نصر بن مزاحم منقری در تاریخ اسلامی
آشنایی اجمالی
نصر بن مزاحم منقری یکی از موّرخان و اخباریان مشهور سده دوم و سوم هجری است و به شاخه بنی مِنْقَر از قبیله بزرگ بنی تمیم انتساب دارد. جدّ او را با نام یسار یاد کردهاند.[۱] و گاهی او را با کنیه ابومفضل خواندهاند.
او در کوفه زاده شد و در کنار کسب علم و روایت، به عطّاری پرداخت و چند صباحی از سوی (ابو السّرایا) [۲] متصدّی امور بازار کوفه شد سپس به بغداد رفت و در آنجا ساکن گردید.
او یکی از نویسندگان پُرکار شیعی است و کتابهایی در موضوعهای گوناگون دارد، از جمله: الغارات، نبرد جمل، نبرد صفّین، مقتل حجر بن عدی، مقتل حسین بن علی(ع)، جنگ نهروان، مناقب، اخبار محمد بن ابراهیم ابی السرایا، اخبار مختار و جز اینها که تنها کتاب وقعه صفین که تنها اثر موجود از کتابهای اوست[۳].
او که از راویان طبقه لوط بن یحیی ابومخنف؛ یعنی از طبقه نهم به شمار میرود، آن گونه که قطب راوندی روایت میکند، به افتخار مصاحبت امام علی بن موسی الرضا(ع) نایل شده است[۴].
به هر حال وی یکی از راویانی است که در منابع روایی معتبر اهل سنت، روایتی از او به ثبت نرسیده یا عمداً احادیث او متروک مانده است، اما کسانی چون: ابن حبّان، ابوالفرج اصفهانی، نجاشی، ابن ابی الحدید، علامه حلی، جزائری و مامقانی او را موثّق، صالح و حسن الحدیث دانستهاند، اما رجالیونی چون: ابن عدی، عقیلی، جوزجانی، ابوحاتم، دارقطنی، ذهبی و ابن حجر وی را تضعیف کردهاند و گاه با عنوان منکر الحدیث، متروک الحدیث و کذّاب از او یاد کردهاند.
شماری از روایات اندک او در کتابهایی چون: تاریخ بغداد، الکامل (اثر ابن عدی)، الکافی و بصائر الدرجات نقل شده و کاملترین آنها کتاب وقعه صفین است [۵].
او در این روایات از کسانی چون: سفیان ثوری، شعبه، حبیب بن حسان، ابو جارود، زیاد بن منذر، زراره، عمرو بن سعید و لوط بن یحیی (ابومخنف) نقل حدیث کرده است. و حسین بن نصر (فرزندش) نوح بن حبیب قومسی، ابوصلت هروی، شیبان هروی، ابو سعید اشج، عبدالرحمن بن عبدالله خزاعی، محمد بن علی صیرفی و یحیی بن زکریا بن شیبان از او روایت کردهاند.
ابن اثیر به نقل از ابن عقده از نصر بن مزاحم نقل میکند که: حبة بن جوین عرنی گفته است: در روز غدیر خم، پیامبر(ص) در نیمه روز، مردم را گردآورد و پس از ستایش و ثنای خداوند، فرمود: (ای مردم! آیا میدانید که من نسبت به جان شما از خودتان اولی هستم گفتند آری. فرمود: پس، هر که من مولای او هستم، علی مولای اوست. خدایا! آنان که او را دوست بدارند دوست بدار و با آنان که با وی دشمنی کنند، دشمن باش. آن گاه دست علی را گرفته تا آنجا بالا برد که زیر بغل هر دو را دیدم)[۶].
شیخ طوسی نام وی را ذیل اصحاب امام باقر(ع) آورده است. علامه حلی نیز به پیروی از وی، او را در بخش راویان معتبر کتاب خود ذکر کرده و از اصحاب امام باقر(ع) دانسته است. ابن داوود علاوه بر ذکر نام او در میان راویان معتبر، وی را از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نیز یاد کرده است، اما با توجه به این که راویان کتابهای وی مانند محمد بن علی صیرفی و احمد بن محمد بن سعید از دانشمندان اواخر قرن سوم یا اوایل قرن چهارم هجری هستند، بسیار بعید به نظر میرسد که او خودش در آغاز سده دوم هجری در شمار راویان آن دو امام قرار گرفته باشد. رجالیون اهل سنت بدون آنکه به سالهای حیات او بپردازند،[۷] تاریخ وفاتاش را ۲۱۲ ﻫ.ق نوشتهاند[۸].[۹]
نصر بن مزاحم منقری (م ۲۱۲)
نصر بن مزاحم منقری از مورخان اخباری نیمه دوم قرن دوم هجری است. وی از نسل تک نگارانی است که از روی علائق شیعی خود، به کار جمعآوری اخبار مربوط به جریانهای شیعی عراق پرداخته است. ابن ندیم از وی یاد کرده، اورا از طبقه ابومخنف دانسته و نوشته است که وی عطار بوده است. از جمله آثارش کتاب الغارات، کتاب صفین، کتاب الجمل، کتاب مقتل حجر بن عدی، کتاب مقتل الحسین(ع) است[۱۰] نصر از سوی رجال شناسان اهل سنت متهم شده و دلیل آن هم گرایش شیعی اوست. در برابر، نجاشی اورا مستقیم الطریقة، صالح الامر میخواند والبته میفزاید که وی از ضعیفان روایت میکند. پس از آن از کتاب النهروان، کتاب المناقب، وکتاب اخبار محمد بن ابراهیم وابوالسرایا، یاد میکند[۱۱] متن اخیر مربوط به حوادث آخرین سالهای زندگی اوست.
تنها کتاب برجای مانده او وقعة صفین است. این تک نگاری مهم، در مورد استفاده ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه بوده است. نسخهای از آن در موزه بغداد بوده ودر سال ۱۳۰۰ قمری چاپ شده است. در سال ۱۳۰۱ فرج الله کاشانی در تهران با تصحیح آن را چاپ کرد، امام چاپ مقبول آن با تحقیق محقق برجسته جهان عرب، عبدالسلامهارون به سال ۱۳۶۵ قمری انجام شده است. همان چاپ درا یران هم افست شده و با نام پیکار صفین توسط پرویز اتابکی به فارسی بسیار عالی و شیوا در آمده است.
کتاب وقعة الصفین، از بهترین تک نگاریهایی است که از قرن وم برجای مانده ونشانگر اهیمت این تک نگاریهاست که بیش از نود و پنج درصد آنها از میان رفته به ویژه، شیعه، با از دست دادن این قبیل آاثر، لطمه فرهنگی زیادی دیده است. کتاب نصر بن مزاحم، کتابی است مسند. وی در بیشتر مواقع سند مطالب خود را آوررده ودر ثبت جزئیات این جنگ مهم تاریخ اسلام، تمامی توان خود را بکار گرفته است.
نام نصر بن مزاحم در کتاب الفتوح ابن اعثم فراوان آمده، جزآن که به خطا نعیم بن مزاحم امده و متاسفانه مصحح متوجه این مسأله نشده است. بنابراین، بسیاری از فقرات آثار نصر بن مزاحم را در فتوح میتوان یافت. [۱۲]
منابع
پانویس
- ↑ فهرست ابن ندیم ۱۰۶.
- ↑ نام او سرّی بن منصور است که در زمان مأمون خروج کرد و مردم را به پیروی از محمد بن ابراهیم بن طباطبا فراخواند، لکن دیری نگذشت که در دست سپاهیان حسن بن سهل وزیر و پدر زن مأمون گرفتار شد و به قتل رسید و محمد بن ابراهیم نیز که یکی از نوادگان امام حسن(ع)بود و مردم را به کتاب خدا و سنت رسول خدا و رضای آل محمد فرا میخواند، پس از بیعت مردم با او در ۱۹۹ ﻫ.ق بر اثر بیماری وفات یافت (مقاتل الطالبیّین ۳۴۴ - ۳۵۴ و ۳۶۶).
- ↑ رجال نجاشی / ش ۱۱۴۹؛ فهرست طوسی ۱۷۱ ش ۷۵۱؛ معجم الادباء ۱۹/ ۲۲۵ و مقدمه وقعة صفین ز - ح.
- ↑ از روایت قطب راوندی معلوم میشود که وی از امام رضا(ع) با عنوان (فرزند پیامبر)ق در باره امام صادق(ع)و امام کاظم(ع)پرسش کرده و حضرت به علم و فضل و امامت آنها گواهی داده است (الخرائج والجرائح ۱/ ۳۴۹ - ۳۵۱).
- ↑ تاریخ بغداد ۱۳/ ۲۸۲؛ الکامل فی ضعفاء الرجال ۷/ ۳۷؛ بحار الانوار ۴۹/ ۸۰؛ بصائر الدرجات ۲۸۹ و الکافی ۱/ ۳۴۵ - ۴۴۶ و ۶/ ۳۹۸.
- ↑ اسد الغابه ۱/ ۳۶۷ و الغدیر ۱/ ۲۴.
- ↑ نک: معجم رجال الحدیث ۱۹/ ۱۴۵.
- ↑ تاریخ بغداد ۱۳/ ۲۸۳؛ معجم الادباء ۱۹/ ۲۲۵و میزان الاعتدال ۴/ ۲۵۳.
- ↑ عزیزی، رستگار، بیات، راویان مشترک، ج۲، ص 141.
- ↑ الفهرست، ص۱۰۶
- ↑ رجال النجاشی، ص۴۲۸
- ↑ جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، ص ۱۳۶.