ربیعة بن حارث بن عبدالمطلب در تاریخ اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

کنیه‌اش ابواروی[۱] و برادر تنی «نوفل» و «ابوسفیان» و دو سال بزرگتر از عمویش «عباس» است[۲]. مادرش «عزه بنت قیس بن طریف»[۳] و همسرش «ام‌حکم بنت زبیر» است[۴]. ربیعه قبل از اسلام، تاجر[۵] و شریک تجاری عثمان بن عفان بود[۶] و احتمالاً در ایام غزوه بدر برای تجارت در شام حضور داشت و به هنگام بیرون رفتن مشرکان قریش از مکه برای جنگ بدر همراه آنان نبود[۷].

برخی فرزندان ربیعه به جهت سابقه همکاری تجاری عثمان و ربیعه در جاهلیت از عطایای عثمان در ایام خلافت او بهره‌مند شدند[۸]. تاریخ دقیق مسلمان شدن ربیعه معلوم نیست، ذهبی[۹]، او را از مسلمانان فتح مکه دانسته است، اما بر پایه برخی گزارش‌های تاریخی او اسلام خود را حدود سال پنجم از هجرت آشکار کرده است. ابن سعد[۱۰] می‌‌گوید: در ایام جنگ خندق، عباس بن عبدالمطلب و نوفل برای هجرت به حضور رسول خدا(ص) حرکت کردند و ربیعه آن دو را تا منطقه ابواء بدرقه کرد، اما همین که بعد از بدرقه خواست به مکه برگردد، آن دو از ربیعه خواستند تا خانه شرک را ترک و نزد رسول خدا(ص) که در این زمان نیرومند و یاران آن حضرت فزون گشته بود، هجرت کند. ربیعه همراه آنان به مدینه رفت و در محله بنی‌حدیله برای خود خانه ساخت[۱۱]. او پس از هجرت به مدینه در جنگ‌های آن حضرت حضور داشت و ظاهراً نخستین غزوه‌ای که شرکت کرد، غزوه خییر است که رسول خدا(ص) برای او سالانه صد خروار از محصول خیبر را مقرر کرد[۱۲]. او پس از خیبر در فتح مکه و جنگ حنین و طائف همراه رسول خدا(ص) بود و روز حنین همراه تعداد اندکی پایداری کرد[۱۳].

ربیعه و عباس از رسول خدا(ص) خواستند تا فرزندانشان را به سرپرستی جمع‌آوری زکات بگمارد تا از این طریق مانند برخی دیگر سودی به ایشان برسد. رسول خدا(ص) به آنان فرمود: زکات و صدقه شایسته محمد و خاندان او نیست، بلکه صدقه مانند پلیدی‌ها و چرک‌های دست مردم است که آن را می‌‌شویند، اما فضل بن عباس و عبدالمطلب بن ربیعه را زن داد و کابین زنان آن دو را از خمس پرداخت[۱۴]. ربیعه به روزگار حکومت خلیفه دوم و پس از مرگ دو برادرش نوفل و ابوسفیان در مدینه درگذشت[۱۵]. تاریخ درگذشت او را بیشتر به سال ۲۳ آورده‌اند[۱۶]. فرزندانی از او باقی ماندند که نامشان چنین است: «محمد»، «عبدالله»، «عباس»، «حارث»، «امیة»، «عبدشمس» و «عبدالمطلب» و نیز «اروی» یا هند بزرگ و هند کوچک که مادر ایشان ام‌حکیم بنت زبیر بن عبدالمطلب است و اروی کوچک که مادرش کنیزی بوده است و نیز بچه‌ای به نام «آدم» بود که دوران شیرخواری و کودکی خود را میان قبیله هذیل سپری می‌کرد و در جنگ میان بنی‌لیث با هذیل، سنگی به آن کودک که جلوی خیمه‌ها بود خورد و کشته شد[۱۷]. آدم از فرزندان ربیعه همان کسی است که رسول خدا(ص) روز فتح مکه فرمود: همانا تمام خون‌های دوره جاهلی زیر پاست و نخستین خونی که از بهای آن صرف نظر می‌‌شود، خون پسر ربیعة بن حارث بن عبدالمطلب است[۱۸]. البته در نام فرزند ربیعه که در قبیله هذیل کشته شد اختلاف است. به نقل ابن سعد[۱۹]، هشام بن محمد بن سائب می‌گوید: پدرم و بنی‌هاشم نام این کودک را در کتاب خود نیاورده‌اند، بلکه همین اندازه گفته‌اند که پسرک کوچکی بود و نام او ثبت نشده است و خیال می‌‌کنیم کسانی که نام او را آدم نوشته‌اند در کتاب‌ها خوانده‌اند که پیامبر(ص) فرموده است: دم (خون) پسر ربیعه (دم ابن‌ربیعه) را رها می‌‌کنم و «آ» به اول «دم» افزوده‌اند و پنداشته‌اند «آدم بن ربیعه» صحیح است. ذهبی[۲۰] می‌گوید: نام فرزند ربیعه به جهت سن کم او حفظ نشده است. ابن عبدالبر[۲۱] می‌گوید: حماد بن سلمه نام او را از ایاس به آدم تصحیف کرده است. نام‌های دیگری مانند حارث، تمام، عامر نیز برای فرزند ربیعه ذکر شده است[۲۲]. ربیعه از رسول خدا(ص) روایت نقل کرده است. فرزندش عبدالمطلب از او روایت دارد[۲۳]. از روایات او درباره ماهیت صدقه و ذکر خواندن در نماز و اوراد رکوع و سجود است[۲۴]. همچنین ربیعه می‌گوید: به رسول خدا(ص) خبر رسید که قریش به نسب او طعن می‌‌زنند، آن حضرت ناراحت شد و فرمود: ای مردم، خداوند روزی که مخلوقات و خلق را آفرید، ایشان را به دو گروه تقسیم کرد و مرا در گروه بهتر جای داد[۲۵]. وی لباس و موهای بلندی داشته است که رسول خدا(ص) درباره او فرمود: «نِعمَ الرَّجل ربیعة لو قَصّر شَعْرَهُ و شَمَّرَ ثوبَهُ؛ ربیعه چه مرد نیکویی است، اگر موی خود را کوتاه کند و دامن به کمر درآورد»[۲۶]. برخی اشعاری را که بعد از سقیفه در دفاع از امام علی(ع) سروده شد به وی نسبت داده‌اند[۲۷].[۲۸]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۶۹؛ ذهبی، سیر اعلام النبلا، ج۱، ص۲۵۷.
  2. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۵؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۸۴.
  3. ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰۸۵؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۵۹.
  4. ابن حبیب، المحبر، ص۶۴؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۱۲۰.
  5. ابن کثیر، البدایه النهایه، ج۵، ص۷۲؛ شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۵، ص۲۹۳.
  6. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۵۹؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ۳۸۴.
  7. طبری، تاریخ، ج۱۱، ص۵۲۸.
  8. بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۱۵۱؛ طبری، تاریخ، ج۴، ص۴۰۴.
  9. ذهبی، تاریخ، ج۲، ص۲۸۷.
  10. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۶.
  11. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۶.
  12. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۶؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۸۴.
  13. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۶؛ بیهقی، ج۵، ص۱۲۷.
  14. احمد بن حنبل، المسند، ج۴، ص۱۶۶؛ واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۹۶؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ج۵، ص۳۷۹.
  15. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۶؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۸۷.
  16. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۶۹؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۸۴.
  17. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۵؛ بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱۱، ص۲۵۰؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۱۲۷.
  18. ابن هشام، السیره النبویه، ج۴، ص۲۵۱؛ واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۱۱۱؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ج۲، ص۱۱۲ و ص۱۱۸.
  19. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۵.
  20. ذهبی، سیر اعلام النبلا، ج۱، ص۲۵۹.
  21. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۶۹ و به تبع او ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۵۹.
  22. ر.ک: مدخل ادم بن ربیعه.
  23. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۵۹.
  24. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۶۹.
  25. بیهقی، دلائل النبوه، ج۱، ص۱۶۸.
  26. ابن قتیبه، المعارف، ص۱۲۷.
  27. بنگرید: امینی، الغدیر، ج۳، ص۳۲۹ و ج۷، ص۳۷۹.
  28. محمدی، رمضان، مقاله «ربيعة بن حارث بن عبدالمطلب هاشمی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۳۲۲-۳۲۳.