ولایت امام علی در قرآن

ولایت امیرالمؤمنین(ع) در آیات

۱. ﴿يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا[۱].

امام باقر(ع) درباره این آیه فرمود: روز قیامت که برپا شود، در موقف و به گاه حسابرسی، کلمه ﴿لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ[۲]. از یاد بندگان برود، مگر کسی که به ولایت علی(ع) اقرار کرده باشد؛ چنان‌که خداوند فرموده است. ﴿...إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ؛ یعنی مگر کسی که پیرو ولایت علی(ع) باشد. آنها کسانی‌اند که اجازه گفتن ﴿لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ به آنها داده شده است[۳].

۲. ﴿عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ[۴].

از ابوحمزه ثمالی چنین نقل شده است از امام باقر(ع) درباره ﴿عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ پرسیدم. فرمود: «علی(ع) همواره به یارانش می‌فرمود: به خدا سوگند، من آن خبر بس بزرگم؛ همان که تمام امت‌ها با زبان‌های گوناگون درباره‌ام اختلاف کردند. به خدا سوگند، خدا را آیت و خبری بزرگ‌تر از من نیست»[۵].

عمرو بن عاص در قصیده معروف جلجلیه در سرزنش معاویه گوید: «نَصَرْنَاكَ مِنْ جَهِلْنَا يَا ابْنَ هِنْدٍ *** عَلَى النَّبَإِ الْأَعْظَمِ الْأَفْضَلِ‌»[۶]؛ «ای زاده هند، از جهل خود یاری‌ات کردیم و بر ضد آن خبر بزرگ و برتر شوریدیم».

۳. ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ[۷].

دیلمی از ابوسعید خدری نقل کرده است که رسول خدا(ص) فرمود: «منظور از ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ، آن است که درباره ولایت علی(ع) از آنان پرسیده شود»[۸].

۴. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ[۹].

سعد بن طریف نقل می‌کند که امام باقر(ع) درباره ﴿وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ، فرمود: «هر کس به ولایت علی(ع) تمسک جوید، دارای نور است»[۱۰].

۵. ﴿فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ[۱۱]. از سدی نقل شده است که این گروه از ولایت علی(ع) بازخواست می‌شوند[۱۲].

۶. ﴿يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ[۱۳]. ابن عباس می‌گوید که «قول ثابت»، ایمان به ولایت علی بن ابی طالب(ع) است[۱۴].

۷. ﴿...وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ[۱۵].

از عبدالله بن مسعود چنین نقل شده است: رسول خدا(ص) فرمود: «من خواسته پدرم ابراهیم هستم». گفتیم: «یا رسول الله، چگونه شما خواسته پدرت ابراهیم شدی؟» فرمود: «خدای عزوجل به ابراهیم وحی کرد و فرمود: من تو را امام مردمان قرار می‌دهم. ابراهیم اندکی شاد شد و گفت: خدایا، از نسل من نیز امامانی مثل من باشد؟ خداوند به او وحی کرد: ای ابراهیم، من با تو عهدی نمی‌بندم که بدان وفا نکنم. ابراهیم گفت: خدایا، عهدی که بدان وفا نکنی کدام است؟ فرمود: من امامت را به ظالمان از نسل تو نمی‌دهم. ابراهیم گفت: خدایا، ظالمان از نسل من که امامتت به آنها نمی‌رسد کیانند؟ فرمود: کسی که به جای من بتی را پرستش کند، شایسته امامت نباشد. ابراهیم گفت: ﴿وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ. دعای ابراهیم در نهایت به من و برادرم علی رسید، چون هیچ‌یک از ما، هرگز برای بتی سجده نکردیم. بدین رو، خداوند مرا به نبوت و علی را به وصایت برگزید»[۱۶].

۸. ﴿وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ[۱۷].

براء بن عازب چنین نقل می‌کند: هنگامی که آیه ﴿وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ نازل شد، رسول خدا(ص) فرزندان عبدالمطلب را که چهل مرد بودند و هر یک غذا و نوشیدنی بسیاری می‌خواستند، گرد هم آورد و به علی دستور داد تا ران گوسفندی را بپزد. سپس به آن گروه فرمود: «به نام خدا پیش بیایید!» آنها ده نفر ده نفر پیش آمدند و هر چه خواستند خوردند. سپس قدحی دوغ خواست و جرعه‌ای از آن نوشید و به آنها فرمود: «به نام خدا بنوشید!» آنها همگی نوشیدند تا سیراب شدند. ابولهب پیشدستی کرد و گفت: «این مرد بدین وسیله شما را سحر کرد».

پیامبر در آن روز سکوت کرد و سخن نگفت و فردای آن روز دوباره آنها را دعوت کرد و پس از غذا بیمشان داد و فرمود: «ای فرزندان عبدالمطلب، من از سوی خدا بیم دهنده شمایم، و بشارت دهنده به آن‌چه یکی از شما انجام می‌دهد. همه دنیا و آخرت را برای شما آورده‌ام. اسلام بیاورید و پیروی‌ام کنید تا هدایت یابید. کدام یک از شما با من برادری می‌کند و وزیر و ولی و وصی من پس از مرگم می‌شود و جای مرا در خانواده‌ام پر می‌کند و قرضم را ادا می‌کند؟» آن قوم، همگی، سکوت کردند و آن حضرت سه بار سخن خود را تکرار کرد و در هر سه نوبت آنها سکوت کردند و علی می‌گفت: «من!» و پیامبر به او فرمود: «تویی!» آن قوم برخاستند و در همان حال به ابوطالب می‌گفتند: «از پسرت اطاعت کن که او را امیر تو کرد»[۱۸].

۹. ﴿هُنَالِكَ الْوَلَايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ[۱۹].

امام باقر(ع) درباره این آیه فرمود: «این ولایت، ولایت امیرالمؤمنین(ع) است که خداوند هیچ پیامبری را بدون آن نفرستاد»[۲۰].

۱۰. ﴿فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ[۲۱].

جابر بن ارقم از برادرش زید بن ارقم چنین نقل می‌کند: جبرئیل امین در شب عرفه با پیام ولایت علی بن ابی طالب(ع) بر رسول خدا(ص) نازل شد. پیامبر از بیم تکذیب منافقان در تنگنا قرار گرفت. گروهی از جمله مرا برای مشورت درباره آن فرا خواند تا در موسم حج به انجامش برساند، و ما ندانستیم چه بگوییم. رسول خدا(ص) گریست و جبرئیل به او گفت: «یا محمد، آیا از فرمان خدا به گریه افتادی؟» فرمود: «هرگز ای جبرئیل، ولی پروردگارم می‌داند که من از قریش چه دیدم. چون رسالتم را نپذیرفتند، فرمانم داد که با آنها جهاد کنم و خود، سپاهیانی از آسمان فرستاد تا یاری‌ام کردند؛ حال چگونه ولایت علی را پس از من می‌پذیرند؟» جبرئیل بازگشت و این آیه بر او نازل شد: ﴿فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ...[۲۲].

۱۱. ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ[۲۳].

از عمار بن یاسر در این باره چنین نقل شده است: علی بن ابی طالب(ع) در حال رکوع نماز مستحبی بود که فقیری در برابرش قرار گرفت و او انگشترش را بیرون آورد و به وی داد. آن فقیر نزد رسول خدا(ص) آمد و ماجرا را بیان کرد، و به دنبال آن، این آیه نازل شد: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ... پیامبر آن را تلاوت کرد و سپس فرمود: «هر که من مولای اویم، این علی مولای او است. خداوندا، دوستدارش را دوست بدار و دشمنش را دشمن شمار»[۲۴].

۱۲. ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ[۲۵].

از ابن عباس و جابر در این باره چنین نقل شده است: خداوند به پیامبر فرمان داد تا علی را به جانشینی خود منصوب کند و مردم را از ولایتش آگاه سازد. رسول خدا(ص) بیم آن داشت که بگویند پسر عمویش را به ناحق برگزیده و ملامتش کنند؛ آن‌گاه خداوند به او وحی کرد: ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ... و رسول خدا(ص) در غدیر خم ولایتش را ابلاغ فرمود[۲۶].

۱۳. ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا[۲۷].

از ابوسعید خدری درباره این آیه چنین نقل شده است: پیامبر مردم را به ولایت علی(ع) فرا خواند و دست‌ها را به دعا برداشت، و هنوز پراکنده نشده بودند که این آیه نازل شد: ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ... رسول خدا(ص) گفت: «الله اکبر بر اکمال دین و اتمام نعمت و خشنودی پروردگار به رسالت من و ولایت علی». سپس به مردم فرمود: «هر که من مولای اویم، این علی مولای او است»[۲۸].

۱۴. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ[۲۹].

سلیم بن قیس هلالی از امیر مؤمنان(ع) چنین نقل می‌کند: شریکان من کسانی‌اند که خداوند آنان را با خود و با من قرین آورده و درباره آنان فرموده است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ... اگر ترسیدید که درباره چیزی به نزاع افتید، حکم آن را به خدا و رسول خدا و اولوا الامر بازگردانید. از رسول خدا(ص) پرسیدم: «یا نبی الله، اولوا الامر کیانند؟» فرمود: «تو نخستین آنانی»[۳۰].

۱۵. ﴿وَيَسْتَنْبِئُونَكَ أَحَقٌّ هُوَ قُلْ إِي وَرَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ[۳۱].

امام صادق(ع) درباره این آیه فرمود: خداوند سبحان می‌فرماید: ای محمد، اهل مکه از تو می‌پرسند که آیا علی بن ابی طالب امام است؟ بگو: آری، سوگند به پروردگارم که او امام است[۳۲].

۱۶. ﴿وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۳۳].

ابن عباس می‌گوید: ﴿وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ یعنی خداوند مردم را به بهشت فرا می‌خواند. ﴿يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ، یعنی آنان را به ولایت علی بن ابی طالب هدایت می‌کند[۳۴].[۳۵].

منابع

پانویس

  1. «روزی که روح و فرشتگان (دیگر) ردیف ایستند؛ دم برنیاورند مگر آن کس که (خداوند) بخشنده بدو اذن دهد و او سخن درست گوید» سوره نبأ، آیه ۳۸.
  2. «هیچ خدایی جز خداوند نیست» سوره صافات، آیه ۳۵.
  3. فرات کوفی، تفسیر فرات الکوفی، ص۲۰۲؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۲۲.
  4. «از همدیگر از چه می‌پرسند؟ * از آن خبر سترگ» سوره نبأ، آیه ۱-۲.
  5. فرات کوفی، تفسیر فرات الکوفی، ص٢٠٢.
  6. حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۱۸.
  7. «و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.
  8. ابن حجر، الصواعق المحرقه، ص۸۹.
  9. «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا از بخشایش خویش دو بهره به شما ارزانی دارد و در شما فروغی نهد که با آن راه بسپارید و شما را بیامرزد و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره حدید، آیه ۲۸.
  10. حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۲، ص۲۲۸.
  11. «پس به پروردگارت سوگند که از همه آنان خواهیم پرسید» سوره حجر، آیه ۹۲.
  12. حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۳۲۵.
  13. «خداوند، مؤمنان را در زندگی این جهان و جهان واپسین با گفتار استوار پا برجا می‌دارد و خداوند ستمگران را بیراه می‌گذارد و خداوند هر چه بخواهد انجام می‌دهد» سوره ابراهیم، آیه ۲۷.
  14. بحرانی، سید هاشم، البرحان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۳۱۵.
  15. «و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر را امن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بت‌ها دور بدار» سوره ابراهیم، آیه ۳۵.
  16. شیخ طوسی، الامالی، ص۳۸۸.
  17. «و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.
  18. حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۲۰؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، در تفسیر آیه مذکور.
  19. «آنجا، سروری از آن خداوند راستین است، او در پاداش دادن نیکوتر و در بخشیدن بهتر است» سوره کهف، آیه ۴۴.
  20. حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۳۵۶.
  21. «و مبادا تو برخی از آنچه را بر تو وحی شده است کنار نهی و دل از آن تنگ داری از آن رو که می‌گویند: «چرا بر او گنجی فرو فرستاده نمی‌شود یا فرشته‌ای همراه وی نمی‌آید؟» تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و خداوند بر هر چیزی مراقب است» سوره هود، آیه ۱۲.
  22. بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، در تفسیر آیه مذکور.
  23. «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.
  24. هیثمی، علی بن ابی بکر، مجمع الزوائد، ج۷، ص۱۷.
  25. «ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.
  26. حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۹۴؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۲۲۳؛ حاکم حسکانی در شواهد التنزیل (ج ۱، ص۱۹۰) می‌گوید: «این حدیث در کتاب دعاء الهداة الی اداء حق الموالاة عمیقاً پژوهش شده است».
  27. «امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.
  28. حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۵۸.
  29. «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.
  30. حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۴۸.
  31. «و از تو خبر می‌گیرند که آیا آن (عذاب) حقّ است؟ بگو آری سوگند به پروردگارم که بی‌گمان حقّ است و شما به ستوه آورنده (ی خداوند) نیستید» سوره یونس، آیه ۵۳.
  32. بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، در تفسیر آیه مذکور.
  33. «و خداوند به بهشت فرا می‌خواند و هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره یونس، آیه ۲۵.
  34. بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۱۸۳.
  35. عسکری، سید مرتضی، مقاله «امام علی در قرآن»، دانشنامه امام علی ج۱۰، ص ۱۲۳.