مساوات در برابر قانون در سیره علوی
مساوات در برابر قانون
یکی از موارد مساوات، تساوی همه افراد در برابر قانون است. برای تحلیل این قضیه، درباره دو امر جداگانه بحث میکنیم. اقدام نخستین علی در زمینه جلوگیری از استنباط تبعیضآمیز قانون بود؛ زیرا اگر این جریان در اسلام رشد میکرد و وجهه شرعی به خود میگرفت، خطری بس بزرگ بود و بر اساس آن، بسیاری از حقوق شهروندان حکومت اسلامی از میان میرفت. این اقدام، برخورد وی در برابر خوارج بود که با سوء استنباط از آیات قرآنی، نظامی حقوقی را ترسیم کردند که اشخاص گناهکار در زمره کافران قرار گرفته، بر اساس آن، از حقوق اجتماعی خود محروم شوند. خوارج با تنگنظری فراوان، مصادیق گناه کافران را تعیین کرده، آن حکم کلی را به اجرا درمیآوردند.
امام علی(ع) در برابر چنین استنباطهای ناروایی ایستاد. وی در رد خوارج به سیره نبوی استدلال کرد و طی خطبهای، نتایج منافی با سیره پیامبر و سایر احکام حقوقی را برشمرد. در این خطبه آمده است: همانا دانستید که رسول خدا(ص) زناکار محصن را سنگسار کرد؛ سپس بر او نماز گزارد، و به کسانش ارث داد و قاتل را کشت و میراثش را به کسانش واگذارد، دست دزد را برید و زناکار نامحصن را تازیانه نواخت؛ سپس بخش هر دو را از فیء به آنان پرداخت، و هر دو خطاکار زنان مسلمان را به زنی گرفتند. رسول خدا(ص) گناهانشان را بیکیفر نگذاشت و حکم خدا را درباره ایشان برپا داشت و سهمی را که در مسلمانی داشتند، از آنان بازنگرفت، و نامشان را از تومار مسلمانان بیرون نکرد[۱].
بدین ترتیب، حضرت جلوی استنباط نادرست قواعد حقوقی از متون قرآن را گرفت. گذشته از این مرحله، امام به تساوی همه افراد در برابر قانون اهمیت میداد که به نمونههایی از این تساوی در ضمن بحث از تساوی در بیتالمال اشاره شد و در اینجا به بعضی نمونههای دیگر اشاره میکنیم: امام علی(ع) در روایتی خطاب به عمر، اقامه حدود بر خویشاوند و غیرخویشاوند را از جمله اموری دانست که اگر به آن عمل شود، شخص را از دیگران بینیاز میسازد[۲]. نمونه عملی اصل پیشین در دوره عثمان پدید آمد. ولید به دست عثمان، حاکم کوفه شد؛ اما به دنبال فساد او و شکایات مردمی، عثمان وی را از فرمانداری خلع کرد و به سبب ادله کافی به شلاق زدن وی حکم نمود که به دلیل ترس از عثمان، کسی حاضر نشد حکم را اجرا کند. علی(ع) شلاق را گرفت و به سوی ولید رفت. ولید گفت: نَشَدْتُكَ بِاللَّهِ وَ الْقَرَابَةِ؛ «به خدا و به خویشاوندی سوگندت میدهم». امام فرمود: «اسْكُتْ أَبَا وَهْبٍ فَإِنَّمَا هَلَكَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ بِتَعْطِيلِهِمُ الْحُدُودَ فَضَرَبَهُ»[۳]؛ «اباوهب! ساکت شو. بنی اسرائیل به دلیل عدم اجرای حدود نابود شدند؛ سپس او را شلاق زد».
امام در موردی دیگر بر مرد نجاشی (یمنی) حد جاری کرد. یمنیها از اجرای حد ناراحت شدند و یکی از افراد خود به نام طارق بن عبدالله را نزد حضرت فرستادند. طارق عرض کرد: ای امیرمؤمنان! تصور نمیکردیم که اهل نافرمانی و فرمانبرداری و اهل پراکندگی در اجتماع، نزد تو یکسان و برابر باشند، تا آنکه عملی را در حق نجاشی انجام دادی و سینههای ما را از کینه شعلهور، و کار ما را پراکنده ساختی و ما را به راهی انداختی که تصور میکردیم هرکس از آن راه برود، به دوزخ خواهد رسید. امام در پاسخ گفت: ﴿وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ﴾[۴]. ای طارق! مگر او مردی غیر از مسلمانان است که حرمت آنچه را خدا حرام کرده بود، درید و ما هم حدی را که کفاره آن بود، بر او جاری کردیم؟ خدای متعال فرموده است: ﴿وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى﴾[۵].
نکته مهم، طرف دیگر قضیه است؛ یعنی کسی برای عملی که انجام داده، بیشتر از مقداری که قانون معین کرده است، مجازات شود. این امر بسیار اهمیت دارد؛ به ویژه هنگامی که مأموران اجرا احساساتی شده، از قانون تجاوز کنند و بر اساس احساسات خود تصمیم بگیرند. امام علی(ع) طی خطبهای فرمود: «إِنَّ اللَّهَ حَدَّ حُدُوداً فَلَا تَعْتَدُوهَا»[۶]؛ «خداوند، حدودی را مقرر فرموده است؛ پس از آنها تجاوز نکنید».
بدین سبب، وقتی به قنبر امر کرد بر مردی حد جاری کند و قنبر به سبب شدت ناراحتی، سه ضربه بیشتر زد، به علت این تجاوز، سه شلاق بر قنبر زد[۷]. خلاصه اینکه امام علی(ع) همه مردم را در اجرای قانون مساوی میدانست و اجازه نمیداد که قانون برای کسی اجرا نشود یا به سبب احساسات مأموران اجرا، به نام قانون، به کسی ستم شود[۸].
منابع
پانویس
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۲۷، ص۱۲۵.
- ↑ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۱۵۶.
- ↑ ر.ک: بلاذری، انساب الاشراف، ج۵ ص۳۵؛ مسعودی، مروج الذهب، ج۱، ص۴۴۹.
- ↑ «و بیگمان این کار جز بر فروتنان دشوار است» سوره بقره، آیه ۴۵.
- ↑ «و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیکتر است» سوره مائده، آیه ۸.
- ↑ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۳۱۲.
- ↑ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۳۱۲.
- ↑ محقق داماد، سید مصطفی، مقاله «حقوق بشر»، دانشنامه امام علی ج۵، ص ۷۷.