از امامتپدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
احادیث مرتبط
امام صادق (ع) فرمودند: اصل اطاعت از خداوند صبر است، و رضایت از خداوند در آنچه که بنده آن را میپسندد و یا نمیپسندد [۱] ؛
امام صادق (ع) فرمودند: "آگاهترین مردم به خداوند متعال ، کسی است که راضیترین آنان به قضاء او – جلَّ و علا!- باشد"[۲] ؛
امام سجاد (ع) فرمودند: "صبر و رضایت از خداوند ، اصل اطاعت از اوست، و کسی که صبر پیشه کند و از خداوند در آنچه مقدّر فرموده خواه مورد علاقه او باشد و یا مورد نفرتش، راضی باشد، خداوند از میان آنچه او علاقه دارد یا ندارد، تنها آن چیزی که برای او بهتر است را برایش مقدّر میفرماید".[۳] ؛
امام صادق (ع) فرمودند: "خداوند -عزَّوجلَّ!- میفرماید: بنده مؤمن خود را از حالتی به حالتی دیگر در نمیآوردم، مگر آنکه حالت جدید را برای او بهتر از حالت قبلی قرار میدهم. از این رو بنده من باید به تقدیر من راضی بوده و بر بلای من صبر ورزد و نعمتهای مرا سپاس گوید، در این صورت ای محمّد نام او را نزد خود در شمار صدّیقان خواهم نوشت"[۴] ؛
امام صادق (ع) فرمودند: "از انسان مسلمان در تعجّبم که خداوند هیچ تقدیری برای او نمینویسد، مگر آن که برای او نیکو باشد. او اگر به وسیله قیچیها تکّهتکّه گردد برای او بهتر است، و اگر بر شرق و غرب عالم سلطنت یابد نیز برای او بهتر است" [۵] ؛
امام باقر (ع) فرمودند: "شایسته ترین مردمان به آنکه تسلیم قضاء خداوند باشند، کسی است که خداوند را شناخته است. هرکس به قضای الهی راضی باشد آن قضاء بر او فرود میآید و خداوند اجر او را در آن بزرگ میفرماید، و هرکس نسبت به تقدیر الهی ناراضی باشد همان تقدیر بر او میگذرد در حالی که خداوند اجر او را از بین برده است" [۶] ؛
امام سجاد (ع) فرمودند: "زهد ده درجه دارد که بالاترین درجه زهد پایینترین درجه ورع است، و بالاترین درجه ورع پایینترین درجه یقین است، و بالاترین درجه یقین پایینترین درجه رضا است" [۷] ؛
امام صادق (ع) فرمودند: "امام مجتبی (ع) عبدالله بن جعفر را ملاقات فرمودند و به او گفتند: ای عبدالله ! چگونه مؤمن مؤمن است در حالی که بر قسمت خود ناراضی است و منزلت خود را محقّر میداند، در حالی که خداوند بر این مطلب حکم فرموده آن قسمت و منزلت را نصیبش ساخته است. من برای کسی که در قلب خود چیزی جز رضایت از تقدیر و قسمت حضرت حق را احساس نکند، ضمانت میکنم که چون دعایی به درگاه خدا بکند آن دعا مستجاب شود" [۸] .
از امام صادق (ع) پرسیدم: به چه وسیله انسان مؤمن در مییابد که مؤمن است؟ فرمودند: به وسیله اینکه تسلیم خداوند باشد، و از هرآنچه که از شادی و یا ناراحتی به او رو میآورد رضایت داشته باشد" [۹] .
امام صادق (ع) فرمودند: "پیامبر اکرم (ص) هیچگاه نسبت به چیزی که گذشته بود نفرمودند: کاش چیزی غیر از آن بود" [۱۰] .
امام صادق (ع) فرمودند: "امیرالمؤمنین - صلوات خدا بر او باد - فرمودند: ایمان بر چهار پایه استوار است: رضایت به قضای الهی ، و توکّل بر او، و وانهادن امور به او، و تسلیم در مقابل ارادهاش" [۱۱] ؛
امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: "رضایت از امور، خوب همنشینی برای انسان است"[۱۲] ؛
امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: "هرکس به رزق الهی راضی باشد، بر آنچه که از دست داده اندهگین نمیشود"[۱۳] ؛
امام صادق (ع) فرمودند: "اصل اطاعت از خداوند رضایت به آن چیزی است که او انجام میدهد، خواه بنده آن را بپسندد و یا نپسندد. و خداوند نسبت به بنده کاری انجام نمیدهد، مگر آنکه آن کار برای او بهتر باشد" [۱۴] ؛
امام صادق (ع) فرمودند: "رضایت نسبت به تقدیری که بنده آن را ناپسند میشمارد، از برترین درجات یقین است" [۱۵] ؛
امیرالمؤمین (ع) فرمودند: "هرکس از خداوند به آنچه که برای او تقسیم فرموده راضی باشد، بدنش راحت شده از تعب و اندوه به در میآید" [۱۶] ؛
امام باقر (ع) درباره آیه شریفه ﴿ فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ ﴾ [۱۷] فرمودند: "نسبت به قضاء الهی تسلیم بوده از آن راضی باشد، و به آن تقدیر قانع گردد" [۱۸] ؛
امام صادق (ع) فرمودند: "خوشنودی و راحتی در رضایت و یقین است، و اندوه و حُزن در شکّ و نارضایتی " [۱۹] ؛
امام مجتبی (ع) فرمودند: "هرکس بر این مطلب که خداوند خوبیها را برایش انتخاب میکند اتکاء نماید، درخواست نمیکند که در غیر حالتی که خداوند برای او انتخاب کرده به سر برد"[۲۰] ؛
امام صادق (ع) فرمودند: "ماگروهی هستیم که از خداوند آنچه را دوست داریم درباره کسی که دوست داریم درخواست میکنیم و او نیز همان را به ما میبخشد، و هرگاه خداوند آنچه را ما درباره دوستان خود نمیپسندیم بخواهد، به همان راضی میشویم"[۲۱] ؛
امام سجاد (ع) فرمودند: "رضایت به آنچه برای انسان خوشایند نیست، بالاترین درجههای متّقیان است"[۲۲] ؛
موسی عرض کرد: پروردگارا! مرا به عملی راهنمایی کن که چون آن را عمل کنم رضایت تو را به دست آورم، خداوند نیز به او وحی کرد: ای فرزند عمران ! رضایت من در ناخشنودی تو است و تو توان آن را نداری، موسی چون این شنید به سجده افتاد و گریه کنان عرض کرد: پروردگارا! مرا به سخن گفتن خود اختصاص دادی و با هیچ انسانی قبل از من سخن نگفتی، در عین حال مرا به عملی که با آن رضایت تو را به دست آورم هدایت نمیکنی؟!، پس خداوند به او وحی فرمود: رضایت من در رضایت تو از تقدیر من است"[۲۳] ؛
امام صادق (ع) فرمودند: "بنده همیشه در یکی از این حالت است: "حالت بلاء ، و حالت قضاء حضرت حق ، و حالت نعمت ؛ از این رو بر او صبر بر بلاء الهی و تسلیم در برابر قضاء الهی و شکر بر نعمت الهی واجب است"[۲۴] ؛
بنا بر آنچه در "غرر الحکم " آمده، امیرمؤمنان (ع) فرمودند:
آگاهترین مردم نسبت به خداوند ، راضیترین آنان نسبت به قضاء او است[۲۵] ؛
کسی که به قضاء الهی راضی نباشد، کفر داخل در دینش میشود[۲۶] ؛
خداوند سبحانه! - هیچ بلاء دنیایی و عذاب آخرتی را از مؤمنی دفع نمیکند، مگر به واسطه آنکه او نسبت به قضاء الهی راضی است [۲۷] ؛
رضایتمندی ، حُزن و اندوه را از بین میبرد[۲۸] ؛
{رضایت ثمره یقین است[۲۹] ؛
دین درختی است که ریشه آن تسلیم و رضایت به قضاء الهی است[۳۰] ؛
راضی باش تا مورد رضایت حضرت حق باشی"[۳۱] [۳۲] .
منابع
پانویس
↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: رَأْسُ طَاعَةِ اللَّهِ الصَّبْرُ وَ الرِّضَا عَنِ اللَّهِ فِيمَا أَحَبَّ الْعَبْدُ أَوْ كَرِهَ» ؛ اصول کافی، ج۲، ص۶۰.
↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: إِنَّ أَعْلَمَ النَّاسِ بِاللَّهِ أَرْضَاهُمْ بِقَضَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» ؛اصول کافی، ج۲، ص۶۰.
↑ «عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (ع) قَالَ: الصَّبْرُ وَ الرِّضَا عَنِ اللَّهِ رَأْسُ طَاعَةِ اللَّهِ وَ مَنْ صَبَرَ وَ رَضِيَ عَنِ اللَّهِ فِيمَا قَضَى عَلَيْهِ فِيمَا أَحَبَّ أَوْ كَرِهَ لَمْ يَقْضِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ فِيمَا أَحَبَّ أَوْ كَرِهَ إِلَّا مَا هُوَ خَيْرٌ لَهُ» ؛ اصول کافی، ج۲، ص۶۰.
↑ «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنَ لَا أَصْرِفُهُ فِي شَيْءٍ إِلَّا جَعَلْتُهُ خَيْراً لَهُ فَلْيَرْضَ بِقَضَائِي وَ لْيَصْبِرْ عَلَى بَلَائِي وَ لْيَشْكُرْ نَعْمَائِي أَكْتُبْهُ يَا مُحَمَّدُ مِنَ الصِّدِّيقِينَ عِنْدِي» ؛ اصول کافی، ج۲، ص۶۱.
↑ « عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: عَجِبْتُ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ لَا يَقْضِي اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ قَضَاءً إِلَّا كَانَ خَيْراً لَهُ وَ إِنْ قُرِضَ بِالْمَقَارِيضِ كَانَ خَيْراً لَهُ وَ إِنْ مَلَكَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا كَانَ خَيْراً لَهُ» ؛ اصول کافی، ج۲، ص۶۲.
↑ «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: أَحَقُّ خَلْقِ اللَّهِ أَنْ يُسَلِّمَ لِمَا قَضَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ عَرَفَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ رَضِيَ بِالْقَضَاءِ أَتَى عَلَيْهِ الْقَضَاءُ وَ عَظَّمَ اللَّهُ أَجْرَهُ وَ مَنْ سَخِطَ الْقَضَاءَ مَضَى عَلَيْهِ الْقَضَاءُ وَ أَحْبَطَ اللَّهُ أَجْرَهُ» ؛ اصول کافی، ج۲، ص۶۲.
↑ «قَالَ لِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا الزُّهْدُ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ أَعْلَى دَرَجَةِ الزُّهْدِ أَدْنَى دَرَجَةِ الْوَرَعِ وَ أَعْلَى دَرَجَةِ الْوَرَعِ أَدْنَى دَرَجَةِ الْيَقِينِ وَ أَعْلَى دَرَجَةِ الْيَقِينِ أَدْنَى دَرَجَةِ الرِّضَا » ؛ اصول کافی، ج۲، ص۶۲.
↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: لَقِيَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ (ع) عَبْدَ اللَّهِ بْنَ جَعْفَرٍ فَقَالَ يَا عَبْدَ اللَّهِ كَيْفَ يَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً وَ هُوَ يَسْخَطُ قِسْمَهُ وَ يُحَقِّرُ مَنْزِلَتَهُ وَ الْحَاكِمُ عَلَيْهِ اللَّهُ وَ أَنَا الضَّامِنُ لِمَنْ لَمْ يَهْجُسْ فِي قَلْبِهِ إِلَّا الرِّضَا أَنْ يَدْعُوَ اللَّهَ فَيُسْتَجَابَ لَهُ» ؛ اصول کافی، ج۲، ص۶۲.
↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: قُلْتُ لَهُ بِأَيِّ شَيْءٍ يُعْلَمُ الْمُؤْمِنُ بِأَنَّهُ مُؤْمِنٌ قَالَ بِالتَّسْلِيمِ لِلَّهِ وَ الرِّضَا فِيمَا وَرَدَ عَلَيْهِ مِنْ سُرُورٍ أَوْ سَخَطٍ» ؛ اصول کافی، ج۲، ص۶۲.
↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: لَمْ يَكُنْ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَقُولُ لِشَيْءٍ قَدْ مَضَى لَوْ كَانَ غَيْرُهُ» ؛ اصول کافی، ج۲، ص۶۳.
↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ص) الْإِيمَانُ أَرْبَعَةُ أَرْكَانٍ الرِّضَا بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ وَ تَفْوِيضُ الْأَمْرِ إِلَى اللَّهِ وَ التَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اللَّهِ» ؛ اصول کافی، ج۲، ص۵۶.
↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِين (ع): نِعْمَ الْقَرِينُ الرِّضَا» ؛ نهج البلاغه، حکمت ۴.
↑ « قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِين (ع): مَنْ رَضِيَ بِرِزْقِ اللَّهِ لَمْ يَحْزَنْ عَلَى مَا فَاتَهُ» ؛ نهج البلاغه، حکمت ۳۴۹.
↑ «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع): رَأْسُ طَاعَةِ اللَّهِ الرِّضَا بِمَا صَنَعَ اللَّهُ فِيمَا أَحَبَّ الْعَبْدُ وَ فِيمَا كَرِهَ وَ لَمْ يَصْنَعِ اللَّهُ بِعَبْدٍ شَيْئاً إِلَّا وَ هُوَ خَيْرٌ لَهُ» ؛ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۳۹.
↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: الرِّضَا بِمَكْرُوهِ الْقَضَاءِ مِنْ أَعْلَى دَرَجَاتِ الْيَقِينِ» ؛بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۵۲.
↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) مَنْ رَضِيَ مِنَ اللَّهِ بِمَا قَسَمَ لَهُ اسْتَرَاحَ بَدَنُهُ» ؛ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۳۹.
↑ «پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمیآورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کردهای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.
↑ «وَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) فِي قَوْلِ اللَّهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ الْآيَةَ قَالَ التَّسْلِيمُ وَ الرِّضَا وَ الْقُنُوعُ بِقَضَائِهِ» ؛ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۵۷.
↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) الرُّوحُ وَ الرَّاحَةُ فِي الرِّضَا وَ الْيَقِينِ وَ الْهَمُّ وَ الْحَزَنُ فِي الشَّكِّ وَ السَّخَطِ» ؛ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۵۸.
↑ « قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍ مَنِ اتَّكَلَ عَلَى حُسْنِ الِاخْتِيَارِ مِنَ اللَّهِ لَمْ يَتَمَنَ أَنَّهُ فِي غَيْرِ الْحَالِ الَّتِي اخْتَارَهَا اللَّهُ لَهُ» ؛ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۰۶.
↑ «قَالَ الصَّادِقُ (ع) إِنَّا قَوْمٌ نَسْأَلُ اللَّهَ مَا نُحِبُ فِيمَنْ نُحِبُّ فَيُعْطِينَا فَإِذَا أَحَبَّ مَا نَكْرَهُ فِيمَنْ نُحِبُّ رَضِينَا» ؛ بحارالأنوار، ج۷۹، ص۱۳۳.
↑ «قَالَ زَيْنُ الْعَابِدِينَ (ع): الرِّضَا بِالْمَكْرُوهِ أَرْفَعُ دَرَجَاتِ الْمُتَّقِينَ» ؛ بحارالأنوار، ج۷۹، ص۱۳۴.
↑ « أَنَّ مُوسَى (ع) قَالَ يَا رَبِّ دُلَّنِي عَلَى عَمَلٍ إِذَا أَنَا عَمِلْتُهُ نِلْتُ بِهِ رِضَاكَ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ يَا ابْنَ عِمْرَانَ إِنَّ رِضَايَ فِي كُرْهِكَ وَ لَنْ تُطِيقَ ذَلِكَ قَالَ فَخَرَّ مُوسَى (ع) سَاجِداً بَاكِياً فَقَالَ يَا رَبِّ خَصَصْتَنِي بِالْكَلَامِ وَ لَمْ تُكَلِّمْ بَشَراً قَبْلِي وَ لَمْ تَدُلَّنِي عَلَى عَمَلٍ أَنَالُ بِهِ رِضَاكَ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنَّ رِضَايَ فِي رِضَاكَ بِقَضَائِي» ؛ بحارالأنوار، ج۷۹، ص۱۳۴.
↑ «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع): الْعَبْدُ بَيْنَ ثَلَاثٍ بَيْنَ بَلَاءٍ وَ قَضَاءٍ وَ نِعْمَةٍ فَعَلَيْهِ لِلْبَلَاءِ مِنَ اللَّهِ الصَّبْرُ فَرِيضَةً وَ عَلَيْهِ لِلْقَضَاءِ مِنَ اللَّهِ التَّسْلِيمُ فَرِيضَةً وَ عَلَيْهِ لِلنِّعْمَةِ مِنَ اللَّهِ الشُّكْرُ فَرِيضَةً» ؛ بحارالأنوار، ج۷۹، ص۱۲۹.
↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) فِي الْغُرَرِ الْحِکَم: أَعْلَمُ النَّاسِ بِاللَّهِ أَرْضَاهُمْ بِقَضَاءِ اللَّهِ» ؛ تصنیف غرر الحکم، ص۱۰۳.
↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) فِي الْغُرَرِ الْحِکَم: مَنْ لَمْ يَرْضَ بِالْقَضَاءِ دَخَلَ الْكُفْرُ دِينَهُ» ؛ تصنیف غرر الحکم، ص۱۰۳.
↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) فِي الْغُرَرِ الْحِکَم:مَا دَفَعَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ عَنِ الْمُؤْمِنِ شَيْئاً مِنْ بَلَاءِ الدُّنْيَا وَ عَذَابِ الْآخِرَةِ إِلَّا بِرِضَاهُ بِقَضَائِهِ» ؛ تصنیف غرر الحکم، ص۱۰۳.
↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) فِي الْغُرَرِ الْحِکَم: الرِّضَا يَنْفِي الْحُزْنَ» ؛ تصنیف غرر الحکم، ص۱۰۳.
↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) فِي الْغُرَرِ الْحِکَم: الرِّضَا ثَمَرَةُ الْيَقِينِ» ؛تصنیف غرر الحکم، ص۱۰۳.
↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) فِي الْغُرَرِ الْحِکَم: الدِّينُ شَجَرَةٌ أَصْلُهَا التَّسْلِيمُ وَ الرِّضَا» ؛ تصنیف غرر الحکم، ص۱۰۳.
↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) فِي الْغُرَرِ الْحِکَم:كُنْ رَاضِياً تَكُنْ مَرْضِيّاً» ؛ تصنیف غرر الحکم، ص۱۰۳.
↑ مظاهری، حسین ، دانش اخلاق اسلامی ، ج۴، ص ۶۵-۷۲.