علم امام در تفسیر و علوم قرآنی
مقدمه
قرآنپژوهان شیعی، امامت حضرت ابراهیم(ع) را به معنای «امامت بر همگان و انبیا» یا «زمامداری و تدبیر امور جامعه» یا «هدایت به امر» و یا «وجوبِ پیروی با اطاعتِ مستقل» دانستهاند و نیز تقریباً در این قول متفق بودند که «عَهد» در آیه عهد به معنای خاص امامت است. در تمام این معانی، امامت یا عهد به افرادی که سابقه شرک یا کفر دارند، یا حتی دچار معاصی دیگرند، نمیرسد و فراز ﴿لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ﴾ بر عصمت امام، پیش از امامت و بعد از آن، دلالت دارد. چون فرض این است که همه این مقامات پس از مقام نبوت حضرت ابراهیم(ع) جعل شده است؛ پس شرایطی که برای نبی نیاز است، برای امام به طریق اولی لازم است که از جمله آنها جعل خاص الهی و عصمت امام و در پی آن علم وی است.
اگر امام، علم و کفایت بالفعل در امامت را در عالیترین حد لازم نداشته باشد، با عصمت وی تهافت خواهد داشت؛ به همین روی، برخی از امامتپژوهان بر این باورند که چون متکلمان شیعه امامیه عصمت را از صفات لازم امام میدانند، نیاز چندانی به ذکر صفت علم و کفایت در رهبری به طور مستقل احساس نکردهاند؛ مانند ابن میثم بحرانی که علم، عفت و شجاعت را به عنوان اصول کمالات نفسانی برای امام یاد کرده و گفته است: «از آنجا که ما عصمت را شرط امامت میدانیم، باید امام واجد کمالات نفسانی مزبور باشد»[۱]. بنابراین عصمت امام اقتضا میکند که امام، علم بالفعل و جامع الاطراف و خطاناپذیر داشته باشد.
برخی مفسران معاصر شیعی علم امام را از فراز ﴿لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ﴾ با پیوند چند آیه دیگر، استنباط کردهاند. از جمله علامه طباطبایی که عهد را به معنای امامت و ظالم را در برابر معصوم میداند، بر همین باور است.
این مقام به قدری والا و باعظمت است که جز با عصمت امام و در پی آن علم غیر اکتسابی وی تناسب نخواهد داشت چون: امام، هدایتگر به سوی حق است بیآنکه نیاز به هدایت دیگران داشته باشد؛ همانگونه که قرآن فرمود: ﴿أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى﴾[۲] تقابل در این آیه؛ بین کسی که هدایتگر به سوی حق است با کسی که تا هدایتش نکنند راه را نمییابد، اقتضا میکند که هدایتگر به سوی حق محتاج به هدایت دیگران نباشد و خودش راه را پیدا کند[۳]؛ چون امام با تأیید و تسدید ربانی هرچه میکند، خیر و خوبی است. قرآن کریم درباره امامان فرمود: ﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ...﴾[۴]. در این آیه نفرمود و أوحينا إليهم أن أفعلوا الخيرات که دستور به انجام خیر کند تا اعم از آن باشد که این خیرات انجام پذیرد و یا عمل نشود، بلکه فرمود: به آنان تحقق خیرات، وحی میشود. یعنی: آنان این دستور را انجام میدهند و جز خیرات، چیزی از ایشان سرنمیزند. بنابراین، امام با این شرافت و اوصاف، باید از هر ضلالت و ظلمی، معصوم باشد[۵].
در تفسیر تسنیم نیز میگوید: براساس رهنمود قرآن کریم، «امام» کسی است که هادی به امر باشد و «هادی» کسی است که مهتدی بالذات باشد پس امام کسی است که به مکتب نرفته معلم صدها مدرس و هادی مردم است[۶].
قول رایج و کهن شیعی درباره اصطلاح «امامت» که آن را پس از نبوت به معنای «زمامداری و تدبیر امور جامعه» میداند آنان را به این سمت سوق میدهد که رتبه امامت را بسی والا و حساس بنگرند؛ چون زمامدار در مقام حکمرانی، امور سرنوشتساز جامعه را تدبیر میکند و ناگزیر در تمام شؤون اجتماعی، فرهنگی، دینی و... جامعه دخالت دارد. بنابراین اگر اوامر و نواهی وی در سیاستگذاری و دخالتهای او در اجرای قوانین، مورد تأیید و تصویب حقتعالی نباشد، به شرک ربوبی در تدبیر امور جامعه میانجامد که نقض غرض در جعل مقام امامت خواهد بود. اطلاق نفی اعطای امامت به ظالمان نیز، این آموزه را تأیید میکند. اگر امام پس از احراز این مقام از حدود الهی بیرون رود، دچار ظلم خواهد شد: ﴿وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ﴾[۷] در این صورت میتوان گفت: عهد به ظالم رسیده و این تکاذب عرفی دارد. بنابراین، حفظ حدود الهی مستلزم ویژگیهایی برای امام است که از جمله آنها علم و دانایی، رسیدن به مقام صبر و یقین و گذر موفقیتآمیز از ابتلاهاست که عصمت امام را به نمایش میگذارد و موقعیت امام را ممتاز میکند. امامت به معنای اطاعت مفروضه و مستقل نیز برای معصومان جعل میشود. در این رتبه از عصمت چون اراده و مشیت امام، عین اراده و خواست خداست، علم او از گزند خطای عمدی و سهوی مصون است. این علم غیر اکتسابی و بالفعل است و نیازی به اجتهاد برای تحصیل آن نیست[۸].
منابع
پانویس
- ↑ ر.ک: ربانی، امامت در بینش اسلامی، ص۱۷۶.
- ↑ «آیا آنکه به حقّ رهنمون میگردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمییابد مگر آنکه راه برده شود؟» سوره یونس، آیه ۳۵.
- ↑ از ظاهر حدیث امام رضا(ع) نیز این تقابل استفاده میشود (ر.ک: کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۸). علامه بلاغی در تفسیر آلاء الرحمن، همین معنا را از این آیه برداشت کرده است (ر.ک: ج۱، ص۱۲۴).
- ↑ «و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک را وحی کردیم» سوره انبیاء، آیه ۷۳.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۲۷۳.
- ↑ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۶، ص۵۰۰.
- ↑ «و آنان که از حدود خداوند تجاوز کنند ستمگرند» سوره بقره، آیه ۲۲۹.
- ↑ نجارزادگان، فتحالله، بررسی تطبیقی معناشناسی امام و مقام امامت از دیدگاه مفسران فریقین، ص ۲۲۷.