بحث:سکینه دختر امام حسین در تاریخ اسلامی
نقش سکینه در نهضت حسینی
سکینه یکی از گزارش گران رویداد کربلاست. از وی گزارشهایی در باره عصر تاسوعا و شب عاشورا، هنگام وداع پدر، شهادت قمر بنیهاشم، علی اکبر و... نقل شده است.
در یکی از این گزارشها آمده است: وقتی که امام دید اهل بیت و همه یارانش کشته شدهاند، برای وداع به خیمهها آمد و به سکینه و دیگر زنان سلام داد. سکینه پس از وداع امام با اهل بیت صدا زد: پدر آیا تسلیم مرگ شدهای؟ امام فرمود: چگونه تسلیم مرگ نشود، کسی که یار و یاوری ندارد[۱]. سپس امام او را در آغوش گرفت و با دست مبارک خویش اشک چشمانش را پاک کرد و فرمود:
| سَيَطُولُ بَعْدِي يَا سُكَيْنَةُ فَاعْلَمِي | مِنْكِ الْبُكَاءُ إِذَا الْحَمَامُ دَهَانِي | |
| لَا تُحْرِقِي قَلْبِي بِدَمْعِكِ حَسْرَةً | مَا دَامَ مِنِّي الرُّوحُ فِي جُثْمَانِي | |
| وَ إِذَا قُتِلْتُ فَأَنْتِ أَوْلَى بِالَّذِي | تَأْتِينَهُ يَا خَيْرَةَ النِّسْوَانِ[۲] |
- به زودی بر مصیبت من گریههای طولانی در پیش داری. تا جان در بدن دارم، مرا از اشک حسرت خود مسوزان. ای بهترین زنان! هنگامی که من کشته شدم، تو برای گریستن بر من سزاوارترینی[۳].
سکینه در مدینه
هنگامی که کاروان اسیران به مدینه بازگشت، سکینه در منزل پدرش همراه امام سجاد (ع) اقامت گزید. او همانند امام همواره میگریست![۴] زنان هاشمی پس از شهادت امام حسین (ع) لباس سیاه پوشیدند و مجالس عزا به پا کردند. غذای آنان را امام سجاد (ع) تهیه میکرد[۵].
از حضرت سکینه اشعاری در رثای پدرش آمده که ابیات ذیل از جمله آنهاست:
| لا تَعذلیه فهم قاطع طرقه | فعینه بدموع ذرّف عذقه | |
| إنّ الحسكن غداه الطفّ كرشقه | ركب المنون فما أن یخطئ الحدقه | |
| بكفّ شرّ عبدالله كلّهم | نسل البغاكا وجكش المرق الفسقه | |
| يا أمّة السوء هاتوا ما احتجاجكم | غداً وجلّکم بالسيف قد صفقه[۶] |
- کسی را سرزنش نکن که راهش را گم کرده است؛ زیرا از چشمانش اشک فراوان میبارد. در روز عاشورا تیری به سوی امام رها شد که خطا نمیکند و از حدقه چشم امام سجاد دور نمیشود. این کار به دست کسانی انجام شد که بدترین مردم و حرام زاده و خارج از دین و فاسق بودند. ای بدترین امت! دلیلهایتان را بیاورید. شما برهانی ندارید؛ زیرا همه شما او را با شمشیرتان زدید.
سرانجام این یادگار حادثه کربلا در پنجم ربیع الاول سال ۱۱۷ ق. در مدینه دیده از جهان فرو بست. ابن مطیر، حاکم مدینه که کینه خاصی از بنی هاشم به ویژه سکینه داشت، پیام داد که وی را دفن نکنید، من خود میخواهم بر او نماز بخوانم، اما او پیش از ظهر از مدینه خارج شد و تا شب بازنگشت. جنازه را در بقیع قرار داده بودند. نگران بودند که جسد بر اثر گرما بد بو شود. از اینرو خواسته شد که عود و بخور در کنار جنازهاش دود کنند. محمد بن عبدالله پسر خواهرش فاطمه، سی دینار بخور خرید و در کنار جنازهاش دود کردند. پس از نماز عشاء بود که حاکم مدینه آمد و به شیبة بن نصاح گفت تا بر جنازهاش نماز بخواند[۷]. بیتردید حاکم مدینه با این کار میخواست از حضرت سکینه انتقام بگیرد؛ زیرا همان طور که گفتیم، آن بانو در برابر ناسزای امویان میایستاد و به آنان پاسخ میداد. در حقیقت، این کار انتقام از سکینه در برابر ایستادگیهای آنان در بدگویی به امام علی (ع) بود[۸].
پانویس
- ↑ ابن اعثم، الفتوح، ص۸۸۴ - ۸۸۵؛ بحارالانوار، ج۴۵، ص۴۷.
- ↑ مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۲۵۷.
- ↑ مزینانی، محمد صادق، نقش زنان در حماسه عاشورا، ص۲۳۶.
- ↑ مقرم، السیدة سکینه، ص۶۵.
- ↑ مقرم، السیدة سکینه، ص۶۵.
- ↑ ادب الطف، ج۱، ص۱۵۸.
- ↑ وفیات الاعیان، ج۲، ص۳۹۴ و ۳۹۶؛ نفس المهموم، ص۴۸۱؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۹۸.
- ↑ مزینانی، محمد صادق، نقش زنان در حماسه عاشورا، ص۲۴۴-۲۴۵.