سعید بن عبدالله حنفی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;"> [[سعید بن عبدالله حنفی در تاریخ اسلامی]]</div>
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;"> [[سعید بن عبدالله حنفی در تاریخ اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
'''سعید بن عبدالله حنفی''' از شهدای والاقدر کربلاست، که [[ایمانی]] [[راسخ]] و شجاعتی فراوان داشت و از هواداران سر سخت [[اهل بیت]]{{ع}} بود.


==مقدمه==
==مقدمه==
[[شب عاشورا]] وقتی [[سید الشهدا]]{{ع}} از افراد خواست که از [[تاریکی]] استفاده کرده متفرق شوند، [[یاران]] برخاستند و هر یک سخنانی گفتند. از جمله سعید بن عبدالله حنفی ایستاد و گفت: نه به [[خدا]] قسم، تو را وانمی گذاریم تا [[خداوند]] بداند که ما در نبود [[رسول خدا]]{{ع}} [[حق]] او و ذریّه‌اش را مراعات کردیم. به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر بدانم که کشته می‌شوم، سپس زنده می‌شوم، آنگاه سوزانده می‌شوم و هفتاد بار با من چنین می‌کنند، باز هم از تو جدا نمی‌شوم تا در [[راه]] تو [[فدا]] شوم. چگونه چنین کنم، با آنکه بیش از یک بار کشته شدن نیست و پس از آن [[کرامت]] [[ابدی]] و بی‌پایان است<ref>اعیان الشیعه، ج۷، ص۲۴۱.</ref>. این نشان‌دهندۀ عمق [[ایمان]] و [[اخلاص]] او در [[راه]] [[یاری]] [[حق]] و [[عترت]] است. او و همراهش [[هانی بن هانی]]، آخرین سفیرانی بودند که [[امام حسین]]{{ع}} نامه‌ای خطاب به [[مردم کوفه]] نوشت و به [[دست]] آنان سپرد. در آخر همین [[نامه]]، جملۀ معروف [[امام]] دربارۀ "وظیفۀ پیشوا" آمده است که: {{متن حدیث|وَ لَعَمْرِي مَا الْإِمَامُ إِلَّا الْعَامِلَ بِالْكِتَابِ...}}<ref>مقتل الحسین مقرم، ص۱۶۵.</ref>.
«سعید»<ref>برخی نام وی را سعد گفته‌اند (لهوف، ص۱۵۳؛ اقبال، ج۳، ص۷۷).</ref> فرزند [[عبدالله حنفی]] است. حنفی منسوب به [[حنیفة بن لجیم]]، تیره‌ای از "بکر بن وائل" قبیله‌ای از عدنان شمالی و از بزرگان [[شیعه]] و شخصیت‌های صاحب نام و مردی [[شجاع]] و [[اهل عبادت]] از [[یاران با وفای امام حسین]]{{ع}} به شمار می‌‌آید<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۴۵۳.</ref>.


نیز یکی از فرستادگانی بود که نامه‌های [[کوفیان]] را [[خدمت]] [[امام حسین]]{{ع}} آورده بود.
==سعید نامه‌رسان [[کوفیان]] به [[امام]]{{ع}} در [[مکه]]==
هنگامی که خبر [[مرگ معاویه]] به [[مردم کوفه]] رسید، [[شیعیان کوفه]] گرد هم جمع آمدند و نامه‌ای به [[امام حسین]] {{ع}} نوشتند و حضرت را برای [[امامت]] و [[رهبری]] خود [[دعوت]] نمودند. در مرحله اول، نامه توسط «[[عبدالله بن وال]]» و «[[عبدالله بن مسمع همدانی]]» و نوبت دوم توسط «[[قیس بن مسهر صیداوی]]» و «[[عبدالرحمن بن عبدالله ارحبی|عبدالرحمن بن عبدالله الکُدَرِ أرحبی]]» و «[[عمارة بن عبد سلولی]]» و بار سوم توسط «[[سعید بن عبدالله حنفی]]» و «[[هانی بن هانی سبیعی]]» ارسال کردند.  


وی از [[انقلابیون]] پرشور [[کوفه]] به حساب می‌آمد. در [[نهضت مسلم بن عقیل]] هم فعّال بود و نامۀ [[مسلم]] را به [[مکّه]] رساند و از [[مکّه]] همراه [[امام]] به [[کوفه]] آمد تا در روز حماسۀ بزرگ [[عاشورا]]، [[جان]] را فدای رهبرش سازد. هنگام [[ظهر]] [[عاشورا]] در مقابل [[امام حسین]]{{ع}} ایستاد تا آن [[حضرت]] نمازش را بخواند. او آن [[قدر]] تیر خورد که بر [[زمین]] افتاد و [[جان]] باخت. در پیکر او غیر از زخم شمشیرها و نیزه‌ها، سیزده تیر یافتند <ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۲۱.</ref>.
امام پس از دریافت نامه سوم، در پاسخ آنها نامه‌ای را توسط «سعید بن عبدالله» و «هانی بن هانی» از مکه به [[کوفه]] ارسال فرمودند<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۳؛ کامل ابن اثیر، ج۲، ص۵۳۳؛ ارشاد مفید، ج۲، ص۳۸ و ۳۲۹ و ابصارالعین، ص۱۸۸.</ref> و سپس [[مسلم بن عقیل]] را به سوی [[شیعیان]] [[کوفه]]، گسیل داشت<ref>ارشاد مفید، ج۲، ص۳۹ و ابصارالعین، ص۱۸۸.</ref>.


نامش در [[زیارت]] ناحیۀ مقدسه، همراه با جملاتی که [[شب عاشورا]] در برابر [[امام حسین]]{{ع}} گفت و ثنا و دعایی که [[حضرت]] [[حجّت]] در این [[زیارت]] برای او دارد، آمده است <ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۷۰.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۲۴۳.</ref>
با ورود [[مسلم بن عقیل]]{{ع}} ـ [[سفیر]] و [[نماینده]] تام الاختیار [[امام حسین]]{{ع}} ـ به [[کوفه]]، [[سعید بن عبدالله]] در کنار مسلم صادقانه [[ایستادگی]] کرد. در جلسه‌ای که اهالی کوفه، در [[خانه]] مختار [[اجتماع]] کرده بودند و مسلم [[نمایندگی]] خود را از امام حسین{{ع}} اعلام کرد، [[عابس]] و [[حبیب]] به [[حمایت]] از مسلم [[سخن]] گفتند و پس از ایشان، [[سعید]] نیز حمایت کامل و بی‌دریغ خود را از مسلم ابراز داشت<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۵؛ ابصارالعین، ص۲۱۷ ومقتل مقرم، ص۱۴۷.</ref>.
 
==مقدمه==
{{متن حدیث|اَلسَّلاَمُ عَلَى عُمَرَ بْنِ خَالِدٍ اَلصَّيْدَاوِيِّ اَلسَّلاَمُ عَلَى سَعِيدٍ مَوْلاَهُ}}<ref>در زیارت ناحیه نام این غلام، سعید ذکر شده است. بحار الأنوار، ج۴۵، ۷۲. {{عربی|...السلام علی سعید مولا}}، اما در رجال طوسی، ص۷۴؛ (در نسخه‌ای از رجال طوسی، در متن کتاب «سعید بن عبدالله» اما در پاورقی به عنوان نسخه بدل «سعد بن عبدالله» آمده است. و در ابصار العین، ص۱۰۷ و تنقیح المقال، ج۲، ص۱۶ وقاموس الرجال، ج۵، ص۵۵ با عنوان «سعد» آمده است.</ref>؛


سعد و به قولی سعید، [[غلام]] [[عمر بن خالد اسدی صیداوی]] یا ([[عمرو بن خالد اسدی صیداوی]]) و از [[شهیدان کربلا]] است. [[شیخ طوسی]] او را در شمار [[اصحاب امام حسین]]{{ع}} ذکر کرده است<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴۶؛ رجال، شیخ طوسی، و نیز، ر.ک: ابصارالعین، ص۱۰۶ و ۱۰۷.</ref>.
به نوشته «سماوی»، سعید در مأموریتی از سوی مسلم، نامه‌ای را به محضر [[امام حسین]]{{ع}} آورد و از آن پس، پیوسته در [[خدمت]] [[امام]]{{ع}} بود و به [[کربلا]] آمد و تا لحظه [[شهادت]] از حضرت جدا نشد<ref>ابصارالعین، ص۱۸۸.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۴۵۳-۴۵۴؛ [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۵۵۰؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۲۴۳.</ref>


وی فردی بزرگوار، بلند [[همت]] و [[شریف]] بود که در [[کوفه]] [[زندگی]] می‌‌کرد و پس از [[شهادت]] [[مسلم بن عقیل]] به همراه مولایش عمرو بن خالد و چند نفر دیگر از [[شیعیان]] برای [[یاری امام حسین]]{{ع}} از کوفه خارج شد و در «[[عذیب الهجانات]]» به آن حضرت پیوست. در آن هنگام، [[کاروان امام حسین|کاروان امام]]{{ع}} در محاصره [[لشکر]] [[حُر]] قرار داشت. حُر خواست مانع [[پیوستن]] اینان به [[کاروان حسینی]] شود، اما چون با [[حمایت]] قاطعانه امام{{ع}} مواجه شد از [[تصمیم]] خود منصرف گشت<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۰۴ و ۴۰۵.</ref>.
==سخنان حماسی سعید در [[شب عاشورا]]==
شب [[عاشورا]]، هنگامی که امام حسین{{ع}} به همراهانش اجازه بازگشت داد، سعید پس از سخنان [[زهیر بن قین]] و [[حبیب بن مظاهر]] و... با گفتاری حماسی و شورانگیز، [[وفاداری]] خود را ابراز داشت که در [[زیارت]] ناحیه وفاداری او را این‌گونه بیان داشته است: {{متن حدیث|اَلسَّلاَمُ عَلَى سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحَنَفِيِّ اَلْقَائِلِ لِلْحُسَيْنِ وَ قَدْ أَذِنَ لَهُ فِي اَلاِنْصِرَافِ قَالَ: لاَ وَاللهِ لا نُخَلِّيكَ حَتَّى يَعْلَمَ اَللَّهُ أَنَّا قَدْ حَفِظْنَا غَيْبَةَ رَسُولِ اَللَّهِ{{صل}} فِيكَ وَ اَللَّهِ لَوْ أَعْلَمُ أَنِّي أُقْتَلُ ثُمَّ أُحْيَا ثُمَّ أُحْرَقُ ثُمَّ أُذْرَى وَ يُفْعَلُ ذَلِكَ بِي سَبْعِينَ مَرَّةً مَا فَارَقْتُكَ حَتَّى أَلْقَى حِمَامِي دُونَكَ وَ كَيْفَ لاَ أَفْعَلُ ذَلِكَ وَ إِنَّمَا هِيَ مَوْتَةٌ أَوْ قَتْلَةٌ وَاحِدَةٌ ثُمَّ هِيَ اَلْكَرَامَةُ اَلَّتِي لاَ اِنْقِضَاءَ لَهَا أَبَداً}}<ref>اشاره کردیم که در زیارت ناحیه، نام او «سعد» آمده است، ولی اکثر مورخان نام او را «سعید» دانسته‌اند.</ref>.<ref>بحار الانوار، ج۴۵، ص۷۰ و نیز، ج۱۰۱، ص۲۷۳.</ref>: [[سلام]] بر [[سعد]] ([[سعید]]) بن [[عبدالله]] [[حنفی]]، آن کسی که وقتی [[امام حسین]]{{ع}} به او [[اذن]] انصراف و بازگشت به [[وطن]] داد، گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] تو را رها نخواهیم کرد، تا خدا بداند که در غیاب پیامبرش، [[حق]] و [[حرمت]] او را درباره تو پاس داشته‌ایم! سوگند به خدا، اگر بدانم که کشته می‌‌شوم، سپس زنده می‌‌شوم و آنگاه سوزانده شده و خاکسترم بر باد می‌‌رود؛ و هفتاد بار با من چنین می‌‌شود، از تو جدا نگردم تا پیش روی تو به [[ملاقات]] [[مرگ]] بروم؛ و چگونه چنین نکنم؟ با این که این یک مرگ یا یک کشته شدن است و در پی آن کرامتی که هرگز پایان نپذیرد<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۴۵۴-۴۵۵؛ [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۵۵۰.</ref>.


سعد و همراهانش [[روز عاشورا]]، در آغاز [[کارزار]] به [[دشمن]] [[حمله]] بردند و در جریان [[نبرد]]، در محاصره قرار گرفتند و مجروح شدند. [[حضرت ابوالفضل عباس]]{{ع}} به سرعت به [[یاری]] آنان شتافت و آنها را از محاصره [[نجات]] داد. هنوز به خیمه‌ها نرسیده بودند که دشمن بار دیگر به آنها نزدیک شد. آنان به ناچار مجددا وارد [[جنگ]] شدند و در ادامه نبرد، همگی در یک مکان به شهادت رسیدند. پس از شهادت سعد و همراهانش، [[امام حسین]]{{ع}} مکرر برای آنان [[طلب مغفرت]] کرد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴۶ و ر.ک: ابصارالعین، ۱۰۶ و ۱۰۷ ۴. ابصارالعین، ص۱۰۷.</ref>.
==سعید سپر تیرهای [[دشمن]]==
در [[ظهر عاشورا]] هنگامی که امام حسین{{ع}} قصد [[اقامه نماز]] داشت، سعید و [[زهیر]] در برابر تیرهای دشمن که به سوی [[امام]]{{ع}} می‌‌آمد، پیکر خویش را سپر قرار دادند تا اینکه امام{{ع}} توانست [[نماز]] گزارد و در این میان [[سعید بن عبدالله حنفی]] در اثر تیرهای دشمن به روی [[زمین]] افتاد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴۱؛ مقتل خوارزمی، ج۲، ص۲۱؛ نفس المهموم، ص۲۶۶؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۶۲۸ ابصارالعین، ص۲۱۷ و ۲۱۸ وقاموس الرجال، ج۵، ص۱۰۸.</ref> و با خود این‌گونه زمزمه می‌‌کرد: «پروردگارا این گروه ([[سپاه]] دشمن) را [[لعنت]] کن! همانند [[لعن]] [[قوم عاد]] و [[ثمود]] و سلام مرا به پیامبرت برسان. پروردگارا! آنچه که من از درد و سوزش زخم‌ها کشیدم، به او [[ابلاغ]] نما که همانا من از این دردها قصد [[یاری]] [[فرزندان]] پیامبرت دارم»<ref>{{عربی|اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ لَعْنَ عَادٍ وَ ثَمُودَ اللَّهُمَّ‏ أَبْلِغْ‏ نَبِيَّكَ‏ عَنِّي‏ السَّلَامَ‏ وَ أَبْلِغْهُ مَا لَقِيتُ مِنْ أَلَمِ الْجِرَاحِ فَإِنِّي أَرَدْتُ بِذلِکَ نَصْرَةَ ذُرِّيَّةِ نَبِيِّكَ}}؛</ref> این را گفت و آنگاه [[روح]] بلندش به [[ملکوت]] اعلا پیوست<ref>مقتل مقرم، ص۲۴۸ و ابصارالعین، ص۱۸۹.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۴۵۵-۴۵۷؛ [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۵۵۰؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۲۴۳.</ref>


در [[شرافت]] و [[عزت]] این غلام همین بس که در [[زیارت ناحیه مقدسه]] بر او [[درود]] و [[سلام]] فرستاده است.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۴۵۱-۴۵۲.</ref>
به گفته برخی منابع، [[سعید]] پیش از [[شهادت]] رو به [[امام حسین]]{{ع}} کرد و پرسید: «ای فرزند [[رسول خدا]] آیا (به پیمانم) [[وفا]] کردم؟» [[امام]] فرمود: «آری، تو پیشاپیش من در [[بهشت]] خواهی بود!»<ref>{{متن حدیث|نَعَمْ أَنْتَ‏ أَمَامِي‏ فِي‏ الْجَنَّةِ}}؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۲۸؛ ابصارالعین، ص۱۸۹ و مقتل مقرم، ص۲۴۶.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۴۵۵-۴۵۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۱۱ ژانویهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۶:۵۹

این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:

مقدمه

«سعید»[۱] فرزند عبدالله حنفی است. حنفی منسوب به حنیفة بن لجیم، تیره‌ای از "بکر بن وائل" قبیله‌ای از عدنان شمالی و از بزرگان شیعه و شخصیت‌های صاحب نام و مردی شجاع و اهل عبادت از یاران با وفای امام حسین(ع) به شمار می‌‌آید[۲].

سعید نامه‌رسان کوفیان به امام(ع) در مکه

هنگامی که خبر مرگ معاویه به مردم کوفه رسید، شیعیان کوفه گرد هم جمع آمدند و نامه‌ای به امام حسین (ع) نوشتند و حضرت را برای امامت و رهبری خود دعوت نمودند. در مرحله اول، نامه توسط «عبدالله بن وال» و «عبدالله بن مسمع همدانی» و نوبت دوم توسط «قیس بن مسهر صیداوی» و «عبدالرحمن بن عبدالله الکُدَرِ أرحبی» و «عمارة بن عبد سلولی» و بار سوم توسط «سعید بن عبدالله حنفی» و «هانی بن هانی سبیعی» ارسال کردند.

امام پس از دریافت نامه سوم، در پاسخ آنها نامه‌ای را توسط «سعید بن عبدالله» و «هانی بن هانی» از مکه به کوفه ارسال فرمودند[۳] و سپس مسلم بن عقیل را به سوی شیعیان کوفه، گسیل داشت[۴].

با ورود مسلم بن عقیل(ع) ـ سفیر و نماینده تام الاختیار امام حسین(ع) ـ به کوفه، سعید بن عبدالله در کنار مسلم صادقانه ایستادگی کرد. در جلسه‌ای که اهالی کوفه، در خانه مختار اجتماع کرده بودند و مسلم نمایندگی خود را از امام حسین(ع) اعلام کرد، عابس و حبیب به حمایت از مسلم سخن گفتند و پس از ایشان، سعید نیز حمایت کامل و بی‌دریغ خود را از مسلم ابراز داشت[۵].

به نوشته «سماوی»، سعید در مأموریتی از سوی مسلم، نامه‌ای را به محضر امام حسین(ع) آورد و از آن پس، پیوسته در خدمت امام(ع) بود و به کربلا آمد و تا لحظه شهادت از حضرت جدا نشد[۶].[۷]

سخنان حماسی سعید در شب عاشورا

شب عاشورا، هنگامی که امام حسین(ع) به همراهانش اجازه بازگشت داد، سعید پس از سخنان زهیر بن قین و حبیب بن مظاهر و... با گفتاری حماسی و شورانگیز، وفاداری خود را ابراز داشت که در زیارت ناحیه وفاداری او را این‌گونه بیان داشته است: «اَلسَّلاَمُ عَلَى سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحَنَفِيِّ اَلْقَائِلِ لِلْحُسَيْنِ وَ قَدْ أَذِنَ لَهُ فِي اَلاِنْصِرَافِ قَالَ: لاَ وَاللهِ لا نُخَلِّيكَ حَتَّى يَعْلَمَ اَللَّهُ أَنَّا قَدْ حَفِظْنَا غَيْبَةَ رَسُولِ اَللَّهِ(ص) فِيكَ وَ اَللَّهِ لَوْ أَعْلَمُ أَنِّي أُقْتَلُ ثُمَّ أُحْيَا ثُمَّ أُحْرَقُ ثُمَّ أُذْرَى وَ يُفْعَلُ ذَلِكَ بِي سَبْعِينَ مَرَّةً مَا فَارَقْتُكَ حَتَّى أَلْقَى حِمَامِي دُونَكَ وَ كَيْفَ لاَ أَفْعَلُ ذَلِكَ وَ إِنَّمَا هِيَ مَوْتَةٌ أَوْ قَتْلَةٌ وَاحِدَةٌ ثُمَّ هِيَ اَلْكَرَامَةُ اَلَّتِي لاَ اِنْقِضَاءَ لَهَا أَبَداً»[۸].[۹]: سلام بر سعد (سعید) بن عبدالله حنفی، آن کسی که وقتی امام حسین(ع) به او اذن انصراف و بازگشت به وطن داد، گفت: به خدا سوگند تو را رها نخواهیم کرد، تا خدا بداند که در غیاب پیامبرش، حق و حرمت او را درباره تو پاس داشته‌ایم! سوگند به خدا، اگر بدانم که کشته می‌‌شوم، سپس زنده می‌‌شوم و آنگاه سوزانده شده و خاکسترم بر باد می‌‌رود؛ و هفتاد بار با من چنین می‌‌شود، از تو جدا نگردم تا پیش روی تو به ملاقات مرگ بروم؛ و چگونه چنین نکنم؟ با این که این یک مرگ یا یک کشته شدن است و در پی آن کرامتی که هرگز پایان نپذیرد[۱۰].

سعید سپر تیرهای دشمن

در ظهر عاشورا هنگامی که امام حسین(ع) قصد اقامه نماز داشت، سعید و زهیر در برابر تیرهای دشمن که به سوی امام(ع) می‌‌آمد، پیکر خویش را سپر قرار دادند تا اینکه امام(ع) توانست نماز گزارد و در این میان سعید بن عبدالله حنفی در اثر تیرهای دشمن به روی زمین افتاد[۱۱] و با خود این‌گونه زمزمه می‌‌کرد: «پروردگارا این گروه (سپاه دشمن) را لعنت کن! همانند لعن قوم عاد و ثمود و سلام مرا به پیامبرت برسان. پروردگارا! آنچه که من از درد و سوزش زخم‌ها کشیدم، به او ابلاغ نما که همانا من از این دردها قصد یاری فرزندان پیامبرت دارم»[۱۲] این را گفت و آنگاه روح بلندش به ملکوت اعلا پیوست[۱۳].[۱۴]

به گفته برخی منابع، سعید پیش از شهادت رو به امام حسین(ع) کرد و پرسید: «ای فرزند رسول خدا آیا (به پیمانم) وفا کردم؟» امام فرمود: «آری، تو پیشاپیش من در بهشت خواهی بود!»[۱۵].[۱۶]

منابع

پانویس

  1. برخی نام وی را سعد گفته‌اند (لهوف، ص۱۵۳؛ اقبال، ج۳، ص۷۷).
  2. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام حسین، ص۴۵۳.
  3. تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۳؛ کامل ابن اثیر، ج۲، ص۵۳۳؛ ارشاد مفید، ج۲، ص۳۸ و ۳۲۹ و ابصارالعین، ص۱۸۸.
  4. ارشاد مفید، ج۲، ص۳۹ و ابصارالعین، ص۱۸۸.
  5. تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۵؛ ابصارالعین، ص۲۱۷ ومقتل مقرم، ص۱۴۷.
  6. ابصارالعین، ص۱۸۸.
  7. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام حسین، ص۴۵۳-۴۵۴؛ محمدی ری‌شهری، محمد، گزیده دانشنامه امام حسین ص ۵۵۰؛ محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، ص ۲۴۳.
  8. اشاره کردیم که در زیارت ناحیه، نام او «سعد» آمده است، ولی اکثر مورخان نام او را «سعید» دانسته‌اند.
  9. بحار الانوار، ج۴۵، ص۷۰ و نیز، ج۱۰۱، ص۲۷۳.
  10. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام حسین، ص۴۵۴-۴۵۵؛ محمدی ری‌شهری، محمد، گزیده دانشنامه امام حسین ص ۵۵۰.
  11. تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴۱؛ مقتل خوارزمی، ج۲، ص۲۱؛ نفس المهموم، ص۲۶۶؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۶۲۸ ابصارالعین، ص۲۱۷ و ۲۱۸ وقاموس الرجال، ج۵، ص۱۰۸.
  12. اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ لَعْنَ عَادٍ وَ ثَمُودَ اللَّهُمَّ‏ أَبْلِغْ‏ نَبِيَّكَ‏ عَنِّي‏ السَّلَامَ‏ وَ أَبْلِغْهُ مَا لَقِيتُ مِنْ أَلَمِ الْجِرَاحِ فَإِنِّي أَرَدْتُ بِذلِکَ نَصْرَةَ ذُرِّيَّةِ نَبِيِّكَ؛
  13. مقتل مقرم، ص۲۴۸ و ابصارالعین، ص۱۸۹.
  14. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام حسین، ص۴۵۵-۴۵۷؛ محمدی ری‌شهری، محمد، گزیده دانشنامه امام حسین ص ۵۵۰؛ محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، ص ۲۴۳.
  15. «نَعَمْ أَنْتَ‏ أَمَامِي‏ فِي‏ الْجَنَّةِ»؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۲۸؛ ابصارالعین، ص۱۸۹ و مقتل مقرم، ص۲۴۶.
  16. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام حسین، ص۴۵۵-۴۵۷.