علم امام در نهج البلاغه

علم امام

ضرورت علم امام: «عِلْمُهُمْ فَوْقَ عِلْمِ أَهْلِ الزَّمَانِ». «علم آنان برتر از علم تمامی اهل زمانشان است»[۱]. دومین و ویژگی مهم ائمه اطهار(ع) علم الهی آنان می‌باشد. آنچنانکه درباره وحی به انبیاء الهی و ارتباط آنها با عالم غیب در کتاب نبوت در نهج البلاغه گفتیم. ائمه اطهار نیز باید چنین ارتباطی برخوردار باشند؛ چراکه ائمه اطهار نیز مانند انبیاء الهی وظیفه هدایت انسان را بر عهده دارند و از آنجائی که لازمه هدایت کردن و حرکت دادن مردم در مسیر صحیح علم کامل و تمام به مقصد و هدف حرکت و همچنین مسیر حرکت می‌باشد پس لازم است که ائمه اطهار(ع) بعنوان قافله سالار کاروان بشریت به‌خوبی نسبت به مسائل مربوط به چنین حرکتی علم داشته باشند و از آنجائیکه ایشان از خود حرفی نزده بلکه فرامین الهی را به مردم ابلاغ می‌نمایند پس لازم است که با مبدأ اعلی هستی یک نحو ارتباطی داشته باشند که از آن طریق فرامین الهی را دریافت داشته و به‌وسیله آنها مردم را در مسیر حق هدایت نمایند.

حضرت باقر(ع) درباره ضرورت وجود علم برای ائمه در روایتی می‌فرمایند: «جَمَاعَةَ بْنِ سَعْدٍ الْخَثْعَمِيِّ أَنَّهُ قَالَ: كَانَ الْمُفَضَّلُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) فَقَالَ لَهُ الْمُفَضَّلُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ يَفْرِضُ اللَّهُ طَاعَةَ عَبْدٍ عَلَى الْعِبَادِ وَ يَحْجُبُ عَنْهُ خَبَرَ السَّمَاءِ؟ قَالَ: لَا، اللَّهُ أَكْرَمُ وَ أَرْحَمُ وَ أَرْأَفُ بِعِبَادِهِ مِنْ أَنْ يَفْرِضَ طَاعَةَ عَبْدٍ عَلَى الْعِبَادِ ثُمَّ يَحْجُبَ عَنْهُ خَبَرَ السَّمَاءِ صَبَاحاً وَ مَسَاءً»[۲]. «جماعه بن سعد می‌گوید: مفضل نزد حضرت صادق(ع) بود. عرض کرد: فدایت شوم، آیا ممکن است خدا اطاعت کسی را بر مردم واجب گرداند ولی اخبار آسمانی را از وی مخفی بدارد؟ فرمودند: خدا گرامی‌تر و مهربان‌تر و رئوف‌تر است به بندگانش از اینکه اطاعت شخصی را بر آنان واجب نماید. لیکن اخبار آسمانی را صبح و شب در اختیارش قرار ندهد».[۳]

چگونگی علم امام

ائمه(ع) آنچنان که گفتیم دارای علمی برتر از علوم عادی بشری می‌باشند. این علم الهی برای آنان به طرق مختلفی حاصل می‌شود. که به ذکر آن می‌پردازیم:

۱. استفاده از علوم نبوت: در طول مدت زندگانی رسول اکرم(ص) به شهادت تاریخ امیرالمؤمنین علی(ع) همیشه به همراه آن حضرت بوده است. حضرت علی(ع) از جانب رسول اکرم(ص) مامور بود آنچه را از حضرت می‌شنید ضبط کرده و برای امامان بعد از خودش بگذارد. خود حضرت امیر(ع) در این باره می‌فرمایند: رسول خدا بمن فرمود: یا علی هر چه را برایت املا می‌کنم بنویس. عرض کردم: یا رسول الله آیا می‌ترسی فراموش کنم؟ فرمود: نه زیرا از خدا خواسته‌ام که تو را حافظ قرار دهد. لیکن برای شریکان خود یعنی امامان از اولادت بنویس[۴].

حضرت امیرالمؤمنین(ع) به‌دستور رسول خدا مطالب علمی را در کتابی یادداشت می‌نمود، که آن کتاب یا کتاب‌ها به‌طور ارث بائمه اطهار(ع) انتقال یافت و ائمه نیز همواره بدان‌ها اشاره می‌کردند و می‌فرمودند: در کتاب علی و صحیفه جامعه چنین و چنان نوشته است. یا در کتاب علی چنان خواندم. یکی از اصحاب امام صادق بنام محمد بن مسلم می‌گوید: از امام پرسیدم آیا میراث علمی که بشما رسیده کلیات علوم است یا تفسیر همه امور یکه مردم در آنها بحث می‌کنند مانند طلاق و ارث در آن موجود است؟ حضرت فرمودند: علی(ع) تمام علوم را از قضا وارث، نوشته است اگر امر ما ظاهر شود هیچ مسئله‌ای پیش آمد نمی‌کند مگر اینکه ما درباره آن سنتی داریم که اجرا می‌سازیم[۵]. از سخنان فوق و احادیثی که نقل شد روشن می‌شود که یکی از راه‌های برخورداری ائمه(ع) استفاده از علوم نبوت که بعنوان میراثی الهی از هر امامی به امام دیگر منتقل می‌شود، می‌باشد.

۲. استفاده از قرآن: یکی دیگر از راه‌هایی که مورد استفاده ائمه اطهار(ع) بود و بدان‌وسیله کسب علم می‌کردند و مسائل و احکام را استنباط می‌نمودند استفاده از قرآن شریف می‌باشد؛ زیرا منشأ و سرچشمه تمام احکام و معارف دین قرآن کریم است لیکن همه کس نمی‌تواند به عمق و باطن آن کتاب آسمانی برسد و حقایق علمی را از آن استخراج نماید، بخصوص که از معصومین(ع) نقل است که قرآن بطونی دارد و بطون آن بطونی دارد تا هفتاد بطن. معلی بن خنیس روایت کرده است که: حضرت صادق(ع) فرمود: هیچ موضوعی نیست که مورد اختلاف مردم باشد مگر اینکه اصل و ریشه‌اش در کتاب خداست. لیکن عقل‌های مردم به آن نمی‌رسد[۶]. ائمه اطهارالگو:ع م در هنگامی که حکمی را بیان می‌نمودند به قرآن استناد نموده و به‌وسیله قرآن اقامه دلیل می‌فرمودند و به اصحاب خویش توصیه می‌کردند که: «وقتی برای شما چیزی گفتم دلیلش را از آیات قرآن مطالبه کنید»[۷].

عبد الاعلی مولی آل سال می‌گوید از حضرت صادق(ع) شنیدم که می‌فرمود: بخدا سوگند من از اول تا آخر کتاب را می‌دانم به‌طوری که گویا در کف دستم قرار دارد. اخبار آسمان و زمین و گذشته و آینده در آن کتاب آسمانی موجود است. خدا می‌فرماید: ﴿وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ[۸].[۹] از این قبیل اخبار که بعضی از آنها برای نمونه نقل شده استفاده می‌شود که ائمه اطهار(ع) بسیاری از مسائل و احکام و معارف دین را از قرآن کریم استنباط می‌نمودند و یکی از منابع و مدارک علمی آنان همان کتاب آسمانی بوده است. ائمه اطهار چون از اسرار و رموز کلام الهی اطلاع داشتند و با شأن نزول و محکم و متشابه و خاص و عام و... آیات آشنا بودند می‌توانستند احکام و قوانین دین و معارف اسلام را از عمق کتاب آسمانی استخراج کنند و در اختیار مسلمانان قرار دهند. به همین جهت پیغمبر اکرم(ص) در حدیث معروف و متواتر ثقلین که قبلا ذکر شد، اهل بیت را قرین قرآن قرار داده فرمود: دو امانت بزرگ را نزد شما می‌گذارم. اگر بدان‌ها تمسک جوئید گمراه نمی‌شوید: کتاب خدا و اهل بیتم. قرآن و اهلبیت تا قیامت از هم جدا نخواهند شد.

۳. ارتباط با عالم غیب: علم ائمه(ع) منحصر بدو قسم مذکور نیست بلکه راه دیگری نیز دارند، راه سوم عبارتست از ارتباط با عالم غیب، بواسطة ارتباط با جهان غیب و الهام نیز علومی به ائمه افاضه می‌شود. که افضل علوم آنان از این راه به‌دست می‌آید. برای توضیح بیشتر به ذکر چند روایت در این زمینه می‌پردازیم:

  1. حضرت رضا(ع) در حدیثی فرمودند: وقتی خدا بخواهد کسی را برای امور بندگانش انتخاب کند سعه صدری بوی عطا می‌کند. چشمه‌های حکمت را در قلبش ودیعه می‌گذارد. علم و دانش را همواره به او الهام می‌کند. بعد از آن از پاسخ هیچ مشکلی عاجز نیست و در پیدا کردن راه راست سرگردان نمی‌شود. پس او معصوم است و از جانب خدا مؤید و موفق و مسدد می‌باشد از خطا و لغزش مصونیت دارد[۱۰]. از روایت فوق استفاده می‌شود که رهبران الهی و از جمله ائمه(ع) دارای ارتباط با عالم غیب می‌باشند و از آن طریق به تمامی مسائل هستی آگاه می‌گردند. علاوه بر این روایت فوق خود استدلالی بر لزوم وجود علم غیب برای ائمه(ع) می‌باشد.
  2. عیسی بن حمزة ثقفی می‌گوید به حضرت صادق(ع) عرض کردم: گاهی مسأله‌ای را از شما سؤال می‌کنیم فوراً جواب می‌دهید. ولی گاهی بعد از سؤال سکوت می‌کنید سپس جواب می‌دهید علت چیست؟ فرمود: پاسخ سؤالات در گوش و قلب ما القاء می‌شود، اگر القا شد فوراً جواب می‌دهیم و اگر بتأخیر افتاد صبر صبر می‌کنیم تا جواب القاء شود[۱۱]. این روایت، از جمله روایاتی است که تصریح بر این دارد که ائمه با عالم غیب به نحوی مرتبط می‌باشند و علوم خود را از آنجا دریافت می‌دارند.
  3. حسن بن یحیی مدائنی می‌گوید به حضرت صادق(ع) عرض کردم: وقتی از امام چیزی سؤال شود چگونه جواب می‌دهد؟ فرمود: گاهی الهام می‌شود. گاهی از فرشته می‌شنود گاهی هر دو.

در این روایت نحوه ارتباط ائمه(ع) با عالم غیب تشریح شده است که به این صورت می‌باشد که گاهی در قلب ائمه علوم الهی الهام می‌شود و گاهی نیز از فرشتگان الهی علوم را دریافت می‌دارند. از روایات مذکور و ده‌ها مانند آنها چنین استفاده می‌شود که ائمه اطهار(ع) نیز با پروردگار جهان و عالم غیب ارتباط دارند و از این راه حقائقی را دریافت می‌کنند. خداوند متعال بواسطه بعضی فرشتگان به آنان الهام می‌کند و بدانوسیله، علوم و کمالات را بر آنان افاضه می‌نماید. در اصطلاح روایات این موضوع به نام‌های الهام، قذف در قلب، نقر در گوش نامیده شده است. بنابراین، چنان نیست که با مرگ پیغمبر ارتباط نوع انسان با خدا قطع شود و امام بمنزله یک مسئله گو باشد. بلکه تا انسان روی زمین باقی است ارتباط نیز برقرار است و بواسطه وجود مقدس امام، افاضات معنوی پروردگار جهان ادامه دارد.[۱۲]

منابع

پانویس

  1. کافی، ج۱، ص۲۸۳.
  2. اصول کافی، ج۱، ص۲۶۱، به نقل از بررسی مسائل کلی امامت، ص٢۶۵.
  3. فرشادفر، عزت‌الله، امامت در نهج البلاغه، ص ۸۵.
  4. ینابیع المودة، ص۲۲.
  5. جامع احادیث، ج۱، ص٢۵.
  6. اصول کافی، ج۱، ص۶٠. (به نقل از بررسی مسائل کلی امامت، ص٢۵۵).
  7. اصول کافی، ج۱، ص۶٠ به نقل امام محمد باقر(ع). (به نقل از بررسی مسائل کلی امامت، ص٢۵۵).
  8. «و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز است» سوره نحل، آیه ۸۹.
  9. اصول کافی، ج۱، ص۲۲۹. (به نقل از بررسی مسائل کلی امامت، ص٢۵۶).
  10. اصول کافی، ج۱، ص۲۰۲.
  11. بحار الانوار، ج٢۶، ص۵٧ (به نقل از بررسی مسائل کلی امامت، ص٢۶٧).
  12. فرشادفر، عزت‌الله، امامت در نهج البلاغه، ص ۸۶.