ام القری در قرآن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==جغرافیای | == جغرافیای ام القری، در سورههای مبارکه انعام و شوری == | ||
#{{متن قرآن|وَهَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ}}<ref>«و این کتاب خجستهای است که آن را فرو فرستادهایم، آنچه را پیش از آن بوده است راست میشمارد و تا (مردم) «مادر شهر» (مکّه) و مردم پیرامون آن را بیمدهی و مؤمنان به جهان واپسین، بدان ایمان میآورند و بر نماز خویش، نگهداشت دارند» سوره انعام، آیه ۹۲.</ref>. | # {{متن قرآن|وَهَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ}}<ref>«و این کتاب خجستهای است که آن را فرو فرستادهایم، آنچه را پیش از آن بوده است راست میشمارد و تا (مردم) «مادر شهر» (مکّه) و مردم پیرامون آن را بیمدهی و مؤمنان به جهان واپسین، بدان ایمان میآورند و بر نماز خویش، نگهداشت دارند» سوره انعام، آیه ۹۲.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ}}<ref>«و بدینگونه ما به تو قرآنی عربی وحی کردیم تا (مردم) امّ القری و پیرامون آن را بیم دهی و (نیز) از روز گرد آمدن (همگان در رستخیز) که تردیدی در آن نیست بیم دهی» سوره شوری، آیه ۷.</ref>. | # {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ}}<ref>«و بدینگونه ما به تو قرآنی عربی وحی کردیم تا (مردم) امّ القری و پیرامون آن را بیم دهی و (نیز) از روز گرد آمدن (همگان در رستخیز) که تردیدی در آن نیست بیم دهی» سوره شوری، آیه ۷.</ref>. | ||
واژه {{متن قرآن|أُمَّ الْقُرَى}}، دو بار در [[قرآن]]، در [[آیه]] ۹۲ [[سوره مبارکه انعام]] و آیه ۷ [[سوره شوری]] بیان شده است. | |||
ابتدا به توضیح و تبیین این ترکیب {{متن قرآن|أُمَّ الْقُرَى}} با استفاده از [[قاموس قرآن]] میپردازیم: | ابتدا به توضیح و تبیین این ترکیب {{متن قرآن|أُمَّ الْقُرَى}} با استفاده از [[قاموس قرآن]] میپردازیم: | ||
#اُم، به معنی مادر و پایه هر چیز، که چیزهای دیگر، به آن منضم شود. معظم چیزها مانند {{عربی|اُم النجوم}}، یعنی کهکشان - قاموس، مفردات - در [[حدیث]] آمده، از خمر بپرهیزید که، {{عربی|اُم الخبائث}}است. نهایه. به جرئت میتوان گفت، که {{عربی|اُم}} مشترک [[معنوی]] است و معنی جامع آن، همان اصل و پایه است، النهایه استعمال آن، در مادر [[حقیقی]] به قدری [[شهرت]] دارد، که احتمال داده میشود، در واژه مادر، [[حقیقت]] و در معانی دیگر مجاز است. | # اُم، به معنی مادر و پایه هر چیز، که چیزهای دیگر، به آن منضم شود. معظم چیزها مانند {{عربی|اُم النجوم}}، یعنی کهکشان - قاموس، مفردات - در [[حدیث]] آمده، از خمر بپرهیزید که، {{عربی|اُم الخبائث}} است. نهایه. به جرئت میتوان گفت، که {{عربی|اُم}} مشترک [[معنوی]] است و معنی جامع آن، همان اصل و پایه است، النهایه استعمال آن، در مادر [[حقیقی]] به قدری [[شهرت]] دارد، که احتمال داده میشود، در واژه مادر، [[حقیقت]] و در معانی دیگر مجاز است. | ||
#در ترجمه مفردات راغب اصفهانی، نیز در معنی ام<ref>ترجمه مفردات راغب اصفهانی، ج۱، ص۸۰.</ref> مینویسد: | # در ترجمه مفردات راغب اصفهانی، نیز در معنی ام<ref>ترجمه مفردات راغب اصفهانی، ج۱، ص۸۰.</ref> مینویسد: | ||
«الاُم، | «الاُم، مادر، برابر آب یعنی پدر. اُم، به مادر واقعی و نسبی و همین طور، به مادر بزرگ، در گذشته دُور، هم اطلاق میشده، از این رو /[[حوا]] گر چه بین ما و او قرنهای دور فاصله است، او را مادر خطاب میکنند و همچنین، به هر چه که اصل و ریشه چیزی باشد، یا او را [[تربیت]] و [[اصلاح]] کرده باشد، یا مبدأ و سرآغاز چیزی باشد: ام گویند. | ||
[[خلیل بن احمد]] گوید: به هر چیزی که ضمائم و پیوستههای بعدی و آیندهاش، به او مربوط باشد و به آن منضم شود؛ ام گویند»<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۰۷.</ref>. | |||
==[[ | == موارد کاربرد ام، در [[کلام خداوند]] == | ||
# اُم به معنای معظم شیء و مرکز آن، مثل [[آیه مبارکه]] {{متن قرآن|أُمَّ الْقُرَى}} که به [[مکه معظمه]] گفته میشود: {{متن قرآن|لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا}} [[آیه]] ۹۲ [[سوره مبارکه انعام]]، که مورد بحث این گفتار است. | |||
# به معنی مادر [[حقیقی]]، نظیر آیه ۷ [[سوره مبارکه قصص]]، که میفرماید: {{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ}}<ref>«و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده» سوره قصص، آیه ۷.</ref> و در پایان ام به معنی اصل و پایه، که در زیر، به آن اشاره میشود. | |||
# ام به معنی اصل و پایه هر چیز {{متن قرآن|أُمُّ الْكِتَابِ}} در آیه ۷ [[سوره آل عمران]]: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ...}}<ref>«اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (استوار یک رویه)اند، که بنیاد این کتاباند» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref>.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۰۸.</ref> | |||
== القری، یعنی چه؟ == | |||
در واژه مرکب مورد تحقیق، دو کلمه مفرد وجود دارد؛ که ما بخش اول آن را، که ام/ باشد توضیح دادیم، اکنون ببینیم بخش دوم آن، که القری است، به چه مفهومی است. | در واژه مرکب مورد تحقیق، دو کلمه مفرد وجود دارد؛ که ما بخش اول آن را، که ام/ باشد توضیح دادیم، اکنون ببینیم بخش دوم آن، که القری است، به چه مفهومی است. | ||
برخی از | |||
برخی از پژوهشگران، در توضیح [[قری]] مرقوم داشته، این واژه جمع قریه است و به معنی دهها و [[شهرها]] است، اما از آنجا، که قریه یک واژه عربی و بهویژه، در بحث ما، یک واژه [[قرآنی]] است؛ لازم است، به معنی و کاربرد آن کلمه، از دیدگاه فرهنگ قرآنی، توجه نماییم؛ لذا به منظور رسیدن، به این [[هدف]]، به [[قاموس قرآن]]، جهت معنی و کاربرد قرآنی آن، به این کتاب رجوع میکنیم، تا به نتیجه مطلوب برسیم. | |||
قاموس، در توضیح واژه قریه، به راغب اصفهانی، استناد نموده و مینویسد: «قریه نام مکانی است، که [[مردم]]، در آنجا جمع شوند، به مردم نیز، قریه میگویند و در هر دو معنی استعمال میشود و درباره {{متن قرآن|وَاسْأَلِ الْقَرْيَةَ}}<ref>«و از (مردم) شهری که در آن بودیم و از کاروانیانی که با آنها (به اینجا) روی آوردهایم بپرس و بیگمان ما راستگوییم» سوره یوسف، آیه ۸۲.</ref>. | قاموس، در توضیح واژه قریه، به راغب اصفهانی، استناد نموده و مینویسد: «قریه نام مکانی است، که [[مردم]]، در آنجا جمع شوند، به مردم نیز، قریه میگویند و در هر دو معنی استعمال میشود و درباره {{متن قرآن|وَاسْأَلِ الْقَرْيَةَ}}<ref>«و از (مردم) شهری که در آن بودیم و از کاروانیانی که با آنها (به اینجا) روی آوردهایم بپرس و بیگمان ما راستگوییم» سوره یوسف، آیه ۸۲.</ref>. | ||
بسیاری از [[مفسرین]] گفتهاند: مراد، از قریه و [[قری]] مردمانند و از [[علی بن الحسین]]{{ع}} نقل کردهاند که فرمود: غرض از القری رجال قصد شده است. المنار، قول راغب را نقل کرده و رد نمیکند». | |||
[[زمخشری]]، در مجمع فرماید: قریه زمینی است، دارای [[خانه]] بسیار، اصل آن، از قری، به معنی جمع است: {{عربی|قربت الماء فی الحوض}} یعنی آب را در حوض جمع کردم و نیز گفته: قریه، بلده و [[مدینه]]، نظیر هماند. | |||
برخی از علما<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۵، ص۳۴۵.</ref> در معنی قریه مینویسند: در [[زبان قرآن]]، قریه، به معنی هر گونه آبادی است، اعم از این که [[شهر]] بزرگ باشد، یا کوچک و یا روستا، مثلاً در [[سوره یوسف]]، از زبان [[برادران]] و در مقابل پدر، چنین میخوانیم: {{متن قرآن|وَاسْأَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيهَا}}<ref>«و از (مردم) شهری که در آن بودیم و از کاروانیانی که با آنها (به اینجا) روی آوردهایم بپرس و بیگمان ما راستگوییم» سوره یوسف، آیه ۸۲.</ref> و میدانیم، این که، این سخن را پس از بازگشت، از پایتخت [[مصر]] و ماجرای توقیف [[برادر]] آنها، «[[بنیامین]]» از طرف دستگاه عزیز مصر بوده است و همچنین، در [[آیه]] ۹۶ [[سوره اعراف]] میخوانیم: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکتهایی میگشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه میکردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>. | |||
[[ | |||
بدیهی است؛ منظور در اینجا خصوص روستاها نیست، بلکه همه نقاط مسکونی [[جهان]] را شامل میشود. | |||
با | |||
با توجه به آنچه ملاحظه فرمودید؛ واژه قریه ممکن است به معنی روستا، [[شهر]] و [[مردم]] در یک مکان باشد: علی هذا، باید با قرینه فهمید که آیا منظور، از قریه در یک عبارت، یا [[آیه]]، مراد شهر است، یا ده؟<ref>قاموس قرآن.</ref>. | |||
در، [[تفسیر نمونه]]، {{متن قرآن|أُمَّ الْقُرَى}} را در آیه مورد پژوهش، [[مکه]] ترجمه نموده است، حال این سوال پیش میآید، که چرا مکه را {{متن قرآن|أُمَّ الْقُرَى}} میگویند؟ | |||
از [[علما]]، همین پاسخ را، در تفسیر نمونه<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۳۵۷.</ref>، به خوبی بیان فرمودهاند: «[[ام القری]]، که یکی از نامهای مکه است، از دو واژه ترکیب یافتهام که در اصل به معنی اساس و ابتدا و آغاز هر چیزی است و [[قری]] که جمع قریه است و به معنی هر گونه آبادی در شهر است. اعم از شهرهای بزرگ و کوچک، یا روستاها و شواهد زیادی نیز در [[قرآن]] بر این معنی وجود دارد»<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۰۸.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۲۰
جغرافیای ام القری، در سورههای مبارکه انعام و شوری
- ﴿وَهَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ﴾[۱].
- ﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ﴾[۲].
واژه ﴿أُمَّ الْقُرَى﴾، دو بار در قرآن، در آیه ۹۲ سوره مبارکه انعام و آیه ۷ سوره شوری بیان شده است.
ابتدا به توضیح و تبیین این ترکیب ﴿أُمَّ الْقُرَى﴾ با استفاده از قاموس قرآن میپردازیم:
- اُم، به معنی مادر و پایه هر چیز، که چیزهای دیگر، به آن منضم شود. معظم چیزها مانند اُم النجوم، یعنی کهکشان - قاموس، مفردات - در حدیث آمده، از خمر بپرهیزید که، اُم الخبائث است. نهایه. به جرئت میتوان گفت، که اُم مشترک معنوی است و معنی جامع آن، همان اصل و پایه است، النهایه استعمال آن، در مادر حقیقی به قدری شهرت دارد، که احتمال داده میشود، در واژه مادر، حقیقت و در معانی دیگر مجاز است.
- در ترجمه مفردات راغب اصفهانی، نیز در معنی ام[۳] مینویسد:
«الاُم، مادر، برابر آب یعنی پدر. اُم، به مادر واقعی و نسبی و همین طور، به مادر بزرگ، در گذشته دُور، هم اطلاق میشده، از این رو /حوا گر چه بین ما و او قرنهای دور فاصله است، او را مادر خطاب میکنند و همچنین، به هر چه که اصل و ریشه چیزی باشد، یا او را تربیت و اصلاح کرده باشد، یا مبدأ و سرآغاز چیزی باشد: ام گویند.
خلیل بن احمد گوید: به هر چیزی که ضمائم و پیوستههای بعدی و آیندهاش، به او مربوط باشد و به آن منضم شود؛ ام گویند»[۴].
موارد کاربرد ام، در کلام خداوند
- اُم به معنای معظم شیء و مرکز آن، مثل آیه مبارکه ﴿أُمَّ الْقُرَى﴾ که به مکه معظمه گفته میشود: ﴿لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا﴾ آیه ۹۲ سوره مبارکه انعام، که مورد بحث این گفتار است.
- به معنی مادر حقیقی، نظیر آیه ۷ سوره مبارکه قصص، که میفرماید: ﴿وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ﴾[۵] و در پایان ام به معنی اصل و پایه، که در زیر، به آن اشاره میشود.
- ام به معنی اصل و پایه هر چیز ﴿أُمُّ الْكِتَابِ﴾ در آیه ۷ سوره آل عمران: ﴿هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ...﴾[۶].[۷]
القری، یعنی چه؟
در واژه مرکب مورد تحقیق، دو کلمه مفرد وجود دارد؛ که ما بخش اول آن را، که ام/ باشد توضیح دادیم، اکنون ببینیم بخش دوم آن، که القری است، به چه مفهومی است.
برخی از پژوهشگران، در توضیح قری مرقوم داشته، این واژه جمع قریه است و به معنی دهها و شهرها است، اما از آنجا، که قریه یک واژه عربی و بهویژه، در بحث ما، یک واژه قرآنی است؛ لازم است، به معنی و کاربرد آن کلمه، از دیدگاه فرهنگ قرآنی، توجه نماییم؛ لذا به منظور رسیدن، به این هدف، به قاموس قرآن، جهت معنی و کاربرد قرآنی آن، به این کتاب رجوع میکنیم، تا به نتیجه مطلوب برسیم.
قاموس، در توضیح واژه قریه، به راغب اصفهانی، استناد نموده و مینویسد: «قریه نام مکانی است، که مردم، در آنجا جمع شوند، به مردم نیز، قریه میگویند و در هر دو معنی استعمال میشود و درباره ﴿وَاسْأَلِ الْقَرْيَةَ﴾[۸].
بسیاری از مفسرین گفتهاند: مراد، از قریه و قری مردمانند و از علی بن الحسین(ع) نقل کردهاند که فرمود: غرض از القری رجال قصد شده است. المنار، قول راغب را نقل کرده و رد نمیکند».
زمخشری، در مجمع فرماید: قریه زمینی است، دارای خانه بسیار، اصل آن، از قری، به معنی جمع است: قربت الماء فی الحوض یعنی آب را در حوض جمع کردم و نیز گفته: قریه، بلده و مدینه، نظیر هماند.
برخی از علما[۹] در معنی قریه مینویسند: در زبان قرآن، قریه، به معنی هر گونه آبادی است، اعم از این که شهر بزرگ باشد، یا کوچک و یا روستا، مثلاً در سوره یوسف، از زبان برادران و در مقابل پدر، چنین میخوانیم: ﴿وَاسْأَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيهَا﴾[۱۰] و میدانیم، این که، این سخن را پس از بازگشت، از پایتخت مصر و ماجرای توقیف برادر آنها، «بنیامین» از طرف دستگاه عزیز مصر بوده است و همچنین، در آیه ۹۶ سوره اعراف میخوانیم: ﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ﴾[۱۱].
بدیهی است؛ منظور در اینجا خصوص روستاها نیست، بلکه همه نقاط مسکونی جهان را شامل میشود. با توجه به آنچه ملاحظه فرمودید؛ واژه قریه ممکن است به معنی روستا، شهر و مردم در یک مکان باشد: علی هذا، باید با قرینه فهمید که آیا منظور، از قریه در یک عبارت، یا آیه، مراد شهر است، یا ده؟[۱۲]. در، تفسیر نمونه، ﴿أُمَّ الْقُرَى﴾ را در آیه مورد پژوهش، مکه ترجمه نموده است، حال این سوال پیش میآید، که چرا مکه را ﴿أُمَّ الْقُرَى﴾ میگویند؟
از علما، همین پاسخ را، در تفسیر نمونه[۱۳]، به خوبی بیان فرمودهاند: «ام القری، که یکی از نامهای مکه است، از دو واژه ترکیب یافتهام که در اصل به معنی اساس و ابتدا و آغاز هر چیزی است و قری که جمع قریه است و به معنی هر گونه آبادی در شهر است. اعم از شهرهای بزرگ و کوچک، یا روستاها و شواهد زیادی نیز در قرآن بر این معنی وجود دارد»[۱۴].
منابع
پانویس
- ↑ «و این کتاب خجستهای است که آن را فرو فرستادهایم، آنچه را پیش از آن بوده است راست میشمارد و تا (مردم) «مادر شهر» (مکّه) و مردم پیرامون آن را بیمدهی و مؤمنان به جهان واپسین، بدان ایمان میآورند و بر نماز خویش، نگهداشت دارند» سوره انعام، آیه ۹۲.
- ↑ «و بدینگونه ما به تو قرآنی عربی وحی کردیم تا (مردم) امّ القری و پیرامون آن را بیم دهی و (نیز) از روز گرد آمدن (همگان در رستخیز) که تردیدی در آن نیست بیم دهی» سوره شوری، آیه ۷.
- ↑ ترجمه مفردات راغب اصفهانی، ج۱، ص۸۰.
- ↑ عرب، محمد حسن، دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید، ص ۱۰۷.
- ↑ «و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده» سوره قصص، آیه ۷.
- ↑ «اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (استوار یک رویه)اند، که بنیاد این کتاباند» سوره آل عمران، آیه ۷.
- ↑ عرب، محمد حسن، دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید، ص ۱۰۸.
- ↑ «و از (مردم) شهری که در آن بودیم و از کاروانیانی که با آنها (به اینجا) روی آوردهایم بپرس و بیگمان ما راستگوییم» سوره یوسف، آیه ۸۲.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۵، ص۳۴۵.
- ↑ «و از (مردم) شهری که در آن بودیم و از کاروانیانی که با آنها (به اینجا) روی آوردهایم بپرس و بیگمان ما راستگوییم» سوره یوسف، آیه ۸۲.
- ↑ «و اگر مردم آن شهرها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکتهایی میگشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه میکردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.
- ↑ قاموس قرآن.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۳۵۷.
- ↑ عرب، محمد حسن، دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید، ص ۱۰۸.