اصحاب سبت
معناشناسی
سبت در لغت به معنای قطع است. واژه سبت در زبان عربی به معنای دست کشیدن از کار و استراحت کردن است و از زبانهای کهن سامی وام گرفته شده است[۱]. واژه سبت از دیرباز در میان عبرانیان افزون بر استعمال معمول آن به مفهوم لغوی به معنی روز شنبه و با واژه «عِرِب» به معنای شب و روز سبت (شب شنبه) به کار میرفته است[۲].
مراجع مسلمان سبت را یک واژه اصیل عربی، گرفته شده از سَبَتَ به معنای بریدن و قطع کردن میدانند و توضیح میدهند که چون خداوند در روز هفتم کار خویش را قطع کرد این روز نسبت خوانده شد[۳].[۴]
اصحاب سبت در قرآن
این واژه بهصورت صریح تنها یک بار در آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا﴾[۵] به کار رفته است؛ ولی در برخی آیات دیگر[۶] نیز داستان این قوم و سرانجام آنان بیان گردیده است.
"اصحاب سبت" از قوم بنیاسرائیل بودند و در شهری ساحلی بهنام "اَیله"[۷] میان "مصر" و "مدین" یا "مدین" یا "طبریه" یا "مقنا" (که بین "مدین" و "عینونا" قرار داشته) زندگی میکردهاند[۸]. این قوم در عصر پیامبری حضرت داوود(ع) بوده[۹] و شمار آنان را ۰۰۰ / ۷۰ یا ۰۰۰ / ۱۲ نفر گفتهاند[۱۰]. خداوند یهود را به امساک [خودداری از کار] و تعظیم روز جمعه فرمان داد[۱۱]؛ اما آنان در این فرمان الهی اختلاف کرده، با این باور که روز شنبه به سبب پایان یافتن آفرینش آسمانها و زمین در آن روز بزرگترین روزهاست[۱۲]، از پذیرفتن روزی جز شنبه سرباز زده، فرمان خداوند را نادیده گرفتند، از اینرو خداوند نیز کار را بر آنها سخت گرفت و کار کردن در آن روز از جمله صید ماهی که با توجه به ساحلی بودن محل سکونتشان از کارهای رایج و مهم آن قوم بود، بر آنها حرام گشت[۱۳]. یهودیان تا مدتی بر این فرمان پایبند بوده، در روزهای شنبه با تعطیل کردن کار به عبادت و استراحت میپرداختند؛ ولی ماهیان چون روزهای شنبه خود را در امان میدیدند بهصورت انبوه در کنارههای دریا و روی آب نمایان میشدند، بهگونهای که سطح آب دیده نمیشد، ولی در روزهای دیگر به زیر آب رفته و جز شمار اندکی بر روی آب نمیآمدند. آنان مدتی این وضع را تحمل کرده، مانند گذشتگان و پدرانشان از صید ماهی در روز شنبه پرهیز میکردند؛ ولی پس از آن نتوانستند بر تمایلات نفسانی خود چیره شوند و چون از یک سو نمیخواستند از فرمان الهی سرپیچی کرده، گرفتار کیفر شوند و از سوی دیگر حاضر نبودند از خیل ماهیان روز شنبه بیبهره باشند به حیلهای دست زدند که ظاهر آن فرمانبری و باطنش نافرمانی بود. آنان در کنار دریا حوضچههایی حفر کرده و از طرف دریا جویهایی را به این حوضچهها کشیدند. روز شنبه هنگامی که آب دریا بالا میآمد به وسیله این جویها ماهیان زیادی به سوی حوضچهها هدایت میشدند و هنگامی که آب دریا پایین میآمد در آن حوضچهها گرفتار میشدند و در روز یک شنبه آنها را صید میکردند[۱۴]. برخی نیز گفتهاند: آنها در شب شنبه تورهای ماهیگیری را میگستراندند و چون روز شنبه ماهیان زیادی در تورها جمع میشد روز یک شنبه تورها را جمعآوری میکردند و از این راه اموال فراوانی بهدست میآوردند[۱۵]. در آغاز، این کار با ترس و پنهانی صورت میگرفت؛ ولی به تدریج در میان آنان گسترش یافت و صورتی آشکار به خود گرفت؛ اما در برابر این گروه که با حیله به صید ماهی میپرداختند دو گروه دیگر وجود داشتند: گروهی که نه به صید ماهی میپرداختند و نه صیادان را از این کار نهی میکردند و موعظه آنها را بیفایده دانسته، میگفتند: آنان را به حال خود واگذارید تا نابود، یا به عذاب الهی گرفتار شوند، گروه دیگر کسانی بودند که به فرمانهای پیامبرشان پایبند بوده و به امید اینکه گناهکاران به سخنانشان گوش فرا داده از این عمل دست بکشند به هدایت گمراهان پرداخته و آنان را از این کار باز میداشتند. این گروه که به گفته برخی حدود ۰۰۰ / ۱۰ نفر[۱۶] بودند هنگامی که دیدند سخنانشان در گناهکاران اثری ندارد از آنان جدا شدند[۱۷]. به تصریح قرآن، گروهی که در برابر این منکر ساکت نشده و نهی از منکر نمودند، نجات یافته، گرفتار عذاب نشدند[۱۸]؛ اما درباره گروه دوم که نهی از منکر را ترک کردند برخی از مفسران گفتهاند که آنها نیز نجات یافتند[۱۹]. برخی دیگر میگویند: آنان دچار عذاب شده، بهصورت مورچه مسخ شدند[۲۰] زیرا خداوند فقط نهی کنندگان از منکر را از نجات یافتگان خوانده است[۲۱]؛ گروهی از مفسران نیز درباره آنان سکوت کرده، سرانجام آنان را نامعلوم دانستهاند[۲۲]. امّا گروهی که ماهی صید میکردند بهصورت میمون مسخ شدند: ﴿فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ مَا نُهُوا عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ﴾[۲۳]. طبق برخی روایات و گفته مفسران و مورخان بعد از سه[۲۴] یا ۷[۲۵] روز باد و باران شدیدی همه آنان را به درون دریا ریخت و هیچ فردی از آنان بر روی خشکی نماند[۲۶].[۲۷]
عبرتهای داستان اصحاب سبت
بیان داستان اصحاب سبت درسی برای همگان است، گرچه تنها پرهیزکاران از این درس بهره میبرند. مفسران گفتهاند: این آیه خطاب به یهودیان زمان رسول اکرم(ص) است و مراد از ذکر این داستان میتواند دو چیز باشد:
- اظهار معجزه حضرت محمد(ص)؛ زیرا آن حضرت به رغم نخواندن کتاب و نوشتهای، از داستانهای گذشتگان خبر داد[۲۸].
- اندرز و هشداری است به یهودیان زمانِ حضرت رسول(ص) که ممکن است شما هم بر اثر تمرد از فرمانهای خدا گرفتار چنین عذابی شوید. برخی نیز آن را برای اندرز و پند اقوام دیگر دانستهاند[۲۹].
درس دیگرِ این داستان اهمیت "نهی از منکر" و سکوت نکردن در برابر پلیدیهاست؛ زیرا کسانی که در برابر گناه صیادان سکوت نکردند از عذاب نجات یافتند[۳۰] و نیز برخی مفسران از این داستان استفاده کردهاند که امید نداشتن به تأثیر نهی از منکر مجوّز ترک این واجب نمیشود[۳۱].[۳۲]
منابع
پانویس
- ↑ لسانالعرب، ج ۶، ص۱۴۱؛ الصحاح، ج ۱، ص۲۵۰؛ اساس البلاغه، ص۲۰۰، «سبت».
- ↑ دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۹، ص۱۳۵.
- ↑ کتاب مقدس، پیدایش ۲: ۲ ـ ۴؛ التحقیق، ج ۵، ص۱۶، «سبت»؛ التبیان، ج ۱، ص۲۹۰.
- ↑ کدخدایی، مرضیه السادات، مقاله «اصحاب السبت»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص۲۵۱-۲۵۲؛ روحی، ابوالفضل، مقاله «اصحاب سبت»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۳، ص۴۰۸-۴۱۱.
- ↑ «ای اهل کتاب! به آنچه فرستادهایم که کتاب آسمانی نزد شما را راست میشمارد ایمان بیاورید، پیش از آنکه چهرههایی را ناپدید سازیم و آنان را واپس گردانیم یا آنان را لعنت کنیم چنان که «اصحاب سبت» را لعنت کردیم و فرمان خداوند، انجام یافتنی است» سوره نساء، آیه ۴۷.
- ↑ سوره بقره، آیه ۶۵-۶۶؛ سوره نساء، آیه ۱۵۴؛ سوره مائده، آیه ۷۸؛ سوره اعراف، آیه ۱۶۳؛ سوره نحل، آیه ۱۲۴.
- ↑ کشفالاسرار، ج ۱، ص۲۲۳؛ مجمعالبیان، ج ۴، ص۷۵۶؛ تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص۱۲۶.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۴، ص۷۵۶؛ بحارالانوار، ج ۱۴، ص۶۰؛ المیزان، ج ۸، ص۳۰۲.
- ↑ تفسیر بیضاوی، ج ۱، ص۱۰۹.
- ↑ کشف الاسرار، ج ۱، ص۲۲۲؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۷۵۶.
- ↑ نورالثقلین، ج ۱، ص۸۷.
- ↑ کتاب مقدس، خروج۳۱: ۱۲ ـ ۱۸؛ تثنیه۵: ۱۲ـ۱۶.
- ↑ تفسیر ابنکثیر، ج ۱، ص۱۱۰؛ تفسیر بیضاوی، ج ۱، ص۱۰۹؛ المیزان، ج ۱۱، ص۳۷۰.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۴، ص۷۵۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۹۴؛ نورالثقلین، ج ۱، ص۸۶.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۴، ص۷۵۶؛ تفسیر ابنکثیر، ج ۱، ص۱۰۹؛ نمونه، ج ۶، ص۴۲۳.
- ↑ بحارالانوار، ج ۱۴، ص۵۶.
- ↑ تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۱۲۱؛ فی ظلالالقرآن، ج ۳، ص۱۳۸۵؛ روضالجنان، ج ۱، ص۳۲۳.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۱۶۵.
- ↑ الکشاف، ج ۲، ص۱۷۱؛ مجمعالبیان، ج ۴، ص۷۵۸؛ الدرالمنثور، ج ۳، ص۵۸۸.
- ↑ کنزالدقائق، ج ۵، ص۲۲۳؛ بحارالانوار، ج ۱۴، ص۵۴؛ سعدالسعود، ص۲۲۰.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۱۶۵.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۴، ص۷۵۶؛ تفسیر بغوی، ج ۲، ص۱۷۵.
- ↑ «و چون از (ترک) آنچه از آن باز داشته شده بودند سرپیچیدند به آنان فرمودیم:» سوره اعراف، آیه ۱۶۶.
- ↑ التبیان، ج۱، ص۲۹۰؛ روضالجنان، ج۱، ص۳۲۴؛ تفسیر صدرالمتألهین ج ۳، ص۴۶۸.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۴، ص۷۵۹؛ البحرالمحیط، ج ۱، ص۳۹۸.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۱، ص۲۶۴.
- ↑ روحی، ابوالفضل، مقاله «اصحاب سبت»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۳، ص۴۰۸-۴۱۱؛ کدخدایی، مرضیه السادات، مقاله «اصحاب السبت»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص۲۵۱-۲۵۲؛ مکارم شیرازی، ناصر، قصههای قرآن، ص ۳۳۱.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۱۱۰.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱، ص۲۶۵.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۱۶۵.
- ↑ جامع البیان، مج ۶، ج ۹، ص۱۲۴ ـ ۱۲۵؛ التبیان، ج ۵، ص۱۳.
- ↑ روحی، ابوالفضل، مقاله «اصحاب سبت»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۳، ص۴۱۲؛ مکارم شیرازی، ناصر، قصههای قرآن، ص ۳۳۱.