بحث:خداشناسی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی
خداشناسی
جهانبینی اسلامی جهانبینی توحیدی است. توحید در اسلام به خالصترین شکل و پاکترین طرز بیان شده است. از نظر اسلام، خداوند مثل و مانند ندارد[۱]. خدا شبیه چیزی نیست و هیچ چیزی را نمیتوان به خداوند تشبیه کرد. او بینیاز مطلق است. همه به او نیازمندند و او از همه بینیاز است[۲]. به همه چیز آگاه است[۳] و بر همه چیز توانا است[۴]. در همه جا هست و هیچجا از او خالی نیست، بالای آسمان و قعر زمین با او یک نسبت دارد، به هر طرف که بایستیم رو به او ایستادهایم[۵]. از مکنونات قلبی و خاطرات ذهنی و نیتها و قصدهای همه آگاه است[۶]، از رگ گردن به انسان نزدیکتر است[۷]. او مجمع کمالات و متصف به همه صفات کمال[۸] است. نیکوترین نامها و بالاترین اوصاف از آن او است[۹]. صفات والا در سراسر هستی خاص او است. از اینرو خداوند حی، قادر، علیم، مرید، رحیم، هادی، خالق، حکیم، غفور، عادل و.... است که از آنها به «صفات ثبوتیه» یاد میشود. از طرف دیگر از هر عیب و نقصی منزه و مبرا است. جسم، مرکب، میرنده، عاجز، مجبور و ظالم نیست که از آنها به «صفات سلبیه» نام برده میشود.
ما خدا را هم «ثنا» میگوییم و هم «تسبیح». آنگاه که او را ثنا میگوییم، اسماء حسنی و صفات کمالیه او را یاد میکنیم و آنگاه که او را تسبیح میگوییم، او را از آنچه لایق او نیست منزه و مبرا میشماریم و در هر دو صورت معرفت او را برای خودمان تثبیت میکنیم و به این وسیله خود را بالا میبریم[۱۰].[۱۱]
راههای شناخت خدا
آرای مختلفی درباره راههای شناخت وجود دارد. برخی از جمله عرفا معتقدند شمارش راههای رسیدن به خدا به شمارش نفسهای انسانی است: الطرق إلى الله بعدد أنفاس الخلائق؛ اما در شناخت خدا از جهت رویکرد میتوان به رویکردهای ذیل اشاره کرد. نکته قابل تذکر اینکه تعدد رویکردهای خداشناسی به حسب اختلاف استعدادهای انسانهاست که در قرآن کریم نیز مورد تأکید قرار گرفته است[۱۲].
راه عقلی
یکی از راههای کهن خداشناسی، راه عقل و براهین مختلفی است که عقل به منظور اثبات وجود خداوند اختراع و یا کشف میکند. این براهین عمدتاً ذهنی و نظری است و به کار بستن آنها برای همه مردم میسور نیست، بلکه نیازمند شناخت مفاهیم مختلف ذهنی و در رأس آنها مفاهیم فلسفی است.
پیشینه این مکتب به فلسفه یونان و روم باستان بر میگردد که فلاسفهای مانند سقراط[۱۳]، افلاطون[۱۴] و ارسطو[۱۵] با راههای مختلف عقلی به اثبات خداوند، البته با عناوین متفاوت مثل واجبالوجود، علة العلل، محرک اولی پرداختند.
امام به علت ذوق فلسفی، عرفانی از هر دو رویکرد دفاع نموده، در عین حال متذکر میشود که راه فلسفی از جمله فلسفه یونانی صرفاً سلوک علمی و مفهومی است که باید از ذهن به قلب متحول گردد. وی خاطر نشان میسازد که فلسفه، اغلب با دلیل و استدلالی به اثبات خدا میپردازد، اما عرفان از راه معرفت وارد میشود؛ لذا استدلالهای فلسفی در مقایسه با برهان شهودی پای چوبین بوده و خود فلسفه نیز حکم وسیله و ابزار را خواهد داشت؛ لذا قرآن کریم به جمع هر دو راه پرداخته است[۱۶]. البته براهین فلسفی نیز مختلف است که از منظر امام، فلسفه متعالیه، فلسفه اعلی است که برهان صدیقین را ارایه داده است[۱۷].[۱۸]
پانویس
- ↑ ﴿فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ﴾ «پدیدآورنده آسمانها و زمین است، برای شما از خودتان همسرانی آفرید و (نیز) از چارپایان جفتهایی (پدید آورد)، شما را با آن (آفریدن جفت) افزون میگرداند، چیزی مانند او نیست و او شنوای بیناست» سوره شوری، آیه ۱۱.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ﴾ «ای مردم! شما نیازمندان درگاه خداوند هستید و خداوند است که بینیاز ستوده است» سوره فاطر، آیه ۱۵.
- ↑ ﴿لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴾ «کلیدهای آسمانها و زمین از آن اوست، روزی را برای هر کس که بخواهد فراخ یا تنگ میدارد که او به هر چیزی داناست» سوره شوری، آیه ۱۲.
- ↑ ﴿ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ يُحْيِي الْمَوْتَى وَأَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾ «آن، بدین روست که خداوند است که راستین است و اینکه او مردگان را زنده میکند و اینکه او بر هر کاری تواناست» سوره حج، آیه ۶.
- ↑ ﴿وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ﴾ «و خاور و باختر از آن خداوند است پس هر سو رو کنید رو به خداوند است، بیگمان خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۱۱۵.
- ↑ ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ﴾ «و همانا ما انسان را آفریدهایم و آنچه درونش به او وسوسه میکند میدانیم» سوره ق، آیه ۱۶.
- ↑ ﴿وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ﴾ «و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم» سوره ق، آیه ۱۶.
- ↑ ﴿وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾ «و خداوند را نامهای نیکوتر است، او را بدانها بخوانید! و آنان را که در نامهای خداوند کژاندیشی میکنند وانهید، به زودی بدانچه میکردهاند کیفر میبینند» سوره اعراف، آیه ۱۸۰.
- ↑ ﴿وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ﴾ «و اوست که آفریدن (آفریدگان) را میآغازد سپس آن را باز میآورد و این بر او آسانتر است و در آسمانها و زمین مثل برتر، او راست و او پیروزمند فرزانه است» سوره روم، آیه ۲۷.
- ↑ ر.ک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، صص ۸۴، ۹۲ و ۹۳.
- ↑ جبرئیلی، محمد صفر، اسلامشناسی، ص ۴۱.
- ↑ امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۲، ص۱۹۱، ۴۹.
- ↑ ر.ک: کاپلستون، تاریخ فلسفه، ج۱، ص۱۳۳.
- ↑ ر.ک: کاپلستون، تاریخ فلسفه، ج۱، ص۲۲۲.
- ↑ ر.ک: ارسطو، متافیزیک، ص۳۹۹.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۷، ص۴۳۳؛ آداب الصلاة، ص۹۴، ۲۲۷؛ تفسیر سوره حمد، ص۱۰۹.
- ↑ امام خمینی، آداب الصلاة، ص۱۱؛ تفسیر سوره حمد، ۱۳۲.
- ↑ قدردان قراملکی، محمد حسن، مقاله «خداشناسی توحیدی»، منظومه فکری امام خمینی، ص ۱۲۸.