سعد بن ربیع انصاری: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
 
خط ۲: خط ۲:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[سعد بن ربیع انصاری در قرآن]] - [[سعد بن ربیع انصاری در تاریخ اسلامی]] | پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[سعد بن ربیع انصاری در قرآن]] - [[سعد بن ربیع انصاری در تاریخ اسلامی]] | پرسش مرتبط  = }}


==مقدمه==
== مقدمه ==
[[ابوالربیع]] [[سعد]] فرزند [[ربیع بن عمرو]] از تیره بنو مالک الاَغَر از [[قبیله خزرج]] است.<ref> انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۳؛ جمهرة انساب العرب، ص۳۶۳.</ref> مادرش هُزَیْله دختر [[عتبة بن عمرو]] [[خزرجی]] <ref> المحبر، ص۴۲۱.</ref> و همسرش عُمْره دختر [[حزم بن زید]] از [[خزرج]] بود.<ref>الطبقات، ج۸، ص۳۳۰.</ref> با اینکه دو دختر داشت، منابع تنها به یکی از دخترانش به نام [[ام‌جمیله]] اشاره کرده‌اند.<ref>الطبقات، ج۸، ص۲۶۸.</ref> سعد از [[ثروتمندان]] [[مدینه]] و از معدود کسانی بود که [[خواندن و نوشتن]] می‌دانست.<ref> الطبقات، ج۳، ص۳۹۶.</ref> وی از [[نخستین مسلمانان]] مدینه است که در [[بیعت عقبه دوم]] در سال ۱۳ [[بعثت]] در [[مکه]] حضور داشت و به عنوان یکی از [[نقبای دوازده‌گانه]] [[انصار]] [[انتخاب]] شد <ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۲۹۳.</ref> که بیانگر [[جایگاه]] والای [[اجتماعی]] وی در میان انصار است. برخی منابع در قولی نادر وی را در شمار بیعت‌کنندگان [[بیعت عقبه اول]] نیز دانسته‌اند <ref>الاستیعاب، ج۲، ص۵۹۰.</ref> که به نظر درست نمی‌نماید.
[[ابوالربیع]] [[سعد]] فرزند [[ربیع بن عمرو]] از تیره بنو مالک الاَغَر از [[قبیله خزرج]] است.<ref> انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۳؛ جمهرة انساب العرب، ص۳۶۳.</ref> مادرش هُزَیْله دختر [[عتبة بن عمرو]] [[خزرجی]] <ref> المحبر، ص۴۲۱.</ref> و همسرش عُمْره دختر [[حزم بن زید]] از [[خزرج]] بود.<ref>الطبقات، ج۸، ص۳۳۰.</ref> با اینکه دو دختر داشت، منابع تنها به یکی از دخترانش به نام [[ام‌جمیله]] اشاره کرده‌اند.<ref>الطبقات، ج۸، ص۲۶۸.</ref> سعد از [[ثروتمندان]] [[مدینه]] و از معدود کسانی بود که [[خواندن و نوشتن]] می‌دانست.<ref> الطبقات، ج۳، ص۳۹۶.</ref> وی از [[نخستین مسلمانان]] مدینه است که در [[بیعت عقبه دوم]] در سال ۱۳ [[بعثت]] در [[مکه]] حضور داشت و به عنوان یکی از [[نقبای دوازده‌گانه]] [[انصار]] [[انتخاب]] شد <ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۲۹۳.</ref> که بیانگر [[جایگاه]] والای [[اجتماعی]] وی در میان انصار است. برخی منابع در قولی نادر وی را در شمار بیعت‌کنندگان [[بیعت عقبه اول]] نیز دانسته‌اند <ref>الاستیعاب، ج۲، ص۵۹۰.</ref> که به نظر درست نمی‌نماید.


پس از [[هجرت]] [[مهاجران به مدینه]]، [[سعد بن ربیع]]، [[عبدالرحمن بن عوف]] را به همراه گروهی دیگر از [[مهاجران]] در [[منزل]] خود جای داد <ref> السیرة النبویه، ج۱، ص۴۷۹.</ref> و مدتی بعد در جریان [[پیمان]] [[مؤاخات]]، در [[سال دوم هجری]] به [[دستور پیامبر]]{{صل}} این دو با یکدیگر [[پیمان برادری]] بستند.<ref>المحبر، ص۷۲؛ الاصابه، ج۳، ص۴۹.</ref> سعد پس از این پیمان به [[عبدالرحمن]] پیشنهاد کرد [[اموال]] و حتی همسرانش را با وی قسمت کند که عبدالرحمن نپذیرفت.<ref>صحیح البخاری، ج۳، ص۳؛ انساب الاشراف، ج۱۰، ص۳۱.</ref> سعد در همان سال در [[جنگ بدر]] حاضر بود <ref>المغازی، ج۱، ص۱۶۵؛ السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۱.</ref> و یکی از [[مشرکان]] به نام [[رفاعة بن ابی رفاعه مخزومی]] را به [[قتل]] رساند.<ref>المغازی، ج۱، ص۱۵۰؛ السیرة النبویه، ج۱، ص۷۱۱.</ref> سعد بن ربیع در سال بعد هنگامی که [[پیامبر]] نامه‌ای از مکه دریافت کرد که در آن به اقدامات [[قریش]] برای [[آمادگی]] [[حمله]] به [[مسلمانان]] اشاره شده بود، در [[خانه]] خود از پیامبر [[پذیرایی]] کرد و ایشان را [[دلداری]] داد و امیدوارانه این اتفاق را موجب خیر و [[نیکی]] دانست.<ref> المغازی، ج۱، ص۲۰۴؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۳۸۳.</ref>
پس از [[هجرت]] [[مهاجران به مدینه]]، [[سعد بن ربیع]]، [[عبدالرحمن بن عوف]] را به همراه گروهی دیگر از [[مهاجران]] در [[منزل]] خود جای داد <ref> السیرة النبویه، ج۱، ص۴۷۹.</ref> و مدتی بعد در جریان [[پیمان]] [[مؤاخات]]، در [[سال دوم هجری]] به [[دستور پیامبر]] {{صل}} این دو با یکدیگر [[پیمان برادری]] بستند.<ref>المحبر، ص۷۲؛ الاصابه، ج۳، ص۴۹.</ref> سعد پس از این پیمان به [[عبدالرحمن]] پیشنهاد کرد [[اموال]] و حتی همسرانش را با وی قسمت کند که عبدالرحمن نپذیرفت.<ref>صحیح البخاری، ج۳، ص۳؛ انساب الاشراف، ج۱۰، ص۳۱.</ref> سعد در همان سال در [[جنگ بدر]] حاضر بود <ref>المغازی، ج۱، ص۱۶۵؛ السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۱.</ref> و یکی از [[مشرکان]] به نام [[رفاعة بن ابی رفاعه مخزومی]] را به [[قتل]] رساند.<ref>المغازی، ج۱، ص۱۵۰؛ السیرة النبویه، ج۱، ص۷۱۱.</ref> سعد بن ربیع در سال بعد هنگامی که [[پیامبر]] نامه‌ای از مکه دریافت کرد که در آن به اقدامات [[قریش]] برای [[آمادگی]] [[حمله]] به [[مسلمانان]] اشاره شده بود، در [[خانه]] خود از پیامبر [[پذیرایی]] کرد و ایشان را [[دلداری]] داد و امیدوارانه این اتفاق را موجب خیر و [[نیکی]] دانست.<ref> المغازی، ج۱، ص۲۰۴؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۳۸۳.</ref>


سعد در [[نبرد]] [[احد]] نیز از کسانی بود که تا آخرین نفس از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[دفاع]] کرد و به [[شهادت]] رسید.<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۵؛ سبل الهدی، ج۴، ص۱۹۳.</ref> در انتهای نبرد، آن [[حضرت]] جویای حال سعد شد. یکی از [[اصحاب]] ([[ابی بن کعب]] یا [[محمد بن مسلمه]]) در جست‌وجوی او روانه شد و چون سعد را در حالی که ۱۲ ضربه نیزه خورده بود، در نفس‌های آخر عمرش یافت، خبر [[سلامتی]] [[پیامبر]]{{صل}} را به وی داد. سعد در پاسخ از او خواست [[پیام]] او را به [[انصار]] برساند که [[پیمان]] خویش با پیامبر در [[عقبه]] را فراموش نکنند و آن حضرت را تا آخرین نفس [[یاری]] کنند و سپس به شهادت رسید و آن [[صحابی]]، خبر شهادتش را برای [[رسول خدا]] برد. پیامبر{{صل}} نیز رو به [[قبله]] برای وی چنین [[دعا]] کرد: خدایا! سعد را در حالی که از او [[راضی]] هستی [[ملاقات]] کن!<ref>المغازی، ج۱، ص۲۹۲-۲۹۳.</ref> سعد با پسر عموی پدرش، [[خارجة بن زید]] در یک [[قبر]] به [[خاک]] سپرده شدند.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۳.</ref>.<ref>[[رسول قلیچ|قلیج، رسول]]، [[سعد بن ربیع انصاری (مقاله)|مقاله «سعد بن ربیع انصاری»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
سعد در [[نبرد]] [[احد]] نیز از کسانی بود که تا آخرین نفس از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[دفاع]] کرد و به [[شهادت]] رسید.<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۵؛ سبل الهدی، ج۴، ص۱۹۳.</ref> در انتهای نبرد، آن [[حضرت]] جویای حال سعد شد. یکی از [[اصحاب]] ([[ابی بن کعب]] یا [[محمد بن مسلمه]]) در جست‌وجوی او روانه شد و چون سعد را در حالی که ۱۲ ضربه نیزه خورده بود، در نفس‌های آخر عمرش یافت، خبر [[سلامتی]] [[پیامبر]] {{صل}} را به وی داد. سعد در پاسخ از او خواست [[پیام]] او را به [[انصار]] برساند که [[پیمان]] خویش با پیامبر در [[عقبه]] را فراموش نکنند و آن حضرت را تا آخرین نفس [[یاری]] کنند و سپس به شهادت رسید و آن [[صحابی]]، خبر شهادتش را برای [[رسول خدا]] برد. پیامبر {{صل}} نیز رو به [[قبله]] برای وی چنین [[دعا]] کرد: خدایا! سعد را در حالی که از او [[راضی]] هستی [[ملاقات]] کن!<ref>المغازی، ج۱، ص۲۹۲-۲۹۳.</ref> سعد با پسر عموی پدرش، [[خارجة بن زید]] در یک [[قبر]] به [[خاک]] سپرده شدند.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۳.</ref>.<ref>[[رسول قلیچ|قلیج، رسول]]، [[سعد بن ربیع انصاری (مقاله)|مقاله «سعد بن ربیع انصاری»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>


==سعد در [[شأن نزول]]==
== سعد در [[شأن نزول]] ==


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۵ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۰۰:۳۱

مقدمه

ابوالربیع سعد فرزند ربیع بن عمرو از تیره بنو مالک الاَغَر از قبیله خزرج است.[۱] مادرش هُزَیْله دختر عتبة بن عمرو خزرجی [۲] و همسرش عُمْره دختر حزم بن زید از خزرج بود.[۳] با اینکه دو دختر داشت، منابع تنها به یکی از دخترانش به نام ام‌جمیله اشاره کرده‌اند.[۴] سعد از ثروتمندان مدینه و از معدود کسانی بود که خواندن و نوشتن می‌دانست.[۵] وی از نخستین مسلمانان مدینه است که در بیعت عقبه دوم در سال ۱۳ بعثت در مکه حضور داشت و به عنوان یکی از نقبای دوازده‌گانه انصار انتخاب شد [۶] که بیانگر جایگاه والای اجتماعی وی در میان انصار است. برخی منابع در قولی نادر وی را در شمار بیعت‌کنندگان بیعت عقبه اول نیز دانسته‌اند [۷] که به نظر درست نمی‌نماید.

پس از هجرت مهاجران به مدینه، سعد بن ربیع، عبدالرحمن بن عوف را به همراه گروهی دیگر از مهاجران در منزل خود جای داد [۸] و مدتی بعد در جریان پیمان مؤاخات، در سال دوم هجری به دستور پیامبر (ص) این دو با یکدیگر پیمان برادری بستند.[۹] سعد پس از این پیمان به عبدالرحمن پیشنهاد کرد اموال و حتی همسرانش را با وی قسمت کند که عبدالرحمن نپذیرفت.[۱۰] سعد در همان سال در جنگ بدر حاضر بود [۱۱] و یکی از مشرکان به نام رفاعة بن ابی رفاعه مخزومی را به قتل رساند.[۱۲] سعد بن ربیع در سال بعد هنگامی که پیامبر نامه‌ای از مکه دریافت کرد که در آن به اقدامات قریش برای آمادگی حمله به مسلمانان اشاره شده بود، در خانه خود از پیامبر پذیرایی کرد و ایشان را دلداری داد و امیدوارانه این اتفاق را موجب خیر و نیکی دانست.[۱۳]

سعد در نبرد احد نیز از کسانی بود که تا آخرین نفس از پیامبر اکرم (ص) دفاع کرد و به شهادت رسید.[۱۴] در انتهای نبرد، آن حضرت جویای حال سعد شد. یکی از اصحاب (ابی بن کعب یا محمد بن مسلمه) در جست‌وجوی او روانه شد و چون سعد را در حالی که ۱۲ ضربه نیزه خورده بود، در نفس‌های آخر عمرش یافت، خبر سلامتی پیامبر (ص) را به وی داد. سعد در پاسخ از او خواست پیام او را به انصار برساند که پیمان خویش با پیامبر در عقبه را فراموش نکنند و آن حضرت را تا آخرین نفس یاری کنند و سپس به شهادت رسید و آن صحابی، خبر شهادتش را برای رسول خدا برد. پیامبر (ص) نیز رو به قبله برای وی چنین دعا کرد: خدایا! سعد را در حالی که از او راضی هستی ملاقات کن![۱۵] سعد با پسر عموی پدرش، خارجة بن زید در یک قبر به خاک سپرده شدند.[۱۶].[۱۷]

سعد در شأن نزول

منابع

پانویس

  1. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۳؛ جمهرة انساب العرب، ص۳۶۳.
  2. المحبر، ص۴۲۱.
  3. الطبقات، ج۸، ص۳۳۰.
  4. الطبقات، ج۸، ص۲۶۸.
  5. الطبقات، ج۳، ص۳۹۶.
  6. انساب الاشراف، ج۱، ص۲۹۳.
  7. الاستیعاب، ج۲، ص۵۹۰.
  8. السیرة النبویه، ج۱، ص۴۷۹.
  9. المحبر، ص۷۲؛ الاصابه، ج۳، ص۴۹.
  10. صحیح البخاری، ج۳، ص۳؛ انساب الاشراف، ج۱۰، ص۳۱.
  11. المغازی، ج۱، ص۱۶۵؛ السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۱.
  12. المغازی، ج۱، ص۱۵۰؛ السیرة النبویه، ج۱، ص۷۱۱.
  13. المغازی، ج۱، ص۲۰۴؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۳۸۳.
  14. السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۵؛ سبل الهدی، ج۴، ص۱۹۳.
  15. المغازی، ج۱، ص۲۹۲-۲۹۳.
  16. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۳.
  17. قلیج، رسول، مقاله «سعد بن ربیع انصاری»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۳.