عکرشه بنت اطرش
مقدمه
عکرشه بانویی شجاع، حقگو، با فصاحت و بلاغت که در گفتار ممتاز بود. وی در جنگ صفین ملازم رکاب امیرالمؤمنین علی(ع) بود. ابن عبدربه مینویسد: عکرشه درحالیکه بر عصایی تکیه داده بود بر معاویه وارد شد و او را به خلافت سلام داد. معاویه گفت: امروز من نزد تو امیرالمؤمنین هستم، اما پیش از این نبودم. آری! چون امیرالمؤمنین در قید حیات بود. تو آن کسی نیستی که در صفین شمشیری حمایل کرده بودی و در میان دو صف ایستادی و مردم را علیه من تحریک میکردی و میگفتی: «ای مردم خود را به زیان نیندازید! کسی که خود گمراه است نمیتواند شما را به راه هدایت راهنما باشد. همانا کسی که وارد بهشت شود، هرگز ملول و محزون نشود و آن کس که در بهشت ماوی و منزل گیرد، هرگز پیر نگردد و آن کس که در بهشت داخل شود، هرگز نمیرد پس بهشت را به جای خانهای که نعمتش پاینده نباشد و اندوهش منقطع نگردد بخرید؛ و از جماعتی باشید که در دین خود بینا و در طلب حق توانا هستند. هان ای مردم! بدانید معاویه با گروهی از اوباش عرب که دلهایشان تاریک است آهنگ شما نموده است. آنان نه ایمان دارند و نه حکمت را میشناسند. معاویه آنان را به سوی باطل خواند و آنان اجابت کردند. آنها را در طلب و طمع دنیا انداخت و آنان پذیرفتند. الله الله! ای بندگان خدا در دین خدا ثابت باشید و کار دین را به یکدیگر وامگذارید که این خصلت اسلام را نقض کند و نور حق را فرونشاند. هان ای گروه مهاجرین و انصار! این حادثه چون بدر صغری و عقبه دیگری است. در دین خدا بصیرت داشته باشید و صبر را پیشه خود سازید. همانا میبینم فردا به مقاتله اهل شام حاضر خواهید شد و آنان در تنگنا خواهند افتاد چون حمارها صدای نهیق[۱] زنند و دهانهایشان از دود و دم چون شتران از آبشخورها آکنده خواهد شد... معاویه خطبه عکرشه را تا بدینجا خواند، سپس روی به او آورد و گفت:
گویا میبینم که بر همین عصا که در دست داری تکیه زدهای و این سخنان را میگویی و لشکریان در گرد تو جمع شوند و میگویند: او عکرشه دختر اطرش است. اگر قضا بر این نرفته بود، هرآینه بدین کلمات لشکر شام را هزیمت میکرد لکن تقدیر خداوند دگرگون نشود. ای عکرشه! چه چیزی تو را واداشت که اینگونه سخن گویی؟ ای معاویه! خداوند میفرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ﴾[۲]؛ همانا مرد عاقل چیزی را که مکروه اوست و آن را دوست نمیدارد، پرسش نمیکند و تذکر آن را ناخوش میدارد. راست میگویی و سخن به صدق گفتی. اکنون حاجت خود را بگو! صدقات را از اغنیای ما میگیرند تا بر فقرای ما پخش کنند، اما امروز کار به میزان عدل سنجیده نمیشود اموال را میگیرند اما بین فقرا پخش نمیکنند، اگر به دستور تو چنین میکنند مثل تویی نباید به غفلت کار کند و اگر خواسته تو نیست روا نمیباشد که به خائنان یاری رسانی و ظلم و ستم را معمول داری. معاویه دستور داد صدقات آنها را بر فقرایشان پخش نمایند و از طریق عدل و انصاف، انحراف نجویند و گفت: پسر ابوطالب اینچنین شما را جسور کرده است[۳].[۴]
منابع
پانویس
- ↑ نهیق: صدای عرعر.
- ↑ «ای مؤمنان! از چیزهایی مپرسید که چون برای شما آشکار گردانند به اندوهتان میافکند» سوره مائده، آیه ۱۰۱.
- ↑ العقد الفرید، ج۱، ص٢٩٧-٣٩٨؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۵۴۹-۵۵۱؛ بلاغات النساء، ص۷۰؛ اعلام النساء، ج۳، ص۲۵.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۲۰۴.