اخلاق: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۵۹: خط ۵۹:
* [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
* [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
* [[پرونده:1379218.jpg|22px]] [[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|'''مکارم اخلاق در صحیفه''']]
* [[پرونده:1379218.jpg|22px]] [[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|'''مکارم اخلاق در صحیفه''']]
* [[پرونده:1100246.jpg|22px]] [[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|'''اخلاق الاهی ج۱''']]


==پانویس==
==پانویس==

نسخهٔ ‏۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۵:۱۴

متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
مدخل‌های وابسته به این بحث:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل اخلاق (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

اخلاق جمعِ خُلق است، یعنی روش، رفتار و خصلت. رفتار هر شخص ریشه در خصلت‌های درونی او دارد و رذایل اخلاقی یا فضایل اخلاقی در حالات بیرونی و رفتاری او آشکار می‌‌شود. در "علم اخلاق" از صفات نیک و بد بحث می‌شود و به دو بخش تقسیم می‌گردد: اخلاق نظری و اخلاق عملی. در اخلاق نظری صفات نیک و بد شناسایی و معرّفی می‌‌شود. در اخلاق عملی راه تهذیب نفس و رسیدن به کمالات انسانی مطرح می‌‌شود. موضوعاتی از قبیل: حسد، ریا، تکبّر، غفلت، دروغ، حبّ دنیا، هوای نفس، غضب، از رذایل اخلاقی به شمار می‌‌رود و اوصافی مانند صبر، حلم، یقین، توکّل، اخلاص، شجاعت، جود، عفو و حسن خلق از فضایل محسوب می‌شود. اخلاق نیکو انسان را به خدا نزدیک می‌سازد و رذایل اخلاقی سبب رفتن به دوزخ می‌گردد. در این موضوع، کتاب‌های بسیاری نوشته شده و یکی از سودمندترین و کاربردی‌ترین دانش‌هاست و بخش عظیمی از آیات قرآن و روایات درباره موضوعات اخلاقی است. از سوی دیگر، "اخلاق" به رفتار پسندیده گفته می‌شود و در منابع دینی از "حُسن خلق" و اخلاق نیکو بسیار ستایش شده و آنان که خوش اخلاق‌اند، نزد خدا مقرّب‌ترند. پیامبر خدا(ص) بعثت خود را برای تکمیل مکارم اخلاق معرفی کرده است «بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ» و خودش بهترین اخلاق را داشته است. قرآن کریم، اخلاق او را ستوده و اخلاق عظیمی شمرده است ﴿وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ[۱]. اخلاق پسندیده آن حضرت، یکی از عوامل محبوبیت او و موفقیت در دعوت مردم به دین خدا بود[۲].

معنای اخلاق

ملکه چیست؟

  • انسان همان طور که دارای صورتی مُلکی و دنیایی است، یک صورت و شکل ملکوتی غیبی هم دارد[۳۴]. به تعبیر دیگر، انسان دارای جسم و روح است و روح انسان دارای دو گونه حالت است: حالت‌های زودگذر و ناپایدار و حالت‌های مانا و پایدار. حالت‌های زودگذر مثل حالت‌هایی که تحت تأثیر عواملی چون صحنه‌های هیجانی و مواعظ بلیغ به طور دفعی در انسان پیدا می‌شود و اگر برای تثبیت آنها در میدان عمل اقدامی نشود، پس از دور شدن از حوزه تأثیر آن عوامل، به تدریج کمرنگ شده و در یک دورة کوتاه زمانی از بین می‌روند.
  • حالت‌های پایدار مثل حالت‌هایی که به مرور زمان و در پی تمرین و تکرار فراوان در نفس انسان نقش می‌بندند؛ برای نمونه، انسان وقتی در صحنه درگیری قرار می‌گیرد و اقدام‌های شجاعانه شیردلان را می‌بیند، در یک فرایند سریع هیجانی، ترس را فراموش می‌کند و چه بسا به اقدامی شجاعانه مبادرت ورزد؛ ولی هنگامی که از آن میدان فاصله بگیرد و هیجان‌های ناشی از آن فروکش کند، به حال عادی برمی‌گردد و توانایی آن قبیل اقدام‌ها را از دست می‌دهد؛ چراکه شجاعت در نفس أو رخنه نکرده و جایگاه ثابتی پیدا نکرده است. این شجاعت زودگذر در اصطلاح اخلاق، حال نامیده می‌شود و ممکن است در موقعیت‌های ویژه‌ای منشأ صدور کاری شود؛ ولی کسی که در زمانی طولانی، بارها به قلب خطر تاخته و با تکرار و تمرین فراوان ترس خود را مهار کرده، برای آنکه با خطر مواجه شود و اقدامی شجاعانه کند، نه به فکر و تأمل نیازمند است، نه به عاملی خارجی؛ چراکه شجاعت در جان او استوار و نهادینه شده است. این شجاعت نهادینه شده در اصطلاح، ملکه نفسانی نامیده می‌شود. این ملکه نفسانی همان چیزی است که از آن به خُلق، خوی و سجیه تعبیر می‌شود. به همین دلیل برخی از دانشمندان اخلاق، خُلق را به حالت نفسانی[۳۵] و برخی به هیئت ثابت در نفس[۳۶]، تعریف کرده‌اند.
  • نکته‌ای که نباید از نظر دور داشت، اینکه هرچند ملکات و صفت‌های پایدار نفسانی خاستگاه رفتار آدمی است، وجود ملکه در نفس آدمی مستلزم این نیست که انسان بدون هیچ تخلفی فعل مناسب با آن را انجام دهد؛ زیرا بسا کسانی که با وجود ملکه به خاطر عوامل خارجی، از انجام فعل مناسب آن ناتوان‌اند؛ مثل سخاوتمندی که بر اثر فقر، توانایی بخشش ندارد و شجاعی که به خاطر ملاحظه‌های انسانی از ورود به صحنه نبرد باز میایستد. امام حسن مجتبی(ع) با آنکه بی‌شک شجاع‌ترین انسان زمان خویش بود، در پی حفظ جهان اسلام از تفرقه، از جنگ بازایستاد و با معاویه مصالحه کرد. در کنار این اصل باید توجه داشت که تمامی کارهای انسان ناشی از اخلاق و ملکه‌های نفسانی او نیست؛ زیرا بسا کسانی که بدون برخورداری از ملکه‌ای نفسانی به انگیزه‌های ویژه‌ای، کار مناسب آن را انجام می‌دهند؛ مثل بخیلی که برای کسب شهرت، بذل و بخشش می‌کند و ترسویی که برای پرهیز از بدنامی، اقدامی شجاعانه می‌کند[۳۷][۳۸].

اخلاق اجتماعی

دانش اخلاق

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. «و به راستی تو را خویی است سترگ» سوره قلم، آیه ۴.
  2. محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۲۱.
  3. ابن‌منظور، لسان العرب، ج۱۰، ص۸۷.
  4. سید عبدالله شبر، الاخلاق، ص۱۰؛ راغب اصفهانی، المفردات، ص۲۹۶.
  5. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱.
  6. محمدمهدی نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۲۶.
  7. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱.
  8. ر.ک: سفینة البحار، ج۲، ص۶۷۶؛ مفردات، ص۱۵۹.
  9. محمدعلی جزایری، دروس اخلاق اسلامی، ص۵؛ محمد رضا مهدوی کنی، نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، ص۱۳.
  10. علی قائمی، اخلاق و معاشرت در اسلام، ص۳۱.
  11. مجتبی مصباح، فلسفه اخلاق، ص۱۶.
  12. فخرالدین رازی، جامع العلوم، ص۲۰۱.
  13. عبدالرزاق لاهیجی، گوهر مراد، ص۴۸۵.
  14. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۲۵.
  15. علی اصغر حلبی، تاریخ تمدن در اسلام، ص۱۷۸.
  16. محمد تقی مصباح یزدی، فلسفه اخلاق، تحقیق و نگارش احمد حسین شریفی، ص۱۴.
  17. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۶۷، ص۳۷۲.
  18. محمد علی سادات، اخلاق اسلامی، ص۸.
  19. سید حسن هاشمی، اخلاق در نهج البلاغه، ص۲۹.
  20. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۲۶.
  21. نجمه کیخا، مناسبات اخلاق و سیاست در اندیشه اسلامی، ص۲۶.
  22. علی قائمی، اخلاق و معاشرت در اسلام، ص۲۶.
  23. اخلاق در نهج‌البلاغه، ص۲۴.
  24. محمد علی سادات، اخلاق اسلامی، ص۲۴.
  25. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۲۷.
  26. احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی، اخلاق اسلامی، ویراست دوم، ص۲۳۵.
  27. کارل الکسیس، نیایش (بخش مقدمه)، مقدمه و ترجمه محمد تقی شریعتی، ص۲۸.
  28. ویلیام جیمز، دین و روان، ترجمه مهدی قائینی، ص۸-۹.
  29. احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی، ص۲۲-۲۳.
  30. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۲۸.
  31. ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ج۱، ص۱۹.
  32. ناصر مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ج۱، ص۱۹.
  33. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱.
  34. سید روح الله الموسوی خمینی، چهل حدیث، ص۱۳.
  35. احمد بن محمد بن یعقوب عسکریه، تهذیب الاخلاق، ص۵۱.
  36. محمد بن مرتضی فیض کاشانی، الحقایق فی محاسن الأخلاق، ص۵۴.
  37. ر.ک: محمد بن مرتضی فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الأحیاء، ج۵، ص۹۵.
  38. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱.