بحث:عمر بن عبدالعزیز اموی در تاریخ اسلامی

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

پس از سلیمان بن عبدالملک، حکومت اموی به سفارش خود او به عمر بن عبدالعزیز رسید. عمر بن عبدالعزیز در روز جمعه بیستم صفر سال ۹۹ هجری به خلافت رسید[۱]. مردم در دوران کوتاه خلافت او کمی روی امنیت و رفاه را به صورت نسبی مشاهده کردند. عمر بن عبدالعزیز اندکی از ظلم و ستم و طغیان بنی مروان را از مردم زدود. وی مرد پخته و کارآزموده‌ای بود که تجربه خلفای پیشین او را ساخته بود. وی با مردم با سیاستی رفتار کرد که پیش از او سابقه نداشته است.

شخصیت و حکومت عمر بن عبدالعزیز دارای ویژگی‌های متعدّدی بود که وی را از سایر حاکمان اموی ممتاز می‌کرد و ما اکنون خلاصه‌ای از این ویژگی‌ها را در ذیل می‌آوریم:

۱. جلوگیری از سبّ و لعن امام علی(ع): حکومت اموی از بدو تأسیس خود به شکل جدّی بنای دشنام‌گویی به امام امیر المؤمنین(ع) و پایین آوردن مقام آن‌ امام بزرگوار را گذاشت. معاویه این عمل را باعث بقای دولت و سلطنت بنی امیه می‌دانست‌[۲]؛ چراکه اصول و ارزش‌هایی که امام علی بن ابی طالب(ع) بر آن پای می‌فشرد باعث طرد سیاست‌های بنی امیه گشته و رواج این اصول و ارزش‌ها باعث گشوده شدن باب قیام‌های مردمی بر ضدّ سیاست‌های بنی امیه که براساس ظلم و جور و سرکشی بنا شده بود می‌گردید. پس بر آنان لازم بود تا شخصیت و اعتبار امام امیر المؤمنین(ع) را از بین ببرند.

عمر بن عبدالعزیز می‌دانست که این سیاست و روشی که پدرانش بر ضدّ امام امیر المؤمنین(ع) بر آن مشی نموده‌اند، ابدا سیاست حکیمانه و درستی نبوده است. این سیاست موجب گردیده بود تا امویان با بسیاری از سختی‌ها و مشکلات دست و پنجه نرم کنند. این کار باعث شده بود تا آنان در شرّ بزرگی گرفتار آیند. به همین منظور بود که عمر بن عبدالعزیز تصمیم گرفت تا این خطا را جبران کند. وی دستورات قاطعی به تمام نقاط عالم اسلام صادر کرد و دستور داد تا همگان از دشنام‌گویی به حضرت امام امیر المؤمنین(ع) دست نگه داشته و به‌جای دشنام‌گویی به آن حضرت این آیه قرآن را در خطبه‌ها بخوانند: ﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى[۳].

خود عمر بن عبدالعزیز دلیل اقدام خود در ترک سنّت پدرانش در بدگویی نسبت به امام امیر المؤمنین(ع) را این‌گونه بیان کرده است که: هنگامی که پدرم خطبه می‌خواند وقتی که به آنجا می‌رسید که باید علی را دشنام می‌داد، زبانش به لکنت می‌افتاد. من به پدرم گفتم: تو همیشه خطبه خود را بسیار سلیس و روان بیان می‌کنی. امّا وقتی که به ذکر علی می‌رسی می‌بینم زبان تو به لکنت می‌افتد، پدرم گفت: آیا متوجّه این مطلب شده‌ای؟ گفتم: بلی. پدرم گفت: ای پسر، این کسانی که در اطراف ما هستند اگر آنچه را ما از علی بن ابی طالب می‌دانیم بدانند، از اطراف ما پراکنده شده و به سوی اولاد علی می‌روند. هنگامی که عمر بن عبدالعزیز خلافت را به دست گرفت هیچ اشتیاقی به مانند جلوگیری از دشنام‌گویی به امام امیر المؤمنین(ع) در دنیا نداشت‌[۴].

این روش، اعجاب همگان را برانگیخت و مردم درباره عمر بن عبدالعزیز بسیار نیکو سخن گفته و همواره از شجاعت کم‌نظیر او در مخالفت با پدران سرکش و ستمگر خود یاد می‌کنند.

۲. نیکی کردن به علویان: حکومت اموی از بدو تأسیس همواره بنا را بر محروم نگهداشتن اهل بیت پیامبر(ص) از حقوقشان و فقیر نگهداشتن خاندان‌های آنان گذاشته بود. تا آنجا که همواره علویان و خاندان پیامبر اکرم(ص) با فقر و محرومیت دست به گریبان بودند، امّا چون عمر بن عبدالعزیز خلافت را به دست گرفت، بذل و بخشش بسیاری نسبت به آنان انجام داد. وی به حاکم یثرب نوشت که: ده هزار دینار در میان علویان تقسیم نماید. حاکم مدینه در پاسخ عمر بن عبدالعزیز نوشت: حضرت علی(ع) در بسیاری از قبایل قریش فرزندانی دارد. در کدام‌یک از فرزندان او این مبلغ را تقسیم کنم؟

عمر بن عبدالعزیز به او نوشت: هنگامی که نامه من به دست تو رسید، مبلغ را در فرزندان حضرت علی که از فاطمه زهرا(س) باشند تقسیم کن که دیرزمانی است که حقوق آنها بدیشان نرسیده است‌[۵] و این اوّلین صله‌ای بود که در ایام حکومت اموی به اهل بیت(ع) رسید[۶].

پانویس

  1. نهایة الارب، ج۲۱، ص۳۵۵.
  2. تاریخ دمشق، ج۲، ص۴۷؛ تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۱۶۷- ۱۶۸.
  3. «به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان می‌دهد» سوره نحل، آیه ۹۰.
  4. تاریخ ابن اثیر، ج۴، ص۱۵۴، حوادث سال ۹۹ هجرى.
  5. الامام محمّد الباقر(ع)، ج۲، ص۴۷- ۴۸.
  6. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص ۱۱۰.