زهرة بن حویه تمیمی سعدی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

آشنایی اجمالی

نام پدر او را «جویریه»، «جدریه»[۱] و «جُوَیّه»[۲] نیز ثبت کرده‌اند. ولی دارقطنی «حویه» را صحیح دانسته است[۳]. براساس نقل طبری[۴] حویه از اجداد زهره است که در این صورت از باب انتساب به جد، وی را فرزند حویه گفته‌اند.

وی از سوی پادشاه هجر (معاویة بن حارث کندی) در جاهلیت مقام و جایگاه خاصی میان قوم خود داشت و از سوی پادشاه به همراه هیئتی به مدینه رفت و پس از دیدار با رسول خدا(ص) اسلام آورد و بعدها ساکن کوفه شد[۵]. او از اشراف و شجاعان کوفه بود که در فتوحات بسیاری شرکت کرد. در قادسیه فرمانده پیشاهنگ سپاه مسلمانان بود[۶]. پیش از جنگ، رستم با او گفتگو کرد و از قدرت پارسیان و حمایت‌های مادی و... آنان به اعراب گفت. زهره ضمن تأیید سخنان او گوشزد کرد که آنان با بعثت پیامبر(ص) هدفی جز آخرت و گسترش دین اسلام ندارند. زهره برای رستم از دین اسلام سخنانی گفت که او را به تأمل درباره مسلمانان واداشت[۷]. طبری[۸] رشادت‌های زهره را در جنگ قادسیه گزارش کرده و بنا بر یک نقل که بلاذری[۹] آن را صحیح‌تر دانسته است، زهره جالینوس فارسی، از شاهزادگان پارسی را کشت و ساز و برگ او را به غنیمت گرفت و به هفتاد هزار (درهم) فروخت[۱۰]. سعد بن ابی‌وقاص هرچند در ابتدا به دلیل زیادی ارزش سازوبرگ جالینوس نخواست آنان را به زهره واگذارد، اما با نامه عمر به سعد که من او را بهتر از تو می‌شناسم و هنوز به او سخت نیازمندیم، غنایم را به او بخشید و دستور داد تا هنگام عطا پانصد درهم نیز بیشتر از دیگران به او بدهد[۱۱]. کشته شدن رستم نیز بنا بر نقلی به دست زهره بود[۱۲]. در جنگ قادسیه ۴ هزار نفر که موسوم به حمراء (سواران) بودند خود را تسلیم کردند با این شرط که هر جا بخواهند ساکن شوند و با هر کس از مسلمانان بخواهند هم‌پیمان شوند و برای آنان سهمی قرار داده شود. سعد این شرط‌ها را پذیرفت. آنان برای خود نقیبی که «دیلم» نام داشت انتخاب کردند و آنان را «حمراء دیلم» نامیدند و در کوفه ساکن شدند و با زهرة بن حویه پیمان بستند[۱۳].

سعد بن ابی‌وقاص، زهره را به دنبال باقیماندگان سپاه قادسیه فرستاد. او در برس[۱۴] به آنان رسید و با کشته شدن فرمانده آنان به دست زهره، ایشان را به سوی بابل عقب راند[۱۵] و پس از تعقیبشان تا کوثا[۱۶] در بابل سپاه ایران را نیز شکست داد[۱۷]. آنگاه در سال پانزدهم سعد، زهره را برای تعقیب ایرانیان تا بَهُرسِیر اعزام کرد. در ساباط، شیرزادبه و دویست نفر با زهره صلح کردند و در مظلم، پیشاهنگان پادشاه بوران را شکست داد و پس از رسیدن بقیه سپاه، مسلمانان توانستند تا سال شانزدهم بهرسیر و مدائن را تصرف کنند؛ در این نبرد زهره فرماندهی جناح چپ سپاه را داشت[۱۸]. وی در زمینه پیروزی‌های مسلمانان در مدائن اشعاری سرود[۱۹]. تعقیب ایرانیان تا جنگ جلولاء (سال ۱۶) ادامه یافت و از اخبار برمی‌آید زهره در این جنگ نیز حضور داشته است[۲۰].

در سال‌های بعد خبری از او نیست و ابن عبدالبر[۲۱] بر این باور است که زهره در قادسیه کشته شد، اما دیگران[۲۲] این را صحیح ندانسته‌اند و طبری[۲۳] ضمن گزارش از شورش شبیب بن یزید خارجی در سال ۷۷ هجری آورده است که حجاج ثقفی از اشراف کوفه، از جمله زهرة بن حویه، مشورت خواست و زهره که فرتوت و سالخورده شده بود، ضمن بیان این مطلب که نیروها نباید به صورت پراکنده اعزام شوند، بلکه باید جملگی به سوی دشمن روند، در پاسخ به حجاج که می‌خواست فرماندهی سپاه را بر عهده زهره گذارد، گفت: باید فرماندهی سپاه به فردی جوان و شجاع و مجرب سپرده شود، نه پیری سالخورده مانند من و نیز اینکه فرار را مایه ننگ و استواری را مجد و کرامت بداند و البته او نیز همراه سپاه خواهد رفت و فرماندهی را در امور نظامی مشورت خواهد داد. حجاج رأی او را پسندید و عتاب بن ورقاء را فرمانده کرد و زهره این انتخاب را صحیح دانست[۲۴]. زهره در این جنگ که در سوق حکمه[۲۵] اتفاق افتاد[۲۶] شرکت کرد و در اثنای جنگ در حالی که از اسب افتاده بود و توان ایستادن نداشت به دست فضل بن عامر شیبانی کشته شد و شبیب چون بر جنازه او حاضر شد از رشادت‌های او در فتوحات تمجید کرد و بر کشته شدن او بسیار غمگین شد[۲۷].

با اینکه ابن عبدالبر بیان داشته که روایتی از او نیافتم، اما ابن حبان[۲۸] تصریح دارد که زهره از برخی صحابه روایت کرده و کوفیان راوی احادیث او هستند. در میان اصحاب امام صادق(ع) از فردی به نام زهرة بن حویه تمیمی کوفی نام برده شده[۲۹] که با مدخل مورد بحث ارتباطی ندارد، اما گویا برخی این دو را با هم خلط کرده‌اند[۳۰].[۳۱]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۱۸۹ و ص۱۹۸.
  2. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۳۳.
  3. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۲۲.
  4. طبری، تاریخ، ج۳، ص۴۸۸.
  5. طبری، تاریخ، ج۳، ص۴۸۸ و ص۵۶۷.
  6. طبری، تاریخ، ج۳، ص۵۱۵.
  7. بنگرید: طبری، تاریخ، ج۳، ص۵۱۷-۵۱۸.
  8. طبری، تاریخ، ج۳، ص۵۶۴-۵۶۵.
  9. بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۱۸.
  10. بنگرید: خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۹۰؛ طبری، تاریخ، ج۳، ص۵۶۵، ص۵۶۷ و ۵۷۷.
  11. طبری، تاریخ، ج۳، ص۵۶۸.
  12. خلیفه بن خیاط، تاریخ، ص۹۰.
  13. بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۴۳؛ بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۹۵؛ شبیه همین داستان را بار دیگر در فتح قزوین در سال ۲۴ گفته است، نیز بنگرید: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۳۴۳.
  14. در بابل و ظاهرا نزس بنگرید: خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۹۱ تصحیف باشد.
  15. خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۹۱. این جنگ به یوم برس نامیده شده است.
  16. یا کوثاریا، بنگرید: واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۱۹۶؛ وجه نامگذاری، ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۴۸۷.
  17. واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۱۹۶؛ طبری، تاریخ، ج۳، ص۶۱۹-۶۲۱ و اشعار زهره در این‌باره، ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۴۸۸.
  18. بنگرید: واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۱۹۷؛ ابن حبان، کتاب الثقات، ج۲، ص۲۱۰؛ طبری، تاریخ، ج۳، ص۶۲۲-۶۲۳.
  19. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۴۷ و ج۵، ص۱۵۲.
  20. بنگرید: ابن حبان، کتاب الثقات، ج۲، ص۲۱۰.
  21. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۳۳.
  22. ابن ماکولا، الاکمال، ج۲، ص۱۷۱؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۲۲؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۷۲.
  23. طبری، تاریخ، ج۶، ص۲۵۸.
  24. طبری، تاریخ، ج۶، ص۲۵۹.
  25. از نواحی کوفه، ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۸۳.
  26. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۲۲.
  27. خلیفه بن خیاط، تاریخ، ص۲۱۱؛ طبری، تاریخ، ج۶، ص۲۶۵-۲۶۶.
  28. ابن حبان، کتاب الثقات، ج۴، ص۲۶۹.
  29. اردبیلی، جامع الرواه، ج۱، ص۳۳۴؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ج۸، ص۳۰۴.
  30. بنگرید: نمازی، مستدرک سفینة البحار، ص۵۷۷.
  31. هدایت‌پناه، محمدرضا، مقاله «زهرة بن حويه تمیمی سعدی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۳۹۶-۳۹۷.