادت، خود را هر چه بیش‌تر به خدا نزدیک کند. همچنین باید افزود که عبودیت خداوند، راهی صعودی است که منازل و مراتب بسیار دارد؛ از مراتب ضعیف آغاز می‌شود و تا بدان جا می‌رود که اندر وهم ناید که آن عبودیت مطلق است. عبودیت - مانند عبادت - از نظر کمی و کیفی تجزیه‌بردار است[۱۵]. ممکن است کسی در برخی امور عبد خدا باشد و در برخی امور چنین نباشد. همچنین، ممکن است عبودیتانسان ناشی از انگیزه‌هایی چون خوف و رجا باشد و ممکن است از انگیزه‌های متعالی چون محبت و رضا سرچشمه گیرد؛ به عبارت دیگر، عبد دو گونه است: عبد کامل و عبد ناقص، نقصان عبودیت نیز دارای مراتب فراوان است. همین تفاوت در مراتب عبودیت، به صورت درجات متفاوت در بهشت جلوه‌گر می‌شود[۱۶].

همچنین آهنگ حرکت در مسیر عبودیت، گاهی شتابان و گاه آهسته و کند است. مولا با اشاره به انواع تلاش‌گران در این راه می‌فرماید: «تلاش‌گر شتابان، نجات یافت و جوینده کندرو، امیدوار است..».[۱۷]. امیرمؤمنان(ع) همواره برترین مقام‌های عبودیت و بندگی را از خدا خواسته است: «خدایا،... من را از نزدیک‌ترین منزلت‌داران نزد خود گردان و از مخصوص‌ترین مقربانت قرار ده»[۱۸]. و می‌دانیم که او چنین بوده است.[۱۹]

عبادت را جایگاهی مهم و بنیادین در آموزه‌های پیامبران است و یکی از پیام‌های اصلی آنان را تشکیل می‌دهد: «خداوند، پیامبر را به سوی مردم فرستاد... تا آنان را به توحید و... عبادت خود فرا خواند»[۲۰]. بخش مهمی از برنامه ادیان الهی را عبادات تشکیل می‌دهند؛ چنان‌که خود پیامبران و امامان نیز همواره از عابدترین مردم بوده‌اند. بنابراین دین‌شناسی بی‌عبادت‌شناسی ممکن نیست؛ همان‌گونه که علی‌شناسی، بی‌عبادت‌شناسی او میسر نخواهد بود.

یک پرسش بنیادین درباره عبادت این است که چرا انسان باید خدا را عبادت کند و به تعبیر دیگر، فلسفه عبادت چیست؟ پاسخ این پرسش را باید در حقیقت انسان و ساختار وجودی‌اش جست. از دیدگاه ادیان الهی هر چند انسان در جهان مادی زندگی می‌کند و محکوم قوانین آن است، شخصیت راستینش را بعد روحی و معنوی او تشکیل می‌دهد که انتساب ویژه به خداوند دارد: «... سپس خداوند از روح خود در آن =کالبد انسان دمید»[۲۱]. همین ویژگی، یعنی حامل روح الهی بودن است که به انسان شخصیت خاص و ممتاز بخشیده و او را سرشار از استعدادهای توحیدی و معنوی کرده است. عبادت و پرستش – همان‌گونه که گفته شد - برای انسان - به مقتضای ساختار وجودی‌اش - کمال است و عامل به فعلیت رسیدن استعدادهای شگرف معنوی او است. مولا می‌فرماید: «یاد خدا، نور و رشد است»[۲۲]. از این رو، تکامل همه جانبه انسان، بی‌عبادت هرگز تحقق نمی‌یابد. اگر کسی فرضاً در ابعاد دیگر به کمال برسد، اما اهل عبادت نباشد، فردی ناقص است که بخش اصلی وجودش واپس‌گراییده است. عبادت - به گفته مولا- غذای روح است[۲۳] و کسی که از این غذای معنوی بی‌بهره باشد، روحش رشد نخواهد کرد.

از دیدگاه امیرمؤمنان(ع) انسان برای تکامل آفریده شده و این تکامل از گذر عبادت امکان‌پذیر است. بنابراین، می‌توان گفت که اساساً انسان برای عبادت آفریده شده است؛ چنان‌که مولا می‌فرماید: «... خداوند شما را برای عبادت خویش آفرید»[۲۴]. قرآن نیز می‌فرماید: «جن و انس را جز برای عبادت خود نیافریدم»[۲۵]. بنابراین، عبادت برای انسان نیازی روحی و ضرورتی تکاملی و در همان حال هماهنگی با آفرینش است.[۲۶]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. بحارالانوار، ج۳۸، ص۵۵۷.
  2. بحارالانوار، ج۳۸، ص۵۵۷.
  3. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۱.
  4. ﴿وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ «او پروردگار هر چیز است» سوره انعام، آیه ۱۶۴.
  5. نهج البلاغه، خطبه ۹۶.
  6. ساکت، محمد حسین، مقاله «کرامت انسان»، دانشنامه امام علی، ج۴، ص ۲۸۰.
  7. ﴿إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ «آنگاه که پروردگارش بدو فرمود: فرمانبردار باش» سوره بقره، آیه ۱۳۱.
  8. «بگو: بی‌گمان نمازم و نیایشم و زندگیم و مرگم از آن خداوند پروردگار جهانیان است» سوره انعام، آیه ۱۶۲.
  9. محمودی، محمدباقر، نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه، ج۲، ص۷۴۵.
  10. بحارالانوار، ج۱، ص۲۲۵. (نقل به معنا).
  11. فرازی از خطبه پیامبر(ص) در غدیر خم. (نیشابوری، ابن فتال، روضة الواعظین، ج۱، ص۹۲).
  12. المیزان. ج۱، ص۱۹۳.
  13. «پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی - که پیرامون آن را خجسته گردانده‌ایم- برد تا از نشانه‌هایمان بدو نشان دهیم، بی‌گمان اوست که شنوای بیناست» سوره اسراء، آیه ۱.
  14. بحارالانوار، ج۳۸، ص۳۴۰. امام صادق(ع) می‌فرماید: «خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد، مگر این که از او سه تعهد گرفت: نخست اقرار به عبودیت خداوند..».. (الکافی، ج۱، ص۱۴۷).
  15. البته کمیت در عبودیت نیز به نوعی به کیفیت در عبودیت باز می‌گردد.
  16. نهج البلاغه، خطبه ۱۱۶.
  17. نهج البلاغه، خطبه ۵۸.
  18. «وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَحْسَنِ عَبِيدِكَ نَصِيباً عِنْدَكَ وَ أَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ وَ أَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ»؛ (دعای کمیل).
  19. ساکت، محمد حسین، مقاله «کرامت انسان»، دانشنامه امام علی، ج۴، ص ۲۸۱.
  20. نهج السعاده. ج۱، ص۱۴۹.
  21. نهج البلاغه، خطبه ۱.
  22. تصنیف غررالحکم، ص۱۸۹.
  23. مولا درباره اینکه «ذکر» روح عبادت است، می‌فرماید: «ذکر خدا، غذای جان‌ها است.»... (تصنیف غررالحکم، ص۱۸۹).
  24. نهج السعاده، ج۲، ص۱۰۹.
  25. ﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ «و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.
  26. ساکت، محمد حسین، مقاله «کرامت انسان»، دانشنامه امام علی، ج۴، ص ۲۸۵.