دنیاگرایی و دنیاطلبی
مقدمه
مراد از رذیلت دنیاگرایی و دنیاطلبی آن است که تعلّق به دنیا برای قلب انسان ملکه گردد. به دیگر سخن، دنیاگرایی و دنیاطلبی آن است که نفس آدمی به صورت ملکه به خواستنیهای دنیا بپردازد، و از غیر آن فارغ شود. قرآن کریم از این رذیلت به "تَلَهِّی" یاد کرده است: ﴿لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ﴾[۱].
در بسیاری از روایات و نیز آیات قرآن کریم، این رذیلت اخلاقی به شدّت مذمّت نازل شده است؛ بهگونهای که میتوان گفت بیشتر از یکدهم قرآن کریم، تنها در همین موضوع نازل شده است!
قرآن کریم، هواپرستان را گاه حیوان میشمارد: ﴿يَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ﴾[۲]؛ ﴿ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ﴾[۳] و گاه از حیوان نیز پستتر!: ﴿وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ﴾[۴].[۵]
معناشناسی
«حب» به معنای مهر، دوستی و دوست داشتن[۶] و مقابل آن «بغض» است[۷]. «دنیا» از ریشه «دنو» به معنای نزدیک است[۸] و به اعتبار نزدیک بودن عالم طبیعت[۹] به انسان نسبت به آخرت، دنیا نامیده شده است[۱۰]. در اصطلاح اخلاقی، دنیا شهوات و لذایذ در عالم طبیعت است[۱۱] و به دو قسم ممدوح و مذموم تقسیم میشود. هر مقدار از آنکه برای به دست آوردن آخرت به کار میرود، ممدوح است و هر مقدار که در راستای بهره نفس باشد، مذموم است[۱۲]. نوع مذموم حب دنیا در اصطلاح اخلاقی و عرفانی به معنای دلبستگی، دلدادگی و رضایت به زندگی دنیوی است که همراه غفلت از زندگی جاوید اخروی است و به همین سبب همواره نکوهش شده است[۱۳].[۱۴]
پیشینه
در ادیان و مکاتب بشری همچون هندوئیسم، تعلق به دنیا و نفس، نکوهش شده و دوری از دنیا، ترک تعلقات نفسانی و تحمل برخی ریاضتها به چشم میخورد[۱۵]. در ادیان الهی همچون دین یهود نیز به مواعظ پیامبران(ع) بر ترک حرص، طمع و مالاندوزی که از مظاهر حب دنیا بهشمار میآیند، تأکید شده است[۱۶]. اگرچه یهودیان با افراط در دنیاطلبی، قومی دنیاگرا شمرده میشوند.[۱۷].[۱۸] دوری از دنیا در قالب رهبانیت، از شاخصههای قوم مسیح(ع) بهشمار میآید و از ویژگیهای حضرت مسیح(ع) نیز دوری از دنیا و مظاهر آن قلمداد شده است[۱۹]؛ چنانکه در قرآن کریم به آن اشاره شده است[۲۰].
دین اسلام دربارۀ دنیا راه اعتدال را معرفی کرده است؛ بدین معنا که از یکسو حب دنیا و دلبستگی آن را نکوهش کرده[۲۱] و از سوی دیگر به بهرهمندی از مظاهر دنیا و نعمتهای آن برای تأمین سعادت بشری اهمیت داده است[۲۲]؛ چنانکه قرآن کریم استفاده از زینتهای دنیا را حلال شمرده است[۲۳]. در روایات نیز از یکسو محبت دنیا سرآغاز تمام خطاها[۲۴] و سبب هلاکت انسان معرفی شده است[۲۵]؛ در عین حال در روایات دیگری دنیا کشتگاه آخرت[۲۶]، محل تجارت اولیای الهی و مسجد دوستان خداوند[۲۷] شمرده شده است[۲۸].
ویژگیهای هواپرستان از منظر قرآن کریم
- ضعف اراده: اینان همواره در پی مطامع کمارزش دنیائی هستند؛ از این رو از ارادهای قوی برخوردار نیستند، تا بتوانند سر در پی اهداف بلند آن جهانی گذارند.
- فراموشی فطرت: اینان چون در خواستهای نفسانی فرو رفتهاند، فطرت خود را به فراموشی سپرده از بُعد معنوی و پروردگار خود غافل شدهاند. از این رو در پایان، هیچ بهرهای بهجز جهنّم نصیب آنان نخواهد شد: ﴿وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ﴾[۲۹].
- منفی بافی: اینان به مرض فراموشی نعمتها، و به یاد آوردن مشکلات و نقمتها دچار میشوند. امروزه این بیماری روحی را "منفیباف" بودن مینامند: ﴿وَلَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ﴾[۳۰].
- غفلت از یاد خدا: دنیا پرستان به متاع بیارزش دنیا که بهدست میآورند شادمان شده، این شادمانی آنان را از یاد خدا غافل میسازد: ﴿وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ﴾[۳۱].
- ظالم و نادان بودن: اینان هم ظالماند، و هم نادان. ظالماند؛ چراکه به نفس خود ظلم کرده دنیای فانی را بر آخرت باقی، و ظلمت را بر نور ترجیح میدهند؛ و نادانند؛ چراکه قدر خود را ندانسته به جای آنکه به ندای عرش پاسخ دهند. ﴿إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا﴾[۳۲].
- بیوفائی: اینان چون به حضرت حق پشت کرده به دنیا روی آوردهاند، نمکنشناسند و بیوفا؛ چه صاحب نعمت را رها کرده به نعمت زودگذر او اکتفا کردهاند.
- دشمنی با صالحان: اینان با هر چه در مقابل دنیای پست آنان بایستد، دشمنی میورزند. این مطلب از دشمنی با اولیاء خدا آغاز، و به دشمنی با انبیاء(ع)، و سرانجام به دشمنی با خود حضرت حق خواهد انجامید. قرآن کریم بهوضوح بر این مطلب گواهی داده است: ﴿أَوَلَمْ يَرَ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ﴾[۳۳].
- مبتلا شدن به جهل مرکّب: دنیا پرستان به جهل مرکّب نیز دچار میشوند؛ چه دنیا را پایان همّت خود قرار داده حتّی آن را به دعا از حضرت حق طلب مینمایند: ﴿وَيَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا﴾[۳۴].
- عجول بودن: آنان نور عقل را در خود خاموش میسازند؛ از این رو به بیماری عجله مبتلا شده در بیشتر موارد، آنچه ناپسند است را برای خود درخواست مینمایند: ﴿ وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا﴾[۳۵].
- مبتلا شدن به بُخل: دنیا پرستی آنان را از مصرف اموال خود در موارد واجب و مستحب باز داشته، به بُخل دچار میشوند؛ از این رو شیطان بر آنان غلبه کرده به رذیلت اتراف دچارشان میسازد. هم بر این اساس ثروت خود را در آنچه خداوند بدان راضی نیست خرج میکنند، امّا انفاقات واجب و مستحبّ خود - که بهشت را برایشان از پی خواهد داشت- ترک مینمایند: ﴿وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ وَظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ لَا بَارِدٍ وَلَا كَرِيمٍ إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُتْرَفِينَ وَكَانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِيمِ﴾[۳۶].
- نپذیرفتن حق: آنان به جدال با حق برخاسته از پذیرش آن سرباز میزنند: ﴿وَكَانَ الْإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا﴾[۳۷].
- ابتلاء به خشم خداوند: دنیاپرستان به هیچ قید شرعی و یا عقلی در دنیا تن نمیدهند، بلکه خواهان آنند که دنیا را به تمامی در برگیرند. از این رو از حکم عقل و شرع سرباز میزنند؛ و روشن است که نتیجه این عمل چیزی جز خشم خداوندی نیست!: ﴿بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ﴾[۳۸].
- عرض اندام در برابر او - جلّ وعلا -: طغیان در برابر خداوند از پی خُلق پیشین ظهور میکند، و اینان به دام خوی فرعونی خویش میافتند؛ از این رو در مقابل حضرت حق نیز عرض اندام مینمایند تا دنیا را بهدست آورده برای خویش نگاه دارند: ﴿كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى﴾[۳۹].
- سختی و مشقّت دائمی: آنان دائماً در سختی و مشقّت بهسر میبرند، نه از آن رو که در پی جمع مالند، بلکه از آن رو که طبیعت دنیا همچون جهنّم است؛ و در پی آن بودن، آدمی را خواه ناخواه در این جهنّم نگاه میدارد: ﴿وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ﴾[۴۰].
- بازماندن از نیکیها: اینان چون دل بر دنیا نهادهاند، از انجام تمامی خیرات باز میمانند؛ چه دنیاپرستی آنان را به این گمان مبتلا میسازد، که تمامی دنیا برای آنان آفریده شده، نه آنکه آنان برای خدمت به خویشتن، خداوند و همنوع آفریده شدهاند: ﴿لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ﴾[۴۱].
- زیانکاری دائمی: دنیا پرستان زیانکارند، چه همچون در آبافتادگان، دائماً دست و پا میزنند تا خود را به دنیا وصل کنند؛ و سرانجام نیز با اندوه دنیا از آن خارج میشوند: ﴿وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ﴾[۴۲].
- ترک آخرت: دنیا و آخرت هیچگاه با هم جمع نمیشوند، و دنیاپرستان یکسر آخرت را نهاده به دنیا رو میکنند؛ از این رو تمامی قبائح دنیا را طلب کرده آن را در جسم و جان خود حاصل مینمایند: ﴿مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ﴾[۴۳].
- سیری ناپذیری: دنیا پرستان به صفت سیری ناپذیری- که از اوصاف جهنّم است- مبتلا میشوند. چه هر چه سر در پی دنیا مینهند آن را بیشتر طلب میکنند، تا سرانجام خود به دوزخ تبدیل میشوند: ﴿يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ﴾[۴۴].
- مخالفت صریح با پیامبران: کلمه "مَلَأ" در قرآن کریم در سی مورد بهکار رفته، و در تمامی این موارد، مراد از آن کسانی هستند که به حبّ دنیا گرفتار شده، با پیامبران(ص) به مخالفت برخاستهاند. * بررسی این موارد، نشان میدهد که هر آزار و اذیّتی که متوجّه انبیاء عظام شده است، تنها از ناحیه اینان بوده است و بس[۴۵].
اسباب حب دنیا
اصل علاقه به امور دنیوی، سنّت و فطرت الهی است که حرکت و کمال زندگی و حیات انسان بر آن متوقف است و اگر این علاقه از بشر گرفته شود، اجتماع انسانی و زندگی دنیوی و تلاش برای زندگی آخرت؛ زمینهای نخواهد داشت؛ ولی سرگرم شدن به این امور دنیوی، قناعت و بسنده کردن به آن، مذموم شمرده شده است[۴۶]. البته گروهی معتقدند نفوس افراد بشر در فطرت خود مختلف هستند؛ بعضی نورانی و مایل به امور قدسی و برخی ظلمانی و مایل به امور دنیوی هستند[۴۷]. گروهی سبب حب دنیای مذموم را ضعف ایمان[۴۸] و توجه به مظاهر دنیا و زینتهای آن[۴۹] دانستهاند[۵۰].
آثار حب دنیا
عالمان اخلاق، رذایلی همچون بخل[۵۱]، آرزوهای طولانی[۵۲] حسد[۵۳] و غضب[۵۴] را از آثار حب دنیا معرفی کردهاند. برخی سرچشمه تمام گناهان و نقصها و منبع همه فسادها را حب دنیا میدانند[۵۵].
ازجمله آثار دیگر حب دنیا، هراس از مرگ است؛ زیرا حب بقا در فطرت انسان نهادینه شده و انسان از سویی زندگی و لذتهای آن را محدود به همین زندگانی دنیا میپندارد و از سوی دیگر، مردن را سبب قطع آن لذتها میداند؛ از اینرو از مردن بیزار و گریزان است[۵۶].[۵۷]
درمان حب دنیا
از جمله مواردی که در روایات، موجب خلاصی انسان از حب دنیا میشود، محبت به خداوند[۵۸]، تقوا[۵۹] و یادآوری مرگ[۶۰] است. علمای اخلاق نیز شناخت مفاسد و آفات دنیا[۶۱] و یقین به آخرت و ثوابهای عظیم آن را از سویی[۶۲] و زهد و پرهیز عملی از تعلق به دنیا را از سوی دیگر[۶۳]، راه رهایی از حب دنیا دانستهاند. اهل معرفت نیز راه درمان حب دنیا را پیروی از قرآن و سنّت میدانند[۶۴].[۶۵]
جستارهای وابسته
- گرایشهای انسانی
- دنیا
- تجملگرایی
- زهد
- هواپرستی
- اسباب آرزوی طولانی
- اسباب کراهت مرگ
- حب مذموم
- حرص
- طمع
- حب بدنی دنیا
- حب قلبی دنیا
- آتش فراق از شهوات دنیا
- اسباب حب دنیا
- افزایش حب دنیا
- بغض دنیا
- تذکر بی ارزشی تعلق به امور فانی
- تشبیه دنیا
- حب مقدمی دنیا
- حزن برای دنیا
- حزن مفارقت از زخارف دنیوی
- درمان حب دنیا
- ریشه لغزشها
- رکون به دنیا
- طلب حرام
- فرح برای دنیا
- قطع علایق دنیوی
- کراهت مرگ
- محبت آخرت
- مراتب حب دنیا
- مرگ
- مفاسد حب دنیا
- نکوهش حب دنیا
منابع
پانویس
- ↑ «مبادا داراییها و فرزندانتان شما را از یاد خداوند باز دارد» سوره منافقون، آیه ۹.
- ↑ «همچون چارپایان میخورند» سوره محمد، آیه ۱۲.
- ↑ «آنان را واگذار تا بخورند و بهره گیرند و آرزو سرگرمشان دارد، زودا که بدانند» سوره حجر، آیه ۳.
- ↑ «و بیگمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم؛ (زیرا) دلهایی دارند که با آن درنمییابند و دیدگانی که با آن نمینگرند و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراهترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی ج۲، ص۲۶۵.
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ۱/۲۸۹؛ دهخدا، ۵/۷۵۴۷.
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ۱/۲۸۹.
- ↑ فیروزآبادی، القاموس المحیط، ۴/۳۶۰.
- ↑ جوهری، الصحاح، ۶/۲۳۴۱؛ ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، ۲/۳۰۳.
- ↑ فراهیدی، العین، ۸/۷۵؛ طریحی، مجمع البحرین، ۱/۱۴۹.
- ↑ غزالی، احیاء علوم الدین، ۹/۱۹۴.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ۷۰/۶۳؛ نراقی، احمد، معراج السعاده، ۳۴۹.
- ↑ مکی، قوت القلوب فی معاملة المحبوب، ۱/۱۶۲؛ غزالی، احیاء علوم الدین، ۹/۱۵۵–۱۵۶؛ ابنعربی، الفتوحات المکیه، ۱/۳۲۵؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۱۹.
- ↑ صالحی، حسین، مقاله «حب دنیا»، دانشنامه امام خمینی ج۴، ص۲۵۴.
- ↑ توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۳۱–۳۲ و ۴۳.
- ↑ کتاب مقدس، سفر خروج، ب۲۰، ۱۷ و ب۲۲، ۲۵–۲۷.
- ↑ سوره بقره، آیه ۹۶.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱/۲۲۸.
- ↑ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ۹/۵۳۶؛ توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۱۶۲–۱۶۳.
- ↑ سوره حدید، آیه ۲۷.
- ↑ آل عمران، ۱۵۲؛ نحل، ۱۰۷.
- ↑ اسلامی، امام، اخلاق، سیاست، ۱۰۲–۱۰۵.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۳۲.
- ↑ کلینی، الکافی، ۲/۳۱۵.
- ↑ کلینی، الکافی، ۲/۱۳۶.
- ↑ احسائی، عوالی اللئالی العزیزیه، ۱/۲۶۷.
- ↑ نهج البلاغه، ح۱۲۶، ۵۳۱.
- ↑ صالحی، حسین، مقاله «حب دنیا»، دانشنامه امام خمینی ج۴، ص۲۵۴.
- ↑ «و بیگمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم؛ (زیرا) دلهایی دارند که با آن درنمییابند و دیدگانی که با آن نمینگرند و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراهترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.
- ↑ «و اگر به انسان بخشایشی از خویش بچشانیم سپس آن را از وی باز گیریم بیگمان نومید و ناسپاس خواهد شد» سوره هود، آیه ۹.
- ↑ «و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدیها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتنستای است» سوره هود، آیه ۱۰.
- ↑ «بیگمان او ستمکارهای نادان است» سوره احزاب، آیه ۷۲.
- ↑ «و آیا آدمی ندیده است که ما او را از نطفهای آفریدهایم و ناگاه ستیزهجویی آشکار است؟» سوره یس، آیه ۷۷.
- ↑ «و آدمی بدی را چنان فرا میخواند که نیکی را و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.
- ↑ «و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.
- ↑ «و چپیان، کیانند چپیان؟ در تفبادی و آبی داغند و سایهای از دود بسیار سیاه که نه سرد است و نه خوش؛ چراکه اینان پیش از آن، نازپرورد بودند و بر گناه بزرگ پای میفشردند» سوره واقعه، آیه ۴۱-۴۶.
- ↑ «و آدمی از هر چیزی پرخاشگرتر است» سوره کهف، آیه ۵۴.
- ↑ «بلکه آدمی بر آن است که در آینده خویش، (نیز) گناه ورزد» سوره قیامه، آیه ۵.
- ↑ «حاشا؛ انسان سرکشی میورزد،» سوره علق، آیه ۶.
- ↑ «و دوزخ فراگیرنده کافران است» سوره توبه، آیه ۴۹.
- ↑ «توانگر باید از توانگری خویش و آنکه روزی بر او تنگ شده از آنچه خدا به وی داده است هزینه کند» سوره طلاق، آیه ۷.
- ↑ «سوگند به روزگار * که آدمی در زیانمندی است» سوره عصر، آیه ۱-۲.
- ↑ «خداوند در درون هیچ کس دو دل ننهاده است» سوره احزاب، آیه ۴.
- ↑ «(یاد کنید) روزی (را) که ما به دوزخ میگوییم: سیر شدی؟ و میگوید: آیا بیش هست؟» سوره ق، آیه ۳۰.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی ج۲، ص۲۶۵-۲۷۱.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۲۲/۲۲۸.
- ↑ مدنی، ریاض السالکین، ۳/۱۸۵.
- ↑ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۲۷۲.
- ↑ فخر رازی، شرح الاشارات و التنبیهات، ۲/۶۰۸–۶۰۹.
- ↑ صالحی، حسین، مقاله «حب دنیا»، دانشنامه امام خمینی ج۴، ص۲۵۴.
- ↑ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۱۱۳.
- ↑ غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۵/۱۱۶.
- ↑ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۳۲ و ۲۰۳.
- ↑ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۵/۳۰۳.
- ↑ غزالی، احیاء علوم الدین، ۲/۲۹۵.
- ↑ امام خمینی، چهل حدیث، ۱۲۲–۱۲۴.
- ↑ صالحی، حسین، مقاله «حب دنیا»، دانشنامه امام خمینی ج۴، ص۲۵۴.
- ↑ آمدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ۱۴۱.
- ↑ کلینی، الکافی، ۲/۱۳۶.
- ↑ ابنشعبه، تحف العقول، ۳۵ و ۸۹.
- ↑ غزالی، احیاء علوم الدین، ۹/۱۰۱.
- ↑ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۸/۲۴۸.
- ↑ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۵۷–۵۸.
- ↑ ابنعربی، رحمة من الرحمن، ۱/۴۲۱.
- ↑ صالحی، حسین، مقاله «حب دنیا»، دانشنامه امام خمینی ج۴، ص۲۵۴.