لیلی بنت ابومره ثقفی

مقدمه

لیلا دختر ابومرة بن عروة بن مسعود بن معتب ثقفی[۱] مادر حضرت اکبر شهید کربلاست که این نام را غالب مورخان ثبت کرده‌اند[۲].” خلیفة بن خیاط (-۲۴۰ق) هم نام وی را «لیلا» یا «لبنی» ثبت کرده[۳]؛ ولی مصعب بن عبدالله زبیری (-۲۳۶ق) نام مادر علی‌اکبر را با تردید آمنه یا لیلا ثبت کرده[۴]. ابن‌سعد[۵] و در پی او خوارزمی و سبط ابن‌جوزی نام او را آمنه دختر ابومره ذکر کرده‌اند[۶]. ابن شهرآشوب نیز نام او را برّه بنت عروه آورده است[۷] و به نظر می‌رسد چون ابومرة بن عروه نام پدرش بوده، نسخه‌بردار به اشتباه آن را «بره بنت عروه» ثبت کرده است. به گفته گروهی از مورخان[۸]، مادر لیلا میمونه دختر ابوسفیان بن حرب بن امیه است؛ ولی به گفته ابن‌سعد[۹]، میمونه دختر ابوسفیان همسر عروة بن مسعود و مادر ابومره بوده است؛ یعنی میمونه مادر بزرگ پدری لیلا بود. به هر روی لیلا از سوی پدر به خاندان ثقیف و از سمت مادر یا مادربزرگ به بنی‌امیه انتساب دارد.

نیای پدری او عروة بن مسعود ثقفی از افراد محبوب مکه و طائف شمرده می‌شد که در صلح حدیبیه به نمایندگی از قریش حضور و نقشی اساسی داشت. او در بازگشت پیامبر(ص) از طائف نزد وی رفت و مسلمان شد و در بازگشت به طائف با فراخواندن قومش به اسلام اذان گفت که با رها شدن تیری از سوی آنان به قتل رسید[۱۰]. پسرش ابومره خبر قتل پدرش را نزد پیامبر(ص) برد و مسلمان شد[۱۱]. لیلا که در این خانواده متولد شد، با لیاقت و پاکیزگی‌اش افتخار همسری امام حسین(ع) نصیبش شد و تربیت فرزندی مانند علی‌اکبر شهید کربلا از ایمان و شایستگی همه‌جانبه او حکایت می‌کند؛ چنان‌که وصف معاویه درباره زیبایی علی‌اکبر که آن را به ارث بردن از بنی‌ثقیف دانسته[۱۲]، می‌تواند کنایه از زیبایی ظاهری مادرش لیلا باشد[۱۳].

آیا لیلا مادر علی اکبر در سرزمین کربلا حضور داشته است؟

درباره لیلا[۱۴] مادر علی اکبر نیز، هیچ دلیلی بر حضور او در کربلا وجود ندارد. کسانی که از حضور وی در کربلا و گفت وگوی او با علی اکبر در روز عاشورا سخن گفته‌اند، هیچ سند و دلیلی ارائه نکرده‌اند. بسیاری از نویسندگان، حضور لیلا را در کربلا نفی کرده‌اند.

محدث نوری در این باره می‌نویسد: آنچه روضه خوان‌ها می‌خوانند که بعد از رفتن علی اکبر به میدان، امام حسین به مادرش لیلی فرمود: برخیز و به خلوت برو و برای فرزندت دعا کن. از جدم شنیدم که فرمود: دعای مادر در حق فرزند مستجاب می‌شود تا آخر آن، همگی دروغ است[۱۵]. محدث قمی نیز می‌نویسد: ظاهر آن است که لیلا در کربلا نبوده و من در کتاب‌های معتبر ندیده‌ام[۱۶].

همو در جای دیگر می‌نویسد: در کتاب‌های معتبر، ذکری از بودن لیلا در کربلا یا در کوفه و شام نیست[۱۷]. مقرم نیز سخن محدث قمی را تأیید می‌کند و یادآور می‌شود فقط دربندی در اسرار الشهاده به نقل از مجموعه‌هایی که صاحبان آن معلوم نیست حضور لیلی را در کربلا آورده است و همه مورخان این موضوع را ترک کرده و یادی از او در کربلا نکرده‌اند. شاید هم او پیش از حادثه کربلا از دنیا رفته بود[۱۸]. استاد شهید مرتضی مطهری این مسئله و در نتیجه قصه‌ها و افسانه‌هایی که درباره ایشان گفته شده، از موارد تحریف رویداد کربلا می‌داند و آن را با استدلال، نقد و رد می‌کند[۱۹].

دکتر آیتی نیز در این باره می‌نویسد: در جریان کربلا از او سخنی به میان نیامده است. هیچ روشن نیست که ایشان در این تاریخ زنده بوده است یا نه؟... از همسران امام تنها کسی که به یقین می‌‌توان گفت که در این سفر همراه امام بوده، رباب است[۲۰].[۲۱]

لیلی بنت ابومرة ثقفی

لیلی دختر ابومرة بن عروه نوه مسعود بن عامر ثقفی صحابی رسول خدا(ص)، از قبیله بنی ثقیف است. مادرش میمونه دختر ابوسفیان و از بنی‌امیه است و مادر او نیز دختر ابوالعاص بن امیه است[۲۲]. لیلی از زنان شریف و بزرگوار عصر خویش بود. تمامی مورخان نام این بانو را لیلی ذکر کرده‌اند[۲۳]، اما سبط ابن جوزی و خوارزمی او را آمنه نامیده‌اند[۲۴]. ابن شهرآشوب نیز از وی با نام برّه دختر عروه یاد کرده است[۲۵]. از تاریخ ازدواج امام حسین(ع) با او اطلاعی در دست نیست. وی مادر علی بن الحسین(ع) معروف به علی‌اکبر پسر بزرگ امام حسین(ع) است. به خاطر نسب خویشاوندی لیلی با ابوسفیان، دشمن در کربلا به علی‌اکبر(ع) گفت: تو با یزید پیوند خویشی داری. آنان با این کلام به خیال خود می‌خواستند او را به لشکر کفر بکشانند، اما علی اکبر(ع) فرمود: پیوند خویشاوندی با رسول خدا(ص) سزاوارتر است که رعایت شود تا پیوند با هند جگرخوار![۲۶]

لیلی از خاندان شرف و عظمت بود. وی اشهر و اعرف زنان زمان خود بود و در شأن و جلالت از همه بالاتر بود درباره او حارث بن خالد مخزومی چنین سروده است: أَطَاقَتْ بِنَا شَمْسُ النَّهَارِ وَ مَنْ رَأَى *** مِنَ النَّاسِ شَمْسًا فِي الْمَسَاءِ نَطُوفُ أَبُو أُمِّهَا أَوْفَى قُرَيْشٍ بِذِمَّةٍ *** وَ أَعْمَامُهَا إِمَّا سَأَلْتَ ثَقِيفٌ خورشید جهان‌افروز بر گرد ما به گردش درآمد و چه کسی از مردم دیده است که مهر تابان در شامگاهان بدرخشد. پدر و مادر لیلی وفادارترین قریش در حفظ پیمان هستند و عموهایش اگر خواهان شناختنشان شوی از تیره ثقیف هستند[۲۷]. جد لیلی عروه در رخداد صلح حدیبیه به نمایندگی از قریش نزد پیامبر اکرم(ص) آمد. عروه در سال نهم هجری اسلام آورد و به سوی قبیله‌اش برگشت او بر بالای بام خانه خود رفت و ضمن آشکار کردن اسلام خود، مردم را به این دین دعوت نمود اما بر اثر اصابت تیری بر قلبش به شهادت رسید. نام قاتل او به اختلاف اوس بن عوف و یا وهب بن جابر گفته شده است. عروه هنگام شهادت از خاندان خود خواست تا او را در کنار شهیدانی که در کنار رسول خدا(ص) کشته شده‌اند، دفن کنند که به این خواسته‌اش جامه عمل پوشاندند[۲۸]. فرزندش ابومره در زمان رسول الله(ص) متولد شد و از مصاحبت حضرتش بهره برد. چون پدرش عروه کشته شد او و برادرش ابوملیح نزد آن حضرت آمدند و اسلام آوردند. آنگاه رسول الله(ص) را از قتل پدر آگاه ساختند. آن حضرت درباره عروه فرمود: «مَثَلُ عُرْوَةَ مَثَلُ صَاحِبِ يَاسِينَ دَعَا قَوْمَهُ إِلَى اللهِ فَقَتَلُوهُ»[۲۹] او در قوم خود همانند صاحب یاسین در قوم خود بود که آنان را به سوی خداوند دعوت کرد ولی او را کشتند.

سال وفات لیلی و مقدار عمر او و نیز حضورش در کربلا مشخص نیست. شیخ عباس قمی حدیث‌شناس و محقق بزرگوار می‌نویسد: «من به مأخذی دست نیافتم که دال بر آمدن لیلی به کربلا باشد»[۳۰] اگرچه دربندی در اسرار الشهادة موافق حضور لیلی در کربلا شده است. امام حسین(ع) در وداع آخر که تک‌تک اعضای خانواده‌اش را به نام صدا کرد، از لیلی نامی نبرد[۳۱]. به نظر می‌آید که او قبل از واقعه عاشورا در گذشته باشد[۳۲].[۳۳]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. این لیلا برادر زاده ام‌سعید است و ام‌سعید دختر عروة بن مسعود همسر امیرمؤمنان(ع) است (در این باره به عنوان «همسران امیرمؤمنان»، شماره ۴ رجوع کنید).
  2. ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۳؛ علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۸۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۴۰؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۵؛ ابن عساکر، ترجمة الامام زین العابدین من تاریخ مدینة دمشق، تحقیق محمدباقر محمودی، ص۱۳-۱۴؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۵۴. ابومره و پدرش عروه از یاران پیامبر(ص) بودند (ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۷، ص۳۰۶، ترجمة أبومرة) و عروة بن مسعود از بزرگان مکه و طائف شمرده می‌شد و مشرکان قریش می‌گفتند چرا قرآن بر او نازل نشده است ﴿لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ [«و گفتند: چرا این قرآن بر مردی سترگ از این دو شهر (مکّه و طائف) فرو فرستاده نشد؟» سوره زخرف، آیه ۳۱] (ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۶۶؛ ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۴، ص۴۰۶).
  3. خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۴۵.
  4. مصعب بن عبدالله زبیری، نسب قریش، ص۵۷.
  5. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱۰، ص۳۶۹.
  6. موفق بن احمد خوارزمی، مقتل الحسین، ج۱، ص۲۰۹؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۷۷.
  7. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۸۵.
  8. مصعب بن عبدالله زبیری، نسب قریش، ص۵۷؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۴۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۴۳ (دارالکتب العلمیه)؛ موفق بن احمد خوارزمی، مقتل الحسین، ج۱، ص۲۰۹؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۷۷؛ ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۷، ص۳۰۶. ذیل «ابومره».
  9. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۴۰.
  10. ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۶۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج۴، ص۴۰۷.
  11. ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۷، ص۳۰۶، ش ۱۰۵۲۶.
  12. علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۸۶.
  13. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۵۲-۱۵۴؛ محمدی ری‌شهری، محمد، گزیده دانشنامه امام حسین، ص ۸۷.
  14. تاریخ‌نگارانی چون طبری، شیخ مفید، طبرسی و...نام این بانو را لیلا ذکر کرده‌اند. بنابراین کسانی که از او به عنوان ام لیلا یاد می‌کنند درست نیست. ر.ک: مقرم، علی الاکبر، ص۱۴.
  15. لوءلوء و مرجان، ص۹۰.
  16. منتهی الامال، ص۳۷۵.
  17. منتهی الامال، ص۵۴۱.
  18. مقرم، علی الاکبر، ص۱۱.
  19. حماسه حسینی، ج۱، ص۲۶- ۲۷.
  20. بررسی تاریخ عاشورا، ص۱۲۳. با توجه به سخنان یاد شده لیلا در کربلا نبوده است. در نتیجه آنچه به او در گفت‌و‌گو او و فرزندش یا نذر او پای سلامتی علی اکبر همه افسانه و بی‌اساس است.
  21. مزینانی، محمد صادق، نقش زنان در حماسه عاشورا، ص ۲۵۵-۲۵۶.
  22. تاریخ خلیفة بن خیاط، ص۱۴۵؛ الطبقات الکبری، ج۵، ص، ۵۳؛ ج۶، ص۳۹۲؛ کتاب نسب قریش، ص۵۷؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۴۶-۲۴۷؛ المعارف، ص۲۱۳؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴۶؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۴۱۲؛ ج۴، ص۱۷۸؛ تذکرة الخواص، ص۲۴۹.
  23. برای نمونه: ر.ک: کتاب نسب قریش، ص۵۷؛ الطبقات الکبری، ج۶، ص۳۹۲؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۴۶-۲۴۷؛ المعارف، ص۲۱۳؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴۶؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۴۱۲.
  24. تذکرة الخواص، ص۲۴۹.
  25. مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۷۷.
  26. سر السلسلة العلویه، ص۳۰؛ الشجرة المبارکه، ص۷۲؛ شرح الاخبار، ج۳، ص۱۵۲.
  27. پیرامون شناخت فرزندان و اصحاب امام حسین(ع)، ص۱۷.
  28. الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۱۷۸.
  29. الطبقات الکبری، ج۵، ص۳۷۰؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۱۷۸؛ اسدالغابة، ج۴، ص٣٠؛ المعجم الکبیر، ج۱۷، ص۱۴۸؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۶۱۵.
  30. نفس المهموم، ص۲۸۶.
  31. اللهوف، ص۵۰.
  32. فرسان الهیجاء، ج۱، ص۲۸۷.
  33. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۵۱.