حذیفة بن اسید غفاری در تراجم و رجال

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

حذیفة بن أسید الغفاری[۱]، در سند دو روایت تفسیر کنز الدقائق و به گزارش از الخصال واقع شده است: «عَمَّنْ سَمِعَ حُذَيْفَةَ بْنَ أَسِيدٍ يَقُولُ سَمِعْتُ النَّبِيَّ(ص) يَقُولُ عَشْرُ آيَاتٍ بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ خَمْسٌ بِالْمَشْرِقِ وَ خَمْسٌ بِالْمَغْرِبِ فَذَكَرَ الدَّابَّةَ وَ الدَّجَّالَ وَ طُلُوعَ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا وَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ(ع) وَ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ وَ أَنَّهُ يَغْلِبُهُمُ وَ يُغْرِقُهُمْ فِي الْبَحْرِ وَ لَمْ يَذْكُرْ تَمَامَ الْآيَاتِ»[۲].[۳]

شرح حال راوی

مراد از عنوان یاد شده، حذیفة بن أسید[۴]؛ ابو سریحة[۵] الغفاری از اصحاب رسول گرامی اسلامی(ص) است که در منابع رجالی شیعه و سنی ذکر شده و با عناوین مختلفی مانند حذیفة بن أسید الغفار[۶] حذیفة بن أسید الغفاری[۷]، ابو سریحة حذیفة بن أسید[۸]، ابو سریحة الغفاری[۹]، حذیفة بن أسید أبی سریحة الغفاری[۱۰] و حذیفه[۱۱] در طرق و اسناد واقع گردیده و روایت کرده است.

وی از راویان حدیث فوق تواتر غدیر[۱۲]، حدیث ثقلین[۱۳]، حدیث سفینه[۱۴] و حدیث سد ابواب[۱۵] است و از اصحاب شجره[۱۶] و بیعت رضوان[۱۷] شمرده شده است.

عالمان تراجم و رجال، کنیه او را معروف‌تر از نامش دانسته‌اند[۱۸]؛ ازاین رو در رجال اهل سنت، هم در باب الأسماء از وی یاد شده است؛ هم در باب الکنی[۱۹].[۲۰]

طبقه راوی

از تاریخ ولادت راوی، اطلاعی در دست نیست؛ لکن تاریخ وفات وی را سال ۴۲ هجری قمری دانسته‌اند[۲۱]. او از اصحاب رسول خدا(ص) بوده[۲۲] و فراوان از آن حضرت روایت کرده است[۲۳]. شیخ طوسی وی را از اصحاب پیامبر(ص)[۲۴] و امام مجتبی(ع) به شمار آورده است[۲۵] و برقی از اصحاب امام مجتبی(ع)[۲۶] و کشی از حواریان آن حضرت[۲۷]. او در اسناد روایات از پیامبر[۲۸]، امام علی[۲۹] و امام مجتبی[۳۰](ع) روایت کرده است[۳۱].

استادان و شاگردان راوی

حذیفة بن اسید از پیامبر اکرم، امیرالمؤمنین(ع)، ابوذر غفاری و ابوبکر روایت کرده است[۳۲] و گروهی از او روایت کرده‌اند؛ مانند ابو الطفیل عامر بن واصله، ابوعمره شعبی (عامر بن شراحیلمعبد بن خالد، هلال بن أبی حصین، ابو حذیفة انصاری و...[۳۳].[۳۴]

مذهب راوی

مامقانی به جهت ذکر نام حذیفة بن اسید در رجال الطوسی، وی را از راویان امامی دانسته است؛ لکن -چنان که مکرر یادآوری کردیم- موضوع رجال الطوسی، اعم از راویان امامی و غیر امامی است؛ اما به دو قرینه می‌‌توان امامی بودنش را استظهار نمود: 

  1. در روایت کشی از حواریون امام مجتبی(ع) شمرده شده است[۳۵].
  2. مضامین روایات او؛ برای نمونه: «حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ أُسَيْدٍ الْغَفَّارِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صمَا تَكَامَلَتِ النُّبُوَّةُ لِنَبِيٍّ فِي الْأَظِلَّةِ حَتَّى عُرِضَتْ عَلَيْهِ وَلَايَتِي وَ وَلَايَةُ أَهْلِ بَيْتِي وَ مَثُلُوا لَهُ فَأَقَرُّوا بِطَاعَتِهِمْ وَ وَلَايَتِهِمْ»[۳۶].[۳۷]

جایگاه حدیثی راوی

ابن داوود وی را در جزء اول کتابش که به راویان ممدوح (اعم از ثقه و مهمل) اختصاص دارد، ذکر نموده است[۳۸]. علامه مجلسی[۳۹] و مامقانی[۴۰] او را ممدوح و بعضی هم ثقه دانسته‌اند[۴۱].[۴۲]

بررسی

حواریون جمع حواری از حور به معنی سفیدی است و حواری به فتح حاء یعنی خالص، پاکیزه و منزه از هر عیب و نقص[۴۳].

مرحوم طریحی نوشته است که یاران مخصوص را حواری گویند که گویا قلوبشان در یاری و تصدیق نمودن، پاک و مانند جامه سفید است[۴۴].

به دیده راغب اصفهانی، حواریون را از این رو حواریون گفته‌اند که از طریق تبلیغ و افاده دین و علم، به تطهیر نفوس مردم می‌پرداختند[۴۵].

علامه مجلسی: حواري من أمتي أي خاصتي من أصحابي و ناصري و منه الحواريون أصحاب عيسي(ع) أي خلصاؤه و أنصاره، قال الأزهري: الحواريون خلصان الأنبياء و تأويله الذين أخلصوا و نقوا من كل عيب و قال بعض العلماء إنما سموا حواريين لأنهم كانوا يطهرون نفوس الناس بإفادتهم الدين و العلم[۴۶].

امام رضا(ع) در پاسخ این سؤال که چرا حواریون را حواریون خوانده‌اند، فرمود که مردم، آنها را از این جهت حواریون می‌خوانند که گازر و رخت‌شو بودند؛ یعنی با شست‌وشو، آلودگی و چرکی را از لباس میزدودند و کلمه حواری اسمی است از خبز الحواری[۴۷]؛ اما از نظر ما ایشان را حواریون میخوانند، چون هم نفوس خویش را از هر آلودگی خالص کرده‌اند؛ هم دیگران را با پند و اندرز از آلودگی گناه برحذر داشته‌اند[۴۸].

بر این اساس، کسی که قلب و درونش از اخلاق نکوهیده پاکیزه است و خودش را به رنج و زحمت می‌اندازد تا دیگران را از آلودگی باطنی و نفسانی پاک نماید، از ملکه عدالت برخوردار است. سند حدیث حواریون که در رجال الکشی و اختصاص گزارش شده است، گرچه بیشتر رجالیان آن را ضعیف دانسته‌اند به جهت علی بن سلیمان بن داوود الرازی که در سندش قرار گرفته است[۴۹] و ایشان از راویان مجهول شمرده می‌شود[۵۰]، به قرینه روایت محمد بن الحسن الصفار و سعد بن عبدالله الأشعری از ایشان و روایتش از حسن بن محبوب و محمد بن ابی عمیر[۵۱] حسن حال، بلکه وثاقتش استظهار می‌شود، درنتیجه روایت حواریان از جهت سند معتبر است.

صاحب مجمع الرجال: لایقال: الطريق مجهول بعلي بن سليمان، لأنا نقول: إن دأب علمائنا الله في الرجال -خصوصا الشيخ خصوصا في كتاب رجاله- أن الرجل إذا كان مجهولا أو من غير الإمامية أو مذموما أنه يصرح به؛ و إذا لم يظهر عليه قدحه بعد التفتيش لا يحتاج في ذكر أصل إيمانه زيادة التصريح به و هذا ظاهر بالتتبع فظهر أن عليا هذا من المؤمنين[۵۲].

محدث نوری: إن حديث الحواريين كما في التعليقة مقبول، تلقاه الأصحاب بالقبول[۵۳].

براین پایه، حذیفة بن اسید که از حواریان امام مجتبی(ع) شمرده شده است، از راویان ثقه شمرده می‌شود[۵۴].

منابع

پانویس

  1. ر.ک: أ. منابع شیعی: رجال البرقی، ص۷؛ رجال الطوسی، ص۳۵، (ش ۱۷۹) و ۹۳، (ش ۹۲۶)؛ الرجال (ابن داود)، ص۱۰۱، ش۳۸۴؛ منهج المقال، ج۳، ص۳۳۳، ش۱۳۰۰؛ نقد الرجال، ج۱، ص۴۰۵، ش۱۱۹۲؛ زبدة الأقوال، ص۱۰۵، ش۴۹۰؛ جامع الرواه، ج۱، ص۱۸۱، ش۱۴۹۹؛ مجمع الرجال، ج۲، ص۸۷؛ الرجال (حر عاملی)، ص۸۵، ش۳۳۶؛ الوجیزة فی الرجال، ص۵۲، ش۴۵۱؛ منتهی المقال، ج۲، ص۳۳۹، ش۶۷۷؛ شعب المقال، ص۲۵۴، ش۱۰۹؛ أعیان الشیعه، ج۴، ص۵۸۸؛ تنقیح المقال، ج۱۸، ص۱۰۷، ش۴۷۵۴؛ معجم رجال الحدیث، ج۵، ص۲۲۲، ش۲۶۲۱؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۲، ص۳۱۶، ش۳۲۱۷؛ قاموس الرجال، ج۳، ص۱۳۴، ش۱۷۹۲. ب. منابع سنی: الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۴؛ التاریخ الکبیر، ج۳، ص۹۶، ش۳۳۳؛ معرفة الثقات، ج۱، ص۲۸۹، ش۲۷۷؛ الجرح و التعدیل، ج۳، ص۲۵۶، ش۱۱۴۱؛ الثقات، ج۳، ص۸۱؛ مشاهیر علماء الأمصار، ص۷۹، ش۲۸۸؛ إکمال الکمال، ج۱، ص۱۰۲؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۱۲، ص۲۵۳، ش۱۲۳۰؛ أسد الغابه، ج۱، ص۳۸۹؛ تهذیب الکمال، ج۵، ص۴۹۳، ش۱۱۴۵؛ ج۳۳، ص۳۴۲، ش۷۳۸۲؛ الکاشف، ج۱، ص۳۱۵، ش۹۵۹؛ الإصابه، ج۲، ص۳۸، ش۱۶۴۹؛ ج۷، ص۱۴۲، ش۹۹۹۷؛ الإستیعاب، ج۱، ص۳۳۵، ش۴۹۳؛ تقریب التهذیب، ج۱، ص۱۹۲، ش۱۱۵۸؛ ج۲، ص۴۰۴، ش۸۱۵۰؛ تهذیب التهذیب، ج۲، ص۱۹۲، ش۴۰۳؛ الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۱۹؛ الوافی بالوفیات، ج۱۱، ص۲۵۱؛ تهذیب الکمال، ج۵، ص۴۹۳، ش۱۱۴۵؛ ج۳۳، ص۳۴۲، ش۷۳۸۲.
  2. تفسیر کنز الدقائق، ج۸، ص۱۷۰ به گزارش از الخصال، ج۲، ص۴۴۶-۴۴۷، ح۴۶.
  3. جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۶، ص۲۱۹-۲۲۰.
  4. به فتح همزه و کسر سین بر وزن امیر. (ر.ک: الإصابه، ج۲، ص۳۸، ش۱۶۴۹؛ ج۷، ص۱۴۲، ش۹۹۹۷؛ تقریب التهذیب، ج۱، ص۱۹۲، ش۱۱۵۸؛ الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۱۹؛ شرح صحیح مسلم، ج۱۸، ص۲۷: بفتح الهمزة و کسر السین.
  5. کنیه راوی در اسناد و کتب رجال، سه گونه ذکر شده است:
    1. ابوسرعه (جامع الرواه، ج۱، ص۱۸۱، ش۱۴۹۹؛ نقد الرجال، ج۱، ص۴۰۵، ش۱۱۹۲؛ ج۵، ص۱۶۱، ش۶۰۲۴؛ مجمع الرجال، ج۲، ص۸.
    2. ابوشریحه (کنز العمال، ج۱۵، ص۷۱۵، ش۴۲۸۴۸؛ تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ج۲، ص۲۰۱؛ منتهی المقال، ج۲، ص۳۳۹، ش۶۷۷).
    3. ابوسریحه (بیشتر کتب رجال) و همین عنوان صحیح است و دو عنوان دیگر مصحف‌اند و در ضبط سریحه اختلاف است: مامقانی آن را مصغر سرحه و بر وزن جهینه دانسته است. (تنقیح المقال، ج۱۸، ص۱۰۸: بالسین و الراء المهملتین، و الیاء المثناة من تحت، و الحاء المهملة، و الهاء -وزان جهینة- و هی تصغیر سرحة... و احتمل بعض أنها وزان: سفینة، و لیس بشیء ولی بزرگان سنی، مانند ابن حجر، ابن خلکان و مناوی آن را بر وزن سفینه و عظیمه دانسته‌اند و همین صحیح است. (ر.ک: تقریب التهذیب ج۲، ص۴۰۴؛ الوافی بالوفیات، ج۱۱، ص۲۵۱: بفتح السین المهملة و کسر الراء و بالحاء المهملة؛ فیض القدیر، ج۲، ص۴۳۶، ش۲۰۰۶: بمهملتین مفتوح الأولی.
  6. بصائر الدرجات، ج۱، ص۷۳، ح۷.
  7. بصائر الدرجات، ج۱، ص۱۷۱، ح۳.
  8. الأمالی (طوسی)، ص۴۵۹.
  9. المستدرک (حاکم نیشابوری)، ج۴، ص۵۶۶.
  10. المعجم الأوسط، ج۶، ص۱۸۳.
  11. الکافئه (شیخ مفید)، ص۴۴.
  12. مناقب الإمام أمیرالمؤمنین(ع) (محمد بن سلیمان کوفی)، ج۲، ص۱۵۰: خطبة النبی(ص) بغدیر خم بروایة الصحابی حذیفة بن أسید الغفاری. (المعجم الکبیر، ج۳، ص۱۸۰، ح۳۰۵۲).
  13. کنز العمال، ج۵، ص۲۸۹، ح۱۲۹۱۱.
  14. إختیار معرفة الرجال، رجال الکشی، ج۱، ص۱۱۵، ح۵۲.
  15. مناقب علی بن أبی طالب (ابن المغازلی)، ص۲۰۷، ح۲۷۱.
  16. الإستیعاب، ج۴، ص۱۶۷۷-۱۶۸۸، ش۲۹۸۸؛ عمدة القاری، ج۱۹، ص۱۶۶، ح۵۲۸۴؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۱۲، ص۲۵۳، ش۱۲۳۰.
  17. پیمان مجدد گروهی از صحابه با پیامبر(ص) است که در سال ششم هجری در نزدیکی مکه و پیش از صلح حدیبیه انجام گرفت. آیه شریف ﴿لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا [به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت می‌کردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد سوره فتح، آیه ۱۸] به این واقعه اشاره دارد.
  18. الإستیعاب، ج۱، ص۳۳۵، ش۴۹۳.
  19. ر.ک: تهذیب الکمال، ج۵، ص۴۹۳، ش۱۱۴۵؛ ج۳۳، ص۳۴۲، ش۷۳۸۲.
  20. جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۶، ص۲۲۰-۲۲۲.
  21. تهذیب التهذیب، ج۲، ص۱۹۲، ش۴۰۳؛ الثقات، ج۳، ص۸۱: حذیفة بن أسید أبو سریحة الغفاری سکن الکوفة روی عنه أهلها مات بأرمینیة سنة اثنتین و أربعین.
  22. تهذیب الکمال، ج۵، ص۴۹۳، ش۱۱۴۵؛ ج۳۳، ص۳۴۲، ش۷۳۸۲: له صحبة.
  23. تاریخ مدینة دمشق، ج۱۲، ص۲۵۳، ش۱۲۳۰: روی عن النبی(ص) أحادیث کثیرة.
  24. رجال الطوسی، ص۳۵، ش۱۷۹: حذیفة بن أسید الغفاری، أبو سریحة، صاحب النبی، و هو ابن أمیة.
  25. رجال الطوسی، ص۹۳، ش۹۲۶: حذیفة بن أسید الغفاری.
  26. رجال البرقی، ص۷.
  27. رجال الکشی، إختیار معرفة الرجال، ص۹-۱۰، ش۲۰.
  28. بصائر الدرجات، ج۱، ص۷۳، ح۷: ...عن حذیفة بن أسید الغفار قال: قال رسول الله(ص): ما تکاملت النبوة لنبی فی الأظلة حتی عرضت علیه ولایتی و ولایة أهل بیتی و مثلوا له فأقروا بطاعتهم و ولایتهم.
  29. المصنف (ابن أبی شیبه)، ج۲، ص۱۰۶، ح۵؛ کنز العمال، ج۸، ص۳۸، ح۲۱۷۵۵: ... عن حذیفة بن أسید قال: رأیت علیا إذا زالت الشمس صلی أربعا طوالا.
  30. بصائر الدرجات، ج۱، ص۱۷۲، ح۶: ...عن حذیفة بن أسید الغفاری قال: لما وادع الحسن(ع) معاویة و انصرف إلی المدینة صحبته فی منصرفه.... این روایت در بصائر الدرجات، ج۱، ص۱۷۱، ح۳ از حذیفه از امام سجاد(ع) گزارش شده است: ...حدثنی حذیفة بن أسید الغفاری صاحب النبی(ص) قال: دخلت علی علی بن الحسین(ع) فرأیته یحمل شیئا....
  31. جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۶، ص۲۲۲-۲۲۳.
  32. تهذیب الکمال، ج۵، ص۴۹۳-۴۹۴، ش۱۱۴۵: روی عن النبی(ص)، و عن علی بن أبی طالب، و أبی بکر الصدیق، و أبی ذر الغفاری؛ تهذیب التهذیب، ج۲، ص۱۹۲، ش۴۰۳: روی عن النبی(ص) و عن أبی بکر و علی و أبی ذر.
  33. تهذیب التهذیب، ج۲، ص۱۹۲، ش۴۰۳؛ تهذیب الکمال، ج۵، ص۴۹۳-۴۹۴، ش۱۱۴۵.
  34. جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۶، ص۲۲۳.
  35. رجال الکشی، إختیار معرفة الرجال، ص۹-۱۰، ح۲۰؛ الإختصاص، ص۶۱: ...قال أبو الحسن موسی بن جعفر(ع): إذا کان یوم القیامة نادی مناد... أین حواری الحسن بن علی بن فاطمة بنت محمد بن عبدالله رسول الله فیقوم... و حذیفة بن أسید الغفاری.
  36. بصائر الدرجات، ج۱، ص۷۳، ح۷.
  37. جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۶، ص۲۲۳- ۲۲۴.
  38. الرجال (ابن داود)، ص۱۰۱، ش۳۸۴.
  39. الوجیزة فی الرجال، ص۵۲، ش۴۵۱.
  40. تنقیح المقال، ج۱۸، ص۱۱۰-۱۱۲، ش۴۷۵۴.
  41. تنقیح المقال، ج۱۸، پانوشت ص۱۱۲، ش۴۷۵۴.
  42. جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۶، ص۲۲۴.
  43. لسان العرب، ج۴، ص۲۲۰: الحواریین فی اللغة الذین أخلصوا و نقوا من کل عیب.
  44. مجمع البحرین، ج۳، ص۲۷۸: الحواریون هم صفوة الأنبیاء الذین خلصوا و أخلصوا فی التصدیق بهم و نصرتهم.
  45. المفردات، ص۲۶۳: أن الحواریین سموا بذلک لأنهم کانوا یطهرون نفوس الناس بإفادتهم الدین و العلم....
  46. بحار الأنوار، ج۷۰، ص۸۰، ذیل ح۴۱؛ نیز ر.ک: مرآة العقول، ج۲۶، ص۲۶۶.
  47. نانی که بارها آرد آن را غربال کرده باشند.
  48. علل الشرائع، ج۱، ص۸۰-۸۱؛ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۷۹، ح۹.
  49. خلاصة الأقوال، رجال العلامة الحلی، ص۱۵۷، ش۱: و هذه الروایة فیها توقف؛ التحریر الطاووسی، ص۸۹ و ۱۲۱: إن فی الطریق من لم استثبت عدالته.
  50. ملاذ الأخیار، ج۱، ص۱۴۹: و قال الفاضل التستری فی علی بن سلیمان: لعله یبعد أن یکون هذا علی بن سلیمان بن الحسن بن الجهم الموثق الذی قیل: إن له اتصالا بصاحب الأمر(ع) و قال الوالد: یحتمل أن یکون علی بن سلیمان بن داوود الرقی أو ابن الرشید البغدادی فإنهما من أصحاب العسکری و کلاهما مجهولان.
  51. الإختصاص، ص۶۱: ... عن محمد بن الحسن الصفار، عن علی بن سلیمان بن داوود الرازی و حدثنا أحمد بن محمد بن یحیی قال: حدثنی سعد بن عبدالله، عن علی بن سلیمان، عن علی بن أسباط...؛ وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۴۸۹، ح۱۳۹۲۰: ... عن أبیه، عن سعد، عن علی بن سلیمان بن داود، عن الحسن بن محبوب...؛ وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۱۴۴، ح۳۳۴۳۷: ... و عن الحسین بن بندار، عن سعد بن عبدالله، عن علی بن سلیمان بن داود، عن محمد بن أبی عمیر....
  52. مجمع الرجال، ج۲، پانوشت ص۲۴۹.
  53. مستدرک الوسائل، الخاتمة ج۴، ص۳۷۲.
  54. جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۶، ص۲۲۴- ۲۲۷.