عتق در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۱۱: خط ۱۱:
عتق و فک، به معنای [[آزاد]] کردن و رقبه بر وزن "[[صدقه]]" به معنای برده است<ref>اقرب الموارد، ج۲، ص۴۱۳؛ لغت‌نامه دهخدا، ج۱۲، ص۱۲۱۹۱؛ مجمع البحرین، ج۵، ص۲۸۴.</ref>.
عتق و فک، به معنای [[آزاد]] کردن و رقبه بر وزن "[[صدقه]]" به معنای برده است<ref>اقرب الموارد، ج۲، ص۴۱۳؛ لغت‌نامه دهخدا، ج۱۲، ص۱۲۱۹۱؛ مجمع البحرین، ج۵، ص۲۸۴.</ref>.
[[اسلام]] در جهت [[آزادی]] [[بشر]] از [[اسارت]] و [[گسستن]] [[انسان]] از قید و بند [[بردگی]] در اشکال مختلف آن، بر خود [[رسالت]] [[جهانی]] و [[تاریخی]] قایل است و در [[سیاست خارجی]] نیز برای رهانیدن [[بشر]] از [[ظلم]] و [[بردگی]] برنامه‌هایی دارد. [[قرآن کریم]]<ref>{{متن قرآن|فَكُّ رَقَبَةٍ *... * أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ}} «آزاد کردن برده‌ای است *... * آنان، خجستگانند» سوره بلد، آیه ۱۳ و ۱۸؛ وسایل الشیعه، ج۱۶، کتاب العتق، ص۳، حدیث ۲.</ref> [[رسالت پیامبر]]{{صل}} را آزادسازی [[انسان]] از بند [[بردگی]]، [[خرافات]] و [[جهل]] و [[شرک]] می‌داند و آزادکنندگان برده را جزو "[[اصحاب المیمنه]]" می‌شمارد. به همین منظور، سهمی از بودجه [[زکات]]، به طور رسمی به این امر اختصاص می‌یافت<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}} «زکات، تنها از آن تهیدستان و بیچارگان و مأموران (دریافت) آنها و دلجویی‌شدگان و در راه (آزادی) بردگان و از آن وامداران و (هزینه) در راه خداوند و از آن در راه‌ماندگان است که از سوی خداوند واجب گردیده است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۶۰؛ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۴۴۷، حدیث ۴؛ بدایة المجتهد، ج۲، ص۲۸۴ به بعد.</ref>. گفتنی است، هر گاه [[کفار]] برای [[آزادی]] اسرای خود اقدامی صورت نمی‌دادند، [[امام]] [[مسلمین]] می‌توانست اسرای یادشده را به عنوان عناصر [[تربیت]] نشده میان [[جامعه اسلامی]] نگه دارد؛ تا در میان خانوادۀ [[پاک]] [[اسلامی]] [[تربیت]] شوند و آنگاه به خاطر جلب [[رضایت خداوند]]، آنان را [[آزاد]] کند. این عمل، اصطلاحاً "عتق" نامیده می‌شد و نیز گاهی با [[اسیر]] [[قرارداد]] می‌بستند تا مقداری از حاصل کار روزانه‌اش را برای [[آزاد]] شدن، بپردازد که پس از رسیدن مبلغ به آن حدّ معین، [[آزاد]] می‌گردید. این عمل را مکاتبه می‌گفتند. در این میان، اگر [[اسیر]]، [[زن]] بود و از [[مرد]] [[مسلمان]] صاحب [[فرزند]] می‌شد، بعد از فوت مولا، از سهم [[فرزند]] قهراً [[آزاد]] می‌شد و اصطلاحاً به "استیلاد" مشهور بود<ref>شرح لمعه، ج۶، کتاب العتق والتدبیر والمکاتبه، ص۳۶۹؛ جواهر الکلام، ج۳۴، ص۸۷ به بعد؛ تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۱۸۲؛ شرایع الاسلام، ج۳، ص۱۳۹؛ فقه الزکاة، ج۲، ص۶۲۰؛ راجع به عتق رسول الله{{صل}} ر.ک: الحاوی الکبیر فی فقه الامام الشافعی، ج۱۸، ص۴.</ref>. دو مورد فوق راجع به [[آزادی]] اسرای [[جنگی]]، موقعی است که خود [[پیامبر]]{{صل}} یا [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} حضور داشته باشند. شایان ذکر است که خود [[پیامبر]]{{صل}} در [[طول عمر]] شریفشان، هیچ‌گاه به این شیوه‌ها عمل نکرده بود. این شیوه، تنها [[پیش‌بینی]] و تمهیدی بود برای روزی که [[کافران]] از در [[مسالمت]] و [[مصالحه]] بر نیایند<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص ۱۳۶.</ref>.
[[اسلام]] در جهت [[آزادی]] [[بشر]] از [[اسارت]] و [[گسستن]] [[انسان]] از قید و بند [[بردگی]] در اشکال مختلف آن، بر خود [[رسالت]] [[جهانی]] و [[تاریخی]] قایل است و در [[سیاست خارجی]] نیز برای رهانیدن [[بشر]] از [[ظلم]] و [[بردگی]] برنامه‌هایی دارد. [[قرآن کریم]]<ref>{{متن قرآن|فَكُّ رَقَبَةٍ *... * أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ}} «آزاد کردن برده‌ای است *... * آنان، خجستگانند» سوره بلد، آیه ۱۳ و ۱۸؛ وسایل الشیعه، ج۱۶، کتاب العتق، ص۳، حدیث ۲.</ref> [[رسالت پیامبر]]{{صل}} را آزادسازی [[انسان]] از بند [[بردگی]]، [[خرافات]] و [[جهل]] و [[شرک]] می‌داند و آزادکنندگان برده را جزو "[[اصحاب المیمنه]]" می‌شمارد. به همین منظور، سهمی از بودجه [[زکات]]، به طور رسمی به این امر اختصاص می‌یافت<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}} «زکات، تنها از آن تهیدستان و بیچارگان و مأموران (دریافت) آنها و دلجویی‌شدگان و در راه (آزادی) بردگان و از آن وامداران و (هزینه) در راه خداوند و از آن در راه‌ماندگان است که از سوی خداوند واجب گردیده است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۶۰؛ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۴۴۷، حدیث ۴؛ بدایة المجتهد، ج۲، ص۲۸۴ به بعد.</ref>. گفتنی است، هر گاه [[کفار]] برای [[آزادی]] اسرای خود اقدامی صورت نمی‌دادند، [[امام]] [[مسلمین]] می‌توانست اسرای یادشده را به عنوان عناصر [[تربیت]] نشده میان [[جامعه اسلامی]] نگه دارد؛ تا در میان خانوادۀ [[پاک]] [[اسلامی]] [[تربیت]] شوند و آنگاه به خاطر جلب [[رضایت خداوند]]، آنان را [[آزاد]] کند. این عمل، اصطلاحاً "عتق" نامیده می‌شد و نیز گاهی با [[اسیر]] [[قرارداد]] می‌بستند تا مقداری از حاصل کار روزانه‌اش را برای [[آزاد]] شدن، بپردازد که پس از رسیدن مبلغ به آن حدّ معین، [[آزاد]] می‌گردید. این عمل را مکاتبه می‌گفتند. در این میان، اگر [[اسیر]]، [[زن]] بود و از [[مرد]] [[مسلمان]] صاحب [[فرزند]] می‌شد، بعد از فوت مولا، از سهم [[فرزند]] قهراً [[آزاد]] می‌شد و اصطلاحاً به "استیلاد" مشهور بود<ref>شرح لمعه، ج۶، کتاب العتق والتدبیر والمکاتبه، ص۳۶۹؛ جواهر الکلام، ج۳۴، ص۸۷ به بعد؛ تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۱۸۲؛ شرایع الاسلام، ج۳، ص۱۳۹؛ فقه الزکاة، ج۲، ص۶۲۰؛ راجع به عتق رسول الله{{صل}} ر.ک: الحاوی الکبیر فی فقه الامام الشافعی، ج۱۸، ص۴.</ref>. دو مورد فوق راجع به [[آزادی]] اسرای [[جنگی]]، موقعی است که خود [[پیامبر]]{{صل}} یا [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} حضور داشته باشند. شایان ذکر است که خود [[پیامبر]]{{صل}} در [[طول عمر]] شریفشان، هیچ‌گاه به این شیوه‌ها عمل نکرده بود. این شیوه، تنها [[پیش‌بینی]] و تمهیدی بود برای روزی که [[کافران]] از در [[مسالمت]] و [[مصالحه]] بر نیایند<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص ۱۳۶.</ref>.
==عتق در فقه سیاسی اسلام==
[[دین اسلام]] ۔ چنان‌که بارها در [[قرآن مجید]] اشاره شده است. به [[قوم]] و [[ملّت]] خاصی اختصاص ندارد. پیامش جهانی و آیینی [[جاودانی]] است که برای نظم‌بخشیدن به [[زندگی]] کل [[بشر]] و ایجاد [[نظام]] [[قسط]] و [[عدالت]] در سراسر [[گیتی]]، از جانب [[آفریدگار]] [[جهان]] به [[حضرت]] [[محمد بن عبدالله]]{{صل}} نازل شده است<ref>{{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ}} «بگو: من برای آن ([[پیامبری]]) از شما پاداشی نمی‌خواهم؛ آن جز یاد کردی برای جهانیان نیست» [[سوره انعام]]، [[آیه]] ۹۰؛
{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ}} «و تو را جز رحمتی برای جهانیان، نفرستاده‌ایم» [[سوره انبیاء]]، آیه ۱۰۷؛
{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا}} «و تو را جز مژده‌بخش و بیم‌دهنده برای همه [[مردم]] نفرستاده‌ایم» [[سوره سبأ]]، آیه ۲۸.</ref>.
بنابراین، باید پاسخگوی تمام نیازهای [[روحی]] و جسمی، فردی و [[اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] [[جوامع انسانی]]، در شرایط اقلیمی و [[تاریخی]]، مختلف باشد، و چنین نیز هست.
با توجه به این [[حقیقت اسلام]] در جهت [[آزادی]] [[بشر]] از [[اسارت‌ها]] و [[گسستن]] بند رقیّت و [[بردگی]] در اشکال مختلف آن، برای خود [[رسالت]] جهانی و تاریخی قایل است و می‌خواهد [[انسان]] را از [[بندگی]] و [[عبودیت]] [[انسان]] برهاند و او را به [[عبادت]] و بندگی [[خالق]] [[متعال]] سوق دهد و [[هدایت]] کند<ref>جمله‌ای است که فرمانده ارتش اسلام در جنگ قادسیه به رستم فرخ‌زاد فرمانده نیروهای نظام سلطنتی ایران گفت.</ref>.
بردگی از [[رسوم]] و [[قوانین]] منحوس و وحشت‌زای [[تاریخ]] بشر بوده است و میلیون‌ها انسان در طول تاریخ، در اثر رواج نظام‌های بردگی، [[شرافت]] و [[عزت]]، [[استقلال]] و بالأخره [[هویت]] [[انسانی]] خود را از دست داده و در لابلای چرخ‌های قدرتمند آن [[نظام‌ها]] نابود و له شده‌اند.
[[اسلام]] در قسمت [[سیاست خارجی]] خود، برای [[رهایی]] بشر از قید و بند [[کفر]]، [[ظلم]]، [[تبعیض]] و بردگی، برنامه‌های ویژه‌ای را [[پیش‌بینی]] کرده که مهم‌ترین آنها عبارتند از: [[دعوت]]، [[جهاد]]، [[آزادی]] انسان از بند بردگی و بندگی (فکّ رقبه)<ref>«فک” بر وزن “سدّ” به معنای آزاد کردن و “رقبه” بر وزن “صدقه” به معنای برده و گردن اسیر می‌باشد که جمع آن رقاب است.</ref><ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۱۴.</ref>
==پرسش مستقیم==
*[[عتق در فقه سیاسی چگونه ترسیم شده است؟ (پرسش)]]


==منابع==
==منابع==

نسخهٔ ‏۲۷ مارس ۲۰۲۱، ساعت ۱۱:۱۶

متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث عتق است. "عتق" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل عتق (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

عتق و فک، به معنای آزاد کردن و رقبه بر وزن "صدقه" به معنای برده است[۱]. اسلام در جهت آزادی بشر از اسارت و گسستن انسان از قید و بند بردگی در اشکال مختلف آن، بر خود رسالت جهانی و تاریخی قایل است و در سیاست خارجی نیز برای رهانیدن بشر از ظلم و بردگی برنامه‌هایی دارد. قرآن کریم[۲] رسالت پیامبر(ص) را آزادسازی انسان از بند بردگی، خرافات و جهل و شرک می‌داند و آزادکنندگان برده را جزو "اصحاب المیمنه" می‌شمارد. به همین منظور، سهمی از بودجه زکات، به طور رسمی به این امر اختصاص می‌یافت[۳]. گفتنی است، هر گاه کفار برای آزادی اسرای خود اقدامی صورت نمی‌دادند، امام مسلمین می‌توانست اسرای یادشده را به عنوان عناصر تربیت نشده میان جامعه اسلامی نگه دارد؛ تا در میان خانوادۀ پاک اسلامی تربیت شوند و آنگاه به خاطر جلب رضایت خداوند، آنان را آزاد کند. این عمل، اصطلاحاً "عتق" نامیده می‌شد و نیز گاهی با اسیر قرارداد می‌بستند تا مقداری از حاصل کار روزانه‌اش را برای آزاد شدن، بپردازد که پس از رسیدن مبلغ به آن حدّ معین، آزاد می‌گردید. این عمل را مکاتبه می‌گفتند. در این میان، اگر اسیر، زن بود و از مرد مسلمان صاحب فرزند می‌شد، بعد از فوت مولا، از سهم فرزند قهراً آزاد می‌شد و اصطلاحاً به "استیلاد" مشهور بود[۴]. دو مورد فوق راجع به آزادی اسرای جنگی، موقعی است که خود پیامبر(ص) یا امام معصوم(ع) حضور داشته باشند. شایان ذکر است که خود پیامبر(ص) در طول عمر شریفشان، هیچ‌گاه به این شیوه‌ها عمل نکرده بود. این شیوه، تنها پیش‌بینی و تمهیدی بود برای روزی که کافران از در مسالمت و مصالحه بر نیایند[۵].

عتق در فقه سیاسی اسلام

دین اسلام ۔ چنان‌که بارها در قرآن مجید اشاره شده است. به قوم و ملّت خاصی اختصاص ندارد. پیامش جهانی و آیینی جاودانی است که برای نظم‌بخشیدن به زندگی کل بشر و ایجاد نظام قسط و عدالت در سراسر گیتی، از جانب آفریدگار جهان به حضرت محمد بن عبدالله(ص) نازل شده است[۶]. بنابراین، باید پاسخگوی تمام نیازهای روحی و جسمی، فردی و اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع انسانی، در شرایط اقلیمی و تاریخی، مختلف باشد، و چنین نیز هست.

با توجه به این حقیقت اسلام در جهت آزادی بشر از اسارت‌ها و گسستن بند رقیّت و بردگی در اشکال مختلف آن، برای خود رسالت جهانی و تاریخی قایل است و می‌خواهد انسان را از بندگی و عبودیت انسان برهاند و او را به عبادت و بندگی خالق متعال سوق دهد و هدایت کند[۷]. بردگی از رسوم و قوانین منحوس و وحشت‌زای تاریخ بشر بوده است و میلیون‌ها انسان در طول تاریخ، در اثر رواج نظام‌های بردگی، شرافت و عزت، استقلال و بالأخره هویت انسانی خود را از دست داده و در لابلای چرخ‌های قدرتمند آن نظام‌ها نابود و له شده‌اند. اسلام در قسمت سیاست خارجی خود، برای رهایی بشر از قید و بند کفر، ظلم، تبعیض و بردگی، برنامه‌های ویژه‌ای را پیش‌بینی کرده که مهم‌ترین آنها عبارتند از: دعوت، جهاد، آزادی انسان از بند بردگی و بندگی (فکّ رقبه)[۸][۹]

پرسش مستقیم

منابع

  1. فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژه‌نامه فقه سیاسی
  2. شکوری، ابوالفضل، فقه سیاسی اسلام

پانویس

  1. اقرب الموارد، ج۲، ص۴۱۳؛ لغت‌نامه دهخدا، ج۱۲، ص۱۲۱۹۱؛ مجمع البحرین، ج۵، ص۲۸۴.
  2. ﴿فَكُّ رَقَبَةٍ *... * أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ «آزاد کردن برده‌ای است *... * آنان، خجستگانند» سوره بلد، آیه ۱۳ و ۱۸؛ وسایل الشیعه، ج۱۶، کتاب العتق، ص۳، حدیث ۲.
  3. ﴿إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ «زکات، تنها از آن تهیدستان و بیچارگان و مأموران (دریافت) آنها و دلجویی‌شدگان و در راه (آزادی) بردگان و از آن وامداران و (هزینه) در راه خداوند و از آن در راه‌ماندگان است که از سوی خداوند واجب گردیده است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۶۰؛ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۴۴۷، حدیث ۴؛ بدایة المجتهد، ج۲، ص۲۸۴ به بعد.
  4. شرح لمعه، ج۶، کتاب العتق والتدبیر والمکاتبه، ص۳۶۹؛ جواهر الکلام، ج۳۴، ص۸۷ به بعد؛ تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۱۸۲؛ شرایع الاسلام، ج۳، ص۱۳۹؛ فقه الزکاة، ج۲، ص۶۲۰؛ راجع به عتق رسول الله(ص) ر.ک: الحاوی الکبیر فی فقه الامام الشافعی، ج۱۸، ص۴.
  5. فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژه‌نامه فقه سیاسی، ص ۱۳۶.
  6. ﴿قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ «بگو: من برای آن (پیامبری) از شما پاداشی نمی‌خواهم؛ آن جز یاد کردی برای جهانیان نیست» سوره انعام، آیه ۹۰؛ ﴿وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ «و تو را جز رحمتی برای جهانیان، نفرستاده‌ایم» سوره انبیاء، آیه ۱۰۷؛ ﴿وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا «و تو را جز مژده‌بخش و بیم‌دهنده برای همه مردم نفرستاده‌ایم» سوره سبأ، آیه ۲۸.
  7. جمله‌ای است که فرمانده ارتش اسلام در جنگ قادسیه به رستم فرخ‌زاد فرمانده نیروهای نظام سلطنتی ایران گفت.
  8. «فک” بر وزن “سدّ” به معنای آزاد کردن و “رقبه” بر وزن “صدقه” به معنای برده و گردن اسیر می‌باشد که جمع آن رقاب است.
  9. شکوری، ابوالفضل، فقه سیاسی اسلام، ص ۱۱۴.