هدیه به همسر در معارف و سیره معصوم
مقدمه
از جمله کارهایی که مصداق بارز ابراز عشق و علاقه به همسر است اهدای هدیه به اوست. هدیه، پیک خوشبختی، خوشبینی و استحکام روابط بین انسانهاست. هدیه بهترین ابزار جلب و جذب محبت دیگران است. امام صادق(ع)، شیعیانی را که در پی جلب محبت دیگران به سوی خود با هدف احیای امر اهلبیت(ع) باشند، دعا فرموده و مشمول رحمت واسعه الهی دانستهاند حضرت درباره بیان وظایف شیعیانشان فرمودهاند: «خدای رحمت کند بندهای را که دوستی و محبت مردم را به سوی خویش جلب کند»[۱].
هدیه دادن به افراد و خویشان و آثار و برکات آن چندان اهمیت دارد که در روایتها و سیره اهلبیت(ع) درباره آن بهطور ویژه سفارش شده است. در این روایات هدیه دادن به یکدیگر را موجب از بین بردن و ریشهکن ساختن انواع دشمنیها، حقدها و کینهها و جلادهنده قلبها معرفی کردهاند. امام محمد باقر درباره سیره رسول خدا(ص) در زمینه هدیه دادن و برخی آثار آن فرمودهاند: سیره رسول خدا(ص) چنان بود که از هدایایی که برای ایشان میآوردند تناول میفرمودند ولی از صدقات نمیخوردند و میفرمودند: «به همدیگر هدیه بدهید؛ چراکه هدیه کدورتهای دل را از بین میبرد و قلب را از دشمنیها و کینههایی که در آن ریشه دوانیده جلا میدهد»[۲].
اهمیت اهدای هدیه در خانواده بیش از موارد دیگر است؛ چراکه هدیه دادن خود گونهای ابراز عشق و علاقه اعضای خانواده به یکدیگر است و بر شدت آن میافزاید. از این راه، روابط بین آنها بیشتر میشود و در نتیجه پایهها و بنیاد خانواده مستحکمتر میشود. به همین سبب سفارش شده است تا به بهانههای گوناگون، از جمله هنگام ورود به خانه از کار و تلاش روزانه یا پس از بازگشت از مسافرت، حتما سوغاتی را تهیه کنید و به اهل خانه به ویژه همسر بدهید اگر چیز مناسبی نیافتید باز هم مطلوب نیست دست خالی به منزل بروید. حتی اگر شده سنگی را با خود بردارید و به خانه ببرید. در این زمینه امام جعفر صادق(ع) سفارشی ویژه داشتهاند و درباره سیره مبارک جد بزرگوارشان حضرت ابراهیم خلیل(ع) فرمودهاند: زمانی که یکی از شما به مسافرت رفت و بازگشت هر آنچه در توان دارد برای اهل خانهاش بیاورد؛ حتی اگر سنگی باشد. همانا سیره حضرت ابراهیم خلیل(ع) آن بود که وقتی دچار تنگدستی میشدند، سراغ قوم و خویشان خود میرفتند. یکبار وقتی حضرت دچار تنگدستی و مشقت شدند سراغ اقوام خود رفتند. اما ایشان را نیز چون خود فقیر یافتند. همانگونه که رفته بودند، با دست خالی بازگشتند اما برای حفظ آرامش روحی همسرشان ساره، نزدیک منزل که رسیدند از مرکب پیاده شدند و خورجین را از شن و سنگریزه پر کردند هنگامی که داخل خانه شدند خورجین را از مرکب پایین آوردند و مشغول نماز شدند همسرشان ساره سراغ خورجین رفت و آن را پر از آرد یافت بیدرنگ با آن خمیری تهیه کرد و نان پخت. آنگاه سراغ حضرت ابراهیم رفت و عرض کرد: «نمازت را تمام کن تا غذایی تناول کنی» حضرت به ایشان فرمودند: «نان را از کجا آوردهای؟» پاسخ داد از آردی که در خورجین بود». پس حضرت ابراهیم خلیل سر به آسمان بلند کردند و فرمودند: «شهادت میدهم بهترین خلیل و دوست من تویی!»[۳]
رسول خدا(ص) نیز بر خرید هدیه هنگام بازگشت به خانه بسیار سفارش و تأکید کردهاند. ابن عباس در این زمینه چنین گزارش کرده است: «رسول خدا(ص) فرمودند: هر کس به بازار برود و هدیهای بخرد و برای اهل خانهاش ببرد، مانند کسی است که صدقهای را برای مستمندان و نیازمندان برده است»[۴].
بیشک هدیه دادن نوعی سپاسگزاری از نعمت مهم عشق و محبت است که زن و شوهر با تقدیر و تدبیر الهی از آن بهرهمندند. اگر این اقدام خوب در مناسبتها یا هنگام بازگشت از سفر صورت گیرد یا هدیه در حضور دیگران داده شود، بهتر و سودمندتر خواهد بود. گرچه هر یک از زن و مرد با هدیه گرفتن متأثر میشود و برایشان خوشایند خواهد بود، اما ویژگی شخصیتی زنان چنان است که قلب و روح آنان از اینگونه امور بیش از مردان متأثر میشود.
دادن هدیه به همسر در سیره اهلبیت(ع) نیز مرسوم بوده است. در نقلهای تاریخی بارها آمده است که حضرت علی(ع) از غنایمی که در یکی از سفرهای جهادی به ایشان داده شد هدیهای برای همسر گرامیشان حضرت فاطمه زهرا(س) تهیه کردند. در این باره امام علی بن موسی الرضا(ع) از زبان پدران بزرگوارشان چنین بازگفتهاند: امام سجاد(ع) فرمودهاند: اسماء بنت عمیس نقل کرده است که من در محضر جدهات حضرت فاطمه(س) بودم در آن هنگام، رسول خدا(ص) بر ایشان وارد شدند، درحالیکه حضرت فاطمه(س) گردنبندی طلایی بر گردن داشتند. این گردنبند را امیرمؤمنان(ع) در قبال سهم بیتالمالی که به ایشان تعلق گرفته بود، برای ایشان خریده بودند...[۵].
در دیگر منابع تاریخی گزارش شده است: «بخشی از غنیمت یکی از جنگهای رسول خدا(ص) به امیرمؤمنان علی(ع) تعلق گرفت. حضرت آن را به همسرشان فاطمه زهرا(س) هدیه دادند. ایشان نیز با آن هدیه دو النگو برای خود و پردهای برای در خانه خریدند»[۶].
همه آنچه به منزله شیوههای ابراز عشق و محبت و علاقه همسران به یکدیگر بیان شد، به شکلهای گوناگون میتواند انجام شود. بسیاری از این شیوهها را در حضور دیگران یا در غیاب همسر میتوان ابراز کرد. اقدام به انجام برخی از این شیوهها در خلوت و به دور از حضور دیگران کارسازتر است. بنابراین، همسران باید با در نظر گرفتن موقعیت و نیز روحیات و ویژگیهای روحی و روانی طرف مقابل اقدام کنند.
ظرافت دیگری که در سیره مبارک رسول گرامی اسلام(ص) وجود داشته، مقدم داشتن همسرانشان در بسیاری از امور از جمله دادن هدیه بوده است. حضرت با این اقدام سنجیده و ظریف، عشق و ارادت خویش را به همسرشان به گونهای شفاف ابراز میکردند. امام صادق(ع) در این باره(ع) میفرمایند: «هرگاه در روز عید فطر برای رسول خدا(ص) عطری میآوردند، ایشان پیش از هر کس دیگر به همسرشان عطر میدادند، یا او را خوشبو میساختند[۷].
شیوههای ابراز محبت به همسر بسیار متعدد و متنوع است. شاید بتوان گفت که به تعداد همسران، تنوع روش وجود دارد. بیشک ورود به این مباحث و بیان همه آنها مجالی بیشتر میخواهد که از حوصله این کتاب خارج است. البته فهرستی از توصیههای عملی و کاربردی در همین زمینه در پایان کتاب، بخش «نتیجهگیری و پیشنهادات» با عنوان «توصیههای عملی مهم در ازدواج و روابط همسران» ارائه شده است[۸].
منابع
پانویس
- ↑ «عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) يَقُولُ: إِنَّهُ لَيْسَ مِنِ احْتِمَالِ أَمْرِنَا التَّصْدِيقُ لَهُ وَ الْقَبُولُ فَقَطْ مِنِ احْتِمَالِ أَمْرِنَا سَتْرُهُ وَ صِيَانَتُهُ مِنْ غَيْرِ أَهْلِهِ. فَأَقْرِئْهُمُ السَّلَامَ وَ قُلْ لَهُمْ: رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً اجْتَرَّ مَوَدَّةَ النَّاسِ إِلَى نَفْسِهِ. حَدِّثُوهُمْ بِمَا يَعْرِفُونَ وَ اسْتُرُوا عَنْهُمْ مَا يُنْكِرُونَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۲۲۲). این مضمون روایی به گونههای دیگر در منابع روایی نیز نقل شده است؛ ر.ک: محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج١۶، ص۲۲۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲، ص۶۵؛ ج۴٧؛ ج۷۲؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الأمالی، ص۶٩؛ همو، الخصال، ج۱، ص۲۵؛ نعمان بن محمد تمیمی، مغربی دعائم الإسلام، ج۱، ص۶١؛ و....
- ↑ «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَأْكُلُ الْهَدِيَّةَ وَ لَا يَأْكُلُ الصَّدَقَةَ وَ يَقُولُ تَهَادَوْا فَإِنَّ الْهَدِيَّةَ تَسُلُّ السَّخَائِمَ وَ تُجْلِي ضَغَائِنَ الْعَدَاوَةِ وَ الْأَحْقَادِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص١۴٣). این مضمون در نقلهای دیگر روایی نیز بارها آمده است؛ روایاتی چون «قَالَ الصَّادِقُ(ع): الْهَدِيَّةُ تَسُلُّ السَّخَائِمَ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۲۲۹)؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): تَهَادَوْا تَحَابُّوا تَهَادَوْا فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالضَّغَائِنِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص١۴۴)؛ و... .
- ↑ «عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(ع) قَالَ: إِذَا سَافَرَ أَحَدُكُمْ فَقَدِمَ مِنْ سَفَرِهِ فَلْيَأْتِ أَهْلَهُ بِمَا تَيَسَّرَ وَ لَوْ بِحَجَرٍ فَإِنَّ إِبْرَاهِيمَ(ع) كَانَ إِذَا ضَاقَ أَتَى قَوْمَهُ وَ أَنَّهُ ضَاقَ ضَيْقَةً فَأَتَى قَوْمَهُ فَوَافَقَ مِنْهُمْ أَزْمَةً، فَرَجَعَ كَمَا ذَهَبَ. فَلَمَّا قَرُبَ مِنْ مَنْزِلِهِ، نَزَلَ عَنْ حِمَارِهِ فَمَلَأَ خُرْجَهُ رَمْلًا إِرَادَةَ أَنْ يُسَكِّنَ بِهِ رُوحَ سَارَةَ. فَلَمَّا دَخَلَ مَنْزِلَهُ، حَطَّ الْخُرْجَ عَنِ الْحِمَارِ وَ افْتَتَحَ الصَّلَاةَ فَجَاءَتْ سَارَةُ فَفَتَحَتِ الْخُرْجَ فَوَجَدَتْهُ مَمْلُوءاً دَقِيقاً فَاعْتَجَنَتْ مِنْهُ وَ اخْتَبَزَتْ ثُمَّ قَالَتْ لِإِبْرَاهِيمَ: انْفَتِلْ مِنْ صَلَاتِكَ فَكُلْ. فَقَالَ لَهَا: أَنَّى لَكِ هَذَا؟ قَالَتْ: مِنَ الدَّقِيقِ الَّذِي فِي الْخُرْجِ. فَرَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَقَالَ: أَشْهَدُ أَنَّكَ الْخَلِيلُ» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۲، ص۱۱؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج١١، ص۴۵٩).
- ↑ «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَاشْتَرَى تُحْفَةً فَحَمَلَهَا إِلَى عِيَالِهِ كَانَ كَحَامِلِ صَدَقَةٍ إِلَى قَوْمٍ مَحَاوِيجَ وَ لْيَبْدَأْ بِالْإِنَاثِ قَبْلَ الذُّكُورِ فَإِنَّ مَنْ فَرَّحَ ابْنَتَهُ فَكَأَنَّمَا أَعْتَقَ رَقَبَةً مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ وَ مَنْ أَقَرَّ بِعَيْنِ ابْنٍ فَكَأَنَّمَا بَكَى مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَنْ بَكَى مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ أَدْخَلَهُ اللَّهُ جَنَّاتِ النَّعِيمِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الأمالی، ص۵۵۴؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۶١، ص۵٩؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۵۴). همچنین سفارش شده است که از مسلمانان و مؤمنانی که با ما قرابتی ندارند نیز هدیه بپذیریم؛ چراکه همان قرابت دینی و ایمانی بسنده است: «عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْكَرْخِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنِ الرَّجُلِ تَكُونُ لَهُ الضَّيْعَةُ الْكَبِيرَةُ. فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْمِهْرَجَانِ أَوِ النَّيْرُوزِ أَهْدَوْا إِلَيْهِ الشَّيْءَ لَيْسَ هُوَ عَلَيْهِمْ يَتَقَرَّبُونَ بِذَلِكَ إِلَيْهِ. فَقَالَ: أَ لَيْسَ هُمْ مُصَلِّينَ؟ قُلْتُ: بَلَى. قَالَ: فَلْيَقْبَلْ هَدِيَّتَهُمْ وَ لْيُكَافِهِمْ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ: لَوْ أُهْدِيَ إِلَيَّ كُرَاعٌ لَقَبِلْتُ وَ كَانَ ذَلِكَ مِنَ الدِّينِ وَ لَوْ أَنَّ كَافِراً أَوْ مُنَافِقاً أَهْدَى إِلَيَّ وَسْقاً مَا قَبِلْتُ وَ كَانَ ذَلِكَ مِنَ الدِّينِ أَبَى اللَّهُ لِي زَبْدَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ طَعَامَهُمْ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص١۴٣).
- ↑ «عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ(ع) قَالَ: حَدَّثَتْنِي أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ قَالَتْ: كُنْتُ عِنْدَ فَاطِمَةَ جَدَّتِكَ إِذْ دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ فِي عُنُقِهَا قِلَادَةٌ مِنْ ذَهَبٍ كَانَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ(ع) اشْتَرَاهَا لَهُ مِنْ فَيْءٍ لَهُ. فَقَالَ النَّبِيُّ(ص): لَا يَغُرَّنَّكَ النَّاسُ أَنْ يَقُولُوا بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ عَلَيْكَ لِبَاسُ الْجَبَابِرَةِ فَقَطَعَتْهَا وَ بَاعَتْهَا وَ اشْتَرَتْ بِهَا رَقَبَةً فَأَعْتَقَتْهَا فَسُرَّ رَسُولُ اللَّهِ صبِذَلِكَ» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٢۶).
- ↑ «... وَ قَدْ أَصَابَ عَلِيٌّ(ع) شَيْئاً مِنَ الْغَنِيمَةِ فَدَفَعَهُ إِلَى فَاطِمَةَ فَخَرَجَ فَأَخَذَتْ سِوَارَيْنِ مِنْ فِضَّةٍ وَ عَلَّقَتْ عَلَى بَابِهَا سِتْراً» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص۸۳).
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) إِذَا أُتِيَ بِطِيبٍ يَوْمَ الْفِطْرِ بَدَأَ بِنِسَائِهِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۴، ص١٧٠).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۹۷.