مقام اهل حق: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{خرد}}
{{مدخل مرتبط
{{مقام معصوم}}
| موضوع مرتبط = مقام معصوم
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| عنوان مدخل  =  
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[مقام معصوم]]''' و مرتبط با مدخل '''[[اهل حق]]''' است. مدخل‌های وابسته به این بحث:</div>
| مداخل مرتبط =  
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| پرسش مرتبط  =  
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[اهل حق در قرآن]] | [[اهل حق در حدیث]] | [[اهل حق در عرفان اسلامی]] | [[اهل حق بودن معصوم]] | [[درجات قرب الهی]]</div>
}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[اهل حق (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


از جمله [[مقامات]] [[امامان معصوم]]{{عم}} [[مقام]] [[اهل حق]] که در [[زیارت جامعه کبیره]] با عبارت {{عربی|اندازه=150%|"أَنْتُمْ أَهْلُهُ وَ مَعْدِنُهُ"}} آمده است.
از جمله [[مقامات]] [[امامان معصوم]]{{عم}} مقام اهل حق که در [[زیارت جامعه کبیره]] با عبارت {{متن حدیث|أَنْتُمْ أَهْلُهُ وَ مَعْدِنُهُ}} آمده است.


==واژه شناسی لغوی==
== معناشناسی ==
زمانی چیزی یا کسی را «اهل دیگری» می‌شمارند که اُنس، همراه با تعلّق قلبی و وابستگی میانشان برقرار باشد، مانند: اهل کتاب، اهل ذکر، اهل تقوا و... «اهل حق» بودن؛ یعنی این‌که: «شما اُنس و تعلّق خاصّ قلبی با حق دارید، شما فانی در خداوندی هستید که حق است»:
زمانی چیزی یا کسی را «[[اهل]] دیگری» می‌شمارند که اُنس، همراه با تعلّق [[قلبی]] و [[وابستگی]] میانشان برقرار باشد، مانند: [[اهل کتاب]]، [[اهل ذکر]]، [[اهل تقوا]] و... «[[اهل حق]]» بودن؛ یعنی اینکه: «شما اُنس و تعلّق خاصّ قلبی با [[حق]] دارید، شما فانی در خداوندی هستید که حق است»: {{متن قرآن|بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ....}}<ref>«این بدان روست که خداوند راستین است»؛ سوره حج، آیه ۶۲.</ref> و خاستگاه حق نیز اوست: {{متن قرآن|الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ...}}<ref>«حق از (آن) پروردگار توست»؛ سوره بقره، آیه ۱۴۷.</ref>. این ««مِن»» نشویّه است؛ یعنی: «حق، برخاسته از [[ربّ]] است». براین اساس است که فقط موضع شما (امامان معصوم{{عم}}) موضع حق است و بس و هر راهی و هر موضعی غیر موضع شما [[باطل]] است.
{{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ....}}﴾}}<ref>«این بدان روست که خداوند راستین است»؛ سوره حج، آیه ۶۲.</ref>
و خاستگاه حق نیز اوست: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ...}}﴾}}.<ref>« حق از (آن) پروردگار توست»؛ سوره بقره، آیه ۱۴۷.</ref>
این ««مِن»» نشویّه است؛ یعنی: «حق، برخاسته از ربّ است». براین اساس است که فقط موضع شما (امامان معصوم {{عم}}) موضع حق است و بس و هر راهی و هر موضعی غیر موضع شما باطل است.
ممکن است کسی بگوید که [[معصومین|امامان معصوم]]{{عم}} نیز شخص هستند، پس چگونه می‌توانند محور باشند؟ پاسخ این است که: با امضای خداوند عزّوجلّ و امضای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پای مواضع آنان، دیگر نباید آنان را یک شخص معمولی دید بلکه باید آنان را نماینده حضرت حق دید، آنان خلیفه خداوند در زمین هستند و مواضعشان مواضع خدایی است. آنان اهل حق‌اند و رهجویان راه حق‌اند و موضعی جز موضع حق ندارند. امروز هم که جان جانان بقيّة الله الاعظم در پس ابر غیبت، نورافشانی می‌کند، نایب عام آن حضرت، حجّت الهی است؛ آن نایب، ولىّ فقیه است و موضع او حجّت شرعی همگان است. [[امام مهدی|حضرت ولی عصر]] -ارواحنا فداه- در توقيع اسحاق بن يعقوب، به صراحت، «ولیّ فقیه» را حجت شرعی معرّفی کرده است، آن‌جا که می‌نویسد:
{{عربی|اندازه=155%|"...وامّا الحوادث الواقعة، فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا فانّهم حجّتی علیکم وانا حجّة الله عليهم"}}.<ref>کمال الدین و تمام النعمه: ۲ - ۱ / ۴۸۴ / ح ۴.</ref>
در نقل دیگر آمده: {{عربی|اندازه=155%|"وانا حجّة الله عليكم"}}.<ref>الغيبه: ۱۷۷.</ref>
در حوادثی که پیش می‌آید، به راویان حديث ما رجوع کنید که آنان حجّت من بر شما و من حجّت خدا بر شما هستم».
پر واضح است که مقصود از «روات حديث» ناقلان الفاظ حدیث همانند ضبط صوت نیستند؛ زیرا این‌گونه افراد، در شأن آن نیستند که امام{{ع}} مردم را در حوادث واقعه، به آنان ارجاع و آنان را حجّت خود قرار دهد بلکه مراد فقیهانی هستند که از روايات عترت {{عم}} استنباط می‌کنند و با الهام از روایات، می‌توانند نیازهای عصر خود را از روایات [[معصومین]]{{عم}} برطرف کنند.
بنابراین، آنان که در پی حق‌اند و بر آنند تا در فضاهای تاریک فتنه به بیراهه نروند و از مسیر حق جدا نشوند، نورافکن آنان در این مسیر حق، موضع «ولیّ فقیه» است و این همان است که امام خمینی در سخن ماندگارشان فرمود:
«پشتیبان [[ولایت]] فقیه باشید تا کشور آسیب نبیند».
این جمله دو معنا دارد:
1- راز اینکه کشور تاکنون آسیب ندیده، رهروی مردم از ولایت فقیه است. بحمدالله مردم بصیر ما راه خود را یافته‌اند؛ تجلّی بصیرت مردم ما در نهم دی ماه سال ۸۸ بود که با حماسه تاریخی حضور در صحنه، ولایتمداری خود را فریاد زده و از فتنه‌گران بزرگ و کوچک -که در پی شکستن قداست ولایت فقیه بودند و می‌خواستند به نظام ولایی آسیب برسانند- به ابراز برائت و تنفّر کردند.
۲- معنای دوم این جمله این است که: اگر خدای ناکرده، این پشتیبانی کمرنگ شود، کشور آسیب خواهد دید؛ چرا که ستون فقرات نظام اسلامی، ولیّ فقیه است. اگر موادّ مربوط به «ولایت فقیه» از قانون اساسی حذف شود، نظام، یک نظام طاغوتی خواهد شد.
بنابراین، امروز هم «اهل حق»، [[اهل بیت]] [[عصمت]] و طهارت{{عم}}‌اند، امروز تجلّی حق حضرت بقيّة الله الأعظم{{ع}} است که نایب عامّش با حکم کلّی او، مشروعیّت دارد و مشروعیّت ارکان نظام اسلامی هم به «ولایت فقیه» است.
معدن حق بودن [[امامان معصوم]]{{عم}}
{{عربی|اندازه=155%|"وَمَعْدِنُهُ"}}؛ «شما امامان، معدن حق هستید».
باید زندگینامه و سیره و سنّت [[اهل بیت]] [[عصمت]] و طهارت {{عم}} متن درسی حوزه‌های علمیّه و دانشگاه‌های ما باشد که معنای «معدن» بودن اهل بیت {{عم}} همین است. معدن طلا، معدن نقره، معدن مس و... این ویژگی را دارند که باید کوه‌ها را کاوید تا به آنها رسید و البتّه که لازمه این کاوش، سختی و رنج هم هست اما باید در این مسیر، این رنج‌ها را به جان خرید که:
نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
سلام و درود خدا بر عالمانی که عمر خود را در عرصه کاوش این معادن، صرف کردند.
سلام و درود خداوند بر میر حامد حسین هندی، صاحب «عبقات الانوار»، سلام و درود خداوند بر علّامه امینی، مؤلّف اثر ارزشمند «الغدیر»، سلام و درود خداوند بر علّامه شرف الدين، مؤلّف کتاب ارزشمند «المراجعات» و «النصّ والاجتهاد» و سلام و درود خداوند بر همه عالمانی که عمر خویش را وقف کاویدن این معادن کردند. فقیهان بزرگ، مفسّران عالیقدر و مؤلّفان ارزشمند الهی.<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۱ (کتاب)|در آستان امامان معصوم، ج۱]]، ص۴۷۶.</ref>


== محور بود امامان معصوم ==
ممکن است کسی بگوید امامان معصوم{{عم}} نیز شخص هستند، پس چگونه می‌توانند محور باشند؟ پاسخ این است: با امضای [[خداوند عزّوجلّ]] و امضای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پای مواضع آنان، دیگر نباید آنان را یک شخص معمولی دید بلکه باید آنان را نماینده [[حضرت حق]] دید، آنان [[خلیفه خداوند]] در [[زمین]] هستند و مواضعشان مواضع خدایی است. آنان اهل حق‌اند و رهجویان راه حق‌اند و موضعی جز موضع حق ندارند. امروز هم که [[امام زمان]] {{ع}} در پس [[ابر]] [[غیبت]]، نورافشانی می‌کند، [[نایب عام]] آن حضرت، حجّت الهی است؛ آن [[نایب]]، ولىّ [[فقیه]] است و موضع او حجّت شرعی همگان است. [[حضرت ولی عصر]] {{ع}} در توقيع [[اسحاق]] بن يعقوب، به صراحت، «[[ولیّ فقیه]]» را حجت شرعی معرّفی کرده است، آنجا که می‌نویسد: {{متن حدیث|...وامّا الحوادث الواقعة، فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا فانّهم حجّتی علیکم وانا حجّة الله عليهم}}<ref>کمال الدین و تمام النعمه، ۲ - ۱ / ۴۸۴ / ح ۴.</ref>. در نقل دیگر آمده: {{متن حدیث|وانا حجّة الله عليكم}}<ref>الغيبه، ۱۷۷.</ref>. در حوادثی که پیش می‌آید، به راویان حديث ما رجوع کنید که آنان [[حجّت]] من بر شما و من [[حجّت خدا]] بر شما هستم».


==منابع==
پر واضح است که مقصود از «روات حديث» ناقلان الفاظ [[حدیث]] همانند ضبط صوت نیستند؛ زیرا این‌گونه افراد، در [[شأن]] آن نیستند که [[امام]]{{ع}} [[مردم]] را در حوادث واقعه، به آنان ارجاع و آنان را حجّت خود قرار دهد بلکه مراد فقیهانی هستند که از روايات [[عترت]]{{عم}} [[استنباط]] می‌کنند و با [[الهام]] از [[روایات]]، می‌توانند نیازهای عصر خود را از [[روایات معصومین]]{{عم}} برطرف کنند.
{{ستون-شروع|1}}  
 
* [[پرونده:10115976.jpg|22px]] [[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۱ (کتاب)|'''در آستان امامان معصوم ج۱''']].
== [[معدن]] [[حق]] بودن [[امامان معصوم]]{{عم}} ==
{{پایان}}
{{متن حدیث|وَمَعْدِنُهُ}}؛ «شما [[امامان]]، معدن حق هستید». باید زندگینامه و [[سیره]] و [[سنّت]] [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} متن درسی حوزه‌های علمیّه و دانشگاه‌های ما باشد که معنای «معدن» بودن اهل بیت{{عم}} همین است. معدن طلا، معدن [[نقره]]، معدن مس و... این ویژگی را دارند که باید کوه‌ها را کاوید تا به آنها رسید و البتّه که لازمه این کاوش، [[سختی]] و [[رنج]] هم هست اما باید در این مسیر، این [[رنج‌ها]] را به [[جان]] خرید<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۱ (کتاب)|در آستان امامان معصوم، ج۱]]، ص۴۷۶.</ref>.
{{مقامات}}
 
{{مقامات در زیارات}}
== منابع ==
==پانویس==
{{منابع}}  
{{یادآوری پانویس}}
# [[پرونده:10115976.jpg|22px]] [[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۱ (کتاب)|'''در آستان امامان معصوم ج۱''']]
{{پانویس2}}
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}


[[رده:مدخل‌های درجه دو دانشنامه]]
[[رده:مقام معصوم]]
[[رده:مقام معصوم]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ ژانویهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۲:۴۲

از جمله مقامات امامان معصوم(ع) مقام اهل حق که در زیارت جامعه کبیره با عبارت «أَنْتُمْ أَهْلُهُ وَ مَعْدِنُهُ» آمده است.

معناشناسی

زمانی چیزی یا کسی را «اهل دیگری» می‌شمارند که اُنس، همراه با تعلّق قلبی و وابستگی میانشان برقرار باشد، مانند: اهل کتاب، اهل ذکر، اهل تقوا و... «اهل حق» بودن؛ یعنی اینکه: «شما اُنس و تعلّق خاصّ قلبی با حق دارید، شما فانی در خداوندی هستید که حق است»: ﴿بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ....[۱] و خاستگاه حق نیز اوست: ﴿الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ...[۲]. این ««مِن»» نشویّه است؛ یعنی: «حق، برخاسته از ربّ است». براین اساس است که فقط موضع شما (امامان معصوم(ع)) موضع حق است و بس و هر راهی و هر موضعی غیر موضع شما باطل است.

محور بود امامان معصوم

ممکن است کسی بگوید امامان معصوم(ع) نیز شخص هستند، پس چگونه می‌توانند محور باشند؟ پاسخ این است: با امضای خداوند عزّوجلّ و امضای پیامبر اکرم(ص) پای مواضع آنان، دیگر نباید آنان را یک شخص معمولی دید بلکه باید آنان را نماینده حضرت حق دید، آنان خلیفه خداوند در زمین هستند و مواضعشان مواضع خدایی است. آنان اهل حق‌اند و رهجویان راه حق‌اند و موضعی جز موضع حق ندارند. امروز هم که امام زمان (ع) در پس ابر غیبت، نورافشانی می‌کند، نایب عام آن حضرت، حجّت الهی است؛ آن نایب، ولىّ فقیه است و موضع او حجّت شرعی همگان است. حضرت ولی عصر (ع) در توقيع اسحاق بن يعقوب، به صراحت، «ولیّ فقیه» را حجت شرعی معرّفی کرده است، آنجا که می‌نویسد: «...وامّا الحوادث الواقعة، فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا فانّهم حجّتی علیکم وانا حجّة الله عليهم»[۳]. در نقل دیگر آمده: «وانا حجّة الله عليكم»[۴]. در حوادثی که پیش می‌آید، به راویان حديث ما رجوع کنید که آنان حجّت من بر شما و من حجّت خدا بر شما هستم».

پر واضح است که مقصود از «روات حديث» ناقلان الفاظ حدیث همانند ضبط صوت نیستند؛ زیرا این‌گونه افراد، در شأن آن نیستند که امام(ع) مردم را در حوادث واقعه، به آنان ارجاع و آنان را حجّت خود قرار دهد بلکه مراد فقیهانی هستند که از روايات عترت(ع) استنباط می‌کنند و با الهام از روایات، می‌توانند نیازهای عصر خود را از روایات معصومین(ع) برطرف کنند.

معدن حق بودن امامان معصوم(ع)

«وَمَعْدِنُهُ»؛ «شما امامان، معدن حق هستید». باید زندگینامه و سیره و سنّت اهل بیت عصمت و طهارت(ع) متن درسی حوزه‌های علمیّه و دانشگاه‌های ما باشد که معنای «معدن» بودن اهل بیت(ع) همین است. معدن طلا، معدن نقره، معدن مس و... این ویژگی را دارند که باید کوه‌ها را کاوید تا به آنها رسید و البتّه که لازمه این کاوش، سختی و رنج هم هست اما باید در این مسیر، این رنج‌ها را به جان خرید[۵].

منابع

پانویس

  1. «این بدان روست که خداوند راستین است»؛ سوره حج، آیه ۶۲.
  2. «حق از (آن) پروردگار توست»؛ سوره بقره، آیه ۱۴۷.
  3. کمال الدین و تمام النعمه، ۲ - ۱ / ۴۸۴ / ح ۴.
  4. الغيبه، ۱۷۷.
  5. خاتمی، سید احمد، در آستان امامان معصوم، ج۱، ص۴۷۶.