حکومت در لغت
مقدمه
حکومت در لغت به معنای فرمان دادن، امر کردن، فرمانروایی، سلطنت، پادشاهی و قضاوت است[۱] و در اصطلاح، مجموعهای از سازمانهای اجتماعی است که برای تأمین روابط طبقات اجتماعی و حفظ انتظام جامعه به وجود میآیند[۲]. در حالی که بسیاری از حکومتها، مفهوم حکومت را با خودرأیی و خودکامگی و استبداد مترادف میدیدند و حاکمان، حکومت را حق خود میدانستند و به هیچکس حق اظهار نظر و انتقاد و انتخاب نمیدادند، در سیره عملی امام علی(ع) مفهوم حکومت، چیزی جز مدیریت، هدایت، محبت، مشارکت و خدمت به مردم نیست[۳].[۴]
منابع
پانویس
- ↑ ر.ک: محمدمعین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه حکم.
- ↑ ر.ک: محمدمهدی باباپور، درآمدی بر سیاست و حکومت در نهجالبلاغه، ص۳۶.
- ↑ ر.ک: محمدمهدی باباپور، درآمدی بر سیاست و حکومت در نهجالبلاغه، ص۳۸.
- ↑ احمدی، علی اصغر، عدالت اجتماعی در نهج البلاغه، ص ۹۱.