فاطمه بنت اسد: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۴: خط ۴:
==مقدمه==
==مقدمه==
* [[فاطمه]] دختر اسد، [[فرزند]] [[هاشم بن عبدمناف]]، [[مادر امام علی]]{{ع}} و [[همسر]] [[ابوطالب]] است. فرزندانش طالب، [[عقیل]]، [[جعفر]] و [[علی]]{{ع}} و دخترانش جمانه و [[فاخته]] بودند. او تنها زنی است که در [[خانه]] [[کعبه]] [[فرزند]] به [[دنیا]] آورد. نیز پس از [[خدیجه]]{{س}} دومین زنی است که [[اسلام]] آورد و نخستین زنی است که به [[مدینه]] [[هجرت]] کرد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پس از [[وفات]] [[عبدالمطلب]]، در سن هشت سالگی، در منزل [[ابوطالب]] سکنا گزید. [[ابوطالب]] مراعات همه‌ جانبه او را می‌کرد و فاطمه بنت اسد در گرامی‌داشت او با [[ابوطالب]] مشارکت می‌جست و [[پیامبر]] را در [[مهرورزی]] بر [[فرزندان]] خود مقدم می‌داشت. [[پیامبر]] در [[ارتباط]] با [[رفتار]] [[فاطمه]] با خود فرمود: او، پس از [[ابوطالب]]، [[بهترین]] [[مردمان]] از نظر [[رفتار]] با من بود. او [[مادر]] دیگر من پس از مادرم بود. [[ابوطالب]] بر من [[نیکی]] می‌کرد و [[فاطمه]] ما را بر سر طعامی که تهیه دیده بود، می‌نشاند و سهم مرا از بقیه بیشتر می‌داد.
* [[فاطمه]] دختر اسد، [[فرزند]] [[هاشم بن عبدمناف]]، [[مادر امام علی]]{{ع}} و [[همسر]] [[ابوطالب]] است. فرزندانش طالب، [[عقیل]]، [[جعفر]] و [[علی]]{{ع}} و دخترانش جمانه و [[فاخته]] بودند. او تنها زنی است که در [[خانه]] [[کعبه]] [[فرزند]] به [[دنیا]] آورد. نیز پس از [[خدیجه]]{{س}} دومین زنی است که [[اسلام]] آورد و نخستین زنی است که به [[مدینه]] [[هجرت]] کرد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پس از [[وفات]] [[عبدالمطلب]]، در سن هشت سالگی، در منزل [[ابوطالب]] سکنا گزید. [[ابوطالب]] مراعات همه‌ جانبه او را می‌کرد و فاطمه بنت اسد در گرامی‌داشت او با [[ابوطالب]] مشارکت می‌جست و [[پیامبر]] را در [[مهرورزی]] بر [[فرزندان]] خود مقدم می‌داشت. [[پیامبر]] در [[ارتباط]] با [[رفتار]] [[فاطمه]] با خود فرمود: او، پس از [[ابوطالب]]، [[بهترین]] [[مردمان]] از نظر [[رفتار]] با من بود. او [[مادر]] دیگر من پس از مادرم بود. [[ابوطالب]] بر من [[نیکی]] می‌کرد و [[فاطمه]] ما را بر سر طعامی که تهیه دیده بود، می‌نشاند و سهم مرا از بقیه بیشتر می‌داد.
*[[مادر امام علی]]{{ع}}، [[فاطمه]]، دختر [[اسد بن هاشم بن عبد مناف]] است. او اولین [[زن]] [[هاشمی]] بود که از مردی [[هاشمی]] فرزنددار شد. وی [[مسلمان]] و جزء اولین گروهی بود که به [[مدینه]] [[هجرت]] کردند <ref>الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۱۰۸۹؛ موسوعة التاریخ الاسلامی، یوسفی غروی، ج۱، ص۷۴۸.</ref>.
*[[فاطمه بنت اسد]] مدتی [[تربیت رسول خدا]] را به عهده داشت و برای ایشان مانند [[مادر]] بود. [[رسول خدا]]{{صل}} نیز [[محبت]] و علاقه زیادی به [[فاطمه]] داشت و بسیار به او [[احترام]] می‌گذاشت و زمانی که او از [[دنیا]] رفت آن [[حضرت]]{{صل}} فرمود: "امروز مادرم از [[دنیا]] رفت". [[پیامبر]]{{صل}} او را در پیراهن خود [[کفن]] کرد و خود او را در [[قبر]] قرار داد و لحد او را چید. همراهان به ایشان گفتند: یا [[رسول الله]] برای او [[بی‌تابی]] می‌کنید. ایشان فرمود: "او [[مادر]] من بود؛ او حتی اگر فرزندانش گرسنه بودند مرا [[سیر]] می‌کرد"<ref>تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۱۴؛ کشف الغمه، ابن ابی الفتح الاربلی، ج۱، ص۶۰؛ الفصول المهمه، ابن صباغ مالکی، ج۱، ص۱۷۷؛ تاریخ تحقیقی اسلام، یوسفی غروی (ترجمه: حسین علی عربی)، ج۱، ص۳۴۳.</ref>.<ref>[[ حبیب عباسی| عباسی، حبیب]]، [[علی بن ابی‌طالب (مقاله)| مقاله «علی بن ابی‌طالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۲۲.</ref>


==ولادت فرزندش در [[کعبه]]==
==ولادت فرزندش در [[کعبه]]==

نسخهٔ ‏۲۳ اوت ۲۰۲۰، ساعت ۰۹:۰۰


مقدمه

ولادت فرزندش در کعبه

مادر امام علی در دانشنامه امیرالمؤمنین

پس پیامبر(ص) به او فرمود: "اگر چنین کنی، خداوند در برابر هر عضو او، عضوی از تو را از آتش می‌رهانَد". پس چون بیمار شد، پیامبر خدا را وصی خود قرار داد و از او خواست که خادمش را آزاد کند و زبانش بند آمد. پس با اشاره به پیامبر خدا وصیت کرد و ایشان هم وصیتش را پذیرفت.

پیامبر خدا فرمود: "و نیز مادر من، به خدا سوگند!" و شتابان برخاست و به درون خانه آمد. پس به او نگریست و گریست. سپس به زنان فرمان داد تا غسلش دهند و فرمود: "هنگامی که [از کار غسل‌] فارغ شدید، پیش از آگاه کردن من، کاری نکنید". پس چون فارغ شدند، به ایشان خبر دادند. پیامبر(ص)، پیراهن زیرینش را به آنان داد و فرمان داد که او را در آن کفن کنند و به مسلمانان گفت: "هرگاه دیدید من کاری کردم که پیش از این نکرده بودم، از من بپرسید: چرا آن را کردی؟". پس چون زنان از غسل و کفن او فارغ شدند، پیامبر(ص) به درون آمد و جنازه او را بر دوش خود حمل کرد و پیوسته زیر جنازه‌اش بود تا بر سرِ قبرش آورد. سپس آن را بر زمین نهاد و به درون قبر رفت و در آن به پهلو خوابید. سپس برخاست و او را بر دستانش گرفت و در قبر گذاشت. سپس مدتی دراز خم شد و با او زمزمه کرد...[۷][۸].

پرسش‌های وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۱۰۸۹؛ موسوعة التاریخ الاسلامی، یوسفی غروی، ج۱، ص۷۴۸.
  2. تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۱۴؛ کشف الغمه، ابن ابی الفتح الاربلی، ج۱، ص۶۰؛ الفصول المهمه، ابن صباغ مالکی، ج۱، ص۱۷۷؛ تاریخ تحقیقی اسلام، یوسفی غروی (ترجمه: حسین علی عربی)، ج۱، ص۳۴۳.
  3. عباسی، حبیب، مقاله «علی بن ابی‌طالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص:۱۲۲.
  4. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 601-603.
  5. کنز العمال، ج ۱۳، ص ۶۳۶، ح ۳۷۶۰۷.
  6. سیر أعلام النبلاء، ج ۲، ص ۱۱۸ ش ۱۷.
  7. الإمام الصادق(ع): «إن فاطِمَةَبِنتَ أسَدٍ ام أمیرِ المُؤمِنینَ کانَت أولَ امرَأَةٍ هاجَرَت إلی‌ رَسولِ اللهِ(ص) مِن مَکةَ إلَی المَدینَةِ عَلی‌ قَدَمَیها. وکانَت مِن أبَر الناسِ بِرَسولِ اللهِ(ص)، فَسَمِعَت رَسولَ اللهِ وهُوَ یقولُ: إن الناسَ یحشَرونَ یومَ القِیامَةِ عُراةً کما وُلِدوا، فَقالَت: وا سَوأَتاه! فَقالَ لَها رَسولُ اللهِ(ص): فَإِنی أسأَلُ اللهَ أن یبعَثَک کاسِیةً. وسَمِعَتهُ یذکرُ ضَغطَةَ القَبرِ، فَقالَت: وَا ضَعفاه! فَقالَ لَها رَسولُ اللهِ(ص): فَإِنی أسأَلُ اللهَ أن یکفِیک ذلِک. وقالَت لِرَسولِ اللهِ(ص) یوماً: إنی اریدُ أن اعتِقَ جارِیتی هذِهِ، فَقالَ لَها: إن فَعَلتِ أعتَقَ اللهُ بِکل عُضوٍ مِنها عُضواً مِنک مِنَ النارِ. فَلَما مَرِضَت أوصَت إلی‌ رَسولِ اللهِ(ص)، وأمَرَت أن یعتِقَ خادِمَها، وَاعتَقَلَ لِسانُها، فَجَعَلَت تومی إلی‌ رسولِ اللهِ(ص) إیماءً، فَقَبِلَ رَسولُ اللهِ(ص) وَصِیتَها. فَبَینَما هُوَ ذاتَ یومٍ قاعِدٌ إذ أتاهُ أمیرُ المُؤمِنینَ(ع) وهُوَ یبکی، فَقالَ لَهُ رَسولُ اللهِ(ص): ما یبکیک؟ فَقالَ: ماتَت امی فاطِمَةُ، فَقالَ رَسولُ اللهِ: وامی وَاللهِ! وقامَ مُسرِعاً حَتی‌ دَخَلَ، فَنَظَرَ إلَیها وبَکی‌. ثُم أمَرَ النساءَ أن یغَسلنَها، وقالَ(ص): إذا فَرَغتُن فَلا تُحْدِثنَ شَیئاً حَتی‌ تُعلِمنَنی، فَلَما فَرَغنَ أعلَمنَهُ بِذلِک، فَأَعطاهُن أحَدَ قَمیصَیهِ الذی یلی جَسَدَهُ وأمَرَهُن أن یکفنها فیهِ، وقالَ لِلمُسلِمینَ: إذا رَأَیتُمونی قَد فَعَلتُ شَیئاً لَم أفعَلهُ قَبلَ ذلِک فَسَلونی: لِمَ فَعَلتَهُ؟ فَلَما فَرَغنَ مِن غُسلِها وکفنِها، دَخَلَ(ص) فَحَمَلَ جِنازَتَها عَلی‌ عاتِقِهِ، فَلَم یزَل تَحتَ جِنازَتِها حَتی‌ أورَدَها قَبرَها، ثُم وَضَعَها ودَخَلَ القَبرَ فَاضطَجَعَ فیهِ، ثُم قامَ فَأَخَذَها عَلی‌ یدَیهِ حَتی‌ وَضَعَها فِی القَبرِ، ثُم انکب عَلَیها طَویلًا یناجیها...» (الکافی، ج ۱، ص ۴۵۳، ح ۲).
  8. محمدی ری‌شهری، محمد، گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین، ص ۲۴.