بحث:امر به معروف و نهی از منکر در معارف و سیره علوی

مراتب امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه امام علی (ع)

مسلم است که امر به معروف و نهی از منکر به مناسبت مکان و زمان و افراد، درجاتی دارد؛ گاهی لازم است که با جنگ و مبارزه و اسلحه و زمانی هم با دست و زبان و وقتی هم قلباً به این فریضه مهم اقدام کرد. امام علی (ع) در این باره می‌فرماید: «وَ أَنْكِرِ الْمُنْكَرَ بِيَدِكَ وَ لِسَانِكَ‌...»؛ و با دست و زبان در نهی از منکر بکوش و با تلاشی سخت از هر آنکه بدان دست یازد فاصله گیر، در راه خدا به گونه‌ای جهاد کن که بایسته اوست..»[۱].

و در جای دیگر می‌فرماید: «فَمِنْهُمُ الْمُنْكِرُ لِلْمُنْكَرِ بِيَدِهِ وَ لِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ فَذَلِكَ الْمُسْتَكْمِلُ لِخِصَالِ الْخَيْرِ...»؛ گروهی منکر را با دست و زبان و قلب، نفی می‌کنند. چنین کسانی تمامی خصلت‌های نیکو را یک جا فراهم آورده‌اند. و دیگر گروهی که نهی از منکر را به زبان و قلب محدود کرده، دست به کار نشده‌اند. اینان به دو خصلت نیکو تمسک جسته‌اند و یکی را تباه کرده‌اند. گروه سوم تنها با قلب، منکر را نفی کرده‌اند و دست و زبان را وا نهاده‌اند. اینان همراه با تباه کردن شریف‌ترین خصلت‌ها به خصلتی تنها بسنده کرده‌اند.

در این میان، گروهی دیگرند که با دست و زبان و قلب، نهی از منکر را وا نهاده‌اند. اینان مردگانی متحرکند که زندگی‌شان را هیچ بهره‌ای نیست...»[۲].[۳]

نظارت عمومی با امر به معروف و نهی از منکر

در قرآن اجرای امر به معروف و نهی از منکر، دلیل برتری امت اسلامی بر دیگر امم قلمداد شده که از اهمیت این دو فریضه حکایت می‌‌کند: ﴿كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ[۴]. در آیه‌ای دیگر، امربه معروف و نهی ازمنکر را وظیفۀ تمام زنان و مردان مسلمان می‌داند که نباید آن را ترک کنند: ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ[۵].

این دستور الهی وظیفه‌ای را متوجه عُموم مردم می‌کند که هرگاه مطلبی خلاف شرع دیدند، درصدد اصلاحش برآیند و با رعایت مراتب امر به معروف و نهی از منکر اقدام کنند. از این وظیفه تعبیر به نظارت عمومی و همگانی می‌شود. یک وظیفه هم به عهدۀ حاکمان و کارگزاران حکومت دینی قرار می‌دهد که آنان نیز در برابر تخلفات شرعی و خلاف قانونی مردم، احساس مسئولیت کرده و وظیفۀ خود را در اجرای حدود الهی و مجازات متخلفان شناخته و به آن توجه کنند[۶].

پانویس

  1. نهج البلاغه، نامه ۳۱.
  2. نهج البلاغه، کلمات قصار ۳۷۴.
  3. ناظم‌زاده، سید اصغر، تجلی امامت، ص ۲۹۵.
  4. «شما بهترین گروهی بوده‌اید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شده‌اید؛ به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از (کار) ناپسند باز می‌دارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان می‌آوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.
  5. «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و نماز را برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و از خداوند و پیامبرش فرمان می‌برند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش می‌آورد، به راستی خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۷۱.
  6. ذاکری، علی اکبر، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴، ص ۵۴۹ - ۵۵۰.
بازگشت به صفحهٔ «امر به معروف و نهی از منکر در معارف و سیره علوی».