مقدمه

دین چگونه در زندگی انسان‌ها به وجود آمده است؟ آیا افراد دین‌دار شخصیت خاصی دارند؟ آیا دین‌داری با رضایت‌مندی افراد از زندگی رابطه مستقیم دارد؟ آیا دین‌داران سلامت جسمی و بهداشت روانی بیشتری دارند؟ آیا دین‌داری بر کاهش جرم و جنایت و اعمال خلاف دیگر مؤثر است؟ آیا دین‌داری بر افزایش حس نوع‌دوستی، کمک به دیگران و کارهای خیریه اثر دارد؟ آیا راهی برای سنجش دین‌داری افراد وجود دارد؟ اصولاً ابعاد دین‌داری چیست؟ و...؛ اینها نمونه‌ای از مسائلی هستند که در روان‌شناسی دین به آنها توجه می‌شود.

تا به امروز تعاریف زیادی درباره روان‌شناسی دین مطرح شده و تعدّد تعاریف نشانگر تنوع نظام‌های روان‌شناختی دین و گوناگونی روی‌آوردها در این گستره است[۱]. توجه به مجموعه‌ای از تعاریف روان‌شناختی روان‌شناسان غربی از دین ما را در فهم چراییِ تنوع و اختلاف در تعریف روان‌شناسی دین یاری خواهد کرد:

  1. ویلیام جیمز: دین، تأثرات و احساسات و رویدادهایی است که برای هر انسانی در عالم تنهایی و دور از همه بستگی‌ها او روی می‌دهد؛ به طوری‌که انسان از این مجموعه درمی‌یابد که بین او و آن چیزی که آن را امر خدایی می‌نامد، رابطه‌ای برقرار است.
  2. یونگ: معنای دین متناسب با ریشه آن در زبان لاتین، تفکر با توجه به وجدان و با کمال توجه است.
  3. شلایرماخر: وی دین را با احساس و به طور خاص با احساس وابستگی ربط می‌دهد.
  4. ساموئل‌کینگ: دین ایمان به قوای فراطبیعی و یا مرموزی است که ناشی از احساس ترس و وحشت و پرستش است.
  5. روپل: دین، احساس وابستگی حیات انسان به یک روح اسرارآمیز است که خود را به او وابسته می‌داند و با او و جهان احساس اتحاد و یگانگی دارد؛ و از این احساس لذت می‌برد.
  6. کواستن بام: دین، تلاش انسان است تا برای حالت ناامیدانه محدودیت خودش کاری انجام دهد.
  7. فروید: دین، کاوش انسان برای یافتن تسلی‌دهنده‌ای آسمانی است تا به او در غلبه بر حوادث بیمناک زندگی کمک کند[۲].

اگرچه از نگاه اسلام اغلب این تعاریف مشکل اساسی و مبنایی دارد، با نگاهی گذرا به آنها، می‌توان گستردگی رویکردها و زوایای دید روان‌شناسان به مقوله دین را دریافت و همین امر، بیان تعریفی جامع و مانع از روان‌شناسی دین را که همه بر آن اجماع داشته باشند، با مشکل کرده است. با وجود این، کالینز معتقد است احتمالاً تعریفی بهتر از تعریف تاولس وجود ندارد. به نظر تاولس، مطالعه روان‌شناختی درباره دین در صدد «درک رفتار دینی از طریق به کاربستن اصول روان‌شناختی‌ای است که از مطالعه رفتار غیردینی به دست آمده‌اند». واژه روان‌شناسی، اگرچه بر اساس مکاتب گوناگون روان‌شناختی متفاوت است، ولی تقریباً می‌توان این تعریف را پذیرفت: «مطالعه علمی رفتار و فرایندهای روانی، بنابراین به طور خلاصه می‌توان گفت: روان‌شناسی دین، مطالعه علمی رفتارها و فرایندهای روانی است که رنگ دینی دارند[۳]. در مجموع، با وجود تعاریف متعدد درباره روان‌شناسی دین به نظر می‌رسد، بازگشت همه آنها به تعریف کوتاه «مطالعه دین از منظر روان‌شناختی» باشد[۴].

ریشه‌ها، اهداف و جهت‌گیری‌های گوناگون در روان‌شناسی دین، فرایند بالندگی آن را به ترتیبی هدایت کرده که امروزه ماهیتی «بین‌رشته‌ای» یافته است و روان‌شناسان (دین‌دار، ملحد، و بی‌طرف) و تا حدّی نیز متألهان، دو قطب عمده‌ای هستند که به این گستره روی آورده‌اند و در عینِ استفاده از یافته‌های آن در جهت اهداف خود، روان‌شناسی دین را نیز تغذیه می‌کنند. در واقع، روان‌شناسی دین و الهیات به طور متقابل برای یکدیگر مسأله می‌آفرینند و از این طریق موجب غنای یکدیگر می‌شوند. ماهیت بین‌رشته‌ای امروزی روان‌شناسی دین نیز سبب شده است که علاوه بر داشتن تخصص در روان‌شناسی، ورود به این گستره به کسب دانش در الهیات، متافیزیک، اخلاق، و اسطوره‌شناسی هم وابسته شود[۵].[۶]

سیر تحولات

پیدایش روان‌شناسی دین را نمی‌توان به کار یک فرد یا گروهی از متفکران نسبت داد. از سوی دیگر، مشکل می‌توان از پیدایش دفعی این رشته سخن گفت، بلکه می‌توان گفت که روان‌شناسی دین برخاسته از فضای خاصی است که در آن، روش علمی و دین‌پژوهی به نحوی پیش رفتند که چون هر دو در معرض پرسش‌های مختلفی قرار گرفتند، به یکدیگر نزدیک شدند. از این طریق به روان‌شناسی دین، هم در دین‌پژوهی و هم روان‌شناسی[۷]. به طور کلی، در شکل‌گیری روان‌شناسی دین امروزی، سه سنت انگلیسی ـ آمریکایی، آلمانی و فرانسوی، سهم زیادی داشتند که با بررسی این سه سنت می‌توان تاریخچه شکل‌گیری روان‌شناسی دین را پیگیری کرد:

  1. سنت انگلیسی- آمریکایی: رویکرد تجربی و حتی آزمایشگاهی به دین و نگاه توصیفی در مطالعات دینی، مهم‌ترین ویژگی این سنت است. گالتون دانشمند انگلیسی، بنیان‌گذار روان‌شناسیِ تفاوت‌های فردی است و نخستین کسی است که از روش آماریِ همبستگی در این زمینه استفاده کرد. استنلی هال از بنیان‌گذاران روان‌شناسی دین در آمریکا است و وی برای این منظور دانشکده روان‌شناسی دین را در دانشگاه کلارک را تأسیس کرد. جیمز لوبا و ادوین استاربوک نیز از شاگردان بزرگ هال هستند که بر مطالعه تجربه‌هایی چون ایمان‌آوری، دعا و حالات عرفانی با کاربرد روش‌های پرسش‌نامه، مصاحبه شخصی، زندگی‌نامه‌های خودنوشت و دیگر روش‌های تجربی که قابل تجزیه و تحلیل، رده‌بندی و سنجش آماری‌اند، تأکید داشتند[۸].
  2. سنت آلمانی: در حالی که در آمریکا، عمدتاً روان‌شناسان به پیشرفت روان‌شناسی دین کمک کردند، در آلمان، این رشته بیشتر زمینه کار و در قلمرو بحث فیلسوفان و عالمان الهیات بود. برای مثال، در آثار شلایر ماخر دیدگاه روان‌شناختی در مقایسه با موضع الهیاتی، در درجه دوم اهمیت داشت. ویلهلم وونت، فروید، یونگ و اریکسون از دانشمندان این سنت هستند[۹].
  3. سنت فرانسوی: مهم‌ترین مساعدت دانشمندان فرانسوی در زمینه روان‌شناسی دین، آثاری است که در حیطه روان‌شناسی مرضی عرضه کرده‌اند و اگر چه علاقه به بحث درباره ارتباط بیماری روانی با دین‌داری، در دو سنت دیگر نیز وجود داشت، در فرانسه، برخی از بزرگ‌ترین آسیب‌شناسان قرن نوزدهم توجه مستمری به این امر نشان داده‌اند[۱۰]. ژان مارتین شارکو، تئودور فلورنو، ژرژ برژه و ژان پیاژه از پیشروان این سنت به شمار می‌روند.

پس از این دوره با پیدایش مکتب رفتاری‌نگری (دهه ۱۹۳۰ تا ١٩۶٠) در روان‌شناسی، عملاً روان‌شناسی دین در انزوا قرار گرفت؛ زیرا تحقیق در مسائل دینی با روش تنگ‌نظرانه و محدود رفتاری‌نگری به ندرت ممکن بود، ولی با نابودی رفتاری‌نگری دوباره روان‌شناسان و دین‌پژوهان به روان‌شناسی دین توجه و هم‌اکنون آن یکی از رشته‌های مهم در دانشگاه‌های روان‌شناسی دنیا است[۱۱].[۱۲]

روش‌شناسی

پیچیدگی رفتار و تجربه مذهبی، روان‌شناسان را واداشته است تا از ابزارهای اندازه‌گیری متنوّعی استفاده کنند. این ابزارها شامل تجزیه و تحلیل گزارش‌ها و درون‌نگری‌های شخصی، مشاهده بالینی، طبیعی و مشارکتی، استفاده از نظرسنجی‌ها، پرسش‌نامه‌ها، و مصاحبه‌های شخصی دقیق، استفاده از اسنادی مانند دفتر خاطرات و زندگی‌نامه شخصی افراد مذهبی، استفاده از آزمون‌های شخصیت، مطالعه اسناد و مدارک مذهبی مانند کتاب مقدس و به کار بردن فنون آزمایشگاهی است. مطالعه علمی مذهب، رو به پیشرفت است، ولی این پیشرفت به کندی و به سختی صورت می‌گیرد؛ چون تعریف و سنجش دقیق بسیاری از پدیده‌های مذهبی مانند «ایمان»، «اعتقاد»، «روی آوردن به دین» و «تعهد» به آسانی ممکن نیست[۱۳].[۱۴]

تفاوت روان‌شناسی دین با روان‌شناسی دینی

باید توجه داشت که روان‌شناسی دین با روان‌شناسی دینی متفاوت است. در روان‌شناسی دین- که رشته‌ای فرعی از روان‌شناسی است- روان‌شناسی به منزله مبنایی برای بیان تفسیر از پدیده‌های دینی در نظر گرفته می‌شود. مثلاً، یک پدیده دینی مثل عزاداری، ممکن است ه م تبیین روان‌شناختی داشته باشد و هم تبیین جامعه‌شناختی و تبیین‌هایی از انواع دیگر، اما در این گستره این پدیده را فقط از دید روان‌شناختی تبیین می‌کنیم در مقابل در روان‌شناسی دینی که شاخه‌ای از علم دینی است باورهای مذهبی به منزله اصل و منبع برای ادعاها و درمان‌های روان‌شناسی قرار می‌گیرند و روان‌شناسی در چارچوب آن باورها جستجو می‌شود[۱۵].[۱۶]

مسائل روان‌شناسی دین

برخی مسائل که در روان‌شناسی دین، مطالعه و درباره آنها تحقیق می‌شود:

  1. منشأ پیدایش دین و فرایند تحول دین‌داری: دانشمندان پیشگام در روان‌شناسی دین، در این باره به تبیین ریشه‌های تاریخی دین‌داری آدمی پرداختند، ولی روان‌شناسان دین امروزی به جای پرداختن به ریشه‌های تاریخی پیدایش دین به فرایند تحول دین‌داری در یک انسان می‌پردازند. ایمان دینی کودک به موازات تحول وی و درک او از ارزش‌های اخلاقی و مفاهیم قدسی و اعمال دینی دگرگون می‌شود؛ به بیان دیگر، تحول روان‌شناختی فرد از تولد تا مرگ، دیدگاه وی درباره خدا و جهان را نیزدگرگون می‌کند[۱۷].
  2. تجربه دینی: تجربه دینی از مهم‌ترین مسائلی است که در روان‌شناسی دین، بررسی می‌شود. تجربه‌های دینی در همه فرهنگ‌ها توصیفات مشترکی چون؛ بیان‌پذیر نبودن، آغشتگی به استعاره‌ها و نمادهای متعدد و همراه‌بودن با شادی، شعف و هیجان‌های عمیق و مثبت دارند. در روان‌شناسی دین با پرداختن به تجربه دینی، زوایای متعددی در آن کنکاش می‌شود. ماهیت روان‌شناختی مراقبه، مفاهیم دینی در رؤیا، دگرگونی در حالت هشیاری، اثر داروها در تحریک تجربه دینی، تأثیر دین در آسیب‌شناسی روانی، شوریدگی، قدرت و اثرِ احساس بخشیده‌شدن و التیام اختلالات جسمانی و روان‌شناختی بر اثر تجربه دینی، از موضوعاتی هستند که در تجربه دینی مطالعه می‌شوند[۱۸].
  3. ارتباط دین و شخصیت: در این باره درباره دو محور بحث می‌شود؛ از طرفی، تأثیر دین بر ابعاد مختلف شخصیت، مطالعه و از طرف دیگر، اینکه چه اشخاصی با چه نوع شخصیتی مجذوب دین می‌شوند، بررسی می‌شود[۱۹].
  4. دین و مداخلات درمانی: به دلیل جایگاه ویژه باورهای دینی در شخصیت افراد متخصصان مشاوره و روان‌درمانی با بهره‌گیری از این باورها می‌توانند بر شتاب فرایند روان‌درمانی بیفزایند[۲۰].
  5. پویایی رفتار مذهبی: پاول پرویسر در کتابی مهم با عنوان روان‌شناسی پویای دین، اظهار داشت که مذهب بر ادراک فرایندهای عقلی، تفکر، کنش‌های زبانی، هیجان، رفتار حرکتی، روابط بین‌شخصی و رابطه فرد با اشیا، عقاید، و خود او اثر می‌گذارد و از آنها اثر می‌پذیرد. در حال حاضر هر چند این موضوعات حجم کمی از روان‌شناسی دین را هستند، ولی رابطه روان‌شناسی و مذهب ظرفیت بالایی برای پژوهش‌های آینده دارد[۲۱].
  6. سنجش دین‌داری: پس از پیدایش روان‌شناسی آماری از زمان گالتون، دانشمندان در پی به دست‌آوردن راهی دقیق برای سنجش دین‌داری افراد برآمدند. نخستین وظیفه اصلی روان‌شناسان آماری دین ایجاد ابزارهای دقیق و قابل اعتماد برای سنجش دین‌داری فردی و دومین وظیفه اصلی آنها جستجو در ویژگی‌های شخصیتی، نگرش‌ها و دیگر متغیرها برای یافتن هم‌بسته‌های مذهبی است[۲۲].[۲۳]

کارکردهای دین از منظر روان شناختی

امروزه روان‌شناسان دین با استفاده از روش‌های علمی و حتی آزمایشگاهی فواید بسیاری برای دین‌داری ثابت کرده‌اند. برخی از کارکردهای روان‌شناختی دین و دین‌داری:

  1. معنی‌بخشی به حیات؛
  2. بهداشت، سلامت و آرامش روان؛
  3. سازگاری جهان درون و برون؛ کاهش رنج‌ها؛
  4. هدف‌بخشی و آرمان‌پروری؛
  5. پاسخ به احساس تنهایی؛
  6. تقویت قدرت کنترل غرایز و...[۲۴].[۲۵]

بنیادهای زیست‌شناختی دین

امروزه روان‌شناسان دین در پی کشف حقیقتی زیستی برای دین‌داری هستند و به این منظور با روش‌های تجربی و آزمایشگاهی به بررسی رابطه حالات جسمانی و تجربه دینی می‌پردازند. آنها تأثیر وراثت را در دین‌داری بررسی می‌کنند؛ از حالات خلسه‌ای و مراقبه‌ای نقشه‌برداری می‌کنند و اینکه آیا مزاج‌های چهارگانه انسان در دین‌داری او تأثیر دارد؟ آیا ریاضت‌های جسمانی در سطح دین‌داری افراد مؤثر است؟ و اینکه آیا استفاده از مواد مخدر با دین‌داری رابطه دارد یا خیر، همه از مسائلی هستند که در روان‌شناسی دین عنوان بنیادهای زیست‌شناختی دین بررسی می‌شوند[۲۶].

منابع

پانویس

  1. قربانی، نیما، روان‌شناسی دین؛ یک روی‌آورد علمی چندتباری، ص۲۴.
  2. برای بررسی و نقد این تعاریف، ر.ک: جعفری، محمدتقی، فلسفه دین، ص۸۴-۱۰۵.
  3. آذربایجانی، مسعود، روان‌شناسی دین از دیدگاه ویلیام جیمز، ص۳.
  4. آذربایجانی، مسعود و سیدمهدی موسوی اصل، درآمدی بر روان‌شناسی دین، ص۵.
  5. قربانی، نیما، روان‌شناسی دین؛ یک روی‌آورد علمی چند تباری، ص۲۵.
  6. متقی‌فر، سعید، مقاله «روان‌شناسی دین»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۴۰۳.
  7. الیاده، میرچا، فرهنگ و دین، برگزیده مقالات دائرة‌المعارف دین، ترجمه هیئت مترجمان، ص۱۷۷.
  8. آذربایجانی، مسعود، روان‌شناسی دین از دیدگاه ویلیام جیمز، ص۵.
  9. آذربایجانی، مسعود و سیدمهدی موسوی اصل، درآمدی بر روان‌شناسی، ص۱۶.
  10. آذربایجانی، مسعود و سیدمهدی موسوی اصل، درآمدی بر روان‌شناسی، ص۲۰.
  11. کولینز، جی. آر، تی.‌ای، وودر، روان‌شناسی دین و نقش دین در سلامت جسم و روان، ترجمه مجتبی حیدری، ص۸۰.
  12. متقی‌فر، سعید، مقاله «روان‌شناسی دین»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۴۰۵.
  13. آذربایجانی، مسعود و سیدمهدی موسوی اصل، درآمدی بر روان‌شناسی دین، ص۹.
  14. متقی‌فر، سعید، مقاله «روان‌شناسی دین»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۴۰۶.
  15. قربانی، نیما، روان‌شناسی دین؛ یک روی‌آوردی علمی چند تباری، ص۳۲.
  16. متقی‌فر، سعید، مقاله «روان‌شناسی دین»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۴۰۷.
  17. قربانی، نیما، روان‌شناسی دین؛ یک روی‌آوردی علمی چند تباری، ص۳۴.
  18. قربانی، نیما، روان‌شناسی دین؛ یک روی‌آوردی علمی چند تباری، ص۳۹.
  19. کولینز، جی. آر، تی.‌ای، وودر، روان‌شناسی دین و نقش دین در سلامت جسم و روان، ترجمه مجتبی حیدری، ص۸۰.
  20. کولینز، جی. آر، تی.‌ای، وودر، روان‌شناسی دین و نقش دین در سلامت جسم و روان، ترجمه مجتبی حیدری، ص۸۰.
  21. وولف، دیوید. ام، روان‌شناسی دین، ترجمه محمد دهقانی، ص۳۰۳.
  22. شاکرین، حمیدرضا، دین‌شناسی، پرسش‌ها و پاسخ‌های دانشجویی، ص۳۲.
  23. متقی‌فر، سعید، مقاله «روان‌شناسی دین»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۴۰۷.
  24. وولف، دیوید. ام، روان‌شناسی دین، ترجمه محمد دهقانی، ص۹۵-۱۴۷.
  25. متقی‌فر، سعید، مقاله «روان‌شناسی دین»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۴۰۹.
  26. متقی‌فر، سعید، مقاله «روان‌شناسی دین»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۴۰۹.