نظم و انضباط

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از انتظام)

مقدمه

جهان بر پایه نظم استوار است و هر پدیده‌ای در دستگاه آفرینش، جایگاهی ویژه دارد. سیاره‌ها و اجرام آسمانی با سرعتی حساب شده، در مدار معیّنی حرکت می‌کنند. فصل‌های سال و شب و روز با نظم شگفت‌آوری در پی هم می‌آیند و هر چیزی به اندازه فراخور آفریده شده است. اولیای بزرگوار اسلام، رعایت نظم و انضباط در کارها را از جمله مهم‌ترین مسائل زندگی برشمرده و بر آن تأکید کرده‌اند. بهره‌مندی بهتر و بیشتر از زندگی و جلوگیری از هدر رفتن سرمایه و استعداد، نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و رعایت نظم در تمامی فعالیت‌هاست. فردی که برای کارهای خود برنامه‌ای تنظیم کرده است و کارهای شخصی و اجتماعی‌اش را در زمان مشخصی انجام می‌دهد، بهره بیشتری از تلاش خود می‌برد. حاکم کردن نظم و انضباط در کارها سبب می‌شود که هر کاری بجا و به موقع انجام پذیرد و نتیجه بخش و سودمند باشد. بی‌نظمی در فعالیت‌های فردی و اجتماعی نیز پیامدهای ناگواری دارد که ایجاد هرج و مرج، خدشه دار شدن شخصیت اجتماعی، پای مال شدن حقوق و هدر رفتن سرمایه‌ها از جمله آنهاست[۱].

معناشناسی

«نظم» در کتب لغت به معنای آراستن، ترتیب دادن کار و...[۲]، و انضباط نیز به معنای سامان گرفتن، ترتیب و درستی، عدم هرج و مرج و... آمده است[۳].

رسول خدا(ص) نمونه کامل رعایت نظم و انضباط در میان مردم بود؛ نظمی دقیق و الهی که بر همه شئون و رفتار آن حضرت، اعم از زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی ایشان حاکم بود. این مسئله ما را بر آن داشت که با توجه به اهمیت نظم و انضباط در زندگی انسان‌ها به گوشه‌هایی از نظم و انضباط در زندگی پیامبر خدا(ص) که اسوه مردم معرفی شده‌اند، اشاره کنیم[۴].

رعایت نظم در امور فردی

  1. امور ظاهری‌: از شاخصه‌های رعایت نظم در امور فردی، توجه به آراستگی ظاهری است و رسول خدا(ص) همیشه با ظاهری آراسته در اجتماع ظاهر می‌شد[۵]. ایشان در مسافرت نیز به نظم ظاهری خود بی‌توجه نبود و پیوسته، پنج چیز را با خود به همراه داشت: آیینه، سرمه‌دان، شانه، مسواک و قیچی[۶].
  2. تقسیم ساعات شبانه روز: پیامبر(ص) امور زندگی خود را با نظم خاصی انجام می‌داد؛ به گونه‌ای که خانواده و اصحاب آن حضرت نیز به خوبی می‌دانستند که ایشان در انجام منظم کارهای خویش، دقت خاصی دارند. اوقات در زندگی رسول خدا(ص) تنظیم شده بود؛ به گونه‌ای که ایشان در هر بخش از این اوقات به انجام برنامه‌ای خاص می‌پرداخت. روایت شده است، "چون ایشان به منزل می‌رفت، اوقات خویش را به سه قسمت تقسیم می‌کرد: قسمتی را برای عبادت خدا؛ قسمتی را برای اهل بیت خود؛ و قسمتی را برای خود. سپس وقت ویژه خود را میان خود و مردم تقسیم می‌کرد و در وقت ویژه مردم، عام و خاص را می‌پذیرفت و چیزی از آنان مضایقه نمی‌کرد"[۷].[۸]

رعایت نظم در امور سیاسی

  1. ابلاغ رسالت الهی: از ارکان نظم و انضباط، انجام به موقع امور و نیز تلاش برای انجام دقیق و کامل آن کار است. پیامبر خدا(ص) در راه ابلاغ رسالت خویش، مراحل مختلفی را پشت سر گذاشت و در تمام این مراحل، در هر جایگاهی و به اقتضای آن به وظیفه خویش عمل کرد؛ مثلا، در دوران دعوت مخفیانه، تنها کارهایی را انجام می‌داد که با دعوت پنهانی سنخیت داشته باشد و یا در ایام علنی شدن دعوت کارهایی را می‌کردند که در حیطه دعوت علنی باشد و با آن مغایرتی نداشته باشد؛ تا اینکه سرانجام، پیروزی‌های مسلمانان در آینده‌ای نزدیک رقم خورد و اسلام منتشر شد. مراحل دعوت پیامبر(ص) به اسلام نشان می‌دهد که ایشان با برنامه‌ریزی منظم و از پیش تعیین شده که البته نتیجه اوامر الهی بود، به ابلاغ رسالت خویش پرداخت[۹].

رعایت نظم در امور نظامی (میدان‌های جنگ)

انضباط پایه نظامی‌گری است و هیچ ارتشی هر چند دارای نیرو و تجهیزات فراوان دیگران و کامل، بدون داشتن آن در هیچ نبردی پیروز نخواهد شد؛ و فرق اصلی نظامیان و دیگران، در درجه نخست، انضباطی است که نظامیان بدان پایبندند. رسول اکرم(ص) برای ساماندهی امور جنگی، اهمیت بسیاری قائل بود؛ ایشان در جنگ‌ها نیروهایش را به صف می‌کرد و صف‌هایشان را مرتب می‌فرمود؛ آن‌گونه که گویی تیرها را در ترکش مرتب می‌کند[۱۰].[۱۱]

رعایت نظم در امور عبادی و اجتماعی‌

  1. تنظیم وقت برای دیدارهای مردمی: پیامبر(ص) اوقات خود را به سه قسمت تقسیم کرده و آن قسمت از وقت را که ویژه خود بود، بین خود و مردم تقسیم می‌کرد. پس خواص و پس از آنها سایر مردم به نزد ایشان وارد می‌شدند و رسول خدا(ص) چیزی از وقت خود را از آنان دریغ نمی‌فرمود. در این دیدارها، ‌اهل فضل به اندازه فضلشان در دین، بر دیگران مقدم بودند و ‌ترجیح داده می‌شدند[۱۲].
  2. امور عبادی‌: عبادت پیامبر(ص) نیز مانند دیگر اعمالش نظم خاصی داشت. از عایشه نقل شده است که پیامبر خدا(ص) معمولاً هر شب پس از نماز عشاء در آغاز شب می‌خوابید و سپس بر می‌خاست و نماز می‌گزارد. چون نزدیک سحر می‌شد، نماز وتر خود را می‌گزارد و آن گاه در بستر خود می‌آرمید و همین که آوای اذان را می‌شنید، شتابان از جای بر می‌خاست و برای نماز صبح به سوی مسجد بیرون می‌رفت[۱۳]. منظم بودن صف‌های نماز جماعت از اموری بود که در سیره رسول خدا(ص) به شدت به آن توجه می‌شد و ایشان دوست داشت پیروانش مرتب و منظم باشند؛ از این رو، بر نظم و ترتیب خصوصا در امر جماعت بسیار تأکید داشت و پیوسته می‌فرمود: "ای مردم! صف‌هایتان را منظم کنید و دوش به دوش هم بایستید تا فاصله و جدایی و خللی میان شما نباشد و نامرتب نباشید که خداوند دلهایتان را از یکدیگر دور می‌کند و بدانید که من شما را از پشت سر می‌بینم"[۱۴].
  3. مسجد: پایگاه ساماندهی و انتظام بخشی امور: مسجد در زمان رسول خدا(ص) تنها مرکز پرستش نبود؛ بلکه پایگاهی برای سازماندهی‌ها و انتظام‌بخشی به امور مدینه نیز محسوب می‌شد و همه گونه امور از تعلیمات دینی و علمی گرفته تا امور سیاسی، نظامی، اقتصادی و قضایی در آنجا صورت می‌گرفت؛ به گونه‌ای که گفته شده است؛ هر یک از ستون‌های مسجد به سبب نوع فعالیتی که در کنار آن صورت می‌گرفت، به نامی معروف شده بود؛ مثلا ستونی که در کنار آن رسول خدا(ص) با نمایندگان قبایل عرب به گفتگو می‌پرداخت، به ستون وفود (جایگاه هیئت‌ها) و ستونی که معمولا جایگاه تهجد و شب زنده‌داری‌های حضرت بود، ستون تهجد (جایگاه شب زنده‌داری) نام گرفته بود و...[۱۵]. استفاده از هر یک از ستون‌ها برای کاری مشخص، خود، نشان‌دهنده توجه رسول خدا(ص) به نظم و انضباط است[۱۶].

منابع

جستارهای وابسته

پانویس

  1. حسینی‌نیا، اقبال، زمزم هدایت، ص۳۰.
  2. محمد معین، فرهنگ فارسی، ج ۱، ص۲۸۲.
  3. دهخدا، لغت نامه، ص۴۱۲.
  4. عادلی، فاطمه و مصطفایی، مهدی، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۶۴۵.
  5. رضی الدین طبرسی، مکارم اخلاق، ص۳۴ - ۳۵.
  6. نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج ۱، ص۱۱۸؛ محمد بن محمد کوفی، الجعفریات، ص۱۸۵ و ابوسعید خرگوشی، شرف المصطفی، ج ۳، ص۳۳۳.
  7. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۲۵؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص۳۸۸ و ابن اثیر، النهایه، ج۳، ص۳۰۳.
  8. عادلی، فاطمه و مصطفایی، مهدی، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۶۴۶.
  9. عادلی، فاطمه و مصطفایی، مهدی، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۶۴۷ ـ ۶۴۸.
  10. محمد بن جریر واقدی، المغازی، ج ۱، ص۵۷؛ تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۹۹ و محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ طبری)، ج۲، ص۴۴۶.
  11. عادلی، فاطمه و مصطفایی، مهدی، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۶۴۸-۶۴۹.
  12. الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۲۵؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۳، ص۳۴۹؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص۳۸۸ و ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۱، ص۲۸۹.
  13. ابوعیسی ترمذی، الشمائل المحمدیة، ص۱۶۱؛ مسند احمد، ج ۶، ص۱۷۶؛ نسائی، سنن، ج ۱، ص۴۳۷ و ابن حبان، صحیح، ج ۶، ص۳۲۸.
  14. شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ص۲۳۰ و احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج ۱، ص۸۰ و با مضامینی مشابه در: مسند احمد، ج ۴، ص۲۷۶؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص۳۸۶ و ابن خزیمه، صحیح، ج ۱، ص۸۳.
  15. نورالدین علی سمهودی، وفاء الوفاء، ج ۲، ص۴۵ - ۴۶.
  16. عادلی، فاطمه و مصطفایی، مهدی، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۶۴۹ ـ ۶۵۰.