بحث:وحی در فلسفه دین و کلام جدید

تفسیرهای جدید از چیستی وحی و نقد آنها

فرضیه وحی نفسی

وحی نفسی مسأله‌ای است که غرب امروز، در تفسیر وحی به آن [پناه برده و می‌‌خواهد از این طریق، وحی نازل بر پیامبران را توجیه و تفسیر کند و حاصل سخن آنان این است که: پیامبران بر اثر انقطاع از مردم و توجه به خدا، در خلوت و تنهایی، پیرامون آرمان‌های عالی و بشردوستانه به تفکر نشسته‌اند. آنان فکر می‌‌کردند که امت خود را از طریق برنامه‌هایی که خدا در اختیارشان می‌‌گذارد، اصلاح کنند یک چنین اندیشه مداوم، آن هم در مکان خلوت سبب می‌‌شود که قوه تخیل، قوی و نیرومند گردد و پیامبران آنچه را فکر می‌‌کردند، در برابر دیدگان عقل خود حاضر و آماده می‌‌دیدند. ناگهان صدائی می‌‌شنیدند که می‌‌گوید: تو رسول خدا هستی و در این حال تصویری را در برابر خود مشاهده کرده و چنین تلقی می‌‌کردند که او آورنده وحی از جانب خدا است و با شنیدن جمله‌های موزون گمان می‌‌کردند آن کلام خداست که بر قلب آنان نازل شده است، در حقیقت آنان فکر می‌‌کردند که همه این مطالب از عالم بالا بر آنان فرو فرستاده شده است. غافل از این که این نفس و قوه تخیل آنها است که افاضه می‌‌کند و این مسائل را در برابر آنان مجسم می‌‌سازد. خلاصه، کلیه رویاها و صورتهائی که مشاهده می‌‌کردند معلول تصورات ذهنی آنان بوده است که به نفس پیامبر قوه می‌‌بخشید که آنچه را در سالیان دراز آرزو می‌‌کرد، در مقابل خود مشاهده کند.

نقد و بررسی

پیامبران آسمانی خردمندترین، دلسوزترین، و واقع گراترین مردم جهان بودند که پیوسته از طریق پند و نصیحت و عقل و برهان به هدایت مردم می‌‌پرداخته‌اند و یک چنین افرادی نمی‌توانند بسان انسان‌های گوشه گیر و زاویه نشین باشند که در اثر بریدن از مردم، مخزن خیال را تقویت کنند تا بر اثر بالا آمدن قوه تخیل، آرزوهای خود را حاضر و ناظر ببینند. قرآن مجید در برخی از آیات تلویحا این نظریه را نقد کرده و می‌‌فرماید: ﴿مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى * أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى * وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى * عِندَ سِدْرَةِ الْمُنتَهَى * عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى * إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى * مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى * لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى[۱].[۲]

فرضیه نبوغ بشری

برخی قائل‌اند دستگاه آفرینش، افراد نابغه و خیرخواهی را در دامن خویش پرورش می‌‌دهد و آنان روی نبوغ ذاتی و افکار عالی خود جامعه را به اخلاق نیک و اعمال شایسته و رعایت اجتماعی و.... دعوت نموده و از این رهگذر گام‌های موثری برای سعادت بشر بر می‌‌دارند و آنچه را که به عنوان دستور و قانون به مردم عرضه می‌‌دارند، جز نتیجه نبوغ و زاییده فکر عالی آنان چیز دیگری نیست و هرگز ارتباطی با جهان دیگر ندارند. این عده وحی را زاییده‌ نبوغ (و عقل انسانی) دانسته، گفته‌‌اند که نوابغ بشری با نبوغ ذاتی و درونی و روانی خویش، دارای افکاری بلند و نو و دارای خردهای عالی‌‌اند و از این راه به مردم خدمت می‌کنند.

نقد و بررسی

این سخن در حقیقت انکار صریح نبوت انبیا و تکذیب گفته همه آنها و متهم ساختن آنها به انواع خلاف‌گویی‌ها است. برخی از اشکالات این نظریه عبارت‌اند از:

  1. اولا: دارندگان این تفسیر قبلا مدعا را مسلم گرفته و می‌‌خواهند برای آن دلیلی جستجو کنند آنان پذیرفته‌اند که وحی علت مادی دارد و مربوط به جهان غیب نیست، پس از آن دست و پا می‌‌کنند برای آن علل مادی پیدا کنند و از میان آنها به نظرشان رسیده است که پیامبران را نوابغ اجتماعی معرفی کنند که در سایه نبوغ، دارای چنین افکار و اندیشه‌های بالایی بوده‌اند.
  2. ثانیا: ما در جهان دو نوع مُصلح داریم: گروهی برنامه‌های اصلاحی خود را به جهان بالا نسبت می‌‌دهند و گروه دیگر برنامه‌های خود را مولود اندیشه‌های خود می‌‌دانند. گروه نخست از طریق ایمان به خدا و سرای دیگر و وعده و وعیدهای الهی می‌‌خواهند برنامه‌های خود را پیاده کنند. در حالی که گروه دیگر از طریق دیگر می‌‌خواهند به هدف برسند. اگر وحی، زاییده نبوغ است پس چرا گروه نخست آن را به جهان غیب نسبت داده‌اند؟
  3. ثالثا: هرگز نوابغ نمی‌توانند از آینده به صورت قطعی و جزمی خبر دهند و اگر هم خبری بدهند خبر خود را با کلمات: "شاید" و به نظر می‌‌رسد، حدس می‌‌زنم و مانند آن همراه می‌‌کنند، در حالی که پیامبران به صورت جزم از آینده‌های امت خود گزارش می‌‌دادند، گزارشی که آن را مانند آفتاب می‌‌دیدند، چنان که می‌‌فرماید: ﴿تَمَتَّعُوا في‏ دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ[۳]. هیچ نابغه‌ای نمی‌تواند یک چنین خبر قطعی را درباره گروهی، بدهد[۴].

فرضیه تجربه بشری (تجربه دینی)

برخی از دانشمندان غرب، مفهوم وحی را توسعه داده و آن را همان ارتباطات معنوی بشر یا "تجربه دینی" دانسته‌اند. تجربۀ دینی به معنای احساس وابستگی انسان‌ها به موجودی متعالی و فرا بشری است و‌ هر‌‌گو‌‌‌نه توجه خاص به عالم بالا و معنویت، مشاهده و ارتباط با عالم غیب و ماورا و احساس حضور قلب و بریدن از دنیای مادی را برای انسان‌‌ها شامل می‌‌شود. تجر‌‌بۀ دینی، درک حقایق فراتر از جهان مادی و رسیدن به شهود حقایق عالم با چشم باطنی است[۵].

علل همسان نبودن وحی با تجربۀ دینی

تجربۀ دینی دیدگاهی است که در ادبیات دینی و به خصوص عرفانی، می‌تواند مقبول و مورد توجه باشد اما فراتر از این یعنی همسان دیدن وحی با تجربۀ دینی به علل متعدد، امری غیر قابل قبول است از جملۀ آن علل عبارت‌اند از:

  1. مبرا بودن وحی از سهو و خطا؛
  2. در پی داشتن پیامدهای منفی: در تجربۀ دینی همۀ تجارب دینی، معلول ذهنیت افراد است. ازاین‌رو تجربه واقع‌نمایی خود را از دست می‌دهد؛ در حالی که وحی امری واقعی و حقیقی است.
  3. وحی بیرون از نفس پیامبر (ص): در تجربۀ دینی ادراک و احساسات درونی دخالت دارد و در وحی از نظر مسلمانان و قرآن کریم به بیرون از نفس پیامبر (ص) مربوط می‌شود و...[۶].

پانویس

  1. سوره نجم، آیه ۱۱-۱۸.
  2. سبحانی، جعفر، منشور جاوید ج۱۰، ص۲۲۷.
  3. صالح و قوم خود (پس از آنکه ناقه او را پی کردند) گفت: سه روز در خانه‌های خود از زندگی بهره ببرید و پس از سه روز همگی کشته خواهید شد. و این یک گزارش قطعی است؛ سوره هود؛ آیه۶۵.
  4. سبحانی، جعفر، منشور جاوید ج۱۰، ص۲۲۲.
  5. ر.ک: علوی مهر، حسین، مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن، ص۱۳۳ ـ ۱۳۴.
  6. ر.ک: علوی مهر، حسین، مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن، ص ۱۳۶ـ ۱۳۸، ۱۴۰، ۱۴۳، ۱۴۵ـ ۱۴۷، ۱۵۰؛ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۰۸ـ۲۱۱.
بازگشت به صفحهٔ «وحی در فلسفه دین و کلام جدید».