دانش اقتصاد

(تغییرمسیر از دانش اقتصادی)

مقدمه

برای علم اقتصاد تعاریف گوناگونی ذکر کرده‌اند که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

  1. اقتصاد یکی از رشته‌های علوم اجتماعی است که در پیرامون کیفیت فعالیت اقتصادی و چگونگی روابط اقتصادی افراد جامعه با یکدیگر و اصول و قوانینی که بر امور مزبور حاکم است و مسائلی که باید در عمل و با توجه به مقتضیات زمان و مکان اتخاذ شود تا موجبات سعادت و ترقی جامعه و رفاه و آسایش افراد آن تأمین گردد بحث می‌نماید[۱].
  2. علم اقتصاد به شناخت روابط و مناسبات انسان با محیط زندگی‌اش گفته می‌شود که به تأمین اشیاء یا خدمات مورد نیاز او از راه تولید اشیاء و خدمات مورد نیاز یا مبادله آنها، آن‌گونه که هست، منجر می‌شود[۲]. به این نوع اقتصاد که فقط جهت گزارشی دارد و باید و نبایدی در آن مطرح نیست، اقتصاد نظری یا توصیفی گفته می‌شود. در مقابل، اقتصاد برنامه‌ای و دستوری، سیاست اقتصادی و اقتصاد تکلیفی مطرح است که از باید و نباید، خوب و بد، ارزشمند و بی‌ارزش و انسان و غیرانسان سخن می‌گوید.
  3. ساده‌ترین تعریف: «علم اقتصاد در اصطلاح توده مردم همان علم معاش است، علمی که به ما می‌آموزد چگونه از منابع طبیعی، با کار کمتر، تولید بیشتر داشته باشیم، تولیدی که نیاز ما را در زندگی برطرف سازد»[۳].[۴]

تأثیر علم اقتصاد بر رشد و شکوفایی جامعه

یکی از شاخص‌های رشد اقتصادی، آگاهی نیروی انسانی به فنون اقتصادی در محور تولید، توزیع و مصرف است. آگاهی نیروی انسانی، پرورش نیروی انسانی کار‌آمد و توانمند را در پی دارد که با چنین نیرویی تلاش اقتصادی شکوفا شده، بهره‌وری افزایش می‌یابد. این نکته صرف نظر از عقلانی و علمی‌بودنش در احادیثی، برجسته شده است. پیامبر(ص) زیانِ کار ناآگاهانه و بی‌تخصص را بیش از سود به دست‌آمده از آن دانسته است[۵] و امام صادق(ع) کار ناآگاهانۀ کارآفرین را به سیرکنندۀ بیراهه‌رو تشبیه کرده که سرعت سیرش او را از مقصدش دور خواهد کرد[۶]. در سخن منتسب به امیرمؤمنان(ع) آمده است: علم و دانش، قدرت است، هر فرد و جامعه‌ای که به آن دست پیدا کند، قدرت و عزت می‌یابد و هر که از آن فاصله بگیرد و به آن دست نیابد، مورد سلطه قرار می‌گیرد[۷]. در سخنی دیگر فرمود: مردم، فرزندان آن چیزند که آن را نیک انجام می‌دهند[۸]. شاید بتوان گفت مقصود امام این است که مردم با هنرها و تخصص‌های همه‌جانبه پروریده می‌شوند که گاهی آن را در محیط خانواده و گاهی از دیگران می‌آموزند و گاهی نیز با ابتکار خود آن را کشف می‌کنند. همان‌گونه‌که فرزندان با انتساب به پدر و مادر شناخته می‌شوند، افراد نیز با انتساب به این هنرها و تخصص‌ها شناخته می‌شوند و به اندازه مهارت و کاردانی خود، ارزش می‌یابند که ادامه حدیث بر آن تأکید دارد. آگاهی به فنون اقتصادی و آشنایی با شیوه‌های تولید، زمان انجام‌دادن کار، چگونگی بهره‌گیری از منابع و وضع موجود، چگونگی مصرف و انواع آن و اموری از این قبیل نیز از هنر‌ها و علوم مورد نیاز آدمی است که به‌جِد از موارد این احادیث به شمار می‌آید.

با دستیابی به این علوم و فنون می‌توان فضاهایی پدید آورد که اقتصاد در آن رونق بگیرد و از این طریق به توانمندی اقتصادی دست یافت. پیامبر(ص) داشتن خط خوش را یکی از نمونه‌های فنون تأثیر‌گذار بر درآمد اقتصادی بیان کرده است[۹]. به نظر می‌رسد این حدیث، به معیار‌ها و راه‌های توانایی افراد در عرصۀ درآمد اقتصادی، یعنی علوم و فنون توجه داده است که از نمونه‌های آن، هنرِ خط است و این هنر سبب رغبت افراد و گروه‌های اقتصادی در به‌کارگیری هنرمندِ خوش‌خط خواهد بود. امروزه نقش تولیدی و ترویجی هنر خط با گستره‌ای که دارد، در تولید و عرضۀ کالا نیازمند توضیح نیست. نوشته‌ها، تصویر‌ها، نقاشی‌ها، تابلو‌ها، بنرها، کاشی‌کاری‌های زیبا و مانند آن، همگی گواهی گویا بر این سخن است. با توجه به پیشرفت صنعتِ چاپ و نرم‌افزار‌های مرتبط با آن، هنرِ خط، شامل چاپِ صنعتی و نرم‌افزار‌ی در فضای واقعی و مجازی نیز می‌شود. البته مراحل کار را ماشین‌های صنعتی و دستگاه‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزار‌ی انجام می‌دهند؛ ولی طراحی‌های اصلی و نخست آن، به دست توانای مهندس و هنرمندِ خطاط انجام می‌گیرد که از آگاهی و کاردانی او بر می‌خیزد. به هر روی آگاهی و کاردانی در امور اقتصادی از عوامل تأثیرگذار بر آن است. اگر امیرمؤمنان‌(ع)، در روایاتی فرمود: «در کودکی دانش بیاموزید تا در بزرگی به آن شرف یابید»[۱۰]؛ «دانش افزون‌تر از آن است که گردآوری شود، پس از هر دانشی بهترینش را فرا گیرید»[۱۱]؛ «بهترین آموختنی‌ها برای جوان و نوجوان چیزهایی است که در بزرگسالی به آن نیازمند می‌شود»[۱۲] و «پرهیزگاران گوش‌های خود را تنها به دانش سودمند سپرده‌اند»[۱۳]. بدین جهت است که دانش و آگاهی و هنر مورد نیاز و به‌کار‌گیری آن، شرط لازم پیشرفت آدمی در همۀ زمینه‌ها از جمله اقتصاد است. از این رهگذر روشن می‌شود که چرا قرآن کریم علاوه بر پایبندی عملی و تعهدی نیروی کار نسبت به بینش علمی و تخصصی مورد نیاز او - یعنی بر جامعیت او نسبت به تعهد و تخصص - اصرار دارد و در تصدی حضرت یوسف(ع) بر وزارت امور اقتصادی مصر، در دوران خشکسالی و تورم اقتصادی، به این دو ویژگی یوسف با تعبیر ﴿إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ تکیه کرده است[۱۴]؛ یعنی نگهداری و تأمین امنیت اقتصادی در تصدی کار، در گرو تعهد عملی کارگزار است و پرهیز از هزینۀ جاهلانه و هدرنرفتن بودجه، مدیون تخصص علمی اوست. مسئله آگاهی و مهارت عملی، به اندازه‌ای اهمیت دارد که به نقل احمد بن حنبل[۱۵]، طبری[۱۶] و حاکم نیشابوری[۱۷]، امیرمؤمنان‌(ع) در غزوۀ ذوالعشیره[۱۸] پس از فرودآمدن در آن منطقه، برای مشاهدۀ شیوۀ کارگری و کشاورزی بنی‌مدلج، با عمار کنار نخلستان آنان رفتند و از شیوۀ کشاورزی ایشان دیدن کردند و این، نشانۀ اهمیت‌دادن به آگاهی و هنر و تجربه‌افزایی است[۱۹].

منابع

پانویس

  1. حسین نوری، اقتصاد اسلامی، ص۱۰.
  2. ر.ک: اکبر هاشمی رفسنجانی، سیاست اقتصادی، ص۱۱.
  3. جعفر سبحانی، سیمای اقتصاد اسلامی، ص۷.
  4. احمدی، علی اصغر، عدالت اجتماعی در نهج البلاغه، ص ۱۵۵.
  5. احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج‌۱، ص۱۹۸؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۴، ح۳؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۲۵، ح۳۳۱۱۲ («... مَنْ عَمِلَ عَلَى غَيْرِ عِلْمٍ كَانَ مَا يُفْسِدُ أَكْثَرَ مِمَّا يُصْلِحُ»).
  6. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۳، ح۱؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۴۰۲، ح۵۸۶۴؛ محمد بن محمد مفید، الأمالی، ص۴۲، المجلس الخامس، ح۱۱ («... الْعَامِلُ عَلَى غَيْرِ بَصِيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَى غَيْرِ الطَّرِيقِ لَا يَزِيدُهُ سُرْعَةُ السَّيْرِ إِلَّا بُعْداً»).
  7. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه‌، ج‌۲۰، ص۳۱۹‌، الحکم المنسوبة الیه، ش۲۵۳ («العِلْمُ سُلْطَانٌ مَنْ وَجَدَهُ صَالَ بِهِ وَ مَنْ لَمْ يَجِدْهُ صِيلَ عَلَيْهِ»).
  8. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۱، ح۱۴؛ ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول عن آل‌الرسول، ص۲۰۸ («... النَّاسُ أَبْنَاءُ مَا يُحْسِنُونَ»). ر.ک: محمد بن محمد مفید، الارشاد، ص۱۴۲.
  9. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۳، ص۳۱۸ («حُسْنُ الْخَطِّ مِنْ مَفَاتِيحِ الرِّزْقِ»).
  10. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۲۰، ص۲۶۷ («... عَلِّمُوا الْعِلْمَ صِغَاراً، تَسُودوا بِهِ كبَاراً»).
  11. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمِدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۴۶، ش۱۸۴ («... الْعِلْمُ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ يُحَاطَ بِهِ فَخُذُوا مِنْ كُلِّ عِلْمٍ أَحْسَنَهُ»).
  12. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۲۰، ص۳۳۳ («... أَوْلَى الْأَشْيَاءِ أَنْ يَتَعَلَّمَهَا الْأَحْدَاثُ الْأَشْيَاءُ الَّتِي إِذَا صَارُوا رِجَالًا احْتَاجُوا إِلَيْهَا»).
  13. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۹۳ (خطبه همّام) («... وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ»).
  14. ﴿قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ «(یوسف) گفت: مرا بر گنجینه‌های این سرزمین بگمار که من نگاهبانی دانایم» سوره یوسف، آیه ۵۵.
  15. احمد بن حنبل، فضائل علی بن أبی‌طالب(ع)، ص۳۲۴- ۳۲۵، ش۲۹۵ - ۲۹۶ («عَنْ عَمَّارٍ... رَأَيْنَا نَاساً مِنْ بَنِي مُدْلِجٍ يَعْمَلُونَ فِي عَيْنٍ لَهُمْ فِي نَخْلٍ، فَقَالَ لِي عَلِيٌّ: يَا أَبَا الْيَقْظَانِ هَلْ لَكَ أَنْ نَأْتِيَ هَؤُلَاءِ فَنَنْظُرَ كَيْفَ يَعْمَلُونَ؟...»).
  16. محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک (اعلمی)، ج۲، حوادث سال دوم.
  17. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۵۱، ح۴۶۷۹ («... فَقَالَ لِي عَلِيٌّ: يَا أَبَا الْيَقْظَانِ هَلْ لَكَ أَنْ نَأْتِيَ هَؤُلَاءِ فَنَنْظُرَ كَيْفَ يَعْمَلُونَ؟...»).
  18. غزوۀ ذوالعشیره در سال دوم هجرت و پیش از جنگ بدر اتفاق افتاد و پیامبر(ص) در این غزوه، کاروان قریش را تعقیب می‌کرد (محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک (اعلمی)، ج۲، حوادث سال دوم).
  19. مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۸۳.