خوله بنت ثعلبه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

خوله بنت ثعلبه بن اصرم انصاری، بی‌شک از تیره بنو غَنَم[۱] از قبیله خزرج [۲] است و بیشتر منابع از وی با عنوان "خوله بنت ثعلبه" یاد کرده‌اند؛[۳] اما در نام خودش و پدرش اختلاف است. نام او در بیشتر منابع خوله آمده؛ ولی خویله [۴] و جمیله [۵] نیز گفته شده است که بسا برخاسته از تصحیف است. درباره پدرش نیز جز اسم ثعلبه، نام‌های "حکیم[۶] "مالک بن ثعلبه[۷] "صامت[۸] "دلیج"[۹] و "خویلد"[۱۰] نیز گفته شده است. بی‌شک، بعضی از این اسامی تصحیف و برخی برخاسته از اشتباه در یکی دانستن شخصیت‌های دیگر با خوله موضوع مدخل است؛ برای نمونه خوله بنت صامت خواهر شوهر خوله مراد ماست؛[۱۱] یا خوله بنت حکیم برخاسته از اشتباه یکی از راویان حدیث به نام خلید است که به دلیل ضعف حافظه از او با این اسم یاد کرده است.[۱۲] خوله با هجرت پیامبر (ص) به مدینه اسلام آورد و با ایشان بیعت کرد.[۱۳] او از رسول خدا (ص) روایت نقل کرده است.[۱۴] مایه شهرت خوله در منابع اسلامی، آن است که نخستین زنی بود که شوهرش "اوس بن صامت انصاری" وی را ظِهار کرده و از او جدا شد و در پی مجادله با پیامبر (ص) در این زمینه، آیات نخستین سوره مجادله نازل شدند.[۱۵] از زندگانی او پس از پیامبر (ص) اطلاع چندانی در دست نیست و تنها از حضورش در رویارویی مسلمانان با رومیان در نبرد یَرْموک در سال ۱۵ هجرت خبر داده شده است که وی از زنانی بود که با خواندن اشعار مسلمانان رابه ادامه نبرد تشویق می‌کردند.[۱۶] گزارش دیگری از نقل حدیث او در دوران پیری در دوره حکومت عمر بن خطاب و عدم منع عمر از این کار وی به دلیل استجابت دعایش در جریان نزول آیات سوره مجادله حکایت دارد[۱۷].[۱۸]

خوله در شأن نزول

خوله بنت ثعلبه

خوله دختر ثعلبة بن اصرم بن فهر بن ثعلبة بن غنم بن عوف است. وی با پسرعمویش اوس بن صامت بن قیس بن اصرم بن فهر که برادر عبادة بن صامت است، ازدواج کرد. او مسلمان شد و با پیامبر اکرم(ص) بیعت کرده است. خوله همان کسی است که آیات اول سوره مجادله در حق او نازل شده است. به روزگار جاهلی هرکس با همسر خود «ظهار» می‌کرد، همسرش بر او حرام ابدی می‌شد، نخستین کس که در اسلام نسبت به همسر خویش ظهار کرده، اوس بن صامت واقفی است که اگرچه شیفته همسر خود بود، با این حال به همسر خویش گفت که تو برای من همچون مادرم هستی. خوله گفت: به خدا سوگند سخنی بزرگ گفتی که نمی‌دانم به کجا می‌انجامد. آن‌گاه از خانه بیرون آمد و به حضور پیامبر اکرم(ص) رفت و داستان خود را با شوهر خویش به عرض رساند. آن حضرت به اوس بن صامت پیام داد که بیاید و چون آمد به او فرمود: دخترعمویت چه می‌گوید؟ راست می‌گوید. نسبت به او ظهار کردم و او را به منزله مادر خویش قرار دادم. ای رسول خدا! در این باره چه فرمان می‌دهی؟ پیش او مرو و با او هم‌بستر مشو تا آگاهت سازم.

در این هنگام خوله گفت: ای رسول خدا! اوس را مالی نیست و کسی جز من بر او انفاق نمی‌کند و در این باره ساعتی با آن حضرت گفتگو کرد و سپس خطاب به پروردگار عرضه داشت که: پروردگارا! من شدت درماندگی و درد جدایی از شوهرم را به پیشگاه تو عرضه می‌دارم. خدایا بر زبان پیامبرت وحی‌ای نازل فرمای که برای ما گشایشی فراهم آورد! خداوند آیه‌های نخست سوره مجادله[۱۹] را نازل فرمود که: «خداوند سخن زنی را که درباره شوهرش به تو مراجعه کرده بود و به خداوند شکایت می‌کرد شنید (و تقاضای او را اجابت کرد)؛ خداوند گفتگوی شما را با هم (و اصرار آن زن را درباره حل مشکلش) می‌شنید؛ و خداوند شنوا و بیناست. کسانی که از شما نسبت به همسرانشان ظهار می‌کنند و می‌گویند: أَنْتِ عَلَيَّ كَظَهْرِ أُمِّي تو نسبت به من به منزله مادرم هستی، آنان هرگز مادرانشان نیستند؛ مادرانشان تنها کسانی‌اند که آنها را به دنیا آورده‌اند! آنها سخنی زشت و باطل می‌گویند؛ و خداوند بخشنده و آمرزنده است! کسانی که همسران خود را ظهار می‌کنند، سپس از گفته خود باز می‌گردند، باید پیش از آمیزش جنسی با هم، برده‌ای را آزاد کنند؛ این دستوری است که به آن اندرز داده می‌شوید؛ و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است! و کسی که توانایی (آزاد کردن برده‌ای) نداشته باشد، دو ماه پیاپی قبل از آمیزش روزه بگیرد؛ و کسی که این را هم نتواند، شصت مسکین را اطعام کند؛ این برای آن است که به خدا و رسولش ایمان بیاورید؛ اینها مرزهای الهی است؛ و کسانی که با آن مخالفت کنند، عذاب دردناکی دارند! پس از نزول این آیات پیامبر اکرم(ص) همان‌گونه که خدایش فرمان داده بود به اوس فرمان داد تا کفاره ظهار را انجام دهد. چون اوس از همه اینها عاجز بود، رسول الله(ص) فرمود: پس نیم شتروار خرما بگیرد و آن را به شصت درویش صدقه دهد، اوس این کار را انجام داد و خطاب به رسول الله(ص) عرض کرد: اگر خوله نباشد، نابود می‌شوم[۲۰].[۲۱]

جصتارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. الطبقات، ج ۸، ص ۲۸۰.
  2. مجمع البیان، ج ۹، ص ۴۰۸؛ تقریب التهذیب، ج ۲، ص ۶۳۷.
  3. الاصابه، ج ۸، ص ۱۱۴.
  4. ر. ک: الاستیعاب، ج ۴، ص ۳۹۰.
  5. ر. ک: اسد الغابه، ج ۷، ص ۹۳.
  6. ر. ک: الاستیعاب، ج ۴، ص ۳۹۰.
  7. الاصابه، ج ۸، ص ۱۱۴.
  8. تجرید اسماء الصحابه، ج ۲، ص ۲۶۴؛ تهذیب التهذیب، ج ۱۲، ص ۳۶۵.
  9. تاریخ المدینه، ج ۲، ص ۳۹۲؛ تهذیب التهذیب، ج ۱۲، ص ۳۶۵.
  10. ر. ک: مجمع البیان، ج ۹، ص ۳۷۰ ـ ۳۷۱؛ الاصابه، ج ۸، ص ۱۱۸؛ شرح الازهار، ج ۲، ص ۴۹۰.
  11. لطبقات، ج ۸، ص ۲۸۰.
  12. الاستیعاب، ج ۴، ص ۳۹۱.
  13. الطبقات، ج ۸، ص ۲۸۰؛ اعلام القرآن، ص ۳۵۶.
  14. الثقات، ج ۳، ص ۱۱۶.
  15. التبیان، ج ۹، ص ۵۴۱؛ الدرالمنثور، ج ۸، ص ۷۶.
  16. فتوح الشام، ج ۱، ص ۲۰۶؛ البدایة و النهایه، ج ۷، ص ۱۵.
  17. تفسیر ابن ابی حاتم، ج ۱۰، ص ۳۳۴۲؛ السیرة الحلبیه، ج ۲، ص ۷۲۴.
  18. حاجی‌زاده و قلیچ، مقاله «خوله بنت ثعلبه»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۲.
  19. ﴿قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ * الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسَائِهِمْ مَا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنْكَرًا مِنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ * وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا ذَلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ * فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا ذَلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ «خداوند، سخن زنی را که با تو درباره همسرش چالش داشت و به خداوند شکوه می‌کرد شنیده است و خداوند گفت و گوی شما را می‌شنود که خداوند، شنوایی بیناست * کسانی از شما که زنان خود را ظهار می‌کنند، آن زنان، مادران آنان نیستند، مادرانشان جز کسانی که آنان را زاده‌اند نمی‌باشند و اینان بی‌گمان سخنی ناپسند و نادرست می‌گویند و باری، خداوند به یقین در گذرنده‌ای آمرزنده است * و آنان که زنان خود را ظهار می‌کنند سپس به آنچه گفته‌اند باز می‌گردند (تا آن را بشکنند) باید پیش از آنکه با یکدیگر تماسی داشته باشند بنده‌ای آزاد کنند؛ این (کاری) است که بدان اندرز داده می‌شوید و خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است * و هر کس نیافت، روزه دو ماه پیاپی پیش از آنکه با همدیگر تماسی بگیرند (بر عهده اوست) و آنکه یارایی ندارد، خوراک دادن به شصت مستمند (بر عهده اوست)، این بدان روست که به خداوند و پیامبرش ایمان آورید و اینها احکام خداوند است و کافران عذابی دردناک خواهند داشت» سوره مجادله، آیه ۱-۴.
  20. ر.ک: الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۸۱-۳۸۴؛ این داستان با تفاوت‌هایی در عموم تفاسیر آمده است.
  21. محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۳۲۶.