اخلاق دینی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = دین | عنوان مدخل = دین | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==اخلاق دینی== مسیحیت تا پیش از قرن چهارم میلادی بر تمام تمدن غربی سیطره یافت و این گستردگی فرهنگی نیاز به مجموعه‌ای معقول از اخلاق و امور فرامادی ر...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط  
{{مدخل مرتبط  
| موضوع مرتبط = دین
| موضوع مرتبط = اخلاق
| عنوان مدخل  = دین
| عنوان مدخل  = اخلاق دینی
| مداخل مرتبط =  
| مداخل مرتبط =  
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


==اخلاق دینی==
== مقدمه ==
[[مسیحیت]] تا پیش از [[قرن چهارم]] میلادی بر تمام [[تمدن]] [[غربی]] [[سیطره]] یافت و این گستردگی [[فرهنگی]] نیاز به مجموعه‌ای معقول از [[اخلاق]] و امور فرامادی را ضروری و آگوستین در آثار خود مانند «[[شهر خدا]]» و «اعترافات» ترکیبی از اخلاق رواقی، [[فلسفه]] نوافلاطونی و [[اصول عقاید]] [[مسیحی]] و [[یهودی]] را مطرح کرد و دستورهای مسیحی پایه‌های [[نظام اخلاقی]] غرب را تشکیل داد. بیشتر نظریات ارزشی و [[اخلاقی]] از [[تعالیم]] [[کتاب مقدس]] گرفته شده بود و در قرون وسطی [[غلبه]] تعالیم مسیحی، نابودی ارزش‌های مکاتب [[دنیوی]] و [[وارستگی]] از [[لذات]] و [[تعلقات دنیوی]] مهم‌ترین شاخصه‌های مکاتب اخلاقی بود<ref>صانع پور، مریم، فلسفه اخلاق و دین، ص۱۷-۲۵.</ref>.
[[مسیحیت]] تا پیش از قرن چهارم میلادی بر تمام تمدن غربی [[سیطره]] یافت و این گستردگی [[فرهنگی]] نیاز به مجموعه‌ای معقول از [[اخلاق]] و امور فرامادی را ضروری و آگوستین در آثار خود مانند «شهر خدا» و «اعترافات» ترکیبی از اخلاق رواقی، [[فلسفه]] نوافلاطونی و [[اصول عقاید]] [[مسیحی]] و [[یهودی]] را مطرح کرد و دستورهای مسیحی پایه‌های [[نظام اخلاقی]] غرب را تشکیل داد. بیشتر نظریات ارزشی و [[اخلاقی]] از تعالیم [[کتاب مقدس]] گرفته شده بود و در قرون وسطی [[غلبه]] تعالیم مسیحی، نابودی ارزش‌های مکاتب [[دنیوی]] و [[وارستگی]] از [[لذات]] و [[تعلقات دنیوی]] مهم‌ترین شاخصه‌های مکاتب اخلاقی بود<ref>صانع پور، مریم، فلسفه اخلاق و دین، ص۱۷-۲۵.</ref>.
اما عملکرد ریا‌کارانه و منافقانه سران [[کلیسا]]، بی‌توجهی به لذات دنیوی، نبود متن [[وحیانی]] [[تحریف]] ناشده و نبود [[قوانین اجتماعی]] جامع در مسیحیت سبب [[بی‌اعتمادی]] به [[دین]] در پی‌ریزی نظام اخلاقی شد و متفکران عصر [[رنسانس]] در پی تدوین اخلاقی بی‌ارتباط با دین بودند و در نتیجه، اخلاق [[سکولار]] شکل گرفت؛ ولی باید توجه داشت، انتقادات یادشده تنها به [[اخلاق مسیحی]] وارد است و موجب سلب اعتبار از [[اخلاق اسلامی]] نمی‌شود که بر اساس [[وحی]] تحریف ناشده تدوین شده است.


طبق اخلاق دینی [[عقل]] و [[فطرت انسان]] گرچه توان [[فهم]] کلیات و [[اصول اخلاقی]] را دارد، ولی برای تعیین مصادیق و جزئیات آن به [[راهنمایی]] دین و وحی نیازمند است که صاحب آنها بر نیازهای فرد و [[جامعه]] اشراف داشته، و از آنچه [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] [[انسان]] را فراهم می‌کند، [[آگاه]] است. عقل تمام [[انسان‌ها]] به خوبی [[عدالت]] [[حکم]] می‌کند؛ ولی در اینکه مصادیق این عدالت در [[جوامع]] و شرایط مختلف چیست، [[اختلاف]] نظر بسیاری وجود دارد و این خود دلیلی بر [[ناتوانی]] عقل در تعیین مصادیق است.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[اخلاق دینی (مقاله)|مقاله «اخلاق دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۷.</ref>
اما عملکرد ریا‌کارانه و منافقانه سران کلیسا، بی‌توجهی به لذات دنیوی، نبود متن [[وحیانی]] [[تحریف]] ناشده و نبود [[قوانین اجتماعی]] جامع در مسیحیت سبب بی‌اعتمادی به [[دین]] در پی‌ریزی نظام اخلاقی شد و متفکران عصر رنسانس در پی تدوین اخلاقی بی‌ارتباط با دین بودند و در نتیجه، اخلاق [[سکولار]] شکل گرفت؛ ولی باید توجه داشت، انتقادات یادشده تنها به [[اخلاق مسیحی]] وارد است و موجب سلب اعتبار از [[اخلاق اسلامی]] نمی‌شود که بر اساس [[وحی]] تحریف ناشده تدوین شده است.


==اخلاق دینی و [[عقلی]] بودن [[حسن و قبح]]==
طبق اخلاق دینی [[عقل]] و [[فطرت انسان]] گرچه توان فهم کلیات و اصول اخلاقی را دارد، ولی برای تعیین مصادیق و جزئیات آن به [[راهنمایی]] دین و وحی نیازمند است که صاحب آنها بر نیازهای فرد و [[جامعه]] اشراف داشته، و از آنچه [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] [[انسان]] را فراهم می‌کند، [[آگاه]] است. عقل تمام [[انسان‌ها]] به خوبی [[عدالت]] [[حکم]] می‌کند؛ ولی در اینکه مصادیق این عدالت در [[جوامع]] و شرایط مختلف چیست، [[اختلاف]] نظر بسیاری وجود دارد و این خود دلیلی بر [[ناتوانی]] عقل در تعیین مصادیق است<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[اخلاق دینی (مقاله)|مقاله «اخلاق دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۷.</ref>.
[[عقل عملی]] یا [[وجدان]] گرچه منبع [[الهی]] برای فهم [[خوبی‌ها]] و بدی‌هاست، اما در عقل عملی نیز مانند [[عقل نظری]] [[خطا]] رخ می‌دهد، [[وجدان]] [[انسان]] در بسیاری مواقع [[فریب]] خورده، به طور صحیح [[قضاوت]] نمی‌کند و با تکرار [[بدی‌ها]] و [[زشتی‌ها]] رنگ باخته، حساسیت نخستین خود را از دست می‌دهد و حتی به سبب استمرار [[زشتی]] [[ارزش‌ها]] را [[ضد ارزش]] تلقی می‌کند<ref>رضایی، حسن‌رضا، اخلاق قرآنی با اخلاق سکولار چه تفاوتی دارد؟ ص۱۳۸.</ref>. از سوی دیگر، [[عقل انسان]] خود [[متواضعانه]] می‌پذیرد که به جزئیات [[معاد]] و [[سرنوشت]] [[ابدی]] [[انسان‌ها]] احاطه ندارد و تنها منبع [[شناخت]] در این موضوع [[وحی]] [[مصون از خطا]] و [[تحریف]] است؛ بنابراین، بدون استفاده از وحی پی‌ریزی [[اخلاق]] که [[هدف]] اصلی آن [[تأمین سعادت]] [[دنیا]] و [[آخرت]] انسان هاست، ممکن‌نیست.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[اخلاق دینی (مقاله)|مقاله «اخلاق دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۸.</ref>


==[[سوء استفاده]] از [[اخلاق دینی]]==
== اخلاق دینی و [[عقلی]] بودن [[حسن و قبح]] ==
ممکن است گفته شود که اخلاق دینی در بوته عمل [[تجربه]] مفیدی از خود نشان نداده است و در بسیاری از [[جوامع دینی]] نیز [[شاهد]] رفتارهای ضداخلاقی و [[ناشایست]] هستیم، اما باید به چند نکته توجه داشت:
[[عقل عملی]] یا وجدان گرچه منبع [[الهی]] برای فهم خوبی‌ها و بدی‌هاست، اما در عقل عملی نیز مانند [[عقل نظری]] [[خطا]] رخ می‌دهد، وجدان [[انسان]] در بسیاری مواقع [[فریب]] خورده، به طور صحیح [[قضاوت]] نمی‌کند و با تکرار بدی‌ها و [[زشتی‌ها]] رنگ باخته، حساسیت نخستین خود را از دست می‌دهد و حتی به سبب استمرار [[زشتی]] [[ارزش‌ها]] را ضد ارزش تلقی می‌کند<ref>رضایی، حسن‌رضا، اخلاق قرآنی با اخلاق سکولار چه تفاوتی دارد؟ ص۱۳۸.</ref>. از سوی دیگر، [[عقل انسان]] خود [[متواضعانه]] می‌پذیرد که به جزئیات [[معاد]] و [[سرنوشت]] [[ابدی]] [[انسان‌ها]] احاطه ندارد و تنها منبع [[شناخت]] در این موضوع [[وحی]] [[مصون از خطا]] و [[تحریف]] است؛ بنابراین، بدون استفاده از وحی پی‌ریزی [[اخلاق]] که [[هدف]] اصلی آن [[تأمین سعادت]] [[دنیا]] و [[آخرت]] انسان هاست، ممکن‌نیست<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[اخلاق دینی (مقاله)|مقاله «اخلاق دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۸.</ref>.
#تنها جوامع دینی که اخلاق دینی در آنها [[حاکم]] است، چنین مشکلاتی ندارند و بسیاری از [[جوامع]] [[سکولار]] نیز از بی‌بندوباری و رفتارهای ضداخلاقی [[رنج]] می‌‌برند؛
 
# [[التزام]] نداشتن به اخلاق در جوامع دینی تنها نتیجه [[حاکمیت]] اخلاق دینی نشانگر [[ناکارآمدی]] آن نیست بلکه نتیجه مجموعه عواملی است؛ مانند: نبود [[شأن اجتماعی]] و [[حقوقی]] برای اخلاق نگاه تک‌بعدی به [[دین]]، نداشتن نگاه تکریم‌آمیز به [[علم اخلاق]]، حاکمیت [[علم]] سکولار و تأثیرات آن در بسیاری از محافل دانشگاهی، وجود [[بحران]] [[سنت]] و مدرنیته در کشورها و به دنبال آن وجود [[بحران هویت]] در جوامع سنتی که بی‌توجهی به [[مبانی اخلاق]] [[دینی]] را در پی دارد. همچنین، برخی پنداشته‌اند، اخلاق سکولار به علت داشتن مبانی اومانیستی، [[حق‌مدار]] و ناظر به [[حقوق]] انسان‌هاست؛ در حالی که اخلاق دینی همواره از [[تکالیف]] انسان‌ها در برابر [[خداوند]] سخن می‌گوید و به حقوق ایشان توجه ندارد.
== سوء استفاده از اخلاق دینی ==
ممکن است گفته شود که اخلاق دینی در بوته عمل [[تجربه]] مفیدی از خود نشان نداده است و در بسیاری از جوامع دینی نیز [[شاهد]] رفتارهای ضداخلاقی و ناشایست هستیم، اما باید به چند نکته توجه داشت:
# تنها جوامع دینی که اخلاق دینی در آنها [[حاکم]] است، چنین مشکلاتی ندارند و بسیاری از [[جوامع]] [[سکولار]] نیز از بی‌بندوباری و رفتارهای ضداخلاقی [[رنج]] می‌‌برند؛
# [[التزام]] نداشتن به اخلاق در جوامع دینی تنها نتیجه [[حاکمیت]] اخلاق دینی نشانگر ناکارآمدی آن نیست بلکه نتیجه مجموعه عواملی است؛ مانند: نبود [[شأن اجتماعی]] و [[حقوقی]] برای اخلاق نگاه تک‌بعدی به [[دین]]، نداشتن نگاه تکریم‌آمیز به [[علم اخلاق]]، حاکمیت [[علم]] سکولار و تأثیرات آن در بسیاری از محافل دانشگاهی، وجود [[بحران]] [[سنت]] و مدرنیته در کشورها و به دنبال آن وجود بحران هویت در جوامع سنتی که بی‌توجهی به [[مبانی اخلاق]] [[دینی]] را در پی دارد. همچنین، برخی پنداشته‌اند، اخلاق سکولار به علت داشتن مبانی اومانیستی، [[حق‌مدار]] و ناظر به [[حقوق]] انسان‌هاست؛ در حالی که اخلاق دینی همواره از [[تکالیف]] انسان‌ها در برابر [[خداوند]] سخن می‌گوید و به حقوق ایشان توجه ندارد.


ولی باید دانست:
ولی باید دانست:
# حقوق هیچ‌گاه از تکالیف، جدا و اساساً حقوق بدون تکالیف تحقق‌پذیر نیست.
# حقوق هیچ‌گاه از تکالیف، جدا و اساساً حقوق بدون تکالیف تحقق‌پذیر نیست.
# تکالیف [[اسلام]] مبتنی بر توجه به [[مصالح]] و [[مفاسد]] [[واقعی]] انسان‌ها و [[قوانین]] [[اخلاق اسلامی]] هماهنگ با [[فطرت انسانی]] و ناظر به نیازهای اصلی اوست و یکی از مهم‌ترین [[حقوق]] او یعنی حقِ تعالی و [[رشد معنوی]] را تأمین می‌کند. از [[حقوق فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]] هیچ حقی مهم‌تر از [[حق]] صعود [[ملکوتی]] او و رسیدن به مرتبه [[خلافت الهی]] نیست که با [[سرنوشت]] [[جاودانه]] او مرتبط است و او برای تحقق این [[هدف]] به یک سری برنامه‌های [[اخلاقی]] نیاز دارد که [[اخلاق دینی]] عهده‌دار بیان آنهاست؛ از این‌رو هیچ تکلیفی گزاف و بدون در نظر گرفتن مبانی [[هستی‌شناختی]] و [[حقوقی]] وضع نمی‌شود.
# تکالیف [[اسلام]] مبتنی بر توجه به [[مصالح]] و [[مفاسد]] واقعی انسان‌ها و [[قوانین]] [[اخلاق اسلامی]] هماهنگ با [[فطرت انسانی]] و ناظر به نیازهای اصلی اوست و یکی از مهم‌ترین [[حقوق]] او یعنی حقِ تعالی و [[رشد معنوی]] را تأمین می‌کند. از [[حقوق فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]] هیچ حقی مهم‌تر از [[حق]] صعود [[ملکوتی]] او و رسیدن به مرتبه [[خلافت الهی]] نیست که با [[سرنوشت]] [[جاودانه]] او مرتبط است و او برای تحقق این [[هدف]] به یک سری برنامه‌های [[اخلاقی]] نیاز دارد که اخلاق دینی عهده‌دار بیان آنهاست؛ از این‌رو هیچ تکلیفی گزاف و بدون در نظر گرفتن مبانی [[هستی‌شناختی]] و [[حقوقی]] وضع نمی‌شود.
#در بخش زیادی از [[فقه]] و [[اخلاق اسلامی]] در کنار توجه به [[تکالیف]]، به حقوق افراد توجه شده است<ref>خسروپناه، عبد الحسین، کلام جدید، ص۴۵۱-۴۵۲.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[اخلاق دینی (مقاله)|مقاله «اخلاق دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۸.</ref>
# در بخش زیادی از [[فقه]] و [[اخلاق اسلامی]] در کنار توجه به [[تکالیف]]، به حقوق افراد توجه شده است<ref>خسروپناه، عبد الحسین، کلام جدید، ص۴۵۱-۴۵۲.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[اخلاق دینی (مقاله)|مقاله «اخلاق دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۸.</ref>
 
== مباحث اخلاقی [[قرآن]] ==
مسائل اخلاقی قرآن در چهار محور اصلی است: مسائل مرتبط با [[خدا]] مانند [[خضوع]] و [[شکر منعم]]، مسائل مرتبط با [[مردم]] مانند تواضع و [[فداکاری]]، مسائل مرتبط با خود انسان مانند پاک‌سازی قلب و مسائل مرتبط با محیط زیست مانند [[اسراف]] نکردن و تخریب که این نشان دهنده [[جامعیت]] اخلاق دینی [[اسلامی]] است<ref>اخلاق قرآنی با اخلاق سکولار چه تفاوتی دارد، ص۱۴۱.</ref>.


==مباحث اخلاقی [[قرآن]]==
امروزه بسیاری از [[فیلسوفان]] [[اخلاق]] در غرب نیز به اخلاق دینی [[گرایش]] دارند که البته تقریر ایشان از اخلاق دینی با بیان فیلسوفان اخلاق [[مسلمان]] و فلسفه اخلاق قرون وسطی تفاوت‌های جدی دارد؛ زیرا در آن به جای بهره بردن از [[الهیات]] قدیم و [[کتاب مقدس]] از [[تجارب دینی]] استفاده می‌شود و [[انسان‌ها]] بدون واسطه کلیسا و حتی [[پیامبران]] می‌‌توانند با تجارب شخصی و [[عرفانی]] خود با خدا ارتباط داشته باشند و [[ایمان]] به جای [[استوار]] شدن بر پایه‌های [[عقلانی]] بر نوعی شورمندی، خطر کردن و تصمیم‌گیری بدون [[تعقل]] مبتنی شده است<ref>صانع‌پور، مریم، فلسفه اخلاق و دین، ص۹۰-۹۲.</ref>. این امر از پایه‌های «ایمان‌گرایی» است که توضیح بیشتر آن در زیر همان عنوان آمده است<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[اخلاق دینی (مقاله)|مقاله «اخلاق دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۹.</ref>.
[[مسائل اخلاقی]] قرآن در چهار محور اصلی است: مسائل مرتبط با [[خدا]] مانند [[خضوع]] و [[شکر منعم]]، مسائل مرتبط با [[مردم]] مانند تواضع و [[فداکاری]]، مسائل مرتبط با خود انسان مانند [[پاک‌سازی قلب]] و مسائل مرتبط با [[محیط زیست]] مانند [[اسراف]] نکردن و تخریب که این نشان دهنده [[جامعیت]] اخلاق دینی [[اسلامی]] است<ref>اخلاق قرآنی با اخلاق سکولار چه تفاوتی دارد، ص۱۴۱.</ref>.
امروزه بسیاری از [[فیلسوفان]] [[اخلاق]] در غرب نیز به اخلاق دینی [[گرایش]] دارند که البته تقریر ایشان از اخلاق دینی با بیان فیلسوفان اخلاق [[مسلمان]] و [[فلسفه اخلاق]] قرون وسطی تفاوت‌های جدی دارد؛ زیرا در آن به جای بهره بردن از [[الهیات]] قدیم و [[کتاب مقدس]] از [[تجارب دینی]] استفاده می‌شود و [[انسان‌ها]] بدون واسطه [[کلیسا]] و حتی [[پیامبران]] می‌‌توانند با تجارب شخصی و [[عرفانی]] خود با خدا ارتباط داشته باشند و [[ایمان]] به جای [[استوار]] شدن بر پایه‌های [[عقلانی]] بر نوعی شورمندی، خطر کردن و [[تصمیم‌گیری]] بدون [[تعقل]] مبتنی شده است<ref>صانع‌پور، مریم، فلسفه اخلاق و دین، ص۹۰-۹۲.</ref>. این امر از پایه‌های «ایمان‌گرایی» است که توضیح بیشتر آن در زیر همان عنوان آمده است.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[اخلاق دینی (مقاله)|مقاله «اخلاق دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۹.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۳۸: خط ۴۰:


[[رده:دین]]
[[رده:دین]]
[[رده:اخلاق]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۴۳

مقدمه

مسیحیت تا پیش از قرن چهارم میلادی بر تمام تمدن غربی سیطره یافت و این گستردگی فرهنگی نیاز به مجموعه‌ای معقول از اخلاق و امور فرامادی را ضروری و آگوستین در آثار خود مانند «شهر خدا» و «اعترافات» ترکیبی از اخلاق رواقی، فلسفه نوافلاطونی و اصول عقاید مسیحی و یهودی را مطرح کرد و دستورهای مسیحی پایه‌های نظام اخلاقی غرب را تشکیل داد. بیشتر نظریات ارزشی و اخلاقی از تعالیم کتاب مقدس گرفته شده بود و در قرون وسطی غلبه تعالیم مسیحی، نابودی ارزش‌های مکاتب دنیوی و وارستگی از لذات و تعلقات دنیوی مهم‌ترین شاخصه‌های مکاتب اخلاقی بود[۱].

اما عملکرد ریا‌کارانه و منافقانه سران کلیسا، بی‌توجهی به لذات دنیوی، نبود متن وحیانی تحریف ناشده و نبود قوانین اجتماعی جامع در مسیحیت سبب بی‌اعتمادی به دین در پی‌ریزی نظام اخلاقی شد و متفکران عصر رنسانس در پی تدوین اخلاقی بی‌ارتباط با دین بودند و در نتیجه، اخلاق سکولار شکل گرفت؛ ولی باید توجه داشت، انتقادات یادشده تنها به اخلاق مسیحی وارد است و موجب سلب اعتبار از اخلاق اسلامی نمی‌شود که بر اساس وحی تحریف ناشده تدوین شده است.

طبق اخلاق دینی عقل و فطرت انسان گرچه توان فهم کلیات و اصول اخلاقی را دارد، ولی برای تعیین مصادیق و جزئیات آن به راهنمایی دین و وحی نیازمند است که صاحب آنها بر نیازهای فرد و جامعه اشراف داشته، و از آنچه سعادت دنیوی و اخروی انسان را فراهم می‌کند، آگاه است. عقل تمام انسان‌ها به خوبی عدالت حکم می‌کند؛ ولی در اینکه مصادیق این عدالت در جوامع و شرایط مختلف چیست، اختلاف نظر بسیاری وجود دارد و این خود دلیلی بر ناتوانی عقل در تعیین مصادیق است[۲].

اخلاق دینی و عقلی بودن حسن و قبح

عقل عملی یا وجدان گرچه منبع الهی برای فهم خوبی‌ها و بدی‌هاست، اما در عقل عملی نیز مانند عقل نظری خطا رخ می‌دهد، وجدان انسان در بسیاری مواقع فریب خورده، به طور صحیح قضاوت نمی‌کند و با تکرار بدی‌ها و زشتی‌ها رنگ باخته، حساسیت نخستین خود را از دست می‌دهد و حتی به سبب استمرار زشتی ارزش‌ها را ضد ارزش تلقی می‌کند[۳]. از سوی دیگر، عقل انسان خود متواضعانه می‌پذیرد که به جزئیات معاد و سرنوشت ابدی انسان‌ها احاطه ندارد و تنها منبع شناخت در این موضوع وحی مصون از خطا و تحریف است؛ بنابراین، بدون استفاده از وحی پی‌ریزی اخلاق که هدف اصلی آن تأمین سعادت دنیا و آخرت انسان هاست، ممکن‌نیست[۴].

سوء استفاده از اخلاق دینی

ممکن است گفته شود که اخلاق دینی در بوته عمل تجربه مفیدی از خود نشان نداده است و در بسیاری از جوامع دینی نیز شاهد رفتارهای ضداخلاقی و ناشایست هستیم، اما باید به چند نکته توجه داشت:

  1. تنها جوامع دینی که اخلاق دینی در آنها حاکم است، چنین مشکلاتی ندارند و بسیاری از جوامع سکولار نیز از بی‌بندوباری و رفتارهای ضداخلاقی رنج می‌‌برند؛
  2. التزام نداشتن به اخلاق در جوامع دینی تنها نتیجه حاکمیت اخلاق دینی نشانگر ناکارآمدی آن نیست بلکه نتیجه مجموعه عواملی است؛ مانند: نبود شأن اجتماعی و حقوقی برای اخلاق نگاه تک‌بعدی به دین، نداشتن نگاه تکریم‌آمیز به علم اخلاق، حاکمیت علم سکولار و تأثیرات آن در بسیاری از محافل دانشگاهی، وجود بحران سنت و مدرنیته در کشورها و به دنبال آن وجود بحران هویت در جوامع سنتی که بی‌توجهی به مبانی اخلاق دینی را در پی دارد. همچنین، برخی پنداشته‌اند، اخلاق سکولار به علت داشتن مبانی اومانیستی، حق‌مدار و ناظر به حقوق انسان‌هاست؛ در حالی که اخلاق دینی همواره از تکالیف انسان‌ها در برابر خداوند سخن می‌گوید و به حقوق ایشان توجه ندارد.

ولی باید دانست:

  1. حقوق هیچ‌گاه از تکالیف، جدا و اساساً حقوق بدون تکالیف تحقق‌پذیر نیست.
  2. تکالیف اسلام مبتنی بر توجه به مصالح و مفاسد واقعی انسان‌ها و قوانین اخلاق اسلامی هماهنگ با فطرت انسانی و ناظر به نیازهای اصلی اوست و یکی از مهم‌ترین حقوق او یعنی حقِ تعالی و رشد معنوی را تأمین می‌کند. از حقوق فردی و اجتماعی انسان هیچ حقی مهم‌تر از حق صعود ملکوتی او و رسیدن به مرتبه خلافت الهی نیست که با سرنوشت جاودانه او مرتبط است و او برای تحقق این هدف به یک سری برنامه‌های اخلاقی نیاز دارد که اخلاق دینی عهده‌دار بیان آنهاست؛ از این‌رو هیچ تکلیفی گزاف و بدون در نظر گرفتن مبانی هستی‌شناختی و حقوقی وضع نمی‌شود.
  3. در بخش زیادی از فقه و اخلاق اسلامی در کنار توجه به تکالیف، به حقوق افراد توجه شده است[۵].[۶]

مباحث اخلاقی قرآن

مسائل اخلاقی قرآن در چهار محور اصلی است: مسائل مرتبط با خدا مانند خضوع و شکر منعم، مسائل مرتبط با مردم مانند تواضع و فداکاری، مسائل مرتبط با خود انسان مانند پاک‌سازی قلب و مسائل مرتبط با محیط زیست مانند اسراف نکردن و تخریب که این نشان دهنده جامعیت اخلاق دینی اسلامی است[۷].

امروزه بسیاری از فیلسوفان اخلاق در غرب نیز به اخلاق دینی گرایش دارند که البته تقریر ایشان از اخلاق دینی با بیان فیلسوفان اخلاق مسلمان و فلسفه اخلاق قرون وسطی تفاوت‌های جدی دارد؛ زیرا در آن به جای بهره بردن از الهیات قدیم و کتاب مقدس از تجارب دینی استفاده می‌شود و انسان‌ها بدون واسطه کلیسا و حتی پیامبران می‌‌توانند با تجارب شخصی و عرفانی خود با خدا ارتباط داشته باشند و ایمان به جای استوار شدن بر پایه‌های عقلانی بر نوعی شورمندی، خطر کردن و تصمیم‌گیری بدون تعقل مبتنی شده است[۸]. این امر از پایه‌های «ایمان‌گرایی» است که توضیح بیشتر آن در زیر همان عنوان آمده است[۹].

منابع

پانویس

  1. صانع پور، مریم، فلسفه اخلاق و دین، ص۱۷-۲۵.
  2. محمدی، عبدالله، مقاله «اخلاق دینی»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۵۷.
  3. رضایی، حسن‌رضا، اخلاق قرآنی با اخلاق سکولار چه تفاوتی دارد؟ ص۱۳۸.
  4. محمدی، عبدالله، مقاله «اخلاق دینی»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۵۸.
  5. خسروپناه، عبد الحسین، کلام جدید، ص۴۵۱-۴۵۲.
  6. محمدی، عبدالله، مقاله «اخلاق دینی»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۵۸.
  7. اخلاق قرآنی با اخلاق سکولار چه تفاوتی دارد، ص۱۴۱.
  8. صانع‌پور، مریم، فلسفه اخلاق و دین، ص۹۰-۹۲.
  9. محمدی، عبدالله، مقاله «اخلاق دینی»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۵۹.