حبة بن جوین عرنی بجلی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از حبه بن جوین عرنی)
حبة بن جوین عرنی
تصویر قدیمی از مسجد کوفه
نام کاملحبة بن جوین عرنی
جنسیتمرد
کنیهأبو قدامة
از قبیلهبجیله
درگذشت۷۹ هجری
از اصحاب
حضور در جنگ
فعالیت‌های او
مشخصات حدیثی
راوی از

آشنایی اجمالی

ابو قدامة حبة بن جوین بن علی بن عبد نهم عرنی بجلی[۱] از راویان کوفی و از اصحاب امام علی(ع)[۲] و امام مجتبی(ع)[۳] بود و گفته شده که رسول خدا(ص) را نیز دیده است[۴]. وی از طبقه دوم (تابعان)[۵] به شمار می‌رود و برخی او را صحابی[۶] و برخی تابعی معرفی کرده‌اند[۷]. او از حضرت علی(ع)[۸] و رسول خدا(ص)[۹] روایت کرده است. وی از محدثانی همچون حذیفة بن یمان، عبدالله بن مسعود[۱۰] و عمار بن یاسر[۱۱] حدیث آموخته و روایت کرده است و دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان رشید الهجری، سلمة بن کهیل، حارث بن حصیره[۱۲] می‌باشند.

علما و رجال‌نویسان شیعه بر وثاقت و جلالت قدر حبة بن جوین تأکید کرده‌اند؛ چنان‌که علامه حلی و ابن داوود نام او را در بخش راویان ثقه و ممدوح جای داده‌اند[۱۳] و علامه مجلسی و صاحب «بلغة المحدثین» وی را از راویان ممدوح شمرده‌اند[۱۴]؛ بر این اساس، علامه مامقانی روایات او را حسن دانسته است[۱۵]. در مقابل، بسیاری از رجال‌نویسان اهل سنت به سبب گرایش‌های تند تشیع و انتساب او به غلات، وی را تضعیف کرده و او را فردی غیرموثق دانسته‌اند[۱۶]؛ چنان‌که ذهبی[۱۷]، ابن حجر[۱۸]، ابن حبان، شعبی، ابن خراش، نسائی، دارقطنی، یحیی بن معین، سعدی و ابراهیم بن یعقوب جوزجانی در زمره این گروه قرار دارند. با این حال، برخی از آنان نیز نگاهی معتدل‌تر داشته، چنان‌که احمد بن عبدالله عجلی او را ثقه دانسته و صالح بن محمد بغدادی با وجود اشاره به تشیع، او را نه متروک و نه کاملاً ثبت، بلکه در رتبه‌ای متوسط ارزیابی کرده است[۱۹]. محدث نوری با اشاره به روایتی که حبة در آن حضور داشته، نوشته است: این روایت بر نزدیکی حبة به امام علی(ع)، اختصاص او به آن حضرت و عطوفت امام نسبت به وی دلالت دارد[۲۰]. وی از زاهدان و عابدان دوران خود به شمار می‌آمده[۲۱] و مسجدی تأسیس نمود که به مسجد حبة العرنی معروف است[۲۲] و در همه جنگ‌های امام علی(ع) نیز حضور داشته است[۲۳].

وی در حدود سال‌های ۷۵، ۷۶ یا ۷۹ هجری قمری درگذشت[۲۴].[۲۵]

منابع

پانویس

  1. حبة بفتح أوله ثم موحدة ثقیلة.تقریب التهذیب، ج۱، ص۱۸۲، ش۱۰۸۴.
    بضم أوله، و فتح الواو، و سکون المثناة تحت، تلیها نون توضیح المشتبه، ج۲، ص۵۵۵.
    علامه حلی در ضبط حبة بن جوین نوشته است: بالحاء المهملة قبل الباء المنقطة تحتها نقطة بضم الجیم، و النون بعد الیاء المنقطة تحتها نقطتین. خلاصة الأقوال، رجال العلامة الحلی، ص۱۹۴.
    العرنی بضم المهملة و فتح الراء بعدها نون منهج المقال، ج۳، ص۳۰۸، ش۱۲۶۲.
  2. رجال البرقی، ص۶.
  3. رجال الطوسی، ص۶، (ش ۵۱۸) و ۹۴، (ش ۹۲۹).
  4. تهذیب الکمال، ج۵، ص۳۵۱، ش۱۰۷۶.
  5. الموسوعة الرجاليّة: ج۴، ص۹۵
  6. تهذیب الکمال، ج۵، ص۳۵۲، ش۱۰۷۶: و کان من شیعة علی و شهد معه المشاهد کلها.
  7. تاریخ بغداد، ج۸، ص۲۶۹، ش۴۳۷۵: تابعی؛ تقریب التهذیب، ج۱، ص۱۸۳، ش۱۰۸۴: أخطأ من زعم أن له صحبة.
  8. بصائر الدرجات، ج۱، ص۱۴۱، ح۶: عن حبة بن جوین العرنی قال: سمعت أمیرالمؤمنین علیا‌(ع)....
  9. الإصابه، ج۲، ص۱۴۰-۱۴۱، ش۱۹۵۱: عن حبة بن جوین قال: لما کان یوم غدیر خم دعا النبی(ص) الصلاة جامعة فذکر حدیثه من کنت مولاه فعلی مولاه قال: فأخذ بید علی حتی نظرت إلی أباطهما و أنا یومئذ مشرک.
    ابن اثیر: هذا الحدیث قاله النبی(ص) لعلی فی حجة الوداع و لم یحج یومئذ أحد من المشرکین فلو صح لکان صحابیا و لیس هو بصحابی اتفاقا.
    ابن حجر در جواب ابن اثیر نوشته است: قلت: إن صح احتمل أن یکون حبة رآه اتفاقا و لم یکن قصد الحج حینئذ.(الإصابه، ج۲، ص۱۴۰).
  10. تاریخ بغداد، ج۸، ص۲۶۹، ش۴۳۷۵.
  11. تهذیب الکمال، ج۵، ص۳۵۱، ش۱۰۷۶.
  12. بصائر الدرجات، ج۱، ص۱۴۱، ح۶.
  13. ابن داود، الرجال، ص۹۸، ش۳۷۱؛ خلاصة الأقوال، رجال العلامة الحلی، ص۱۹۴.
  14. الوجیزة فی الرجال، ص۵۱، ش۴۳۹؛ بلغة المحدثین، ص۳۴۲.
  15. تنقیح المقال، ج۱۷، ص۳۳۳، ش۴۵۹۳.
  16. ر.ک: تهذیب الکمال، ج۵، ص۳۵۱-۳۵۲؛ المغنی فی الضعفاء، ج۱، ص۲۳۱، ش۱۲۸۲؛ میزان الإعتدال، ج۱، ص۴۵۰، ش۱۶۸۸؛ تقریب التهذیب، ج۱، ص۱۸۲؛ تهذیب التهذیب، ج۲، ص۱۵۴-۱۵۵.
  17. میزان الإعتدال، ج۱، ص۴۵۰، ش۱۶۸۸.
  18. تقریب التهذیب، ج۱، ص۱۸۲-۱۸۳.
  19. ر.ک: تهذیب الکمال، ج۵، ص۳۵۱-۳۵۲؛ المغنی فی الضعفاء، ج۱، ص۲۳۱، ش۱۲۸۲؛ میزان الإعتدال، ج۱، ص۴۵۰، ش۱۶۸۸؛ تقریب التهذیب، ج۱، ص۱۸۲؛ تهذیب التهذیب، ج۲، ص۱۵۴-۱۵۵.
  20. مستدرک الوسائل (الخاتمه)، ج۷، ص۲۳۸، ش۴۷۱.
  21. قال سلمة بن کهیل: ما رأیت حبة العرنی قط إلا یقول سبحان الله، و الحمد لله، و لا إله إلا الله، و الله أکبر، إلا أن یکون یصلی أو یحدثنا. (تهذیب الکمال، ج۵، ص۳۵۳، ش۱۰۷۶).
  22. میزان الإعتدال، ج۱، ص۴۸۴، ش۱۸۲۹: أَنْبَأَنَا الْحَسَنُ بْنُ الْحُسَیْنِ الْأَنْصَارِیُّ- فِی هَذَا الْمَسْجِدِ وَ هُوَ مَسْجِدُ حَبَّةَ الْعُرَنِیِّ- أَنْبَأَنَا مُعَاذُ بْنُ مُسْلِمٍ، عَنْ عَطَاءِ بْنِ السَّائِبِ عَنْ سَعِیدِ بْنِ جُبَیْرٍ: عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ ﴿إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ قَالَ النَّبِیُّ(ص): أَنَا الْمُنْذِرُ، وَ عَلِیٌّ الْهَادِی بِکَ یَا عَلِیُّ یَهْتَدِی الْمُهْتَدُونَ.
  23. تهذیب الکمال، ج۵، ص۳۵۲، ش۱۰۷۶: و کان من شیعة علی و شهد معه المشاهد کلها.
  24. تهذیب الکمال، ج۵، ص۳۵۳، ش۱۰۷۶: قال الهیثم بن عدی: توفی فی أول ما قدم الحجاج سنة خمس أو ست و سبعین. و قال أبو عبید و محمد بن سعد: مات سنة ست و سبعین. و قال عبیدالله بن یحیی بن بکیر: مات فی سنة خمس أو ست و سبعین، و یقال: سنة تسع و سبعین.
  25. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۶، ص۱۲۹-۱۳۷.