جابر بن زید ازدی در تاریخ اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

جابر بن یزید، ابو شعثاء در سال ۲۱ هجری متولد شد. وی از فقیهان و محدثان تابعی و از ائمه حدیث، اهل بصره و مصاحب ابن عباس بود. اصل او از عمان بوده[۱] و او را به بحرالعلم ستوده‌اند. او را اعلم مردم به کتاب‌الله گفته‌اند[۲] و راوی روایات افرادی چون ابن عباس و عبدالله بن عمر خطابش کرده اند[۳].

حجاج بن یوسف او را به عمان تبعید کرد. وی به بصره رفت و در میان ازدیان این شهر را اقامت افکند[۴] تا اینکه در سال ۹۳[۵] یا ۱۰۳ هجری[۶] از دنیا رفت. هنگامی که جابر درگذشت قتاده گفت امروز داناترین مردمان عراق مُرد[۷].[۸]

جابر بن زید ازدی

او از سران خوارج و نخستین امام فرقۀ اباضیه بود. با اینکه مؤسس فرقۀ اباضیه عبدالله بن اباض است ولی منابع اباضی، به جابر ابن زید بهای بیشتری می‌دهند و او را نخستین فقیه و امام اباضیه می‌دانند و از انس بن مالک نقل می‌کنند که گویا موقع مرگ جابر گفته است: امروز دانشمندترین فرد روی زمین از دنیا رفت[۹]. طبق این منابع، جابر در بصره به تقویت مبانی فکری خوارج و تربیت شاگرد و اعزام مبلّغ به اطراف اشتغال داشت. حجاج بن یوسف او را به عمان تبعید کرد. وقتی به عمان آمد دید افکار اباضی پیش از او به عمان رفته است[۱۰]. اباضی‌ها برای جابر کرامت‌های عجیبی نقل کرده‌اند[۱۱].

البته ابو نعیم اصفهانی این گفته را که جابر از دعاة اباضیه باشد، به شدت نفی می‌کند[۱۲] و ابن حجر از عزره نقل می‌کند که نزد جابر بن زید رفتن و به او گفتم که اباضیه خودشان را به تو منتسب می‌کنند. جابر گفت به خدا پناه می‌برم و از این مطلب تبرّا می‌جویم[۱۳]. و از عمرو نقل شده که گفته است جابر بن زید را بر رأی اباضیه ندیدم[۱۴]. منابع اباضی این سخن را که جابر از اباضیه تبرّا جسته، رد می‌کنند و می‌گویند: مخالفان اباضیه اینها را ساخته‌اند و دست سیاست در کار بوده است[۱۵]. ضمنا در همین منابع آمده است که جابر بن زید در جوانی با عبدالله بن وهب راسبی ارتباط داشت و از او اخذ علم نمود، ولی در جنگ نهروان شرکت نکرد. بعدها جابر به ابوبلال مرداس بن ادیه علاقه‌مند شد و ابو بلال در تمام کارها با او مشورت می‌کرد و بدون اذن وی کاری انجام نمی‌داد[۱۶].[۱۷]

منابع

پانویس

  1. ابن حجر، تقریب التهذیب، ج۱، ص۱۵۲.
  2. ابن حبان، ثقات، ج۴، ص۱۰۱.
  3. ابن حبان، ثقات، ج۴، ص۱۰۰؛ ابن ابوحاتم رازی، الجرح و التعدیل، ج۲، ص۴۹۴.
  4. ابن ابوحاتم رازی، الجرح و التعدیل، ج۲، ص۴۹۴؛ ابن حبان، ثقات، ج۴، ص۱۰۰.
  5. ابن حبان، ثقات، ج۴، ص۱۰۰.
  6. ابن حجر، تقریب التهذیب، ج۱، ص۱۵۲.
  7. زرکلی، خیرالدین، اعلام، ج۲، ص۱۰۴.
  8. تهامی، سید غلام رضا، فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱، ص۷۷۸؛ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، گفتگوی اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
  9. ابن سلام اباضی: بدء الاسلام، ص۱۰۸
  10. الاباضیة فی عمان، ص۷
  11. شماخی: القول المتین، ص۱۲
  12. حلیة الاولیاء، ج ۳، ص۸۹
  13. تهذیب التهذیب، ج ۲، ص۳۸
  14. یعقوب بن سفیان بسوی: المعرفة و التاریخ، ج ۲، ص۳۸
  15. یحیی محمد بکوش: فقه الإمام جابر بن زید، ص۲۷
  16. یحیی محمد بکوش: فقه الإمام جابر بن زید، ص۳۵
  17. جعفری، یعقوب، خوارج در تاریخ، ص ۲۰۱.