استغفار در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۵: خط ۳۵:
استغفار [[واقعی]] عامل دستیابی [[انسان]] به [[زندگی]] خوب و زیبای توأم با [[ثروت]]، [[رفاه]]، [[امنیّت]] و [[عزّت]] است <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۴۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۳۰، ص۱۳۷؛ المیزان، ج ۱۰، ص۳۰۰.</ref>، چنان‌که در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ}}<ref>«و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به پیشگاه او توبه کنید تا شما را تا زمانی معیّن از بهره‌ای نیکو بهره‌مند سازد و به هر کس که سزاوار بخششی است، بخشش شایسته او را عطا کند و اگر روی گردانید من به راستی از عذاب روزی بزرگ بر شما بیم دارم» سوره هود، آیه ۳.</ref> از این دنیای خوب [[مادّی]] به متاع [[نیکو]] یاد شده است. برخی نیز متاع حسن را [[عمر]] دراز، [[قناعت]]، رها کردن [[مردم]] و روی‌آوری به [[خداوند]] در نتیجه [[آمرزش‌خواهی]] دانسته‌اند.<ref>تفسیر قرطبی، ج ۹، ص۵.</ref> در [[نقلی]]، [[حسن بصری]] اشخاصی را که از [[خشکسالی]]، [[فقر]] و [[تنگدستی]] و نداشتن فرزند [[رنج]] می‌بردند و برای رفع آن در پی راه حلّی بودند، به استغفار سفارش و به [[آیات]] {{متن قرآن|فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا}}<ref>«و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است» سوره نوح، آیه 10.</ref>، {{متن قرآن|ِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا}}<ref>«و ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید و آنگاه به سوی او توبه آورید تا از آسمان بر شما بارانی یکریز فرستد و شما را نیرو بر نیرو بیفزاید و گناهکارانه رو مگردانید» سوره هود، آیه 52.</ref>، {{متن قرآن|وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا}}<ref>«و شما را با دارایی‌ها و پسران، یاوری کند و برایتان بوستان‌ها پدید آورد و جویبارها پدیدار گرداند» سوره نوح، آیه 12.</ref> استناد کرده است.<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۴۳.</ref>
استغفار [[واقعی]] عامل دستیابی [[انسان]] به [[زندگی]] خوب و زیبای توأم با [[ثروت]]، [[رفاه]]، [[امنیّت]] و [[عزّت]] است <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۴۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۳۰، ص۱۳۷؛ المیزان، ج ۱۰، ص۳۰۰.</ref>، چنان‌که در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ}}<ref>«و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به پیشگاه او توبه کنید تا شما را تا زمانی معیّن از بهره‌ای نیکو بهره‌مند سازد و به هر کس که سزاوار بخششی است، بخشش شایسته او را عطا کند و اگر روی گردانید من به راستی از عذاب روزی بزرگ بر شما بیم دارم» سوره هود، آیه ۳.</ref> از این دنیای خوب [[مادّی]] به متاع [[نیکو]] یاد شده است. برخی نیز متاع حسن را [[عمر]] دراز، [[قناعت]]، رها کردن [[مردم]] و روی‌آوری به [[خداوند]] در نتیجه [[آمرزش‌خواهی]] دانسته‌اند.<ref>تفسیر قرطبی، ج ۹، ص۵.</ref> در [[نقلی]]، [[حسن بصری]] اشخاصی را که از [[خشکسالی]]، [[فقر]] و [[تنگدستی]] و نداشتن فرزند [[رنج]] می‌بردند و برای رفع آن در پی راه حلّی بودند، به استغفار سفارش و به [[آیات]] {{متن قرآن|فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا}}<ref>«و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است» سوره نوح، آیه 10.</ref>، {{متن قرآن|ِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا}}<ref>«و ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید و آنگاه به سوی او توبه آورید تا از آسمان بر شما بارانی یکریز فرستد و شما را نیرو بر نیرو بیفزاید و گناهکارانه رو مگردانید» سوره هود، آیه 52.</ref>، {{متن قرآن|وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا}}<ref>«و شما را با دارایی‌ها و پسران، یاوری کند و برایتان بوستان‌ها پدید آورد و جویبارها پدیدار گرداند» سوره نوح، آیه 12.</ref> استناد کرده است.<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۴۳.</ref>


==ضرورت استغفار==
==[[ضرورت]] [[استغفار]]==
فرمان و تشویق به استغفار در بسیاری از آیات <ref>المعجم المفهرس، ص۶۳۴، «غفر».</ref> و توبیخ ترک آن در برخی دیگر، چون «اَفَلا یَتوبونَ اِلَی اللّهِ ویَستَغفِرونَهُ» (مائده / ۵، ۷۴)، ضرورت استغفار همگان را روشن می‌سازد؛ زیرا از یک سو انسان‌های عادی بر اثر غفلت، نادانی و سرکشی غرایز حیوانی و هوای نفس، همواره در معرض گناه هستند، ازاین‌رو نیاز به استغفار و ضرورت آن، جهت پالایش و تصفیه روحشان امری بدیهی می‌نماید، و از سوی دیگر، هیچ‌کس نمی‌تواند حقوق الهی را آن‌گونه که شایسته مقام ربوبی است، به جای آورد، بلکه به اندازه معرفت و شناخت خویش به این مهم می‌پردازد، بر این اساس، حتّی پارسایان حقیقی نیز از کارها و عبادتهای خود شرم داشته، خویش را در پیشگاه خداوند متّهم، بلکه مقصر می‌دانند و ضرورت استغفار را درک می‌کنند.<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳.</ref>
[[فرمان]] و [[تشویق]] به استغفار در بسیاری از [[آیات]] <ref>المعجم المفهرس، ص۶۳۴، «غفر».</ref> و [[توبیخ]] ترک آن در برخی دیگر، چون {{متن قرآن|أَفَلَا يَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ}}<ref>«بنابراین آیا به سوی خداوند باز نمی‌گردند  و از او آمرزش نمی‌خواهند؟ در حالی که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۷۴.</ref>، ضرورت استغفار همگان را روشن می‌سازد؛ زیرا از یک سو انسان‌های عادی بر اثر [[غفلت]]، [[نادانی]] و [[سرکشی]] [[غرایز حیوانی]] و [[هوای نفس]]، همواره در معرض [[گناه]] هستند، ازاین‌رو نیاز به استغفار و ضرورت آن، جهت پالایش و [[تصفیه]] روحشان امری بدیهی می‌نماید، و از سوی دیگر، هیچ‌کس نمی‌تواند [[حقوق الهی]] را آن‌گونه که شایسته [[مقام ربوبی]] است، به جای آورد، بلکه به اندازه [[معرفت]] و [[شناخت]] خویش به این مهم می‌پردازد، بر این اساس، حتّی [[پارسایان]] [[حقیقی]] نیز از کارها و عبادتهای خود [[شرم]] داشته، خویش را در پیشگاه [[خداوند]] متّهم، بلکه مقصر می‌دانند و ضرورت استغفار را [[درک]] می‌کنند.<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳.</ref>


==برترین زمان استغفار==
==برترین زمان استغفار==

نسخهٔ ‏۸ ژانویهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۰:۰۶

مقدمه

مفهوم آمرزش خواهی ۶۸ بار در قرآن آمده است: ۴۳ مورد از آن در هیئت‌های گوناگون باب استفعال، ۱۷ مورد در قالب «إغفر»، سه مورد به صیغه «یغفر»، دو مورد «تغفر» و یک بار به‌صورت «مغفرة» به کار رفته است.[۱] در دو آیه نیز فرمان استغفار با واژه «حِطَّة» آمده و نقل شده است که خداوند به بنی اسرائیل فرمان استغفار داد تا مشمول مغفرت الهی قرار گیرند. ﴿وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هَذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ[۲]، ﴿وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُوا هَذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُوا مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُوا حِطَّةٌ وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا نَغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ[۳] واژه استغفار به معنای درخواست مغفرت[۴] از ریشه «غ ـ ف ـ ر» در لغت به معنای پوشش است،[۵] چنان که گفته می‌شود: "اصبغ ثوبك بالسواد فهوأغفر لوسخه" «لباست را رنگ سیاه کن تا در برابر چرک پوشاننده‌تر باشد».[۶] به کلاه‌خود نیز از آن جهت که سر را از آسیبها می‌پوشاند، «مِغفَر» می‌گویند[۷] و پارچه‌ای را که به‌صورت آستر، یک سوی لباس را پوشش می‌دهد، «غَفَر» می‌نامند.[۸] استغفار در اصطلاح، به معنای درخواست زبانی یا عملی [۹] آمرزش[۱۰] و پوشش گناه[۱۱] از پیشگاه خداوند، و هدف از آن درخواست مصونیّت از آثار بد گناه و عذاب الهی است.[۱۲] کیفیّت پوشاندن گناه از بحث استغفار خارج است و از جمله افعال الهی به شمار می‌رود و از آن تحت عناوین غفران، عفو، تکفیر سیّئه و تبدیل آن به حسنه بحث می‌شود. برخی، واژه استغفار در آیاتی از قرآن را به ایمان،[۱۳] اسلام [۱۴] یا گزاردن نماز[۱۵] تفسیر کرده‌اند که به مصادیق استغفار در مقام عمل اشاره دارند. در شریعت اسلامی، استغفار به‌صورت بهترین عبادت و دعا مطرح، و فراوانی انجام دادن آن توصیه شده و شاخص‌ترین تعبیر از آن، با جمله «استغفر الله» است.[۱۶]

تفاوت استغفار و توبه

فرمان توبه پس از امر به استغفار در آیات ﴿وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ[۱۷]، ﴿وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلَا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ[۱۸]، ﴿وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ[۱۹] به دو دلیل، نشان دهنده مغایرت مفهوم استغفار و توبه است:

  1. عطف توبه بر استغفار با کلمه «ثمّ» که فاصله و ترتیب را می‌رساند.
  2. اصل در کلام هر گوینده‌ای تأسیس و اراده معنای جدید است.

درباره مغایرت استغفار با توبه، وجوهی گفته شده که می‌توان آنها را در دو وجه خلاصه کرد:

  1. استغفار، آمرزش خواهی از گناهان برای پیراستن روح از آلودگی‌ها و نابودی باورها و اعمالی، مانند شرک و معصیت است و توبه، اقدام برای آراستن روح به صفات پسندیده، مانند توحید و ایمان و امتثال فرمانهای الهی است، در نتیجه استغفار، طلب آمرزش؛ ولی توبه بازگشت به خدا در مقام عمل است.[۲۰].
  2. منظور از استغفار، درخواست آمرزش از گناهان پیشین، و مقصود از توبه، پشیمانی و بازگشت به خدا درباره گناهانی است که امکان دارد در آینده واقع شود.[۲۱]

با توجّه به تفاوت معنای توبه و استغفار، توبه به‌صورت مکمّل استغفار در جهت رسیدن به هدف آن، یعنی آمرزش مطرح است.[۲۲] عده‌ای در تفاوت میان استغفار و توبه به تفاوت متعلّق آن دو اشاره کرده و استغفار را به گناهان کوچک، و توبه را به گناهان بزرگ مربوط دانسته‌اند.[۲۳] در یک آیه، استغفار پس از توبه آمده و برآن عطف شده است: ﴿أَفَلَا يَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ[۲۴]؛ امّا چون عطف در این آیه با «واو» که برای جمع است صورت پذیرفته، با مغایرت استغفار و توبه منافاتی ندارد. برخی امر به توبه پس از استغفار را در آیات سوره هود، تأکید همان امر اوّل و «ثمّ» را به معنای واو دانسته‌اند.[۲۵] برخی نیز معتقدند چنانچه در موردی استغفار به تنهایی به کار رفته باشد، معنای توبه را نیز دربردارد.[۲۶]

اهمیت استغفار

اهمّیت استغفار از جهات گوناگونی قابل تبیین است:

  1. پیامبر اکرم(ص) و دیگر پیامبران به استغفار سفارش کرده و عموم مردم بدان فرمان داده شده‌اند، چنان که ۸ آیه، به آمرزش خواهی ترغیب عمومی کرده و نزدیک به ۳۰ آیه، از استغفار پیامبرانسخن به میان آورده و ۵ آیه نیز شخص رسول اکرم(ص) را به آن مأمور کرده است [۲۷]
  2. فرشتگان برای مؤمنان ﴿الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ[۲۸] و اهل زمین استغفار می‌کنند.﴿تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ وَالْمَلَائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ[۲۹]
  3. درخواست آمرزش گناه، صفت پرهیزکاران معرّفی شده است: ﴿قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ[۳۰]، ﴿الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ[۳۱].[۳۲]

آثار استغفار

استغفار آثار مهم معنوی و مادّی را در پی دارد؛ مانند:

پیشگیری از عذاب الهی

براساس آیه ﴿وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ[۳۳] تا زمانی که مردم اهل استغفار باشند، خداوند آنان را عذاب نخواهد کرد. ابتدای آیه یاد شده، به عامل دیگر پیشگیری از عذاب، یعنی وجود رسول خدا(ص) در میان مردم اشاره دارد. مفسّران درباره این آیه، شأن نزولهای خاص و احتمالات گوناگونی ذکر کرده‌اند؛ ولی آیه، این قانون کلّی را دربردارد که وجود رسول خدا(ص) در میان مردم و استغفار مردم، هر دو عامل امنیّت آنان در برابر بلاهای سخت و سنگین و مجازات‌های دردناک طبیعی و غیر طبیعی، همانند سیل، زلزله و جنگ‌های ویرانگر است.[۳۴] حضرت امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید: در روی زمین، دو ابزار امنیّت از عذاب الهی وجود داشت: یکی از آن دو وجود پیامبر اسلام(ص) بود که با رحلت آن حضرت برداشته شد؛ ولی دیگری که استغفار است، همواره برای همگان وجود دارد، پس بدان تمسّک جویید. آنگاه آیه پیشین را تلاوت کردند.[۳۵]

آمرزش گناهان

در آیه ﴿فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا[۳۶] در پی فرمان حضرت نوح(ع) به استغفار، صفت بسیار بخشنده بودن خداوند مطرح شده است. وصف غفّار، همانند اوصاف غفور، رحیم﴿وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِيمًا[۳۷] و ودود ﴿وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ[۳۸] ... به وعده مهم و بشارت بزرگ الهی به آمرزش گناهان و نزول رحمت بر بندگان اشاره دارد.[۳۹] در روایتی استغفار از گناه، عامل زدوده شدن زنگارهای گناه از روح انسان و بخشیدن جلای معنوی به روح، دانسته شده است.[۴۰]

افزایش روزی

آیات ﴿يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا[۴۱] ﴿وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا[۴۲] به نجات از خشکسالی با آمدن بارانهای فراوان، رفع فقر و تنگدستی و زیاد شدن درآمد و روزی اشاره دارد.

ازدیاد فرزندان

بر اساس آیه ﴿وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا[۴۳] رفع مشکل بی‌فرزندی، یا ازدیاد فرزندان از آثار استغفار شمرده شده است.

رفاه و عمر طولانی

استغفار واقعی عامل دستیابی انسان به زندگی خوب و زیبای توأم با ثروت، رفاه، امنیّت و عزّت است [۴۴]، چنان‌که در آیه ﴿وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ[۴۵] از این دنیای خوب مادّی به متاع نیکو یاد شده است. برخی نیز متاع حسن را عمر دراز، قناعت، رها کردن مردم و روی‌آوری به خداوند در نتیجه آمرزش‌خواهی دانسته‌اند.[۴۶] در نقلی، حسن بصری اشخاصی را که از خشکسالی، فقر و تنگدستی و نداشتن فرزند رنج می‌بردند و برای رفع آن در پی راه حلّی بودند، به استغفار سفارش و به آیات ﴿فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا[۴۷]، ﴿ِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا[۴۸]، ﴿وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا[۴۹] استناد کرده است.[۵۰]

ضرورت استغفار

فرمان و تشویق به استغفار در بسیاری از آیات [۵۱] و توبیخ ترک آن در برخی دیگر، چون ﴿أَفَلَا يَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ[۵۲]، ضرورت استغفار همگان را روشن می‌سازد؛ زیرا از یک سو انسان‌های عادی بر اثر غفلت، نادانی و سرکشی غرایز حیوانی و هوای نفس، همواره در معرض گناه هستند، ازاین‌رو نیاز به استغفار و ضرورت آن، جهت پالایش و تصفیه روحشان امری بدیهی می‌نماید، و از سوی دیگر، هیچ‌کس نمی‌تواند حقوق الهی را آن‌گونه که شایسته مقام ربوبی است، به جای آورد، بلکه به اندازه معرفت و شناخت خویش به این مهم می‌پردازد، بر این اساس، حتّی پارسایان حقیقی نیز از کارها و عبادتهای خود شرم داشته، خویش را در پیشگاه خداوند متّهم، بلکه مقصر می‌دانند و ضرورت استغفار را درک می‌کنند.[۵۳]

برترین زمان استغفار

استغفار به زمان و مکان خاص و وضعیّت ویژه‌ای محدود نیست؛ ولی در حالات و موقعیّتهای مختلف زمانی و مکانی، نقش ویژه خود را دارد و بیشتر مقرون به پذیرش از ناحیه خداوند است، چنان که شب، بستر مناسبی برای نزول فیض الهی: «اِنّا اَنزَلنـهُ فی لَیلَةِ القَدر» (قدر / ۹۷، ۱)، و برای عروج عبد: «سُبحـنَ الَّذی اَسری بِعَبدِهِ لَیلاً» (اسراء / ۱۷، ۱) است. قرآن کریم در آیات ۱۷ آل عمران / ۳: «المُستَغفِرینَ بِالاَسحار» و ۱۸ ذاریات / ۵۱: «وبِالاَسحارِ هُم یَستَغفِرون» با صراحت، سَحَر * را برای استغفار برمی‌گزیند و در آیه ۹۸ یوسف / ۱۲: «قالَ سَوفَ اَستَغفِرُ لَکُم رَبّی» طبق نظر قریب به اتّفاق مفسّران، برتری استغفار در سحر در مقایسه با زمان‌های دیگر را گوشزد می‌کند.

در آیه اخیر، آنگاه که فرزندان خطاکار یعقوب (ع) از وی خواستند تا برای گناهانی که در حقّ پدر و برادر خود مرتکب شده‌اند برای آنان از خداوند آمرزش بطلبد، یعقوب (ع) گفت: در آینده برایتان از خدا آمرزش می‌طلبم. بیشتر روایات ناظر به آیه یاد شده تصریح می‌کنند که منظور او از آینده، سَحَر بوده است.(۱) برخی دیگر از مفسّران نیز زمان‌های دیگری، چون شب جمعه،(۲) شبهای سیزدهم تا پانزدهم رجب،(۳) و وقت نماز شب (۴) را مناسب برای این آمرزش‌طلبی دانسته‌اند. برخی از رازهای اهمیّت استغفار در سحرگاه را می‌توان چنین تبیین کرد. ۱. سحرگاه خوش‌ترین اوقات خواب به شمار می‌آید و کسی که در این زمان از لذّت خواب، چشم بپوشد و به عبادت خدا بپردازد، اطاعت و بندگی او کامل‌تر خواهد بود.(۵) ۲. سحرگاه، یعنی بخشی از شب که در آن آرامش خاصّی حکمفرماست، زمینه مناسبی برای دعا بوده، استغفار و عبادت در آن تأثیر بسزایی دارد: «اِنَّ ناشِئَةَ الَّیلِ هِیَ اَشَدُّ وطـ ٔ ًا واَقوَمُ قیلا». (مزمّل / ۷۳، ۶) استغفار کنندگان در سحرگاهان (آل‌عمران / ۳، ۱۷) را این گروهها دانسته‌اند: ۱. برگزار کنندگان نماز صبح به‌صورت جماعت.(۶) ۲. کسانی که در سحرگاه ۷۰ بار استغفار می‌کنند. (۷) ۳. افرادی که هنگام طلوع فجر صادق، بیدار و شاهد آن‌اند.(۸) ۴. کسانی که تا وقت سحر مشغول نماز بوده، آنگاه به استغفار و دعا می‌پردازند.(۹) ۵. آنان که در قنوت رکعت اخیر نماز شب (وتر)، ۷۰ بار از خدا درخواست بخشش دارند.(۱۰) در آیه‌ای نیز خداوند پس از آنکه به حجگزاران فرمان می‌دهد به سوی سرزمین مِنا * کوچ کنند، به آنان دستور استغفار می‌دهد: «ثُمَّ اَفیضوا مِن حَیثُ اَفاضَ النّاسُ واستَغفِروا اللّهَ..».. (بقره / ۲، ۱۹۹) ۱. [۵۴] ۲. [۵۵] ۳. [۵۶] ۴. [۵۷] ۵. [۵۸] ۶.[۵۹] ۷. [۶۰] ۸. [۶۱] ۹. [۶۲] ۱۰. [۶۳]

اجابت استغفار

پذیرش استغفار از سوی خداوند حتمی است، زیرا:

۱. برخی آیات به پذیرش استغفار از سوی خداوند تصریح دارد: «ومَن یَعمَل سوءًا اَو یَظلِم نَفسَهُ ثُمَّ یَستَغفِرِ اللّهَ یَجِدِ اللّهَ غَفورًا رَحیمـا» (نساء / ۴، ۱۱۰)، «ومَن یَغفِرُ الذُّنوبَ اِلاَّ اللّهُ» (آل‌عمران / ۳، ۱۳۵)، «فَاستَغفِروهُ ثُمَّ توبوا اِلَیهِ اِنَّ رَبّی قَریبٌ مُجیب» (هود / ۱۱، ۶۱)؛ نیز خداوند در آیه ۶۰ غافر / ۴۰: «اُدعونی اَستَجِب لَکُم» وعده استجابت دعا داده و استغفار، به‌صورت یکی از بهترین دعاها [۶۴] مشمول این وعده الهی است و وعده پذیرش استغفار می‌تواند سبب تشویق به آن باشد.

۲. با توجّه به اینکه آیات فراوانی از قرآن کریم به استغفار امر می‌کند،[۶۵] عدم پذیرش آن از سوی خداوند، بعید به نظر می‌آید. ۳. بسیاری از اوصاف الهی چون غفور، غفّار، عفوّ و... خود بشارت به بخشش الهی است که در استغفار، مطلوب است.

وساطت در استغفار

واسطه‌جویی و واسطه‌پذیری برای استغفار، در قرآن کریم تأیید و تثبیت شده است، چنان که به وسیله‌جویی برای تقرّب به خدا به‌صورت مطلق امر شده است: «وابتَغوا اِلَیهِ الوَسیلَةَ». (مائده / ۵، ۳۵) برخی آیات، واسطه‌جویی دیگران از رسول خدا و وساطت حضرت را برای آنها در استغفار، مطرح کرده می‌فرماید: «... ولَو اَنَّهُم اِذ ظَـلَموا اَنفُسَهُم جاءوکَ فَاستَغفَروا اللّهَ واستَغفَرَ لَهُمُ الرَّسولُ..». (نساء / ۴، ۶۴) و در برخی دیگر، خداوند به رسول خویش فرمان می‌دهد تا برای خود و مردم مؤمن استغفار کند: «واستَغفِر لِذَنبِکَ ولِلمُؤمِنینَ والمُؤمِنـتِ». (محمّد / ۴۷، ۱۹) در آیاتی نیز استغفار برای پدر و مادر (ابراهیم / ۱۴، ۴۱؛ نوح / ۷۱، ۲۸) و دیگر خویشاوندان (اعراف / ۷، ۱۵۱) و مؤمنان (ابراهیم / ۱۴، ۱۴؛ حشر / ۵۹، ۱۰) عملی پسندیده دانسته شده است. مفهوم برخی از آیات نیز، مانند ۱۱۳ توبه / ۹ که در آن رسول خدا (ص) و مؤمنان از استغفار برای مشرکان منع شده‌اند بر جواز استغفار برای مؤمنان دلالت دارد: «ما کانَ لِلنَّبِیِّ والَّذینَ ءامَنوا اَن یَستَغفِروا لِلمُشرِکینَ..»..(۱) افزون بر آیات یاد شده، آیات ۹۷ ـ ۹۸ یوسف / ۱۲: «قالوا یـاَبانَا استَغفِر لَنا... * قالَ سَوفَ اَستَغفِرُ لَکُم رَبّی..». نیز به خوبی بر جواز وسیله‌جویی در استغفار دلالت دارد؛ زیرا هنگامی که فرزندان یعقوب پیامبر، از وی وساطت آمرزش از خدا را برای خود خواستند، حضرت به آنان وعده داد که در آینده برایشان از خداوند آمرزش بطلبد. به نظر برخی مفسّران، استفاده قرآن از عنوان «رسول» در آیه ۶۴ نساء / ۴ به این معنا اشاره دارد که واسطه باید دارای مقام معنوی و منزلت قابل توجّهی نزد خدا باشد. کسی که مقام رسالت ویژه اوست و بدان، مورد تکریم واقع شده، این شایستگی را دارد که واسطه در حاجت‌طلبی از خدا باشد و خداوند هرگز شفاعت او را رد نکند.(۲) البتّه پذیرش نقش واسطه در آمرزش خواهی با لزوم وجود قابلیّت در توسّل * جویان و مغفرت‌طلبان، جهت تأثیر استغفار برای آنان منافاتی ندارد.(۳) واسطه‌جویی در آمرزش‌خواهی با توحید منافاتی ندارد و به رغم نظر ابن تیمیّه و پیروان وهّابی او، بدعت و شرک نبوده،(۴) بلکه امری مطلوب و راهی مؤثّر برای پذیرش استغفار و جذب لطف الهی است.(۵) شأن نزول (۶) و روایات (۷) ذیل آیه ۶۴ نساء / ۴ و اعتراض نکردن یعقوب (ع) به فرزندان خویش که از وی درخواست وساطت در استغفار کرده‌اند (یوسف / ۱۲، ۹۷ ـ ۹۸) مؤید این مطلب است.(۸) ضمن اینکه در نگاه قرآن، آمرزش فقط از آنِ خداوند بوده (آل‌عمران / ۳، ۱۵۳)، رسول و دیگران فقط واسطه درخواست آمرزش هستند.(۹) ۱. [۶۶] ۲. [۶۷] ۳. [۶۸] ۴. [۶۹] ۵. [۷۰] ۶. [۷۱] ۷. [۷۲] ۸. [۷۳] ۹. [۷۴]

ممنوعیت استغفار برای مشرکان

آیه ۱۱۳ توبه / ۹ پیامبر (ص) و مؤمنان را از استغفار برای مشرکان باز می‌دارد: «ما کانَ لِلنَّبِیِّ والَّذینَ ءامَنوا اَن یَستَغفِروا لِلمُشرِکینَ ولَو کانوا اولی قُربی..».. منع یاد شده، به سبب عدم تأثیر استغفار برای مشرکان: «اِنَّ اللّهَ لا یَغفِرُ اَن یُشرَکَ بِهِ» (نساء / ۴، ۴۸، ۱۱۶) و بیهوده بودن آمرزش‌خواهی در حق آنان است.(۱) از سویی استغفار، نوعی اظهار محبّت به مشرکان و پیوند با ایشان است که در بسیاری از موارد از آن نهی شده است.(۲) برخی منع استغفار برای مشرکان را به این سبب دانسته‌اند که در بین متمایل شدگان به ایمان و اسلام، نوعی مفسده پدید می‌آید؛ زیرا در صورت پذیرش استغفار برای مشرکان، این گمان پدید می‌آید که مؤمنان در این جهت هیچ‌گونه برتری بر مشرکان ندارند.(۳) قرآن کریم پس از طرح ممنوعیّت استغفار برای مشرکان در آیه ۱۱۳ توبه / ۹، به سرّ استغفار ابراهیم * (ع) برای آزر اشاره می‌کند که این آمرزش‌خواهی، زمانی بوده که ابراهیم (ع) همچنان به ایمان آوردن وی امیدوار بوده است، به‌همین سبب برای هدایت آزر * به راه راست، به وی وعده آمرزش خواهی داد و به این وعده وفا کرد؛ امّا زمانی که دشمنی او با خدا آشکار شد، از وی تبرّی جست: «وما کانَ استِغفارُ اِبرهیمَ لاَِبیهِ اِلاّ عَن مَوعِدَةٍ وعَدَها اِیّاهُ فَلَمّا تَبَیَّنَ لَهُ اَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّاَ مِنهُ اِنَّ اِبرهیمَ لاََوّ هٌ حَلیمٌ». (توبه / ۹، ۱۱۴) مضمون روایتی در این زمینه این است که ابراهیم (ع) ایمان آوردن آزر را شرط استغفار برای او قرار داد و پس از آنکه دشمنی آزر با خدا برای حضرت روشن شد، از وی بیزاری جست.(۴) در شأن نزول آیه ۱۱۳ توبه / ۹ آمده است که گروهی از مسلمانان، از رسول خدا (ص) پرسیدند: آیا برای نیاکان ما که در زمان جاهلیّت مرده‌اند، از خدا بخشش نمی‌طلبی؟ خداوند با نزول آیه یاد شده به آنها پاسخ داد که پیامبر و مؤمنان، حقّ استغفار برای مشرکان را ندارند.(۵) در شأن نزول دیگری در منابع شیعه و اهل سنّت آمده است که علی (ع) آمرزش‌طلبی مسلمانی را برای پدر و مادر مشرک خویش شنید و به او اعتراض کرد. وی گفت: پس چگونه ابراهیم برای والدین مشرک خویش از خدا آمرزش خواست؟ علی (ع) پرسش او را به رسول خدا (ص) رسانید، آنگاه آیات ۱۱۳ ـ ۱۱۴ توبه / ۹ نازل شد.(۶) در شأن نزول دیگری مقصود، استغفار رسول خدا (ص) برای ابوطالب * (۷) یا آمنه (۸) دانسته شده، درحالی‌که این شأن نزول به ادلّه‌متعدّد از سوی محقّقان ردّ شده است؛ از جمله: ۱. ضعف خبر یاد شده به دلیل نقل آن از سوی سعید بن مسیب که برخی از منابع رجالی از او مذمّت، و برخی نیز از اظهار نظر درباره وی خودداری کرده‌اند،(۹) افزون بر این، بعضی از منابع دیگر، روایت سعید بن مسیب را به سبب دشمنی او با اهل بیت (ع) فاقد اعتبار می‌دانند.(۱۰) ۲. مشهور، بلکه مسلّم است که سوره توبه در سال نهم هجری نازل شده، درحالی‌که وفات ابوطالب (ع) در سال دهم بعثت بوده است،(۱۱) بنابراین، شأن نزول یاد شده در متن خود از جهت تاریخی دارای تضاد است، تا جایی که برخی از تفاسیر در حلّ آن، توجیهات نامقبولی چون دو بار نازل شدن این آیه (۱۲) یا امکان استغفار پیامبر (ص) برای ابوطالب از زمان وفات او تاهنگام نزول آیه را مطرح کرده‌اند؛(۱۳) ولی به این نکته که چگونه پیامبر (ص) سالها به عموی مشرک خود اظهار دوستی و ابراز محبّت داشته، اشاره نکرده‌اند، درحالی‌که خداوند، آشکارا و مکرّر او را از محبت به مشرکان بازداشته بود.(۱۴) ۳. در بخشی از همین شأن نزول، ابوطالب اظهار داشت که من بر دین عبدالمطّلب هستم و موحّد بودن عبدالمطّلب از نظر شیعه و بسیاری از اهل سنّت، مسلّم است.(۱۵) از عبّاس بن عبدالمطّلب نیز نقل می‌شود که ابوطالب پیش از وفات، به توحید و رسالت اقرار کرد (۱۶) و اشعار به جای مانده از وی، مؤیّد این مطلب است.(۱۷) برخی نیز معتقدند ابوطالب ایمان خود را کتمان می‌کرد تا بدین‌وسیله بتواند از رسول‌اکرم (ص) بهتر حمایت کند.(۱۸) در روایات اهل بیت (ع) نیز ابوطالب به اصحاب کهف (۱۹) و مؤمن آل فرعون (۲۰) تشبیه شده است. امام‌رضا (ع) به ابان فرمود: اگر به ایمان ابوطالب اقرار نداری، سرانجام تو آتش است.(۲۱) (ابوطالب) ۱. [۷۵] ۲. [۷۶] ۳. [۷۷] ۴. [۷۸] ۵. [۷۹] ۶. [۸۰] ۷. [۸۱] ۸. [۸۲] ۹. [۸۳] ۱۰. [۸۴] ۱۱. [۸۵] ۱۲. [۸۶] ۱۳. [۸۷] ۱۴. [۸۸] ۱۵. [۸۹] ۱۶. [۹۰] ۱۷. [۹۱] ۱۸. [۹۲] ۱۹. [۹۳] ۲۰. [۹۴] ۲۱. [۹۵]

بی تاثیر بودن استغفار برای منافقان

بی‌تأثیر بودن آمرزش‌خواهی برای منافقان در دو آیه از قرآن کریم آمده است: «سَواءٌ عَلَیهِم اَستَغفَرتَ لَهُم اَم لَم تَستَغفِر لَهُم لَن یَغفِرَ اللّهُ لَهُم... = برای آنان یکسان است؛ چه برایشان آمرزش بخواهی یانخواهی. خدا هرگز ایشان را نخواهد بخشود». (منافقون / ۶۳، ۶) شبیه به همین مضمون، در جای دیگر می‌فرماید: چه برایشان آمرزش بخواهی یا نخواهی] یکسان است؛ حتّی [اگر برایشان ۷۰ بار آمرزش بخواهی، خدا آنها را نمی‌آمرزد: «استَغفِر لَهُم اَو لا تَستَغفِر لَهُم اِن تَستَغفِر لَهُم سَبعینَ مَرَّةً فَلَن یَغفِرَ اللّهُ لَهُم». (توبه / ۹، ۸۰) کلمه «سبعین» به معنای ۷۰ در این آیه، مبالغه و فراوانی در بیان حکم یاد شده را می‌رساند.[۹۶] در ادامه آیه، علّت بی‌تأثیر بودن استغفار برای آنان را کفر ایشان به خدا و رسول، و نبودن زمینه هدایت در گروه فاسقان می‌شمرد: «... ذلِکَ بِاَنَّهُم کَفَروا بِاللّهِ ورَسولِهِ واللّهُ لا یَهدِی القَومَ الفـسِقین». (توبه / ۹، ۸۰) با توجّه به اینکه منافقان بر اعتقاد باطل و رفتار زشت خویش اصرار داشتند و اصرار بر رفتار زشت نیز مانع پذیرش استغفار است: «فَاستَغفَروا لِذُنوبِهِم... ولَم یُصِرُّوا عَلی ما فَعَلوا..». (آل‌عمران / ۳، ۱۳۵) چگونه ممکن است استغفار برای آنان مؤثّرباشد؟ بسیاری از تفاسیر اهل سنّت، ضمن نقل روایاتی، استغفار رسول خدا (ص) برای منافقان را سبب نزول آیه ۸۰ توبه / ۹ دانسته‌اند.[۹۷] این نظر به دو جهت مخدوش است: ۱. آیات سوره توبه در اواخر عمر نبیّ‌اکرم (ص) نازل شده، درحالی‌که همه سوره‌های مکّی و بیشتر سوره‌ها و آیات مدنی، پیش از آن فرود آمده است و تدبّر در آن نشان می‌دهد که هرگز امیدی در نجات کافران و منافقان نبوده و نمی‌توان تصوّر کرد که وضع آنان بر رسول خدا پنهان بوده یا از بی‌تأثیر بودن استغفار برای آنان خبر نداشته است تا بخواهد با اصرار در استغفار برای آنان زمینه آمرزششان را فراهم سازد. ۲. با توجّه به اصرار منافقان بر اعتقاد باطل خویش، آمرزش‌خواهی برای ایشان باعث ترغیب آنان به ادامه روش و اعتقاد باطل آنان می‌شد و این کار چگونه از رسول اکرم (ص) ممکن است؟[۹۸]

استغفار کنندگان

بیشترین آیات در این زمینه به استغفار انسان‌های عادی مربوط است: «رَبَّنا فَاغفِر لَنا ذُنوبَنا» (آل‌عمران / ۳، ۱۹۳) و مقصود از آن، آمرزش‌خواهی برای گناهان است و در یک جا به استغفار «ربّیّون»* اشاره کرده است (آل‌عمران / ۳، ۱۴۶ ـ ۱۴۷). مقصود از «ربّیّون» کسانی هستند که به پروردگار عالم اختصاص پیداکرده و به جز خداوند به چیز دیگری اشتغال ندارند.[۹۹] در پاره‌ای آیات نیز از استغفار پیامبران و فرشتگان سخن به میان آمده است:

پیامبران (ع)

استغفار انبیا (ع) برای خویش که حدود ۳۰ آیه از قرآن به آن اشاره دارد، به دلیل عصمت آنان از هر گناه، به معنای آمرزش‌خواهی از گناه یعنی مخالفت با اوامر و نواهی مولوی نیست.(۱) به نظر شیعه و بسیاری از فقیهان از اصحاب مالک، ابوحنیفه و شافعی، پیامبران الهی از همه گناهان حتّی صغایر معصوم‌اند؛ زیرا همه مردم مأمورند از گفتار و رفتار آنان پیروی کنند و این فرمان با ارتکاب گناه ـ هرچند صغیره ـ از سوی آنان سازگاری ندارد؛(۲) نیز قرآن، پیامبران را با وصف «مخلَصین» ستوده است (ص / ۳۸، ۴۶؛ یوسف / ۱۲، ۲۴؛ مریم / ۱۹، ۵۱) و طبق آیات ۸۲ ـ ۸۳ ص/ ۳۸، شیطان برای اغوای بندگان مخلَص خدا راهی ندارد: «فَبِعِزَّتِکَ لاَُغویَنَّهُم اَجمَعین * اِلاّ عِبادَکَ مِنهُمُ المُخلَصین»، بر این‌اساس، آمرزش خواهی انبیا (ع) از جنبه‌های گوناگون قابل تبیین است: الف. استغفار انبیا (ع) نوعی تعلیم به امّت‌هاست تا بتوانند به وسیله آمرزش خواهی، ضمن جبران گناهان خویش، رحمت الهی را شامل حال خود کنند.(۳) ب. منظور، آمرزش‌خواهی از ترک اَوْلی،(۴) یعنی انجام دادن کار خوب با ترک کار بهتر است.

ج. مقصود از استغفار انبیا (ع)، استغفار آنان از گناهان امّت خویش است.(۵) این مطلب در خصوص رسول خاتم (ص) نیز نقل شده است.(۶) د. استغفار پیامبران (ع) برای دفع و پیشگیری است و استغفار دیگران جنبه رفع دارد و از گناهانی که انجام داده‌اند، آمرزش می‌طلبند.(۷) ه. چون دعوت انبیا (ع) و از جمله پیامبر خاتم (ص) آثار گوناگونی داشت که برای مردم در ظاهر، دردناک و شوم بود و آن را گناه می‌پنداشتند، پیامبران از خدا می‌خواستند که این آثار از دید مردم پوشیده بماند تا آنان را مجرم ندانند، آن‌گونه که مردم مکّه، رسول خدا را جنگ‌طلب و بی‌اعتنا به سنّتهای راستین می‌پنداشتند؛ امّا پس از صلح حدیبیّه و فتح مکّه واقعیّت بر آنها آشکار شد، چنان‌که درباره موسی ابن‌عمران در قرآن آمده است: آنان را بر من] دعوی] گناهی است: «لَهُم عَلَیَّ ذَنبٌ» (شعراء / ۲۶، ۱۴)، در صورتی که کشتن مرد قبطی گناه نبود، بلکه یاری شخص ستم‌دیده بود؛ ولی‌در نظر مردم گناه به شمار می‌رفت و درخواست آمرزش حضرت موسی به این معنا بود که این امر بر مردم پوشیده بماند تا وی را مجرم ندانند.(۸) در آیه ۱۲۹ اعراف / ۷ نیز آمده است: قوم موسی وی را سبب اذیت خویش می‌دانستند: «قالوا اُوذینا مِن قَبلِ اَن تَأتِیَنا ومِن بَعدِ ما جِئتَنا». گذشته از وجوه یاد شده، برخی استغفار پیامبران را با توجّه به مقام رفیع آنان، این گونه تبیین کرده‌اند: الف. پیامبران همچون دیگر انسان‌ها، برای زندگی طبیعی خویش ناچار بودند بخشی از اوقات خود را برای رفع نیازهای مادّی مانند خوردن و آشامیدن و... به کار گیرند و چون به همین مقدار، از سیر در ملکوت اعلای ربوبی باز می‌ماندند، از خدای خویش طلب آمرزش می‌کردند.(۹) ب. انبیا در استغفار خود از خدا می‌خواهند که به غیر او، مانند فرشته، وحی یا مقامات معنوی خویش توجّه نکنند؛ زیرا توجّه به این امور در محضر خداوند، نوعی حجاب از مشاهده او شمرده می‌شود.(۱۰) ج. چون انبیا هرلحظه در حال عروج به مقامات بالاتر هستند، در هر مرتبه، از مرتبه پیش استغفار می‌کنند.(۱۱) وجوه یاد شده، درباره آمرزش‌طلبی دیگر پیشوایان معصوم نیز جاری است؛ زیرا آنان نیز بسیار استغفار می‌کردند؛ مانند استغفارهای حضرت امیر (ع) در دعای کمیل و امام سجاد (ع) در دعای ابوحمزه ثمالی.(۱۲) آمرزش‌طلبی پیامبران در نظر برخی از اهل سنّت که حتّی ارتکاب گناهان کبیره را از ایشان محتمل می‌دانند، به معنای درخواست تبدیل گناهان بزرگ به گناهان کوچک یا درخواست مصونیت از اصرار بر صغایر است.(۱۳) گروهی دیگر از آنان با نفی احتمال ارتکاب گناه بزرگ، استغفار آنان را آمرزش خواهی از گناهان کوچکی که پیش یا پس از بعثت از آنان سرزده است، می‌دانند (۱۴) تا بدین وسیله، ضمن جبران خطاها از ثواب کارهایشان کاسته نشود.(۱۵) برخی نیز استغفار آنان را، آمرزش‌خواهی از سهوی می‌دانند که ممکن است از آنان سر بزند.(۱۶) ۱. [۱۰۰] ۲. [۱۰۱] ۳. [۱۰۲] ۴. [۱۰۳] ۵. [۱۰۴] ۶. [۱۰۵] ۷. [۱۰۶] ۸. [۱۰۷] ۹. [۱۰۸] ۱۰. [۱۰۹] ۱۱. [۱۱۰] ۱۲. [۱۱۱] ۱۳. [۱۱۲] ۱۴. [۱۱۳] ۱۵. [۱۱۴] ۱۶. [۱۱۵]

فرشتگان

در آیه ۵ شوری / ۴۲ فرشتگان * مستغفران برای اهل زمین دانسته شده‌اند: «ویَستَغفِرونَ لِمَن فِی الاَرضِ» و در آیه ۷ غافر / ۴۰ از آنان با وصف استغفار کنندگان برای مؤمنان یاد شده است: «یَستَغفِرونَ لِلَّذینَ ءامَنوا»، با این تفاوت که در آیه نخست، استغفار همه فرشتگان برای همه اهل زمین، و در آیه دوم استغفار فرشتگان حامل عرش الهی و گِرداگرد آن برای مؤمنان مطرح است، گرچه در هر دو آیه از استغفار فرشتگان برای دیگران سخن به میان آمده و هرگز در جایی از قرآن سخنی از استغفار آنان برای خویش گفته نشده است. برخی دلیل آن را پاک بودن فرشتگان از هرگونه گناه می‌دانند و (۱) برخی دیگر آن را برای رعایت ادب دانسته که دعا کننده خود را فراموش و از دیگری یاد می‌کند؛(۲) امّا این وجه با فرمان خداوند به رسول خویش سازگار نیست که در آن، استغفار برای خویش را بر استغفار برای دیگران مقدمّ کرده است: «واستَغفِر لِذَنبِکَ ولِلمُؤمِنینَ..». (محمّد / ۴۷، ۱۹)، مگر آنکه گفته شود منظور، استغفار فرشتگان برای دیگران پس از استغفار برای خویش است (۳) که این توجیه نیز مستلزم تقدیر و حذف و خلاف اصل و ظاهر است. البتّه استغفار نکردن فرشتگان برای خویش بر خلاف تصوّر برخی مفسّران،(۴) برتری آنان بر انبیا را ثابت نمی‌کند.

درباره اینکه در یک آیه از استغفار فرشتگان برای اهل زمین (شوری / ۴۲، ۵) و در آیه دیگر از استغفار آنان فقط برای مؤمنان (غافر / ۴۰، ۷) سخن به میان آمده، وجوهی گفته شده است: الف. گرچه آنان برای همه اهل زمین استغفار می‌کنند، استغفارشان برای مؤمنان آمرزش‌خواهی از گناه است؛ ولی برای مشرکان، با توجّه به نهی قرآن کریم از آن، درخواست سبب آمرزش، یعنی هدایت و ایمان برای آنان است.(۵) بعضی نیز احتمال داده‌اند که مقصود از استغفار فرشتگان برای اهل زمین، طلب ایمان برای آنان یا عدم نزول عذاب دنیایی بر آنان باشد. (۶) ب. تعبیر «لِمَن فِی الاَرضِ» در عموم صراحت ندارد، بنابراین، هم می‌تواند همه اهل زمین و هم بعضی از آنها مقصود باشد. (۷) ج. ممکن است گفته شود عموم آیه ۵ شوری / ۴۲ به وسیله آیه ۷ غافر / ۴۰ تبیین شده و در نتیجه، فرشتگان فقط برای مؤمنان بخشودگی می‌طلبند.(۸) د. فرشتگان، جز مؤمنان هیچ‌کس را نمی‌بینند؛ زیرا بر اساس آیه ۱۲۲ انعام / ۶ مؤمن نورانی است و دیده می‌شود،(۹) پس استغفار آنان برای اهل زمین، فقط استغفار برای مؤمنان است. ۱. [۱۱۶] ۲. [۱۱۷] ۳. [۱۱۸] ۴. [۱۱۹] ۵. [۱۲۰] ۶. [۱۲۱] ۷. [۱۲۲] ۸. [۱۲۳] ۹. [۱۲۴]






استغفار در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم

مراد از آن مواردی از آیات است که پیامبر برای خود و مؤمنین طلب غفران الهی می‌کند و یا خداوند از پیامبر دستور به استغفار و طلب بخشش می‌دهد. اهمیت این بحث به این جهت است که ای بسا مفهوم آن پذیرش ارتکاب گناه برای ایشان و اخلال در شخصیت و تنافی با عصمت و عدم اطمینان به دریافت‌های وحی است، به این جهت بسیاری از مفسرین این دسته از آیات را به گونه‌ای شرح داده تا مُخل به این عقیده کلامی نباشد که آنچه او عرضه کرده، عین حق و حقیقت است. بنابراین، در آیاتی که پیامبر در مقام رسالت به مناسبت‌های مختلف فرمان به طلب دعا و استغاثه می‌دهد، یا طلب آمرزش کرده، باید فهم و تفسیر شود[۱۲۵].

معنا و مفهوم استغفار در‌شان پیامبر

  • ﴿وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ[۱۲۶]فرمان به استغفار برای خود و مؤمنین
  • ﴿وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ[۱۲۷] استغفار برای کارهای خود همراه با تسبیح.
  • در مرحله نخست فهم استغفار وابسته به این حقیقت است که نگرش پیامبر را در موقعیتی قرار داد که به رفتار و اعمال خود در برابر محبوب و حضرت حق چگونه می‌ببیند. اینکه در چشم دوست مخصوصا وقتی که در دوستی به حد شیفتگی رسیده باشد جز حسن و کمال نمی‌بیند، تا آنجا که تمامی َهم خود را صرف در خدمت به دوست نموده، و کوچک‌ترین غفلت از محبوب را گناه می‌شمارد، چون به نظر او ارزش خدماتش به دوست به مقدار توجه و مجذوبیتی است که نسبت به او دارد و چنین معتقد است که یک لحظه غفلت از دوست و قطع توجه به او، مساوی است با ابطال طهارت قلب، حتی چنین کسی اشتغال به ضروریات زندگی از قبیل، خوردن و آشامیدن و امثال آن را گناه می‌داند، زیرا فکر می‌کند که گر چه این کارها ضروری است و آدمی ناگزیر از اشتغال به آن است، لکن یک یک آنها از جهت اینکه کاری است اختیاری و مشغول شدن به آن، اشتغال اختیاری به غیر محبوب و اعراض اختیاری از اوست، از این جهت گناه و مایه انفعال و شرمندگی است، لذا می‌بینیم کسانی که از فرط عشق و یا از بزرگی مصیبتی که به آنها روی آورده، باین حد از خود بی‌خبر می‌شوند از اشتغال به خوردن و نوشیدن و امثال آن استنکاف می‌ورزند. کلام معروفی را هم که نسبت به رسول خدا (ص) می‌دهند که فرمود: «لَیغانُ عَلی قَلْبی وَ إنی لاَسْتَغْفِرُ اللهَ فی کل یوْم سَبْعینَ مَرة»[۱۲۸] گاه دلم را کدورتی می‌پوشاند و من به راستی هر روز هفتاد بار از خداوند درخواست آمرزش می‌کنم.». ، باید به امثال این معانی حمل کرد و هم چنین آیه شریفه: ﴿وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ[۱۲۹] که فرمان به استغفار می‌کند[۱۳۰] در مرحله بعد ممکن است که گفته شود استغفار او در گناهانی نیست که اخلالی به عصمت در تلقی وحی می‌رساند و شخصیت او را آسیب می‌رساند.
  • ﴿فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا[۱۳۱]
  • ﴿وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ[۱۳۲]
  • بخشایش و طلب آمرزش: ﴿َ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ[۱۳۳]
  • ﴿فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ[۱۳۴]
  • ﴿إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا[۱۳۵]،﴿لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ[۱۳۶]
  • نکته:
  1. جمله: ﴿وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ[۱۳۷] به آن جناب دستور استغفار می‌دهد، البته استغفار از عملی که نسبت به ساحت قدس آن جناب گناه باشد، هر چند که گناه به معنای معروف یعنی مخالفت امر مولوی نباشد.
  2. مبانی مشروعیت سخن گفتن و درخواست و استغفار محمد امر خداوند است، که در آیاتی آمده، و پیامبر مأمور به طلب بخشایش گردیده است در حالات مختلف برای خویش و مردم و این حالات مانند: صبر، بیعت، پیروزی و باز به هنگام پیروزی باید استغفار وجود داشته باشد، تا غرور پیروزی خود فراموشی نیاورد که آفتِ هر پیروزی است. و از سویی همراه با تسبیح - حرکت در جهت حقیقت مطلق - هم باید استغفار وجود داشته باشد[۱۳۸].

پیامبر موظف به طلب بخشایش و استغفار

  • ﴿وَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا[۱۳۹]
  • ﴿وَقُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ[۱۴۰]
  • ﴿وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ[۱۴۱]
  • ﴿فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا[۱۴۲]
  • ﴿يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ[۱۴۳]
  • نکته: در این آیات پیامبر موظف و مأمور به استغفار گردیده است و حتی در آیه آخر این مسئله مطرح می‌شود که استغفار پیامبر و مؤمنین تنها در دنیا نیست، بلکه در روز قیامت هم ادامه دارد[۱۴۴].

استغفار محمد (ص) برای زنان بیعت کننده

  • ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ[۱۴۵]
  • ﴿وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ[۱۴۶]
  • نکته: مسئله قابل توجه در این آیات که یک آیه اختصاص به استغفار برای زنان دارد، با توجه به بیعت و مشارکت آنان در سرنوشت اجتماعی خویش که اختصاص یک آیه برای استغفار پیامبر به زنان اهمیت آنان را می‌رساند که در جامعه جاهلی آنزمان هویت و حقوق آنها تضیع شده بود و در آیه ۱۹ سوره محمد (۴۷) هم زن و مرد مشترک ذکر شده‌اند و به پیامبر دستور داده شده که هم برای خودش استغفار کند و هم برای مردان و زنان مؤمن[۱۴۷].

بی‌اثر بودن استغفار پیامبر برای منافقان

  • ﴿اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ[۱۴۸]
  • ﴿سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ[۱۴۹]
  • نکته: منافقین چون خواهان باز گشت نیستند، و در حقیقت توبه نمی‌کنند؛ بلکه به دنبال تظاهر به همراهی و نفوذ و کسب مشروعیت با درخواست استغفار از پیامبرند. خداوند در این آیات بی‌اثر بودن استغفار پیامبر را برای آنان مطرح می‌کند که آنها نتوانند از استغفار پیامبر برای خود موقعیتی بجویند و راه نفوذ و انحراف جامعه اسلامی را پیدا کنند و در حقیقت از استغفار پیامبر استفاده ابزاری نکنند[۱۵۰].

استغفارپیامبر برای منافقین درصورت توبه آنان

  • ﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ[۱۵۱]
  • ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا[۱۵۲]
  • نکته: در این آیات دعوت از منافقین برای اینکه پیامبر در صورت بازگشت و توبه آنان برای آنها استغفار کند مطرح گردیده است و اثر بخش بودن استغفار پیامبر در صورت توبه آنان، ولی منافقین ظرفیت پذیرش این مسئله را ندارند و به جهت خوی استکباری خود به دعوت پیامبر پشت می‌کنند و استغفار مشروط را نمی‌پذیرند. آنان به دنبال اهداف خود هستند و در فکر استفاده ابزاری از دین و حتی استغفار پیامبر و خداوند را که از طرف خدا مشروط به پذیرفتن فرامین او است، هم نمی‌پذیرند و گرنه خدا راه باز گشت به رحمت عام خودش را از طریق اثر بخش بودن استغفار، باز می‌گذارد[۱۵۳].

اثربخش بودن استغفار محمد

  • ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا[۱۵۴]
  • ﴿ِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ[۱۵۵]
  • در این آیات اثر بخش بودن استغفار پیامبر برای آمرزش گناهکاران از سوی خدا مطرح شده و این که منافقان هم در صورت توبه و استغفار خود آنان و پذیرش حاکمیت پیامبر مورد استغفار پیامبر آمرزش خدا قرار می‌گیرند[۱۵۶].

ممنوعیت استغفار پیامبر برای مشرکان

  • ﴿مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ[۱۵۷]
  • ﴿سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَأَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ لَكُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ بِكُمْ ضَرًّا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ نَفْعًا بَلْ كَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا[۱۵۸]
  • نکته: در این دو آیه چند مسئله مطرح است:
  1. ممنوعیت استغفار پیامبر برای مشرکین مطرح گردیده است.
  2. کسانی که از جهاد و شرکت درآن تخلف کردند، چون دچار تزلزل در موقعیت اجتماعی شدند با توجیه‌های به ظاهر قبول از پیامبر خواستند برای آنها استغفار کند و در حقیقت آن چه به عذر مطرح کردند درست نبود و خداوند می‌فرماید: اینها با زبانهایشان چیزی را می‌گویند که در دلهایشان نیست. فکر می‌کردند در این جنگ کار پیامبر و هوادارانش تمام شده و حال که چنین نشد، آمده‌اند با استفاده از طلب بخشایش پیامبر جایگاه اجتماعی خویش را بیابند و خداوند اینجا آسیب‌شناسی فردی و اجتماعی را انجام می‌دهد و به مردم اعلام می‌کند[۱۵۹].

مأموریت پیامبر برای دعوت مشرکین به توحید و استغفار

  • ﴿أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ * وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى[۱۶۰]
  • ﴿قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ[۱۶۱]
  • ﴿قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ مَا قَدْ سَلَفَ وَإِنْ يَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الْأَوَّلِينَ[۱۶۲] دراین سه آیه خداوند پیامبر را مأمور فرموده که مشرکین را به توحید و استغفار دعوت کند[۱۶۳].

آمرزش خداوند برای پیامبر

  • ﴿لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا[۱۶۴]. در این بخش بخشش از گناه نسبت به شخص پیامبر است[۱۶۵].

استغفار - آمرزش خواهی - پیامبر

  • ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا[۱۶۶]
  • ﴿وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ[۱۶۷]
  • ﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ[۱۶۸]
  • ﴿ُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ[۱۶۹]
  • ﴿ٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ[۱۷۰]
  • ﴿فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا[۱۷۱]
  • نکته: عناوین مطرح شده در باره استغفار و به ترتیب آیات فوق:
  1. پیامبر موظف به طلب بخشایش و استغفار.
  2. استغفار محمد (ص) برای زنان بیعت کننده.
  3. منافقان و استغفار پیامبر
  4. اثربخش بودن استغفار محمد (ص).
  5. استغفار و صبر.
  6. پیروزی و استغفار.
  7. توحید و استغفار.
  8. مشرکان و استغفار پیامبر.
  9. تسبیح و استغفار[۱۷۲].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. المعجم المفهرس، ص۶۳۴، «غفر».
  2. «و (یاد کنید) آنگاه را که گفتیم: بدین شهر در آیید و از (نعمت‌های) آن از هر جا که خواستید فراوان بخورید و با فروتنی از دروازه وارد شوید و بگویید: از لغزش ما بگذر! تا از لغزش‌های شما درگذریم، و به زودی (پاداش) نکوکاران را می‌افزاییم» سوره بقره، آیه ۵۸.
  3. «و (یاد کن) آنگاه را که به ایشان گفته شد: در این شهر (بیت المقدس) جای گیرید و از هر جای آن خواستید بخورید و بگویید: «از لغزش ما بگذر!» و از این دروازه، سجده‌کنان (به شهر) در آیید تا گناهانتان را بیامرزیم، به زودی بر (پاداش) نیکوکاران می‌افزاییم» سوره اعراف، آیه ۱۶۱.
  4. شمس العلوم، ج ۸، ص۴۹۸۲.
  5. لسان‌العرب، ج ۱۰، ص۹۱؛ النهایه، ج ۳، ص۳۷۳، «غفر».
  6. مفردات، ص۶۰۹، «غفر».
  7. لسان العرب، ج ۱۰، ص۹۱.
  8. النهایه، ج ۳، ص۳۷۴.
  9. مفردات، ص۶۰۹.
  10. کشف الاسرار، ج ۲، ص۴۶.
  11. التحریرو التنویر، ج ۴، ص۹۲.
  12. مفردات، ص۶۰۹.
  13. الکشاف، ج ۲، ص۴۰۲.
  14. التفسیرالکبیر، ج ۱۵، ص۱۵۸.
  15. مجمع البیان، ج ۲، ص۷۱۴.
  16. البرهان، ج ۵، ص۶۴ ـ ۶۵؛ نورالثقلین، ج ۵، ص۳۸.
  17. «و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به پیشگاه او توبه کنید تا شما را تا زمانی معیّن از بهره‌ای نیکو بهره‌مند سازد و به هر کس که سزاوار بخششی است، بخشش شایسته او را عطا کند و اگر روی گردانید من به راستی از عذاب روزی بزرگ بر شما بیم دارم» سوره هود، آیه ۳.
  18. «و ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید و آنگاه به سوی او توبه آورید تا از آسمان بر شما بارانی یکریز فرستد و شما را نیرو بر نیرو بیفزاید و گناهکارانه رو مگردانید» سوره هود، آیه ۵۲.
  19. «و از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به درگاه او توبه کنید، بی‌گمان پروردگار من بخشاینده‌ای دوستدار است» سوره هود، آیه ۹۰.
  20. جامع‌البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص۲۳۴؛ المیزان، ج ۱۰، ص۱۴۰ ـ ۱۴۱؛ فی ظلال القرآن، ج ۴، ص۱۸۵۳.
  21. التفسیر الکبیر، ج ۱۷، ص۱۸۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۹، ص۵؛ اطیب البیان، ج ۷، ص۶.
  22. مجمع‌البیان، ج ۵، ص۲۱۴.
  23. تفسیر قرطبی، ج ۹، ص۵.
  24. «بنابراین آیا به سوی خداوند باز نمی‌گردند و از او آمرزش نمی‌خواهند؟ در حالی که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۷۴.
  25. مجمع البیان، ج ۵، ص۳۱۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۹، ص۴.
  26. مدارج السالکین، ج ۱، ص۳۳۴ ـ ۳۳۵.
  27. المعجم الاحصائی، ج ۳، ص۱۰۵۸، «غفر».
  28. «کسانی که عرش خداوند را برمی‌دارند و پیرامونیان آن، با سپاس پروردگارشان را به پاکی می‌ستایند و بدو ایمان می‌آورند و برای مؤمنان آمرزش می‌خواهند که: پروردگارا! بخشایش و دانش تو همه چیز را فراگیر است پس، آنان را که توبه آورده و از راه تو پیروی کرده‌اند بیامرز و از عذاب دوزخ باز دار» سوره غافر، آیه ۷.
  29. «نزدیک است که آسمان‌ها بر فراز سرشان بشکافند و فرشتگان با سپاس پروردگارشان را به پاکی می‌ستایند و برای هر کس که در زمین است آمرزش می‌خواهند؛ آگاه باشید که بی‌گمان خداوند است که آمرزنده بخشاینده است» سوره شوری، آیه ۵.
  30. «بگو آیا (می‌خواهید) شما را به بهتر از آن آگاه سازم؟ برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان بوستان‌هایی است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند و (آنان را) همسرانی پاکیزه و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و خداوند به (کار) بندگان، بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵.
  31. «آنان که می‌گویند: پروردگارا! به راستی ما ایمان آورده‌ایم پس، از گناهان ما درگذر و ما را از عذاب دوزخ نگاه دار!» سوره آل عمران، آیه ۱۶.
  32. نمونه، ج ۲، ص۴۶۳.
  33. «و خداوند بر آن نیست تا تو در میان آنان هستی آنان را عذاب کند و تا آمرزش می‌خواهند خداوند بر آن نیست که عذاب کننده آنها باشد» سوره انفال، آیه ۳۳.
  34. نمونه، ج ۷، ص۱۵۴ ـ ۱۵۵.
  35. نهج البلاغه، حکمت ۸۸.
  36. «و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است» سوره نوح، آیه ۱۰.
  37. «و هر کس کار بدی کند یا بر خود ستم روا دارد سپس از خداوند آمرزش بخواهد خداوند را آمرزنده‌ای بخشاینده خواهد یافت» سوره نساء، آیه ۱۱۰.
  38. «و از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به درگاه او توبه کنید، بی‌گمان پروردگار من بخشاینده‌ای دوستدار است» سوره هود، آیه ۹۰.
  39. جامع البیان، مج ۴، ج ۵، ص۳۷۱.
  40. عدة الداعی، ص۲۶۵.
  41. «و ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید و آنگاه به سوی او توبه آورید تا از آسمان بر شما بارانی یکریز فرستد و شما را نیرو بر نیرو بیفزاید و گناهکارانه رو مگردانید» سوره هود، آیه ۵۲.
  42. «و شما را با دارایی‌ها و پسران، یاوری کند و برایتان بوستان‌ها پدید آورد و جویبارها پدیدار گرداند» سوره نوح، آیه ۱۲.
  43. «و شما را با دارایی‌ها و پسران، یاوری کند و برایتان بوستان‌ها پدید آورد و جویبارها پدیدار گرداند» سوره نوح، آیه ۱۲.
  44. مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۴۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۳۰، ص۱۳۷؛ المیزان، ج ۱۰، ص۳۰۰.
  45. «و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به پیشگاه او توبه کنید تا شما را تا زمانی معیّن از بهره‌ای نیکو بهره‌مند سازد و به هر کس که سزاوار بخششی است، بخشش شایسته او را عطا کند و اگر روی گردانید من به راستی از عذاب روزی بزرگ بر شما بیم دارم» سوره هود، آیه ۳.
  46. تفسیر قرطبی، ج ۹، ص۵.
  47. «و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است» سوره نوح، آیه 10.
  48. «و ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید و آنگاه به سوی او توبه آورید تا از آسمان بر شما بارانی یکریز فرستد و شما را نیرو بر نیرو بیفزاید و گناهکارانه رو مگردانید» سوره هود، آیه 52.
  49. «و شما را با دارایی‌ها و پسران، یاوری کند و برایتان بوستان‌ها پدید آورد و جویبارها پدیدار گرداند» سوره نوح، آیه 12.
  50. مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۴۳.
  51. المعجم المفهرس، ص۶۳۴، «غفر».
  52. «بنابراین آیا به سوی خداوند باز نمی‌گردند و از او آمرزش نمی‌خواهند؟ در حالی که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۷۴.
  53. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳.
  54. مجمع البیان، ج ۵، ص۴۰۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۹، ص۱۷۲؛ الصافی، ج ۳، ص۴۶.
  55. جامع البیان، مج ۸، ج ۱۳، ص۸۵؛ مجمع‌البیان، ج ۵، ص۴۰۳؛ التفسیرالکبیر، ج ۱۸، ص۲۰۹.
  56. تفسیر قرطبی، ج ۹، ص۱۷۲؛ روح المعانی، مج ۸، ج ۱۳، ص۷۹.
  57. الدرالمنثور، ج ۴، ص۵۸۵.
  58. التفسیرالکبیر، ج ۷، ص۲۱۷.
  59. جامع البیان، مج ۳، ج ۳، ص۲۸۳؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۷۱۴؛ بحار الانوار، ج ۸۴، ص۱۲۰.
  60. جامع البیان، مج ۳، ج ۳، ص۳۸۳.
  61. جامع البیان، مج ۳، ج ۳، ص۳۸۳.
  62. مجمع البیان، ج ۲، ص۷۱۴؛ التفسیرالکبیر، ج ۷، ص۲۱۷؛ نور الثقلین، ج ۱، ص۳۲۱.
  63. البرهان، ج ۱، ص۶۰۲.
  64. نورالثقلین، ج ۵، ص۳۸؛ البرهان، ج ۵، ص۶۵.
  65. المعجم المفهرس، ص۶۳۴، «غفر».
  66. نمونه، ج ۳، ص۴۵۲.
  67. التفسیرالکبیر، ج ۱۰، ص۱۶۲.
  68. نمونه، ج ۳، ص۴۵۲.
  69. آیین وهابیت، ص۱۴۵.
  70. نمونه، ج ۳، ص۴۵۱؛ راهنما، ج ۳، ص۴۵۰.
  71. مجمع البیان، ج ۳، ص۱۰۵؛ التفسیرالکبیر، ج ۱۰، ص۱۶۲.
  72. نورالثقلین، ج ۱، ص۵۱۰؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص۶۷۸.
  73. نمونه، ج ۱۰، ص۷۵ - ۷۶؛ شیعه پاسخ می‌دهد، ص۱۴۵.
  74. نمونه، ج ۳، ص۴۵۲؛ تفسیر نور، ج ۲، ص۳۶۵.
  75. المیزان، ج ۹، ص۳۵۱.
  76. نمونه، ج ۸، ص۱۵۵.
  77. التحریر والتنویر، ج ۱۱، ص۴۴.
  78. تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۱۱۴؛ بحار الانوار، ج ۱۱، ص۲۴؛ نورالثقلین، ج ۲، ص۲۷۴.
  79. مجمع البیان، ج ۵، ص۱۱۵؛ نمونه، ج ۸، ص۱۵۵.
  80. جامع‌البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص۶۰؛ تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۱۱۴؛ التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۲۰۹.
  81. جامع‌البیان، مج۷، ج۱۱، ص۵۶ ـ ۵۷؛ التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۲۰۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۸، ص۱۷۳.
  82. الکشاف، ج ۲، ص۳۱۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص۲۰۸؛ الدرالمنثور، ج ۴، ص۳۰۲.
  83. معجم رجال الحدیث، ج ۹، ص۱۳۸ ـ ۱۴۵.
  84. الغدیر، ج ۸، ص۹؛ نمونه، ج ۸، ص۱۵۹.
  85. الکشاف، ج۲، ص۳۱۵؛ التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۲۰۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۸، ص۱۷۳.
  86. تفسیر المنار، ج ۱۱، ص۵۷ ـ ۵۸؛ نمونه، ج ۸، ص۱۵۸.
  87. التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۲۰۸.
  88. الغدیر، ج۸، ص۱۰ـ۱۱؛ نمونه، ج۸، ص۱۵۷ـ۱۵۸.
  89. مجالس المؤمنین، ج ۱، ص۱۶۳؛ اوائل المقالات، ص۴۵ ـ ۴۶.
  90. شرح نهج‌البلاغه، ج ۱۴، ص۲۶۶.
  91. اسنی‌المطالب، ص۳۷؛ الغدیر، ج۷، ص۳۵۰ ـ ۳۸۴.
  92. شرح نهج البلاغه، ج ۱۴، ص۲۷۴؛ اسنی المطالب، ص۳۳.
  93. الکافی، ج ۱، ص۴۴۸.
  94. جواهر الفقه، ص۲۴۹.
  95. بحار الانوار، ج ۳۵، ص۱۱۰.
  96. التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۱۴۸؛ المیزان، ج ۹، ص۳۵۱ ـ ۳۵۲.
  97. الدرالمنثور، ج ۴، ص۲۵۴؛ التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۱۴۷.
  98. التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۱۴۷؛ المیزان، ج ۹، ص۳۵۴.
  99. المیزان، ج ۴، ص۴۱.
  100. المیزان، ج ۶، ص۳۶۸؛ ج ۱۸، ص۲۵۴.
  101. تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۲۱۱ ـ ۲۱۲؛ المیزان، ج ۶، ص۳۶۷.
  102. التوبة فی ضوء القرآن، ص۱۹۴، ۲۸۴، ۳۰۳.
  103. التفسیرالکبیر، ج ۲۸، ص۶۱؛ روح‌المعانی، مج ۱۴، ج ۲۶، ص۸۴؛ نمونه، ج ۲۱، ص۴۵۲.
  104. روح‌المعانی، مج ۱۶، ج ۳۰، ص۴۶۳؛ تنزیه انبیاء، ص۱۷۸.
  105. التفسیرالکبیر، ج۳۲، ص۱۶۲؛ روح‌المعانی، مج ۱۶، ج ۳۰ ص۴۶۳.
  106. البصائر، ج ۳۰، ص۲۲۷ ـ ۲۳۶؛ الفرقان، ج ۲۳، ص۴۰۶.
  107. المیزان، ج۱۸، ص۲۵۴؛ نمونه، ج۲۲، ص۱۹ ـ ۲۱.
  108. المیزان، ج ۶، ص۳۶۶؛ تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی، ج ۱۰، ص۶۱۹؛ کشف الغمه، ص۲۵۵.
  109. تفسیر موضوعی، ج ۱۱، ص۱۶۰.
  110. روح المعانی، مج ۱۴، ج ۲۶، ص۸۴؛ مج ۱۶، ج ۳۰، ص۴۶۳؛ التفسیرالکبیر، ج ۳۲، ص۱۶۲.
  111. مصباح المتهجد، ص۴۰۵، ۵۸۴.
  112. التفسیرالکبیر، ج ۳۲، ص۱۶۲.
  113. کشف‌الاسرار، ج ۹، ص۱۹۱.
  114. التفسیرالکبیر، ج ۳۲، ص۱۶۲.
  115. روح‌المعانی، مج ۱۶، ج ۳۰، ص۴۶۳.
  116. التفسیرالکبیر، ج ۲۷، ص۱۴۶؛ الفرقان، ج ۲۳، ص۴۰۶.
  117. الفرقان، ج ۲۳، ص۴۰۶.
  118. الفرقان، ج ۲۳، ص۴۰۶.
  119. التفسیرالکبیر، ج ۲۷، ص۱۴۶.
  120. المیزان، ج ۱۸، ص۱۱.
  121. التفسیرالکبیر، ج ۲۷، ص۱۴۵.
  122. التفسیرالکبیر، ج ۲۷، ص۱۴۵.
  123. التفسیرالکبیر، ج ۲۷، ص۱۴۵.
  124. تفسیر موضوعی، ج ۳، ص۳۴۴.
  125. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۹۷-۱۰۲.
  126. «پس بدان که هیچ خدایی جز خداوند نیست و از گناه خویش و برای مردان و زنان مؤمن آمرزش بخواه و خداوند از گردشتان (در روز) و آرامیدنتان (در شب) آگاه است» سوره محمد، آیه ۱۹.
  127. «بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز و پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!» سوره غافر، آیه ۵۵.
  128. نوری، میرزاحسین، مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۳۲۰، «کتاب الصلاة»، «ابواب الذکر»، «باب ۲۲»، حدیث ۲; ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی، ج ۱، ص ۳۲
  129. «بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز و پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!» سوره غافر، آیه ۵۵.
  130. المیزان، ج ۶، ص۵۲۵.
  131. «آنگاه، با سپاس، پروردگارت را به پاکی بستای و از وی آمرزش خواه که او بی‌گمان بسیار توبه‌پذیر است» سوره نصر، آیه ۳.
  132. «ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند و مرتکب دزدی نشوند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و با دروغ فرزند حرام‌زاده‌ای را که پیش دست و پای آنان است بر (شوهر) خویش نبندند و در هیچ کار شایسته‌ای سر از» سوره ممتحنه، آیه ۱۲.
  133. «پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل می‌بودی از دورت می‌پراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دو» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.
  134. «جز این نیست که مؤمنان آنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان دارند و چون در کاری همگانی همراه او باشند تا از او اجازه نگیرند (به راهی دیگر) نمی‌روند؛ کسانی که از تو اجازه می‌گیرند همانانند که به خداوند و پیامبرش ایمان دارند پس چون برای کاری از تو اجازه خوا» سوره نور، آیه ۶۲.
  135. «بی‌گمان ما به تو پیروزی آشکاری دادیم» سوره فتح، آیه ۱.
  136. «تا خداوند گناه پیشین و پسین تو را بیامرزد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست رهنمون گردد» سوره فتح، آیه ۲.
  137. «بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز و پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!» سوره غافر، آیه ۵۵.
  138. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۹۷-۱۰۲.
  139. «و از خداوند آمرزش بخواه که خداوند آمرزنده بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۱۰۶.
  140. «و بگو: پروردگارا! بیامرز و ببخشای و تو بهترین بخشایندگانی» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۸.
  141. «بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز و پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!» سوره غافر، آیه ۵۵.
  142. «آنگاه، با سپاس، پروردگارت را به پاکی بستای و از وی آمرزش خواه که او بی‌گمان بسیار توبه‌پذیر است» سوره نصر، آیه ۳.
  143. «ای مؤمنان! به سوی خداوند توبه‌ای راستین کنید، امید است که پروردگار شما از گناهانتان چشم پوشد و شما را در بوستان‌هایی درآورد که از بن آنها جویبارها روان است؛ در روزی که خداوند پیامبر و مؤمنان همراه او را خوار نمی‌گذارد، فروغ آنان پیشاپیش و در سوی راستشان» سوره تحریم، آیه ۸.
  144. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۹۷-۱۰۲.
  145. «ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند و مرتکب دزدی نشوند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و با دروغ فرزند حرام‌زاده‌ای را که پیش دست و پای آنان است بر (شوهر) خویش نبندند و در هیچ کار شایسته‌ای سر از» سوره ممتحنه، آیه ۱۲.
  146. «پس بدان که هیچ خدایی جز خداوند نیست و از گناه خویش و برای مردان و زنان مؤمن آمرزش بخواه و خداوند از گردشتان (در روز) و آرامیدنتان (در شب) آگاه است» سوره محمد، آیه ۱۹.
  147. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۹۷-۱۰۲.
  148. «چه برای آنان آمرزش بخواهی چه نخواهی (سودی ندارد زیرا) اگر هفتاد بار برای آنها آمرزش بخواهی هیچ‌گاه خداوند آنان را نخواهد آمرزید؛ این از آن روست که آنان به خداوند و پیامبرش کافر شده‌اند و خداوند این گروه نافرمان را راهنمایی نمی‌کند» سوره توبه، آیه ۸۰.
  149. «برای آنان برابر است چه برایشان آمرزش بخواهی چه نخواهی هرگز خداوند آنان را نمی‌آمرزد؛ بی‌گمان خداوند نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند» سوره منافقون، آیه ۶.
  150. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۹۷-۱۰۲.
  151. «و چون به آنان بگویند که بیایید تا فرستاده خداوند برای شما آمرزش بخواهد، سر برمی‌گردانند و آنان را می‌بینی که خودداری می‌ورزند و گردنفرازند» سوره منافقون، آیه ۵.
  152. «و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو می‌آمدند و از خداوند آمرزش می‌خواستند و پیامبر برای آنان آمرزش می‌خواست خداوند را توبه‌پذیر بخشاینده می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.
  153. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۹۷-۱۰۲.
  154. «و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو می‌آمدند و از خداوند آمرزش می‌خواستند و پیامبر برای آنان آمرزش می‌خواست خداوند را توبه‌پذیر بخشاینده می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.
  155. «جز این نیست که مؤمنان آنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان دارند و چون در کاری همگانی همراه او باشند تا از او اجازه نگیرند (به راهی دیگر) نمی‌روند؛ کسانی که از تو اجازه می‌گیرند همانانند که به خداوند و پیامبرش ایمان دارند پس چون برای کاری از تو اجازه خوا» سوره نور، آیه ۶۲.
  156. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۹۷-۱۰۲.
  157. «پیامبر و مؤمنان نباید برای مشرکان پس از آنکه بر ایشان آشکار شد که آنان دوزخیند آمرزش بخواهند هر چند خویشاوند باشند» سوره توبه، آیه ۱۱۳.
  158. «جهادگریزان از تازی‌های بادیه‌نشین به زودی به تو خواهند گفت که دارایی‌ها و خانواده‌های ما، ما را مشغول داشت (و همراه شما نیامدیم) پس برای ما (از خداوند) آمرزش بخواه! به زبان، چیزی را می‌گویند که در دل ندارند؛ بگو: اگر خداوند بر آن باشد که زیانی یا سودی» سوره فتح، آیه ۱۱.
  159. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۹۷-۱۰۲.
  160. «که جز خداوند را نپرستید بی‌گمان من از سوی او شما را بیم‌دهنده و نویدبخشم* و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به پیشگاه او توبه کنید تا شما را تا زمانی معیّن از بهره‌ای نیکو بهره‌مند سازد و به هر کس که سزاوار بخششی است، بخشش شایسته او را عطا کند و اگر روی گردانید من به راستی از عذاب روزی بزرگ بر شما بیم دارم» سوره هود، آیه ۲و۳.
  161. «بگو: من تنها بشری همانند شمایم، به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید و از او آمرزش بخواهید و وای بر مشرکان!» سوره فصلت، آیه ۶.
  162. «به کافران بگو: اگر (از کفر) باز ایستند گذشته‌هایشان بخشوده می‌گردد و اگر (به آن) باز گردند، (بدانند که) سنّت پیشینیان گذشته است» سوره انفال، آیه ۳۸.
  163. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۹۷-۱۰۲.
  164. «تا خداوند گناه پیشین و پسین تو را بیامرزد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست رهنمون گردد» سوره فتح، آیه ۲.
  165. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۹۷-۱۰۲.
  166. «و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو می‌آمدند و از خداوند آمرزش می‌خواستند و پیامبر برای آنان آمرزش می‌خواست خداوند را توبه‌پذیر بخشاینده می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.
  167. «جز این نیست که مؤمنان آنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان دارند و چون در کاری همگانی همراه او باشند تا از او اجازه نگیرند (به راهی دیگر) نمی‌روند؛ کسانی که از تو اجازه می‌گیرند همانانند که به خداوند و پیامبرش ایمان دارند پس چون برای کاری از تو اجازه خوا» سوره نور، آیه ۶۲.
  168. «بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز و پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!» سوره غافر، آیه ۵۵.
  169. «پس بدان که هیچ خدایی جز خداوند نیست و از گناه خویش و برای مردان و زنان مؤمن آمرزش بخواه و خداوند از گردشتان (در روز) و آرامیدنتان (در شب) آگاه است» سوره محمد، آیه ۱۹.
  170. «ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند و مرتکب دزدی نشوند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و با دروغ فرزند حرام‌زاده‌ای را که پیش دست و پای آنان است بر (شوهر) خویش نبندند و در هیچ کار شایسته‌ای سر از» سوره ممتحنه، آیه ۱۲.
  171. «آنگاه، با سپاس، پروردگارت را به پاکی بستای و از وی آمرزش خواه که او بی‌گمان بسیار توبه‌پذیر است» سوره نصر، آیه ۳.
  172. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۹۷-۱۰۲.