حویصة بن مسعود حارثی انصاری

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

آشنایی اجمالی

حُوَیّصَه فرزندِ مسعود بن کعب بن عامر، از تیره بنو حارث بن خزرج، از قبیله اوس است[۱] و به این لحاظ به حارثی معروف[۲] و کنیه‌اش ابوسعد[۳] است. مادرش ادام، دختر جموح بن زید، از زنان بیعت‌کننده با رسول خدا(ص) است[۴].

اسلام آوردن او بعد از اسلام برادر کوچک‌ترش، محیصه بود؛ پذیرش اسلام او این‌گونه بود که وقتی کعب بن اشرف[۵]، در ربیع الاول سال سوم هجری[۶] از سوی گروه اعزامی رسول خدا(ص) به قتل رسید. پیامبر(ص) به مسلمانان دستور داد هر کدام از بزرگان یهودیان را یافتید، بکشید. البته با توجه به سال وقوع این رویداد، یعنی ابتدای سال سوم هجری و پیمان رسول خدا(ص) با یهودیان و به قرینه فرمان قتل کعب بن اشرف، منظور پیامبر(ص) از این فرمان، صرفاً آن بزرگانی از یهود بوده‌اند که به تمسخر مسلمانان می‌پرداختند، نه همه آنان. به دنبال این دستور، مُحیصه، ابن سنینه[۷]، را کشت. حویصه وقتی که از قتل ابن‌سنینه آگاه شد، به محیصه حمله کرد و گفت: «چرا او را کشتی؟ به خدا قسم او برگردن تو حق نان و نمک داشت؛ (چربی‌های شکم تو از مال اوست)». محیصه پاسخ داد: «کسی فرمان قتل او را صادر کرد که به خدا سوگند، اگر فرمان قتل تو را هم صادر می‌کرد (با اینکه برادرم هستی)، بی‌درنگ تو را هم می‌کشتم». حویصه با تعجب گفت: «واقعاً این کار را انجام می‌دادی؟» محیصه دوباره سوگند خورد که این کار را می‌کرد. حویصه گفت: «به خدا سوگند! دینی که تو را به این اندازه مطیع خود کند، دین عجیبی است» و همین رخداد موجب شد که او نیز مسلمان شود[۸].

البته ابن هشام افزون بر این رویداد، داستان دیگری را نیز به عنوان علت مسلمان شدن حُوَیْصَه آورده است؛ بر پایه این نقل، او در سال پنجم هجری و در جریان اعدام یهودیان بنو قریظه، اسلام آورد. به این صورت که محیصه مأمور شد یکی از یهودیان به نام کعب بن یهوذا را اعدام کند، ولی حویصه به این عمل برادرش اعتراض کرده و خوبی‌های آن یهودی، در حق محیصه را یادآور شد. محیصه نیز در پاسخ گفت: آن کسی که دستور قتل این یهودی را صادر کرد، اگر دستور قتل تو را هم می‌داد، من اجرا می‌کردم. با مشاهده این اعتقاد راسخِ برادر، حویصه نیز اسلام آورد[۹]. اما با ملاحظه حضور حویصه در جنگ احد[۱۰]، طبعاً نقل اول را باید پذیرفت.

بر پایه خبر تأیید نشده‌ای، انگیزه اسلام حویصه، اخبار غیبی بوده که او در کودکی شنیده بود؛ حویصه می‌گوید: در سال‌های کودکی‌ام از یهودیان مدینه می‌شنیدم که پیامبری در مکه مبعوث خواهد شد که نامش احمد است و هیچ پیامبری جز او نمانده و صفاتش چنین و چنان است. در همان سال‌ها، صدایی به وضوح از ناحیة بنوعبدالاشهل شنیدیم که می‌گفت: ای مردم یثرب! این ستاره، احمد است که متولد شده است. سال‌ها گذشت. ما آن قضیه را فراموش کردیم؛ تا اینکه باز مانند آن صدا را شنیدیم که می‌گفت: ای مردم یثرب! این محمد است که به پیامبری مبعوث شده است. مدتی بعد از مکه خبر آمد که مردی ادعای پیامبری دارد، شماری از مردم شهر هم به او ایمان آوردند، ولی من تا او به شهرمان هجرت نکرد، به او ایمان نیاوردم[۱۱]. با وجود اختلاف درباره انگیزه اسلام حویصه، تقریباً همه صحابه‌نگاران نام وی را در شمار صحابه آورده‌اند[۱۲].

حویصه در اُحد، خندق و جنگ‌های بعد از آن[۱۳] از جمله فتح خیبر[۱۴]، در کنار رسول خدا(ص) حضور داشت. او افزون بر آن در چند سریه نیز حاضر بود؛ از جمله: سریه‌ای به فرماندهی محمد بن مسلمه برای جنگ با بنو معاویه و بنوعوال در ذی‌القصه[۱۵]، در اول ربیع الآخر سال ششم[۱۶]؛ و نیز بنا به نقل ابن سعد[۱۷] در سریه‌ای که به فرماندهی غالب بن عبدالله به سوی بنومره در فدک، در صفر سال هشتم صورت گرفت، حضور داشت. غالب بن عبدالله در این نبرد میان حویصه و ابوسعید خدری پیمان برادری برقرار کرد. اما واقدی[۱۸] خبر این سریه و ماجرای پیمان برادری با ابوسعید خدری را به نقل از حویصه، برای اسامة بن زید، در شعبان سال هفتم، آورده است.

هنگامی که پس از فتح خیبر، پسر عموی حویصه، عبدالله بن سهل، در سفری به آنجا در ذی‌القعده سال هفتم قبل از عمرة‌القضیه به قتل رسید، حویصه به همراه جمعی از خویشاوندان که برای دادخواهی نزد پیامبر(ص) رفتند، حاضر بود و رسول خدا(ص) به جهت حضور حویصه که مسن‌ترین فرد در میان آنان بود، به عبدالرحمن برادر مقتول[۱۹] که شروع به سخن گفتن کرده بود، فرمود: «کَبِّر، کَبِّر»، کنایه از اینکه فرد بزرگ‌تر، یعنی حویصه سخن بگوید؛ در این قضیه، پیامبر(ص) پس از اینکه اولیای دم حاضر به انجام مراسم قسامه نشدند و یهودیان خیبر نیز طی نامه‌ای سوگند یاد کردند که عبدالله را، آنان نکشته‌اند و از قاتل او نیز خبر ندارند سرانجام به خاطر پایمال نشدن خون عبدالله، صد شتر دیه او را، از بیت‌المال به ورثه مقتول داد[۲۰]. این قضیه شهرت بسیاری در کتاب‌های فقهی[۲۱] و حدیثی[۲۲] داشته و مهم‌ترین مستند «مسئله قسامه» است.

از خانواده حویصه، به جز محیصه، برادر دیگرش، احوص نیز در شمار صحابه بوده و در اُحد، خندق و جنگ‌های بعد از آن شرکت داشته است[۲۳]؛ خواهرش، سلامه، از زنان بیعت‌کننده با رسول خدا(ص) بود[۲۴] و خواهر دیگرش[۲۵]، مکنی به اُمّ‌ضحاک، در فتح خیبر، به عنوان پرستار جنگی حضور داشت[۲۶] و سهمی از غنایم آن جنگ به او تعلق گرفت[۲۷]. ابراهیم، پسر حویصه، نیز در شمار راویان حدیث است[۲۸].[۲۹]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن قدامه، الإکمال، ص۲۴۳؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۳۴۲.
  2. بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۲۰۶؛ ابن اثیر، أسد الغابه، ج۲، ص۹۷.
  3. ابن جوزی، تلقیح فهوم اهل الأثر، ص۱۸۴.
  4. ابن حبیب بغدادی، المحبر، ج۱، ص۴۲۶.
  5. شاعر یهودی که با اشعار خود مسلمانان را آزار می‌داد و نیز قبایل دیگر را برای حمله به مسلمانان تحریک می‌کرد.
  6. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۴؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۱، ص۴۸۰.
  7. تاجر یهودی که به آنان غذا و لباس می‌داد.
  8. ابن اسحاق، السیرة النبویه، ج۳، ص۳۰۰؛ واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۹۲؛ طبری، تاریخ، ج۲، ص۴۹۱.
  9. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۶۳.
  10. بنگرید ادامه مدخل.
  11. شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۱، ص۱۲۳؛ به نقل از واقدی و ابونعیم.
  12. ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۸۹۸؛ ابن اثیر، أسد الغابه، ج۲، ص۹۷؛ ذهبی، تجرید أسماء الصحابه، ج۱، ص۱۴۵؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۱۲۴.
  13. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۵۶؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۱۲۴.
  14. ابن ابی عاصم، الآحاد والمثانی، ج۶، ص۲۴۵.
  15. در ۲۴ مایلی راه مدینه به ربذه، بنگرید: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۳۶۶.
  16. واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۵۱؛ شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۶، ص۷۹.
  17. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۹۶.
  18. واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۲۵.
  19. و یا محیصه، بنگرید: بخاری، صحیح، ج۸، ص۱۱۹؛ ابن ماجه، سنن، ج۲، ص۸۹۲.
  20. ابن هشام، السیرة النبویة، ج ۳، ص۳۷۰؛ واقدی، المغازی، ج ۲، ص۷۱۴.
  21. طوسی، المبسوط، ج ۵، ص۳۱۱؛ شهید ثانی، الروضة البهیة، ج ۱۵، ص۱۹۸؛ شافعی، الام، ج ۶، ص۹۶.
  22. عبدالرزاق صنعانی، المصنف، ج ۱۰، ص۳۱؛ ابن‌ابی‌شیبه، المصنف، ج ۶، ص۴۱۲؛ مسلم، الصحیح، ج ۵، ص۹۹.
  23. ابن‌حجر، الاصابه، ج ۱، ص۱۸۸.
  24. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۸، ص۲۵۳.
  25. و شاید همان سلامه.
  26. ابن‌ابی‌عاصم، الآحاد و المثانی، ج ۶، ص۲۴۵.
  27. ابن‌شبه، تاریخ المدینة المنورة، ج ۱، ص۱۸۸.
  28. بنگرید: ابن‌ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج ۳، ص۳۱۳؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج ۴، ص۳۳.
  29. قلیچ، رسول، مقاله «حويصة بن مسعود حارثی انصاری»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۱۵۸-۱۶۰.