اسارت

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از اسارت‌ها)

مقدمه

اسارت به‌معنای محکم بستن چیزی با قید و طناب است و اسیر را از آن جهت که او را بسته، محصور می‌ساختند اسیر نامیده‌اند؛ سپس این مفهوم به هر کس که در بند یا حبس درآید، هرچند با چیزی بسته نشده باشد، توسعه یافته است[۱].

اسیر در اصطلاح فقه بر مردان کافری اطلاق می‌شود که در جنگ با مسلمانان دستگیر شوند و درباره کودکان و زنان واژه "سَبْی" به‌کار‌می‌رود[۲]. از ‌کلمات عده‌ای از فقها استفاده می‌شود که اصطلاح اسیر بر مردان، زنان و اطفال کافر یا مسلمانی که در جنگ یا غیر جنگ به‌دست مسلمانان یا غیر مسلمانان گرفتار شوند اطلاق می‌شود؛ گرچه درباره زنان و کودکان واژه "سبی" نیز به‌کار می‌رود[۳].[۴]

موارد جواز اسیر گرفتن

آیاتی از قرآن، علل و موجباتی را برای اسیر گرفتن دشمن برمی‌شمارد که عبارت است از:

  1. جنگ: مسلمانان می‌توانند در جنگ با کافران آنان را پس از غلبه و پیروزی به اسارت بگیرند[۵].
  2. پشتیبانی از دشمن: اسیر کردن کسانی که از دشمنان پشتیبانی کنند جایز است؛ هر چند خود مستقیماً با مسلمانان وارد جنگ نشده باشند. آیه ۲۶‌ سوره احزاب به اسارت گروهی از بنی‌قریظه اشاره کرده است که به‌ سبب پشتیبانی از قریش در جنگ احزاب به اسارت لشکر اسلام درآمدند.
  3. نقض پیمان صلح: اگر دشمنان پیمان ترک نزاع با مسلمانان را نقض کنند، مسلمانان می‌توانند در مورد آنان یکی از ۴ حکم کشتن، اسیر‌ کردن، محاصره و در کمین نشستن را به تناسب موقعیتشان با مشرکان، اجرا کنند[۶].[۷]
  4. توطئه‌گری: ستیز و توطئه با مسلمانان از دیگر عوامل جواز اسیرگیری است. طبق آیه‌ ۹۱ سوره نساء منافقان برای اینکه هم از مسلمانان و هم از قوم خود آسوده خاطر باشند، نفاق را پیشه کرده، در نهان به توطئه بر ضدّ اسلام ادامه می‌دهند.[۸] در ‌صورتی که آنها دست از ستیزه‌جویی برندارند مسلمانان باید آنان را اسیر کرده، یا بکشند[۹].

موارد ممنوعیت اسیر گرفتن

قرآن اسارت کافران و دشمنان را در چند مورد ممنوع کرده است:

  1. قبل از پیروزی کامل: سزاوار نیست که پیامبران پیش از اطمینان از پیروزی کامل، اسیر بگیرند: ﴿مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ[۱۰].
  2. در زمان عهد یا پیمان با دشمن: اگر مسلمانان یک طرفه عهدی کرده، یا با دشمن بر ترک مخاصمه پیمان بسته باشند، در آن مدت حق جنگ و گرفتن اسیر از دشمن ندارند؛ چنان‌که پیامبر (ص) در سال نهم هجری ۴ ماه به مشرکان مهلت داد تا بیندیشند و وضع خود را با مسلمانان روشن کنند[۱۱] پس از پایان این مدت به مسلمانان اجازه داده شد تا دشمن را کشته یا اسیر کنند[۱۲].
  3. در ماه‌های حرام: در اسلام جنگ و در نتیجه گرفتن اسیر در ۴ ماه ذی‌القعده، ذی‌الحجه، محرم، و رجب حرام است[۱۳]. رسول گرامی اسلام (ص) در ماه رجب گروهی را به فرمان‌دهی عبداللّه ‌بن جحش به اطراف مدینه فرستادند. آنان به ‌کاروانی از قریش برخوردند و برخلاف فرمان پیامبر به آنان حمله کرده، ضمن کشتن عمرو بن حضرمی، کاروان را با ۲‌ نفر اسیر خدمت پیامبر آوردند؛ ولی پیامبر در غنایم و اسیران دخالتی نکرد که آیه فوق نازل شد و ضمن حرام دانستن جنگ در این ماه و تقبیح عمل مسلمانان، گناه کافران قریش در اخراج مسلمانان از مکه را بزرگ‌تر شمرد[۱۴].[۱۵]

احکام اسیر

  1. دربند کردن: در مورد گرفتن اسیر در آیه ۴ ‌سوره محمد تعبیر ﴿فَشُدُّوا الْوَثَاقَ به‌کار رفته و کنایه از گرفتن اسیر است؛ ولی افزون بر این نکته، معنای لغوی آن (محکم بستن طناب) نیز می‌تواند مورد نظر باشد؛ از این‌رو بر مسلمانان لازم است پس از گرفتن اسیران، آنان را بسته، محصور کنند تا فرارشان ممکن نباشد[۱۶].
  2. کشتن: از آیه ۴ سوره محمد استفاده می‌شود که کشتن اسیر پس از پیروزی جایز نیست و آنان باید با فدیه یا بدون فدیه آزاد گردند: ﴿فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً؛ مگر اینکه سابقه فتنه و جنایتی داشته باشند؛ چنان‌که پیامبر (ص) پس از جنگ بدر عقبة‌ بن ابی‌محیط و نضر‌ بن حارث[۱۷] و در جنگ احد ابی‌عزة شاعر و معاویة ‌بن نضر[۱۸] را کشت و در جنگ احزاب به کشتن مردان بنی‌قریظه به‌سبب خیانت آنان به مسلمانان و پشتیبانی از احزاب، دستور داد.
  3. آزادسازی:
    1. آزادی بدون فدیه: طبق آیه ۴ سوره محمد منت نهادن بر اسیر و آزاد کردن او بدون فدیه جایز است. سرّ تقدم ﴿مَنًّا بر ﴿فِدَاءً، ترجیح حرمت نفس بر گرفتن مال است؛ یعنی در حد امکان باید بر اسیر منت گذاشت و او را بدون گرفتن فدیه در راه خدا آزاد کرد[۱۹].
    2. آزادی با فدیه: فدیه گرفتن از اسیران دشمن در برابر آزادی آنان جایز است: ﴿فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً ...[۲۰].
  4. بردگی: در مورد برده قرار دادن اسیران کافر، فقیهان به آیات قرآن، سیره پیامبر و روایات اهل‌بیت (ع) استناد کرده‌اند؛ از ‌جمله به آیه‌ ۴ سوره محمد استناد شده است. برخی جمله ﴿فَشُدُّوا الْوَثَاقَ را در این آیه دلیل بر برده قرار دادن اسیر دانسته‌اند[۲۱] و گروهی به جمله ﴿فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ استدلال کرده و گفته‌اند: منت گذاشتن بر اسیر به این است که او را نکشند[۲۲]. استدلال به این آیه ناتمام است؛ زیرا جمله اوّل کنایه از گرفتن اسیر است و هیچ ظهوری در برده قرار دادن اسیر ندارد و استدلال به جمله دوم نیز صحیح نیست؛ زیرا چنین استدلالی زمانی تمام است که کشتن اسیر جایز باشد.
  5. ازدواج با زنان اسیر: یکی از پیآمدهای رایج بردگی زنان میان اعراب نکاح با آنان بوده است که در اسلام نیز به‌صورت تعدیل شده و قانون‌مند جایز دانسته شده است. آیات ۲۳ و ۲۴ سوره نساء ازدواج با گروهی از زنان از ‌جمله زنان شوهردار را حرام دانسته است؛ اما زنان شوهرداری را که اسیر و برده مسلمانان باشند از این حکم مستثنا کرده است[۲۳].

دعوت اسیر به اسلام

یکی از اهداف جنگ در اسلام، دعوت کافران به دین خداست؛ ازاین‌رو مسلمانان باید آنان را به اسلام تشویق کنند. آیه‌ ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرَى إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْرًا يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ[۲۴] پیامبر را به تشویق اسیران به اسلام، با سخنان دل‌گرم‌کننده، سفارش‌ می‌کند. که مقصود از اولین واژه ﴿خَيْرًا اسلام و نور ایمان و مراد از ﴿مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ فدیه گرفته شده از اسیران است.[۲۵] نقل شده که از اسیران بدر، عبّاس، نوفل و عقیل مسلمان شدند و نیز روایت شده که روزی برای پیامبر اموالی آوردند. پیامبر به عبّاس فرمود: عبایت را پهن کن و مقداری از این اموال را برگیر. پس از آنکه عبّاس اموال را گرفت آن حضرت فرمود: این همان چیزی است که خداوند تعالی می‌گوید[۲۶] و نیز از خود عبّاس نقل شده که این آیه درباره من و یارانم نازل شده است.[۲۷] از آنجا که ممکن است برخی از اسیران مشرک از این کار سوء استفاده کرده، با تظاهر به اسلام[۲۸] قصد خیانت به مسلمانان را داشته باشند، آیه بعد به آنها هشدار می‌دهد که اگر قصد خیانت داشته باشند خداوند قادر است بار دیگر آنان را به اسارت مسلمانان درآورد: ﴿وَإِنْ يُرِيدُوا خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ[۲۹].[۳۰]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. المفردات، ص۷۶؛ لسان‌العرب، ج۱، ص‌۱۴۰، "أسر".
  2. الفقه‌الاسلامی، ج‌۸‌، ص‌۵۹۱۰‌؛ کتاب‌الجهاد، ص‌۳۰۴.
  3. الموسوعة الفقهیه، ج‌۲، ص‌۱۵۴‌ـ‌۱۵۵.
  4. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «اسارت»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۲، ص ۶۰۵-۶۰۶.
  5. سوره محمد، آیه ۴.
  6. سوره توبه، آیه ۵.
  7. المیزان، ج‌۹، ص‌۱۵۱‌ـ‌۱۵۲.
  8. مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۱۳۷.
  9. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «اسارت»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۲، ص ۶۰۶-۶۰۷.
  10. «بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار این جهان را می‌خواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) می‌خواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۶۷.
  11. سوره توبه، آیه ۲.
  12. سوره توبه، آیه ۵.
  13. سوره بقره، آیه ۲۱۷.
  14. المیزان، ج‌۲، ص‌۱۶۶‌ـ‌۱۶۷.
  15. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «اسارت»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۲، ص۶۰۶ ـ ۶۰۹.
  16. مجمع‌البیان، ج‌۹، ص‌۱۴۵ و ۱۴۷؛ جامع‌البیان، مج‌۱۳، ج‌۲۶، ص‌۵۳؛ التبیان، ج‌۹، ص‌۲۹۱.
  17. تفسیر قمی، ج‌۱، ص‌۲۹۶.
  18. السیرة‌النبویه، ج‌۳، ص‌۱۲۸.
  19. التفسیر الکبیر، ج‌۲۸، ص‌۴۴.
  20. «پس هرگاه با کافران (حربی) روبه‌رو شدید (آنان را) گردن بزنید تا چون آنها را از توان انداختید اسیر بگیرید و از آن پس یا منّت بگذارید (و آزادشان کنید) و یا سربها بگیرید ...» سوره محمد، آیه ۴.
  21. الفقه الاسلامی، ج ۸‌، ص‌۵۹۱۶.
  22. التحریروالتنویر، ج‌۲۶، ص‌۸۰‌؛ جواهرالکلام، ج‌۲۱، ص‌۱۲۷.
  23. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «اسارت»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۲، ص ۶۰۹-۶۱۴.
  24. «ای پیامبر! به اسیرانی که در دست دارید بگو: اگر خداوند در دل‌هایتان خیری ببیند به شما بهتر از آنچه از شما ستانده‌اند خواهد رساند و شما را می‌آمرزد و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره انفال، آیه ۷۰.
  25. مجمع‌البیان، ج‌۴، ص‌۸۶۰‌.
  26. المیزان، ج‌۹، ص‌۱۳۹.
  27. مجمع‌البیان، ج‌۴، ص‌۸۶۰‌.
  28. جامع‌البیان، مج‌۶‌، ج‌۱۰، ص‌۶۶‌.
  29. «و اگر بخواهند به تو خیانت ورزند (باکی نیست) به خداوند نیز پیش از این خیانت کرده‌اند و (خداوند تو را) بر آنان دستیابی داد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۷۱.
  30. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «اسارت»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۲، ص ۶۱۵.