پیشگویی‌های امام حسن درباره بنی امیه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

سخنرانی امام بعد از صلح

معاویه پس از انعقاد پیمان صلح با امام حسن(ع)، از امام خواست که برای مردم سخنرانی کند. امام ابتدا نپذیرفت؛ اما چون با اصرار معاویه روبه رو شد، ضمن ایراد سخنانی دربارهٔ پیامدهای حاکمیت بنی‌امیه فرمود: «به خدا سوگند تا زمانی که سران و رهبران امت محمد بنی‌امیه باشند، این امت روی رفاه و آسایش را نخواهد دید. خداوند به سبب فرمانبرداری‌تان از افراد سرکشی و گرایشتان به شیطان‌هایتان، فتنه‌ای را بر شما فرستاده که از آن رهایی نمی‌یابید تا نابود شوید». «… وايم الله لاتري امة محمّد خفضاً ماكانت سادتهم و قادتهم في بني امية، ولقد وجه الله اليكم فتنة لن تصدروها عنها حتي تهلكوا لطاعتكم طواغيتكم، و انضوائكم الي شياطينكم…»[۱]

خطبه امام هنگام خیانت کوفیان

زمانی که امام حسن(ع) از خیانت کوفیان، و پیوستن آنان به سپاه معاویه آگاه شد، کوفیان را مجدداً برای نبرد با معاویه، به اردوگاه نخیله فراخواند. (اردوگاهی در بیرون کوفه که رزمندگان، نخست در آنجا گرد می‌آمدند و سپس به سوی میدان جنگ حرکت می‌کردند.) در مدت ده روز فراخوانی، وقتی حضرت دید که تنها چهار هزار نفر در نخیله گرد هم آمده‌اند، به کوفه بازگشت و در خطبه‌ای عتاب آمیز خطاب به آنان فرمود: وای بر شما به خدا سوگند معاویه به هیچ یک از وعده‌هایی که در برابر کشتن من به شما داده، وفا نخواهد کرد. اگر من دست به دست او داده، با او آشتی کنم، مرا رها نمی‌کند تا (در ارشاد و هدایت جامعه) تابع دین جدم باشم. من می‌توانم به تنهایی عبادت پروردگار را به جا بیاوررم؛ اما به خدا قسم اگر امر حکومت را به معاویه واگذارم، هرگز در حکومت بنی امیه شادمانی به خود نخواهید دید و آنها شما را به عذابها و گرفتاریها، دچار خواهند کرد. گویا به چشم خود می‌بینم که (فردا) فرزندان شما بر در خانه فرزندان آنان ایستاده، درخواست آب و غذایی را خواهند کرد که خداوند (از بیت المال) برایشان قرار داده است؛ ولی به آنان، آب و غذا نمی‌دهند. اگر من یارانی داشتم، حکومت را به معاویه واگذار نمی‌کردم؛ چراکه خلافت بر بنی امیه حرام است… شیخ صدوق و مجلسی نیز این روایت را به اختصار آورده‌اند[۲].

اهمیت موضوع

درباره پیامدهای زمامداری بنی امیه بر مسلمانان بود که در مآخذ تاریخی و حدیثی شیعه و سنی آمده است. این اعلام خطرهای معصومان، حاکی از اهمیت موضوع بود؛ زیرا چنان که در عمل ثابت شد، فتنه زمامداری بنی امیه، فتنه‌ای مخرب و جان کاه برای جامعه اسلامی بود. از این رو آنان مردم را از خطرها و آثار منفی این امر، آگاه کرده، برحذر می‌داشتند و از آنان می‌خواستند با پذیرش ولایت خاندان عصمت و طهارت و پیروی از آنان، از بروز چنین فتنه‌ای جلوگیری کنند؛ اما سوگمندانه باید گفت امت پیامبر به این هشدارها توجه نکردند و شد آنچه نباید می‌شد.[۳]

منابع

پانویس

  1. ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱۶، ص۲۸.
  2. «ويلكم والله ان معاوية لايفي لاحد منكم بما ضمنه في قتلي، وانّي ان وضعت يدي في يده فاسالمه، لم يتركني ادين بدين جدي وانّي اقدر ان اعبدالله وحدي و‌ايم الله لئن سلمت الامر لمعاوية لا ترون فرحاً ابداً مع بني اميْة وليسومونكم سوء العذاب، كاني انظر الي ابنائكم واقفين علي ابواب ابنائهم يستسقونهم ويستطعمونهم بما جعله الله لهم، فلا يسقون ولايطعَمُون، ولو وجدت اعوانا ما سلمت له الامر، لانّ الخلافة محرمة علي بني امية» شبّر، سید عبدالله، جلاء العیون، تحقیق سیدعلی شبر، ج۱، ص۳۴۵-۳۴۶؛ شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۲۲۱، باب۱۶۰؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۳.
  3. پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء، ج۱، ص ۳۳۳.