اصحاب سبت در قرآن
معناشناسی
سبت در لغت به معنای قطع است. واژه سبت در زبان عربی به معنای دست کشیدن از کار و استراحت کردن است و از زبانهای کهن سامی وام گرفته شده است[۱]. پژوهشگران در پی یافتن ریشه این کلمه با توجه به ریشه سبت خاستگاه آن را در زبانهای آشوری (شب اتو)، آرامی و سریانی (شب تا) و عبری باستان (شابت) بازجستهاند؛ بنابراین مبنا و تحقیقات زبانشناختی و تاریخی، بیشتر محققان برآنند که این واژه از زبان آرامی و شاید عبری به زبان عربی وارد شده است. واژه سبت از دیرباز در میان عبرانیان افزون بر استعمال معمول آن به مفهوم لغوی به معنی روز شنبه و با واژه «عِرِب» به معنای شب و روز سبت (شب شنبه) به کار میرفته است[۲].
مراجع مسلمان سبت را یک واژه اصیل عربی، گرفته شده از سَبَتَ به معنای بریدن و قطع کردن میدانند و توضیح میدهند که چون خداوند در روز هفتم کار خویش را قطع کرد این روز نسبت خوانده شد[۳]. تردیدی نیست که واژه از زبان آرامی و احتمالاً از یک واژه یهودی گرفته شده نه از واژه سریانی[۴]. سبت مأخوذ از لفظ عربی «شابات» به معنی آرام است. به موجب سفر تکوین در تورات، خداوند جهان را در شش روز آفرید و روز هفتم بیاسود و از این روی بر آدمیان لازم است که پس از شش روز کار یک روز استراحت داشته باشند. لفظ سبت در فارسی به صورت شنبه در آمده و نص سفر تکوین روز مشخصی را جهت استراحت و بیکاری تعیین نکرده است[۵].[۶]
اصحاب سبت در قرآن
این واژه بهصورت صریح تنها یک بار در آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا﴾[۷] به کار رفته است؛ ولی در آیات ﴿وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ فَجَعَلْنَاهَا نَكَالًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ﴾[۸]؛ ﴿وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُلْنَا لَهُمْ لَا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا﴾[۹]؛ ﴿لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ﴾[۱۰]؛ ﴿وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ﴾[۱۱] و ﴿إِنَّمَا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ﴾[۱۲] داستان این قوم و سرانجام آنان بیان گردیده است.
"اصحاب سبت" از قوم بنیاسرائیل بودند: ﴿لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ﴾[۱۳] و در شهری ساحلی بهنام "اَیله"[۱۴] میان "مصر" و "مدین" یا "مدین" یا "طبریه" یا "مقنا" (که بین "مدین" و "عینونا" قرار داشته) زندگی میکردهاند[۱۵]. این قوم در عصر پیامبری حضرت داوود(ع) بوده[۱۶] و شمار آنان را ۰۰۰ / ۷۰ یا ۰۰۰ / ۱۲ نفر گفتهاند[۱۷]. گروهی از مورخان و مفسران نیز آنها را بخشی از قوم ثمود پنداشتهاند که بر اثر همجواری با بنیاسرائیل به دیانت یهود گرویدهاند[۱۸]. خداوند یهود را به امساک [خودداری از کار] و تعظیم روز جمعه فرمان داد[۱۹]؛ اما آنان در این فرمان الهی اختلاف کرده، با این باور که روز شنبه به سبب پایان یافتن آفرینش آسمانها و زمین در آن روز بزرگترین روزهاست[۲۰]، از پذیرفتن روزی جز شنبه سرباز زده، فرمان خداوند را نادیده گرفتند، از اینرو خداوند نیز کار را بر آنها سخت گرفت و کار کردن در آن روز از جمله صید ماهی که با توجه به ساحلی بودن محل سکونتشان از کارهای رایج و مهم آن قوم بود، بر آنها حرام گشت[۲۱]. ﴿إِنَّمَا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ﴾[۲۲] یهودیان تا مدتی بر این فرمان پایبند بوده، در روزهای شنبه با تعطیل کردن کار به عبادت و استراحت میپرداختند؛ ولی ماهیان چون روزهای شنبه خود را در امان میدیدند بهصورت انبوه در کنارههای دریا و روی آب نمایان میشدند، بهگونهای که سطح آب دیده نمیشد: ﴿وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ﴾[۲۳]؛ ولی در روزهای دیگر به زیر آب رفته و جز شمار اندکی بر روی آب نمیآمدند: ﴿وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ﴾ آنان مدتی این وضع را تحمل کرده، مانند گذشتگان و پدرانشان از صید ماهی در روز شنبه پرهیز میکردند؛ ولی پس از آن نتوانستند بر تمایلات نفسانی خود چیره شوند و چون از یک سو نمیخواستند از فرمان الهی سرپیچی کرده، گرفتار کیفر شوند و از سوی دیگر حاضر نبودند از خیل ماهیان روز شنبه بیبهره باشند به حیلهای دست زدند که ظاهر آن فرمانبری و باطنش نافرمانی بود. آنان در کنار دریا حوضچههایی حفر کرده و از طرف دریا جویهایی را به این حوضچهها کشیدند. روز شنبه هنگامی که آب دریا بالا میآمد به وسیله این جویها ماهیان زیادی به سوی حوضچهها هدایت میشدند و هنگامی که آب دریا پایین میآمد در آن حوضچهها گرفتار میشدند و در روز یک شنبه آنها را صید میکردند[۲۴]. برخی نیز گفتهاند: آنها در شب شنبه تورهای ماهیگیری را میگستراندند و چون روز شنبه ماهیان زیادی در تورها جمع میشد روز یک شنبه تورها را جمعآوری میکردند و از این راه اموال فراوانی بهدست میآوردند[۲۵]. در آغاز، این کار با ترس و پنهانی صورت میگرفت؛ ولی به تدریج در میان آنان گسترش یافت و صورتی آشکار به خود گرفت؛ اما در برابر این گروه که با حیله به صید ماهی میپرداختند دو گروه دیگر وجود داشتند: گروهی که نه به صید ماهی میپرداختند و نه صیادان را از این کار نهی میکردند و موعظه آنها را بیفایده دانسته، میگفتند: آنان را به حال خود واگذارید تا نابود، یا به عذاب الهی گرفتار شوند: ﴿وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ﴾[۲۶] گروه دیگر کسانی بودند که به فرمانهای پیامبرشان پایبند بوده و به امید اینکه گناهکاران به سخنانشان گوش فرا داده از این عمل دست بکشند به هدایت گمراهان پرداخته و آنان را از این کار باز میداشتند. این گروه که به گفته برخی حدود ۰۰۰ / ۱۰ نفر[۲۷] بودند هنگامی که دیدند سخنانشان در گناهکاران اثری ندارد از آنان جدا شدند[۲۸]. به تصریح قرآن، گروهی که در برابر این منکر ساکت نشده و نهی از منکر نمودند، نجات یافته، گرفتار عذاب نشدند: ﴿فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ﴾[۲۹]؛ اما درباره گروه دوم که نهی از منکر را ترک کردند برخی از مفسران گفتهاند که آنها نیز نجات یافتند؛ زیرا آیه ﴿فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ﴾[۳۰] آنان را دربرنمیگیرد، چون آنها میدانستند سخنانشان در گناهکاران اثری ندارد[۳۱]. برخی دیگر میگویند: آنان دچار عذاب شده، بهصورت مورچه مسخ شدند[۳۲] و آیه ﴿فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ﴾[۳۳] شامل آنها نیز میشود؛ زیرا خداوند فقط نهی کنندگان از منکر را از نجات یافتگان خوانده است: ﴿فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ﴾[۳۴] گروهی از مفسران نیز درباره آنان سکوت کرده، سرانجام آنان را نامعلوم دانستهاند[۳۵]. امّا گروهی که ماهی صید میکردند بهصورت میمون مسخ شدند: ﴿فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ مَا نُهُوا عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ﴾[۳۶] آیه ﴿وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ﴾[۳۷] نیز تجاوزکاری اصحاب سبت و مسخ شدن آنان به میمون را گزارش میکند. و طبق برخی روایات و گفته مفسران و مورخان بعد از سه[۳۸] یا ۷[۳۹] روز باد و باران شدیدی همه آنان را به درون دریا ریخت و هیچ فردی از آنان بر روی خشکی نماند[۴۰]؛ همچنین بنابر نظر بیشتر مفسران از آیه ﴿لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ﴾[۴۱] برمیآید که قومی که بر اثر نافرمانی از دستور خدا مورد لعن حضرت داوود قرار گرفتند همان اهل "اَیله" بودند و به سبب بیاعتنایی به حرمت صید ماهی در روز شنبه حضرت داوود آنان را نفرین کرد و گفت: «خدایا آنها را لباس لعنت و عذاب بپوشان» و خداوند آنها را بهصورت میمون مسخ کرد[۴۲]. از دیگر آیاتی که مفسران آن را درباره گناه اصحاب سبت دانستهاند آیه ﴿قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذَلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولَئِكَ شَرٌّ مَكَانًا وَأَضَلُّ عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ﴾[۴۳] است که ضمیر «مِنهُم» در آن به اصحاب سبت باز میگردد. بر اثر گناهی که مرتکب شده بودند خداوند جوانان آنها را به میمون و پیرانشان را به خوک مسخ کرد[۴۴]. برخی دیگر نیز گفتهاند: کسانیکه به میمون مسخ شدند اصحاب سبت و کسانی که به خوک مسخ شدند کافرانی بودند که پس از معجزه حضرت عیسی(ع) و نزول مائده آسمانی همچنان بر کفر خود اصرار ورزیدند[۴۵]. شایان ذکر است که ﴿قِرَدَةَ﴾ در قرآن فقط در سه آیه پیش گفته آمده و همه موارد مربوط به داستان اصحاب سبت است[۴۶].
کیفیت مسخ اصحاب سبت
مفسران درباره کیفیت مسخ اختلاف نظر دارند؛ بیشتر آنان در ذیل یکی از آیاتی که درباره اصحاب سبت آمده تصریح دارند که مسخ آنها جسمانی بوده[۴۷] و آنان بهصورت میمون و خوک درآمدند، بهگونهای که مردم نیز آنان را با این هیئت مشاهده کردند[۴۸]. حتی برخی از مفسران گفتهاند: مردان آنها بهصورت میمونهای نرینه و زنانشان به میمونهای مادینه مسخ شدند[۴۹]. صدرالمتألهین نیز با بیان استدلالی، بر این باور است که مسخ این قوم میتواند جسمانی باشد و دلیلی بر استحاله آن نیست[۵۰]. در برابر قول اول، گروهی با استناد به اینکه مسخ جسمانی مستلزم بازگشت موجود بالفعل به موجود بالقوه است گفتهاند: مسخ نمیتواند جسمانی باشد، بلکه قلوبشان مسخ شد[۵۱]. علامه طباطبایی ضمن پذیرش استحاله بازگشت موجود بالفعل به موجود بالقوه، مسخ را از مصادیق آن ندانسته و قول اول را میپذیرد[۵۲].[۵۳]
عبرتهای داستان اصحاب سبت
بیان داستان اصحاب سبت درسی برای همگان است، گرچه تنها پرهیزکاران از این درس بهره میبرند: ﴿فَجَعَلْنَاهَا نَكَالًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ﴾[۵۴] مفسران گفتهاند: این آیه خطاب به یهودیان زمان رسول اکرم(ص) است و مراد از ذکر این داستان میتواند دو چیز باشد:
- اظهار معجزه حضرت محمد(ص)؛ زیرا آن حضرت به رغم نخواندن کتاب و نوشتهای، از داستانهای گذشتگان خبر داد[۵۵].
- اندرز و هشداری است به یهودیان زمانِ حضرت رسول(ص) که ممکن است شما هم بر اثر تمرد از فرمانهای خدا گرفتار چنین عذابی شوید. برخی نیز آن را برای اندرز و پند اقوام دیگر دانستهاند[۵۶]. گروهی از مفسران نیز منظور از متقین در آیه ﴿وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ﴾ را امت حضرت محمد(ص) دانستهاند[۵۷]؛ همچنین از آیه ﴿وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ﴾[۵۸] بر میآید که داستان این قوم در کتب مقدس پیشین نیز بیان شده است؛ زیرا مخاطب ﴿عَلِمْتُمُ﴾ یهودیان هستند. در آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا﴾[۵۹] نیز اهلکتاب را از دچار شدن به عذاب اصحاب سبت برحذر داشته و آنها را نیز به اینگونه عذابها تهدید میکند. از این آیه نیز چنین برمیآید که اهل کتاب نیز از گناه و عذاب این قوم آگاهی داشتهاند که خداوند به آنها یادآوری میکند.
درس دیگرِ این داستان اهمیت "نهی از منکر" و سکوت نکردن در برابر پلیدیهاست؛ زیرا کسانی که در برابر گناه صیادان سکوت نکردند از عذاب نجات یافتند: ﴿فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ﴾[۶۰] و نیز برخی مفسران از این داستان استفاده کردهاند که امید نداشتن به تأثیر نهی ازمنکر مجوّز ترک این واجب نمیشود[۶۱]، زیرا نهی کنندگان از منکر، در پاسخ کسانی که این عمل را بیفایده میدانستند و میگفتند: ﴿وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ﴾[۶۲] گفتند: نهی از منکر ما برای این است که در برابر خدا عذری داشته باشیم یا اینکه شاید هم نهی ما اثر کرده، آنها از این عمل دست بکشند: ﴿وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ﴾[۶۳].[۶۴].[۶۵]
منابع
پانویس
- ↑ لسانالعرب، ج ۶، ص۱۴۱؛ الصحاح، ج ۱، ص۲۵۰؛ اساس البلاغه، ص۲۰۰، «سبت».
- ↑ دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۹، ص۱۳۵.
- ↑ کتاب مقدس، پیدایش ۲: ۲ ـ ۴؛ التحقیق، ج ۵، ص۱۶، «سبت»؛ التبیان، ج ۱، ص۲۹۰.
- ↑ واژههای دخیل، ص۲۴۶-۲۴۷.
- ↑ اعلام قرآن، ص۱۵۲-۱۵۵.
- ↑ کدخدایی، مرضیه السادات، مقاله «اصحاب السبت»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص۲۵۱-۲۵۲؛ روحی، ابوالفضل، مقاله «اصحاب سبت»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۳، ص۴۰۸-۴۱۱.
- ↑ «ای اهل کتاب! به آنچه فرستادهایم که کتاب آسمانی نزد شما را راست میشمارد ایمان بیاورید، پیش از آنکه چهرههایی را ناپدید سازیم و آنان را واپس گردانیم یا آنان را لعنت کنیم چنان که «اصحاب سبت» را لعنت کردیم و فرمان خداوند، انجام یافتنی است» سوره نساء، آیه ۴۷.
- ↑ «و میان خود، آنان را که در روز شنبه از اندازه در گذشتند شناختهاید که به آنها گفتیم بوزینگانی باشید، رانده و آن را پندی برای هم روزگاران و آیندگان آن (رویداد) و اندرزی برای پرهیزگاران کردیم» سوره بقره، آیه ۶۵-۶۶.
- ↑ «و «طور» را بر فراز سرشان برای (گرفتن) پیمانشان برافراشتیم و به آنان گفتیم که از این در، با فروتنی در آیید و به آنها گفتیم در روز (های) شنبه (از حکم تحریم صید ماهی) تجاوز نکنید و از آنان پیمانی استوار گرفتیم» سوره نساء، آیه ۱۵۴.
- ↑ «کافران از بنی اسرائیل بر زبان داوود و عیسی پسر مریم لعنت شدهاند از این رو که نافرمانی ورزیدند و تجاوز میکردند» سوره مائده، آیه ۷۸.
- ↑ «و از ایشان درباره شهری که در کرانه دریا بود بپرس، آنگاه که (از حکم حرام بودن ماهیگیری) در روز شنبه تجاوز میکردند زیرا روز شنبه آنان ماهیهاشان نزد ایشان روی آب میآمدند و روزی که شنبهشان نبود نزد آنان نمیآمدند، بدینگونه آنها را برای آنکه نافرمانی می» سوره اعراف، آیه ۱۶۳.
- ↑ «(احکام روز) شنبه تنها برای آنان که در آن اختلاف میورزیدند مقرّر شد و به راستی پروردگارت روز رستخیز در آنچه در آن اختلاف میورزیدند میان آنان داوری میکند» سوره نحل، آیه ۱۲۴.
- ↑ «کافران از بنی اسرائیل بر زبان داوود و عیسی پسر مریم لعنت شدهاند از این رو که نافرمانی ورزیدند و تجاوز میکردند» سوره مائده، آیه ۷۸.
- ↑ کشفالاسرار، ج ۱، ص۲۲۳؛ مجمعالبیان، ج ۴، ص۷۵۶؛ تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص۱۲۶.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۴، ص۷۵۶؛ بحارالانوار، ج ۱۴، ص۶۰؛ المیزان، ج ۸، ص۳۰۲.
- ↑ تفسیر بیضاوی، ج ۱، ص۱۰۹.
- ↑ کشف الاسرار، ج ۱، ص۲۲۲؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۷۵۶.
- ↑ المیزان، ج ۸، ص۳۰۲.
- ↑ نورالثقلین، ج ۱، ص۸۷.
- ↑ کتاب مقدس، خروج۳۱: ۱۲ ـ ۱۸؛ تثنیه۵: ۱۲ـ۱۶.
- ↑ تفسیر ابنکثیر، ج ۱، ص۱۱۰؛ تفسیر بیضاوی، ج ۱، ص۱۰۹؛ المیزان، ج ۱۱، ص۳۷۰.
- ↑ «(احکام روز) شنبه تنها برای آنان که در آن اختلاف میورزیدند مقرّر شد و به راستی پروردگارت روز رستخیز در آنچه در آن اختلاف میورزیدند میان آنان داوری میکند» سوره نحل، آیه ۱۲۴.
- ↑ «و از ایشان درباره شهری که در کرانه دریا بود بپرس، آنگاه که (از حکم حرام بودن ماهیگیری) در روز شنبه تجاوز میکردند زیرا روز شنبه آنان ماهیهاشان نزد ایشان روی آب میآمدند و روزی که شنبهشان نبود نزد آنان نمیآمدند، بدینگونه آنها را برای آنکه نافرمانی میکردند، میآزمودیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۳.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۴، ص۷۵۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۹۴؛ نورالثقلین، ج ۱، ص۸۶.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۴، ص۷۵۶؛ تفسیر ابنکثیر، ج ۱، ص۱۰۹؛ نمونه، ج ۶، ص۴۲۳.
- ↑ «و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از ایشان گفتند: چرا قومی را پند میدهید که خداوند یا آنان را نابود یا به سختی عذاب خواهد کرد؟ گفتند: تا عذری نزد پروردگارتان گردد و باشد که آنان پرهیزگاری ورزند» سوره اعراف، آیه ۱۶۴.
- ↑ بحارالانوار، ج ۱۴، ص۵۶.
- ↑ تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۱۲۱؛ فی ظلالالقرآن، ج ۳، ص۱۳۸۵؛ روضالجنان، ج ۱، ص۳۲۳.
- ↑ «آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز میداشتند رهایی بخشیدیم و ستمورزان را برای آنکه نافرمانی میکردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۵.
- ↑ «آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز میداشتند رهایی بخشیدیم و ستمورزان را برای آنکه نافرمانی میکردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۵.
- ↑ الکشاف، ج ۲، ص۱۷۱؛ مجمعالبیان، ج ۴، ص۷۵۸؛ الدرالمنثور، ج ۳، ص۵۸۸.
- ↑ کنزالدقائق، ج ۵، ص۲۲۳؛ بحارالانوار، ج ۱۴، ص۵۴؛ سعدالسعود، ص۲۲۰.
- ↑ «آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز میداشتند رهایی بخشیدیم و ستمورزان را برای آنکه نافرمانی میکردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۵.
- ↑ «آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز میداشتند رهایی بخشیدیم و ستمورزان را برای آنکه نافرمانی میکردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۵.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۴، ص۷۵۶؛ تفسیر بغوی، ج ۲، ص۱۷۵.
- ↑ «و چون از (ترک) آنچه از آن باز داشته شده بودند سرپیچیدند به آنان فرمودیم:» سوره اعراف، آیه ۱۶۶.
- ↑ «و میان خود، آنان را که در روز شنبه از اندازه در گذشتند شناختهاید که به آنها گفتیم بوزینگانی باشید، رانده» سوره بقره، آیه ۶۵.
- ↑ التبیان، ج۱، ص۲۹۰؛ روضالجنان، ج۱، ص۳۲۴؛ تفسیر صدرالمتألهین ج ۳، ص۴۶۸.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۴، ص۷۵۹؛ البحرالمحیط، ج ۱، ص۳۹۸.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۱، ص۲۶۴.
- ↑ «کافران از بنی اسرائیل بر زبان داوود و عیسی پسر مریم لعنت شدهاند از این رو که نافرمانی ورزیدند و تجاوز میکردند» سوره مائده، آیه ۷۸.
- ↑ المیزان، ج ۶، ص۸۲.
- ↑ «بگو آیا میخواهید از کسانی که نزد خداوند کیفری بدتر از این دارند، آگاهتان گردانم؟» سوره مائده، آیه ۶۰.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۳، ص۳۳۳؛ تفسیر ابنکثیر، ج ۱، ص۱۰۹.
- ↑ کشفالاسرار، ج ۳، ص۱۶۵؛ مجمعالبیان، ج ۳، ص۳۳۳.
- ↑ روحی، ابوالفضل، مقاله «اصحاب سبت»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۳، ص۴۰۸-۴۱۱؛ کدخدایی، مرضیه السادات، مقاله «اصحاب السبت»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص۲۵۱-۲۵۲.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۴، ص۷۵۹؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۳، ص۴۷۲.
- ↑ مجمع البیان، ج ۴، ص۷۵۹؛ سعد السعود، ص۲۱۹.
- ↑ الدرالمنثور، ج ۳، ص۵۸۸.
- ↑ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۳، ص۴۷۲.
- ↑ جامعالبیان، مج ۱، ج ۱، ص۴۷۲؛ البحر المحیط، ج ۱، ص۳۹۷.
- ↑ المیزان، ج ۱، ص۲۰۶.
- ↑ روحی، ابوالفضل، مقاله «اصحاب سبت»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۳، ص۴۱۱-۴۱۲.
- ↑ «و آن را پندی برای هم روزگاران و آیندگان آن (رویداد) و اندرزی برای پرهیزگاران کردیم» سوره بقره، آیه ۶۶.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۱۱۰.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱، ص۲۶۵.
- ↑ تفسیر ابنکثیر، ج ۱، ص۱۱۱؛ البحرالمحیط، ج ۱، ص۳۹۹؛ الدرالمنثور، ج ۱، ص۱۸۵.
- ↑ «و میان خود، آنان را که در روز شنبه از اندازه در گذشتند شناختهاید که به آنها گفتیم بوزینگانی باشید، رانده» سوره بقره، آیه ۶۵.
- ↑ «ای اهل کتاب! به آنچه فرستادهایم که کتاب آسمانی نزد شما را راست میشمارد ایمان بیاورید، پیش از آنکه چهرههایی را ناپدید سازیم و آنان را واپس گردانیم یا آنان را لعنت کنیم چنان که «اصحاب سبت» را لعنت کردیم و فرمان خداوند، انجام یافتنی است» سوره نساء، آیه ۴۷.
- ↑ «آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز میداشتند رهایی بخشیدیم و ستمورزان را برای آنکه نافرمانی میکردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۵.
- ↑ جامع البیان، مج ۶، ج ۹، ص۱۲۴ ـ ۱۲۵؛ التبیان، ج ۵، ص۱۳.
- ↑ «و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از ایشان گفتند: چرا قومی را پند میدهید که خداوند یا آنان را نابود یا به سختی عذاب خواهد کرد؟ گفتند: تا عذری نزد پروردگارتان گردد و باشد که آنان پرهیزگاری ورزند» سوره اعراف، آیه ۱۶۴.
- ↑ «و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از ایشان گفتند: چرا قومی را پند میدهید که خداوند یا آنان را نابود یا به سختی عذاب خواهد کرد؟ گفتند: تا عذری نزد پروردگارتان گردد و باشد که آنان پرهیزگاری ورزند» سوره اعراف، آیه ۱۶۴.
- ↑ جامعالبیان، مج۶، ج۹، ص۱۲۴ـ۱۳۱؛ تفسیرقرطبی، ج ۷، ص۱۹۵.
- ↑ روحی، ابوالفضل، مقاله «اصحاب سبت»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۳، ص۴۱۲.